CNN TürkFındıkta ağustos ayı işlem hacmi belli olduRTP DesportoCampeã Madalena Costa lidera ambição lusa às medalhas no Mundial de patinagemPunchPhone-shy Brazilian president embraces selfies in push for re-electionInquirerThunderstorm advisory up in Metro Manila, other Luzon areas ThursdayThe Jerusalem PostAmerican, Russian officials meet on bringing US investor into Nord Stream gas pipeline to GermanyESPNTransfer rumors, news: Man United, Chelsea in race for Spurs academy starZDF heuteAktuelle Pressemitteilungen des ZDFUOLSão Paulo deve ter chuva isolada à tarde e máxima de 29°C nesta quinta (8)RapplerLIVE UPDATES: Impeachment trial of Vice President Sara DuterteBusiness AMDuitsland bouwt nieuwe marinebasis in Emden om NAVO-macht te versterken7sur7Après le fiasco de l’exécution ratée de Christa Pike, les États-Unis reprennent les mises à mortالنهارساهم في الحد من الاحترار المناخي... بـ 6 قرارات فقط
The Daily Newsstand · Free, Always
Thursday, October 8, 2026

قهوه‌خانه زنانه؛ فضایی برای رهایی یا مرزی برای جداسازی؟

Translate

تا همین چند سال پیش، قهوه‌خانه‌ها مخصوص مردان بود و قلیان کشیدن زنان در ملاعام خط قرمزی عرفی و انتظامی بود. طی چند سال اخیر به قهوه‌خانه‌ها و کافه‌های مخصوص زنان در شهرهای مختلف مجوزهایی داده شده و این فضای کاملا مردانه تغییر کرده است. روندی که در شهرستان‌ها بیشتر از تهران مورد استقبال قرار گرفته‌اند اما فعالان حقوق زنان معتقدند این فضاهای تک‌جنسیتی به تبعیض جنسیتی و جداسازی بیشتر زنان و مردان منجر خواهند شد. شهروندخبرنگار ایران‌وایر به یکی از این قهوه‌خانه‌ها سر زده است.

قهوه‌خانه‌‌ای مخصوص زنان. اینجا فضایی نسبتا کوچک در یکی از شهرک‌های نوساز شرق تهران است. آخر هفته را برای رفتن به آن‌جا انتخاب می‌کنم. با تاکسی اینترنتی و بعد از تحمل ترافیک سنگین آخر هفته به همان‌جا می‌رسم؛ حمل و نقلی که این روزها با افزایش قیمت سوم بنزین در ایران گران‌تر از قبل شده است. قهوه‌خانه در فضای نسبتا متمول شهر راه‌اندازی شده است و زنان با خودروهای شخصی‌شان می‌آیند، آن را پارک می‌کنند و وارد کافه می‌شوند. بیرون فضای قهوه‌خانه چند میز و صندلی گذاشته‌اند و داخل آن با گل‌های طبیعی و آباژورهای مختلف و با سلیقه تزیین شده است. وارد می‌شوم و سلام می‌کنم و با روی خوش پاسخ می‌دهند.چهار میز بزرگ چرمی به سبک کافه‌های امروزی دورتادور فضا چیده شده است. چهار زن با سه بچه توی کافه نشسته‌اند و هر چهار نفر مشغول قلیان کشیدن هستند. برخلاف انتظارم از شلوغی پایان هفته، فضای داخلی خلوت است. خانم میانسالی که به نظر می‌رسد صاحب آن‌جا باشد می‌گوید: «دیشب این‌جا جا برای نشستن نبود. این‌جا آخر هفته‌ها خلوت‌تر است چون زن‌ها باید به شوهرها و بچه‌های‌شان برسند.» 

می‌نشینم و منو را جلویم می‌گذارند. قیمت‌ها در این قهوه‌خانه به نسبت تهران خیلی مناسب‌تر است. یک نیمرو را می‌توان با صد هزار تومان سفارش داد و دیزی، گران‌ترین غذای‌شان فقط ۶۷۰هزار تومان است. حسابی گرسنه‌ام و یک پرس دیزی سفارش می‌دهم. در تهران همین دیزی را زیر یک میلیون تومان نمی‌توان پیدا کرد. در منوی نوشیدنی هم یک قهوه فرانسه را با صد هزار تومان و یک کاپوچینو را با ۱۵۰هزار تومان می‌توان نوشید.

