ماچادو خواستار برگزاری انتخابات در ونزوئلا تا اواسط سال ۲۰۲۷ شد

ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا و برنده نوبل صلح ۲۰۲۵، خواستار برگزاری انتخابات تا ژوئیه سال آینده شد. او همچنین خواهان شفافیت در مدیریت درآمدهای فروش نفت این کشور شد که تحت نظارت واشینگتن قرار دارد.
ماچادو در گفتوگو با فایننشالتایمز که جمعه ۱۷ مهر منتشر شد، گفت معتقد است برای آمادهسازی زمینه انتخابات تا ژوئیه ۲۰۲۷ (تیر و مرداد ۱۴۰۶)، «بیش از اندازه کافی» وقت وجود دارد.
او گفت: «دولت آمریکا و مردم ونزوئلا همگی توافق دارند که تنها راه پایدار کردن این وضعیت و تبدیل آن به یک پیروزی واقعی، تبدیل ونزوئلا به یک دموکراسی باثبات است.»
این درخواست در شرایطی مطرح شد که با گذشت ماهها از کنار رفتن نیکلاس مادورو، هنوز جدول زمانی مشخصی برای انتخابات اعلام نشده است.
وعده انتخابات بدون تعیین زمان
دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، اول مهر در مجمع عمومی سازمان ملل وعده برگزاری انتخابات داد و گفت دولت گفتوگو با مخالفان را آغاز کرده است.
او «مشارکت همه جریانهای سیاسی» را تضمین کرد، اما تاریخی برای رایگیری تعیین نکرد.
رودریگز پس از بازداشت مادورو به دست نیروهای آمریکایی در ژانویه ۲۰۲۶ به قدرت رسید.
واشینگتن میگوید ونزوئلا پیش از انتخابات باید به ثبات برسد و اقتصادش را احیا کند.
منتقدان، دولت دونالد ترامپ را متهم کردهاند توافقهای نفتی و سرمایهگذاری را بر مطالبه انتخابات آزاد مقدم کرده است. مخالفان، استقلال دیوان عالی و شورای ملی انتخابات را از پیششرطهای رایگیری میدانند.
طبق گزارش خبرگزاری رویترز، بسیاری از سیاستمداران، از جمله ماچادو، همچنان از نامزدی محروماند.
ماچادو در گفتوگوهای دولت با مخالفان حضور نداشته است. کمیته سیاسی او ۳۱ شهریور اعلام کرد تاکنون هفت بار مانع بازگشتش به ونزوئلا شدهاند؛ از جمله با تهدید شرکتهای هواپیمایی و فشار بر جزایر همسایه برای ندادن اجازه فرود.
از انتخابات مناقشهبرانگیز تا نوبل صلح
ماچادو در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ از نامزدی منع شد و از ادموندو گونزالس اوروتیا حمایت کرد. نهاد انتخاباتی ونزوئلا مادورو را پیروز اعلام کرد، اما مخالفان این نتیجه را نپذیرفتند.
ماچادو پس از آن عمدتا مخفیانه زندگی میکرد و اواخر سال گذشته برای دریافت جایزه صلح نوبل از کشور خارج شد.
کمیته نوبل این جایزه را به پاس تلاشهای او برای حقوق دموکراتیک مردم ونزوئلا و گذار مسالمتآمیز از دیکتاتوری به دموکراسی اعطا کرد.
او پس از بازداشت مادورو نیز خواستار انتخابات آزاد شد و از اقدام ترامپ تمجید کرد.
با این حال، همکاری واشینگتن با رودریگز و دیگر مقامهای دولت پیشین، نگرانی مخالفان را درباره روند انتقال قدرت افزایش داده است.
یورگن واتنه فریدنس، رییس کمیته نوبل نروژ، جمعه ۱۷ مهر هنگام اعلام این جایزه در اسلو، پایتخت این کشور، گفت پیلای، حقوقدان ۸۵ ساله متولد آفریقای جنوبی، به دلیل تلاشهایش برای ترویج صلح و حقوق بینالملل، برگزیده شده است.
