اقتصاد در آیینه شبکههای اجتماعی؛ کسادی بازار، چه میتوان کرد؟
در روزهای اخیر، موج تازهای از ویدیوهای شهروندان و صاحبان کسبوکارها در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که موضوع آنها رکود و کسادی بازار است. در این ویدیوها، بازاریان و فعالان صنفهای مختلف از پاساژهای خالی از مشتری، انباشت کالاها در انبارها، ناتوانی در تامین هزینههای اجاره و حقوق پرسنل، و در نهایت مجبور شدن به تعطیلی مغازهها صحبت میکنند. پیام مشترک و نگرانکننده تمامی این روایتها یک واقعیت است: «بازار قفل شده و جریان دادوستد عملاً متوقف شده است.»
وقتی از سقوط قدرت خرید صحبت میکنیم، یعنی خانوادههای ایرانی تحت فشار تورم و افزایش هزینههای خانوار، مجبور میشوند هزینههای غیرضروری و کمترضروری را حذف کنند. در چنین شرایطی، بودجه خانوار پس از تامین حداقلهای معیشتی کاملاً خالی میشود و قدرت خریدی برای سایر کالاها و خدمات باقی نمیماند. اما تداوم طولانیمدت این وضعیت، باعث میشود ماجرا به همینجا و در طرف مصرفکننده ختم نشود. کاهش تقاضا در نهایت به سمت کاهش عرضه و کاهش تولید میرسد و اقتصاد را دچار رکود میکند.
۱- ابعاد رکود اقتصادی؛ معنی رکود منفی ۱۰ درصدی چیست؟
طبق آخرین دادههای حسابهای فصلی مرکز آمار ایران، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ به منفی ۱۰.۱ درصد سقوط کرده است. مقایسه این آمار با روندهای تاریخی نشان میدهد که اقتصاد ایران با عمیقترین رکود خود از سال ۱۳۹۷ به بعد (پس از خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمهای همهجانبه) مواجه شده است.
رشد منفی ۱۰ درصدی به زبان ساده یعنی اقتصاد ایران طی یک سال، یکدهم کوچکتر شده است. و این به معنی افت گردش پول، نقدشوندگی پایین داراییها، بحران مالی کسبوکارها، تعدیل نیرو و حتی ورشکستگی و تعطیلی کارگاهها و بیکاری است.
۲- دلایل رکود؛ جنگ یا بحرانهای انباشته؟
جنگ تنها عامل این بحران نیست، اما موثرترین آنها است. تنشهای نظامی، جنگ و تداوم وضعیت بلاتکلیفی را باید از عوامل اصلی دانست. جنگ هم به زیرساختهای اقتصاد آسیب میزند، هم سرمایه را از بین میبرد و هم با بلعیدن منابع، بخشهای دیگر اقتصاد را فلج میکند.
البته اقتصاد ایران سالها است با بحرانهای شدید دست به گریبان است که فرایند تولید و رشد اقتصادی را در ایران تحت تاثیر قرار میدهد؛ مثل بحرانهای پولی و بانکی یا بحران انرژی. سالها است قطعیهای مزمن برق و گاز بخش تولید، بهخصوص تولید صنعتی را بهشدت تحت تاثیر قرار داده است. جنگ این بحرانها را هم تشدید میکند، چرا که جنگ به دلیل هزینههای زیاد باعث کسری بودجه بیشتر میشود و امکان سرمایهگذاری را محدود میکند. از طرف دیگر جنگ، بهخصوص جنگی که چشمانداز امیدوارکنندهای در پس آن دیده نمیشود، به یأس گستردهای منجر میشود که امید به بهبود اوضاع را، بهخصوص برای سرمایهگذاران، کمتر میکند.
از این فراتر، جنگ با هم زدن مناسبات، امکان برنامهریزی برای مدیریت و حلوفصل بحرانها را محدود میکند و عملاً اصلاحات اقتصادی را از دستور کار خارج میکند.
۳- چه میتوان کرد؟
در سطح خرد، مردم و صاحبان کسبوکارها تمام تلاشهای ممکن مانند کاهش هزینهها، تغییر مدلهای درآمدی و مقاومت معیشتی را انجام میدهند. اما واقعیت تلخ این است که تلاشهای سطح خرد، تابع بحران کلانی است که کل اقتصاد را در بر گرفته است.
در سطح کلان، امیدی به بهبود وضعیت در کوتاهمدت وجود ندارد؛ چرا که اجرای هرگونه برنامه یا راهکار اقتصادی، مشروط به حاکم شدن یک «وضعیت پایدار و آرام» است. در شرایط فعلی، که بحران سیاسی در داخل و بحران جنگ در خارج از کشور در اوج قرار دارد، حل مسئله از حوزه اقتصاد خارج است و در زمین سیاست قرار دارد. تصمیمگیران اصلی جمهوری اسلامی، نه مقامهای دولتی، بلکه کسانی که در سطح جنگ و صلح و سیاست خارجی کشور تصمیم میگیرند، ابتدا باید به این جمعبندی سیاسی برسند که شرایط کشور باید به سمت ثبات و آرامش حرکت کند؛ تنها پس از آن است که میتوان درباره برنامهریزی و راهکارهای اقتصادی برای مهار بحران صحبت کرد.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.