از یکی‌ از زن‌ها که مسن‌تر از بقیه به نظر می‌رسد، می‌پرسم: «چرا این‌جا را انتخاب کردید؟»

می‌گوید فضایی مختص زنان برایش مهم است. جایی که دور از چشم‌های مردها بتواند به راحتی قلیان چاق کند. ماهی دو سه بار به این قهوه‌خانه می‌آید و از کیفیت خوراکی‌ها هم راضی است. ادامه می‌دهد این که قهوه‌خانه‌ای برای زن‌ها افتتاح شده برایش جذاب است و هر وقت هم که فرصت آمدن به این‌جا را نداشته باشد، از پلتفرم‌های آنلاین، غذای همین‌جا را سفارش می‌دهد چون کیفیت غذاهایش را بهتر از بقیه‌ رستوران‌ها می‌داند و دلیل آن را هم زن بودن آشپزها می‌داند.

صاحبان این قهوه‌خانه دو دختر و مادرشان هستند که از یک سال قبل فعالیت خودشان را شروع کرده‌اند. پدر خانواده از چند سال قبل در گوشه‌ دیگری از شهر رستورانی دارد. اعتبار آن رستوران قدیمی باعث شده تا کارشان در این فضای جدید هم پررونق باشد. سعی کردند لباس‌هایی شبیه به هم بپوشند. مشتری‌مداری‌شان هم زبانزد است و اجازه می‌دهند از هر جایی دوست دارم عکس بگیرم. دنبال پریز برق برای موبایلم می‌گردم و برایم سه‌راهی می‌آورند. جملات زیادی روی دیوار در مورد چای وجود دارد. روی یکی از تابلوهای دیوارکوب مقابلم با خط نستعلیق نوشته شده: «چقدر ناگهان هوس کردم طعم آن چای قندپهلو را… .» 

چای قندپهلو هم این‌جا ارزان است. کمرباریک ۲۰هزار تومان و لیوانی ۳۰هزار تومان. چای ماسالا را هم ۱۵۰هزار تومان می‌فروشند. بعضی از زن‌های شاغل مستقیم از محل کارشان به این‌جا می‌آیند و با یک چای و باقلوا که جمعا ۸۰هزار تومان آب می‌خورد، خستگی یک روز کاری خود را در می‌کنند.

یکی از دختران جوان خانواده که مدیریت بخش سفارش‌ها را دارد، با لبخند سفره دیزی را پهن می‌کند و می‌گوید: «بیشتر مشتری‌های ما برای قلیان می‌آیند. از دوسیب و آلبالو گرفته تا طعم‌های جدیدتر مثل تمشک‌بستنی و گادفادر و لاو. خیلی از زنان شاغل منطقه، بعد از کار مستقیما به این‌جا می‌آیند تا با یک چای و باقلوا خستگی در کنند. این‌جا برای خیلی‌ها حکم خانه دوم را پیدا کرده؛ زنگ می‌زنند و می‌گویند تا ۱۰ دقیقه دیگر می‌رسم، زغال قلیانم را آماده کنید!» 

دیزی را با ماست و فلفل و پیاز می‌خورم. طعم سنتی غذا در این ظرف‌های سفالی با دود قلیان‌های فانتزی در هم آمیخته است؛ همان‌طور که نیازهای سنتی و مدرن زنان در این فضای کوچک به هم می‌رسند. در همان حال که آخرین لقمه‌ها را پایین می‌دهم، به این فکر می‌کنم که این محیط چقدر بستر رهایی است و چقدر دیوار جدایی.

شکی نیست تصویر زنان در حال قلیان کشیدن نشانه‌ای از فتح سنگرهایی تازه در جامعه ایران است. هر چند فضاهای مخصوص زنان حسی از امنیت و آرامش را به آن‌ها می‌دهد و برای زنان فرصت اقتصادی ایجاد می‌کند و با اشتغال در بیرون از خانه، استقلال مالی آن‌ها را افزایش می‌دهد، اما همزمان نمی‌توان این نکته را از نظر دور داشت که جامعه‌شناسان هشدار می‌دهند این جداسازی‌های جنسیتی درنهایت به نفع زنان نیست و زنان را به مکان‌های خاصی سوق می‌دهد. شاید بهتر است بگوییم که چنین فضاهایی، نقشی بینابینی بین پناهگاهی امن و مرزی برای جدایی را ایفا می‌کنند.عکس‌ها - لطفا دیتاها پاک بشه حتما و اندازه‌ها تنظیم بشه: 

قهوه‌خانه‌‌ای مخصوص زنان. اینجا فضایی نسبتا کوچک در یکی از شهرک‌های نوساز شرق تهران است.

View the original on IranWire →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.