کمیته نوبل نروژ امسال نامزدی ۲۸۷ فرد و سازمان را برای دریافت جایزه نوبل صلح دریافت کرده بود که کمی بیش از یکچهارم آنها سازمان بودند.
ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان ونزوئلا، سال گذشته به دلیل مبارزه برای دستیابی به گذار دموکراتیک در این کشور آمریکای جنوبی، برنده جایزه صلح نوبل شد.
انتقاد از اعدام معترضان دیماه
هفتم مرداد ۱۴۰۵، پیلای در مقام رییس کمیسیون بینالمللی علیه مجازات اعدام، استفاده جمهوری اسلامی از اعدام برای سرکوب معترضان دیماه ۱۴۰۴ را محکوم کرد.
او گفت آنچه در ایران رخ میدهد اجرای عدالت نیست، بلکه «تبدیل مجازات اعدام به سلاحی علیه نسلی از جوانان است که جرات اعتراض کردهاند».
این کمیسیون اعلام کرد از آغاز اعتراضات سراسری در دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶، دستکم ۲۶ نفر با اتهامهای مرتبط با اعتراضات، پس از رسیدگیهایی که ابتداییترین معیارهای بینالمللی دادرسی عادلانه را رعایت نکردهاند، اعدام شدهاند.
پیلای خواستار توقف فوری همه اعدامها، از جمله اعدام متهمان باقیمانده پرونده میدان علیخانی اصفهان، و بازبینی مستقل پرونده محکومان به مرگ شد.
او همچنین از مقامهای جمهوری اسلامی خواست اعدامهای بدون اطلاع قبلی خانوادهها و وکلا را متوقف کنند.
انتقاد از سرکوب معترضان
پیلای در دوران مسئولیت خود در سازمان ملل، بارها از نقض حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی انتقاد کرد؛ از سرکوب معترضان و بازداشت مدافعان حقوق بشر گرفته تا اعدام زندانیان سیاسی و افرادی که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشتند.
او پنجم تیر ۱۳۹۳، در اعتراض به خطر اعدام راضیه ابراهیمی، که هنگام ارتکاب جرم ۱۷ سال داشت، تاکید کرد اعدام افراد برای جرایم ارتکابی پیش از ۱۸ سالگی، صرفنظر از شرایط جرم، در حقوق بینالملل ممنوع است.
پیلای در همان بیانیه، اعدام شماری از زندانیان سیاسی را محکوم کرد و درباره خطر اعدام چهار زندانی کُرد که محاکمهشان با معیارهای بینالمللی دادرسی عادلانه مطابقت نداشت، هشدار داد.
این کمیسر عالی حقوق بشر از جمهوری اسلامی خواست اجرای همه احکام اعدام را با هدف لغو مجازات مرگ، فورا متوقف کند.
پیلای دوم آذر ۱۳۸۹ نیز با ابراز نگرانی درباره نسرین ستوده، وکیل زندانی که در اوین اعتصاب غذا کرده بود، پرونده او را بخشی از سرکوب گستردهتر مدافعان حقوق بشر دانست.
او از مقامهای جمهوری اسلامی خواست پرونده ستوده را فورا بازبینی و آزادی او را تسریع کنند.
پیلای ۹ دی ۱۳۸۸، پس از سرکوب خونین اعتراضات شهروندان به نتایج انتخابات ریاستجمهوری در روز عاشورا در آن سال، از افزایش کشتهها، زخمیها و بازداشتها ابراز بهت کرد و گفت اطلاعات موجود حاکی از خشونت بیش از حد نیروهای امنیتی و بسیج است.
او تاکید کرد مردم حق دارند احساسات خود را بیان کنند و اعتراض مسالمتآمیز داشته باشند، بدون آن که کتک بخورند یا زندانی شوند.
پیلای و اسرائیل
پیلای ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ بر انتشار گزارش کمیسیون تحقیق سازمان ملل نظارت داشت که نتیجه گرفت اسرائیل در غزه «مرتکب نسلکشی» شده و مقامهای ارشد اسرائیلی، از جمله بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، در ارتکاب این اقدامات «نقش تحریک کننده» داشتهاند.
اسرائیل این اتهامها را «شرمآور» خواند.
دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد، پس از اعلام برنده شدن پیلای از اعطای جایزه نوبل صلح به او استقبال کرد و تلاشهای دیرینهاش را در دفاع از حقوق بشر ستود.
شابیا مانتو، سخنگوی این دفتر، در ژنو به خبرنگاران گفت: «این خبر فوقالعادهای است. ما به تلاش و تعهد بیشتری در زمینه حقوق بشر نیاز داریم.»
کهن که مادربزرگش اهل شیراز و پدربزرگش اهل تهران است، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت با فرهنگ و زبان فارسی آشنایی دارد و از کودکی واژههای محبتآمیز فارسی را از مادربزرگش شنیده است.
این گروگان پیشین حماس با اشاره به دیدارهایش با ایرانیان در کشورهای مختلف، از جمله هند، گفت شنیدن روایت کسانی که ناچار به ترک ایران شدهاند، او را به شناخت بیشتر شرایط این کشور علاقهمند کرده است: «میدانم ایرانیهای زیادی هستند که از ما متنفر نیستند؛ برعکس، ما اشتراکات زیادی داریم و از نظر فرهنگ و ریشه به هم نزدیکیم.»
او تاکید کرد: «امیدوارم این همه رنجی که تحمل میکنند روزی پایان پیدا کند و بتوانیم یکدیگر را ملاقات کنیم. واقعا آرزویم همین است.»
از جشنواره موسیقی تا ربوده شدن به غزه
الیا و زیو کهن، که اکنون همسر اوست، هفتم اکتبر ۲۰۲۳ برای شرکت در جشنواره موسیقی نُوا به نزدیکی مرز غزه رفته بودند. با آغاز حمله حماس، آنها همراه دو نفر از بستگانشان به پناهگاهی در نزدیکی رعیم گریختند.
زیو در گفتوگو با ایراناینترنشنال روایت کرد که مهاجمان با تیراندازی و پرتاب نارنجک به پناهگاه حمله کردند و الیا برای محافظت از جان هر دوی آنها، اجساد کشتهشدگان را روی خود و او قرار داد.
الیا گفت مهاجمان نزدیک به ۲۰ نارنجک دستی به داخل پناهگاه پرتاب کردند و با آرپیجی و کلاشنیکف به افراد غیرمسلح حمله کردند.
زیو که در جریان حمله بیهوش شده بود، پس از به هوش آمدن متوجه ناپدید شدن الیا و کشته شدن خواهرزادهاش و دوستدختر او شد. او بعدها از طریق تصویری منتشرشده از غزه دریافت که الیا زنده است، اما به گروگان گرفته شده است.
از غیرنظامیان غزه بیشتر از مهاجمان حماس میترسیدم
الیا که هنگام ربوده شدن از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفته و دستها و پاهایش بر اثر انفجار نارنجک و آرپیجی مجروح شده بود، در شرح انتقالش به غزه گفت در مسیر مورد ضربوجرح، توهین و آزار قرار گرفته است.
او گفت پس از ورود به غزه، برخی زنان و کودکان نیز به او حمله کردند؛ زنی با دمپایی او را میزده و کودکانی با سنگ به سرش زدهاند.
کهن افزود: «همیشه وقتی از آن لحظات حرف میزنم، برایم مهم است بگویم که از غیرنظامیان بیشتر از مهاجمان میترسیدم.»
او توضیح داد که به باورش، گروگانگیران برای زنده نگه داشتن او انگیزه داشتند، زیرا میخواستند از گروگانها برای مبادله استفاده کنند، اما افرادی که در مسیر به او حمله میکردند، چنین انگیزهای نداشتند.
کهن درباره شرایط اسارتش گفت دو ماه نخست را در خانههایی در غزه گذرانده و افرادی که به گفته او عضو حماس نبودند، در ازای دریافت پول از گروگانها نگهبانی میکردند.
او گفت در این مدت اجازه نداشته لباسهای خونآلود خود را عوض کند یا مسواک بزند.
کهن تقریبا هر روز بازجویی و مرتب کتک زده میشده، زیرا گروگانگیران تصور میکردهاند او سرباز است.
کهن افزود: «غذای روزانه بسیار ناچیز بود، دسترسی به آب محدود بود و گروگانها از نور خورشید و ارتباط با دنیای بیرون محروم بودند.»
به گفته او، پس از دو ماه، گروگانها به تونلهای زیرزمینی منتقل شدند و شرایط دشوارتر شد: «با زنجیرهای آهنی ما را به یکدیگر میبستند و چراغهای زیادی روشن میگذاشتند تا نتوانیم بخوابیم.»
کهن افزود نگهبانان تقریبا هر ساعت با فریاد آنها را بیدار میکردند و با گذاشتن اسلحه روی سرشان میپرسیدند چه کسی زودتر کشته خواهد شد.
این گروگان پیشین همچنین از آزار جنسی و تحقیر گروگانها، از جمله برهنه کردن اجباری، سخن گفت.
کهن توضیح داد که گروگانها تنها روزی یک بار اجازه استفاده از دستشویی داشتند و در تمام مدت اسارت، امکان حمام کردنشان به چند بار محدود شده بود.
بازگشت به زندگی پس از ۵۰۵ روز
کهن در فوریه ۲۰۲۵، پس از ۵۰۵ روز اسارت، آزاد شد. او گفت تا آخرین لحظات به آزادی خود اطمینان نداشت و زمانی که یک سرباز اسرائیلی به او خبر داد زیو زنده است، یکی از بهترین لحظات زندگیاش را تجربه کرد.
او در تمام دوران اسارت تصور میکرد زیو در حمله هفتم اکتبر کشته شده است.
زیو نیز گفت در دوران اسارت الیا تلاش میکرده نام و داستان او را در افکار عمومی زنده نگه دارد و هر روز از خود میپرسیده برای بازگرداندن او چه کاری میتواند انجام دهد.
این زوج پس از آزادی الیا ازدواج کردند، اما به گفته او، بازسازی رابطه پس از تجربه آسیبهای شدید روانی، آسان نبوده است.
کهن ازدواجشان را نمادی از غلبه بر پیامدهای حمله هفتم اکتبر و دوران اسارت توصیف کرد و گفت: «فهمیدیم که با هم میتوانیم بر همه چیز غلبه کنیم.»
در بخش اختصاصی ایران این گزارش سالانه آمده است جمهوری اسلامی هیچ گزارشی درباره تحقیقات، پیگردهای قضایی یا محکومیتهای مرتبط با قاچاق انسان ارائه نکرده است.
این گزارش همچنین از وجود سیاست یا رویه حکومتی در بهکارگیری یا جذب اجباری کودکان بهعنوان سرباز خبر میدهد و با استناد به گزارشهای رسانهای، به مشارکت برخی مقامهای حکومتی در قاچاق انسان و مصونیت آنها از مجازات اشاره میکند.
دولت جمهوری اسلامی همچنین هیچ اقدامی برای شناسایی قربانیان قاچاق انسان یا ارائه خدمات حمایتی به آنها گزارش نکرده است.
در مقابل، مقامهای حکومتی قربانیان را به دلیل اقداماتی که در نتیجه قاچاق انسان ناچار به انجام آنها شدهاند، از جمله فعالیتهای جنسی تجاری و تخلفات مهاجرتی، مجازات کردهاند.
قوانین جمهوری اسلامی نیز همه اشکال قاچاق انسان را جرمانگاری نمیکنند.
قانون مبارزه با قاچاق انسان مصوب سال ۱۳۸۳، جابهجایی قربانی را شرط تحقق جرم میداند؛ شرطی که با تعریف قاچاق انسان در حقوق بینالملل سازگار نیست.
این قانون همچنین همه اشکال قاچاق انسان با هدف بهرهکشی از نیروی کار را پوشش نمیدهد.
روزنامه تلگراف دوم مرداد گزارش داد جمهوری اسلامی از شبکههای قاچاق انسان برای انتقال افراد مرتبط با نهادهای اطلاعاتی خود به اروپا و بریتانیا استفاده میکند.
بهکارگیری کودکان در درگیریهای مسلحانه و سرکوب اعتراضات
بر اساس گزارش وزارت خارجه آمریکا، سپاه پاسداران و بسیج همچنان اتباع افغانستان، از جمله کودکان، و همچنین برخی مهاجران پاکستانی، اتباع سوریه و کودکان ایرانی را با اجبار یا اعمال فشار، به عضویت گروههای مسلح منطقه درمیآورند.
گزارشهای رسانهای نیز از جذب اجباری مردان و پسران افغانستانی برای حضور در درگیریهای منطقهای خبر دادهاند.
در دورههای پیشین هم گزارشهایی درباره جذب و بهکارگیری کودکان ایرانی، مهاجر و پناهجو در گروههای مسلح تحت فرماندهی سپاه پاسداران در سوریه منتشر شده بود.
نیروهای بسیج در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از کودکان برای سرکوب مسلحانه معترضان مسالمتجو در شهرهای مختلف ایران استفاده کردهاند.
در همین زمینه، ششم فروردین، یکی از مقامهای لشکر ۲۷ محمد رسولالله سپاه پاسداران در تهران اعلام کرد حداقل سن ثبتنام در طرح «رزمندگان مدافع وطن برای ایران» ۱۲ سال تعیین شده است.
بهرهکشی از کودکان و وضعیت مهاجران افغان
قاچاقچیان انسان در ایران از کودکان برای تکدیگری اجباری، کار اجباری و قاچاق جنسی بهرهکشی میکنند.
گروههای تبهکار، کودکان ایرانی و مهاجر را میربایند یا «میخرند» و آنها را در شهرهایی از جمله تهران به تکدیگری و دستفروشی وادار میکنند.
این کودکان همچنین در معرض آزار جسمی و جنسی قرار میگیرند و قاچاقچیان با معتاد کردن آنها به مواد مخدر، تحت فشار و کنترل نگهشان میدارند.
در بخش دیگری از گزارش، با استناد به منابع رسانهای آمده است مقامهای جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۵۰ هزار تبعه افغانستان را بازداشت و از ایران اخراج کردند، بدون آن که اقدامی برای بررسی وضعیت آنها با هدف شناسایی نشانههای قاچاق انسان گزارش شده باشد.
برخی از این بازداشتشدگان، از جمله کودکان و قربانیان احتمالی قاچاق انسان، در دوران بازداشت با بدرفتاری شدید جسمی، محرومیت طولانیمدت از آب و غذا و محرومیت از دسترسی به خدمات درمانی روبهرو شدهاند.
خبرگزاری رویترز ۲۶ شهریور گزارش داد بیش از دو میلیون افغانستانی طی دو سال گذشته ایران را ترک کردهاند که بسیاری از آنها اخراج شده یا تحت فشار قرار گرفته بودند.
بحران اقتصادی ناشی از جنگ در ایران، بیکاری و افزایش هزینههای زندگی نیز هزاران مهاجر افغانستانی را به بازگشت به کشورشان واداشته است.
ازدواج موقت و بهرهکشی جنسی
ازدواجهای موقت یا کوتاهمدت، موسوم به «صیغه»، که گاهی تنها از یک ساعت تا یک هفته دوام دارند، در ایران رواج گستردهای یافته و اغلب با هدف بهرهکشی جنسی تجاری انجام میشوند.
این مناسبات که بنا بر گزارشها با کنترل و چشمپوشی حکومت ادامه دارند، زمینه بهرهکشی جنسی از زنان، مردان و کودکان ایرانی و اتباع کشورهایی از جمله چین، تایلند و اندونزی را فراهم میکنند.
ایراناینترنشنال اردیبهشت ۱۴۰۴ در گزارشی درباره تجارت جنسی زیر پوشش ازدواج موقت، از فعالیت شبکههای دلالی در پیامرسانها، از جمله تلگرام، و استفاده از عنوان «صیغه» برای تسهیل تنفروشی خبر داد.
ازدواج دختران ایرانی و خارجی در سنین کودکی، بهویژه در جوامع کمدرآمد، نیز رواج گستردهای دارد و برخی از این دختران پس از ازدواج قربانی قاچاق جنسی و کار اجباری، از جمله خدمتکاری اجباری در خانه، میشوند.
وخامت مستمر وضعیت اقتصادی ایران مشکل قاچاق انسان را بهشدت تشدید کرده است. دخترانی که خانه را ترک کردهاند، کودکان بیسرپرست، زنان سرپرست خانوار و جوانان کمدرآمد، از جمله گروههای آسیبپذیری هستند که در معرض بهرهکشی قاچاقچیان قرار دارند.
قاچاقچیان همچنین بهطور فزاینده از شبکههای اجتماعی، بهویژه تلگرام، برای جذب و بهرهکشی از قربانیان احتمالی استفاده میکنند.
گسترش «ناوگان سایه» برای انتقال نفت تحریمشده ایران نیز به بهرهکشی از دریانوردانی منجر شده است که در شرایط خطرناک و با دستمزد بسیار ناچیز یا بدون دریافت دستمزد، کار میکنند.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد جمهوری اسلامی با وجود تصویب کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه جرایم سازمانیافته فراملی در سال گذشته، هنوز پروتکل مکمل آن درباره پیشگیری، سرکوب و مجازات قاچاق انسان را امضا یا تصویب نکرده است.
وزارت کشور فرانسه اعلام کرد در اعتراضات پنجشنبه ۱۶ مهر، ۷۱ هزار و ۵۰۰ نفر در سراسر کشور به خیابان آمدند که ۲۴ هزار و ۵۰۰ نفر از آنان در تجمع اصلی پاریس در میدان باستیل حضور داشتند.
به گزارش لوموند، ۵۵ هزار نفر نیز مقابل مدارس تجمع کردند که بخشی از آنان به راهپیماییها پیوستند.
بیشتر تجمعها مسالمتآمیز بود، اما در پایان برخی راهپیماییها درگیری رخ داد.
وزارت کشور از بازداشت ۵۰۴ نفر و زخمی شدن ۴۸ نیروی پلیس و ژاندارمری خبر داد.
معترضان برای سهشنبه ۲۱ مهر فراخوان تازهای دادهاند.
آسوشیتدپرس گزارش داد پلیس مقابل دبیرستان هلن بوشه در پاریس، که دانشآموزان ورودی آن را با سطلهای زباله بسته بودند، گاز اشکآور شلیک کرد.
وزارت آموزش اعلام کرد ۳۷۵ مدرسه پنجشنبه بهطور کامل یا جزیی تعطیل بودند.
بر اساس آمار وزارت کشور که این خبرگزاری نقل کرد، از اواخر ماه سپتامبر بیش از شش هزار و ۶۰۰ مورد بازداشت ثبت شده است.
دانشآموزان علاوه بر کمبود منابع آموزشی، به برخورد پلیس اعتراض دارند.
ادوارد ژفره، وزیر آموزش، وعده داد تا سهشنبه، سه هزار معلم جایگزین به حدود ۱۰۰ دبیرستان دارای کمبود نیرو اعزام شوند.
سباستین لوکورنو، نخستوزیر، نیز وعده داده تا پایان اکتبر پاسخهایی مشخص و دارای تامین مالی، ارائه کند.
نمایندگان دانشآموزان این وعدهها را ناکافی دانستهاند.
بازنگری ساعات طولانی مدرسه و سامانه درخواست ورود به دانشگاه نیز از برنامههای اعلامشده دولت است.
دولت پس از آن که نوجوانی در جریان اعتراضات دستش را از دست داد، استفاده پلیس از نارنجکهای صوتی را موقتا متوقف کرد.
بحران آموزش و شکاف طبقاتی
گزارش تازه رویترز این اعتراضات را به بحران گستردهتر آموزش دولتی فرانسه پیوند زده است؛ نظامی که قرار بود فرصت برابر برای کودکان خانوادههای فقیر و ثروتمند فراهم کند.
در سال تحصیلی ۲۰۲۴ـ۲۰۲۵، نزدیک به ۱۰ درصد ساعات تدریس مدارس متوسطه دولتی بدون معلم ماند که سهچهارم این کمبود ناشی از جایگزین نشدن معلمان غایب بود.
همچنین، طبق گزارشی در سال ۲۰۲۵، بین ۱۰ تا ۲۰ درصد ساختمانهای مدارس به شدت فرسودهاند.
رویترز نوشت هزینههای فزاینده بازنشستگی و ضرورت مهار کسری بودجه، توان دولت را برای بهبود آموزش محدود کرده است.
برآورد میشود هزینه بازنشستگی در فرانسه در سال آینده به ۴۳۶ میلیارد یورو برسد.
همزمان، ترکیب اجتماعی مدارس خصوصی تغییر کرده است. سهم دانشآموزان خانوادههای «بسیار برخوردار» در مدارس خصوصی طرف قرارداد دولت، از ۲۶.۴ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۴۰.۲ درصد در سال ۲۰۲۱ رسیده است.
این مدارس عمدتا کاتولیکاند و حقوق معلمانشان را دولت میپردازد، اما خانوادهها هزینههای دیگر را تامین میکنند.
کلمانس رمی، مادری در نانت، پس از اعتصابهای مکرر مدرسه دولتی محلی، دخترانش را به مدرسه خصوصی برد. او که برای هر کودک ماهانه ۱۹۱ یورو میپردازد، اذعان دارد چنین انتخابی برای همه خانوادهها ممکن نیست.
این شرکت در یک پست وبلاگی به تاریخ ۸ اکتبر، برابر با ۱۶ مهر، در گزارشی درباره عملیات نفوذ مرتبط با روسیه و ایران، توضیح داد که گردانندگان این فعالیتها چگونه از هوش مصنوعی و هویتهای پوششی برای رساندن پیامهای سیاسی به مخاطبان استفاده کردهاند. با این حال، اوپنایآی درباره عملیات ایرانی تصریح کرده که عامل مشخص آن را شناسایی نکرده و فعالیتها به عملکرد یک مجموعه تجاری مجری کارزارهای نفوذ سفارشی شباهت داشته است؛ بنابراین، این گزارش انتساب مستقیم عملیات به حکومت ایران را تایید نمیکند.
اوپنایآی این کارزار را «نامهای جعلی نویسندگان» نامیده است. به گفته این شرکت، حسابهای مرتبط با آن از ایران فعالیت میکردند، دستورهای خود را به فارسی مینوشتند و با استفاده از چتجیپیتی، محتوا را به فارسی و انگلیسی تولید میکردند. گردانندگان برای پنهان کردن موقعیت مکانی خود از ویپیان استفاده میکردند.
مقالهها با نام روزنامهنگاران جعلی به رسانهها راه یافتند
مهمترین بخش عملیات، آمادهسازی مقالههای بلند انگلیسیزبان درباره ابعاد ژئوپلیتیکی درگیری آمریکا و ایران و پیشنهاد آنها برای انتشار به رسانههای واقعی بود.
گردانندگان پیشنویس مقالهها را در اختیار چتجیپیتی میگذاشتند و میخواستند متن با معیارهای پذیرش مطلب در یک رسانه مشخص تطبیق داده شود. پس از تایید اصلاحات، از مدل میخواستند ایمیلی برای پیشنهاد انتشار مقاله به دبیر همان رسانه تهیه کند.
این مکاتبات با هفت نام انجام میشد: اروین بی. هاسکینز، نوآ لمینگتون، سوفیا گونزالز، مایکل هریسون، اریکا فیوزیر، جنی ویلیامز و آلیس جانسون.
در زندگینامههای همراه مقالهها، این افراد روزنامهنگارانی غربی، عمدتا آمریکایی، با تمرکز بر سیاست بینالملل، خاورمیانه، حقوق بشر یا درگیریها معرفی میشدند. هویت نوآ لمینگتون مدعی اقامت در نیوزیلند بود. به گفته اوپنایآی، گردانندگان حتی برای نوشتن زندگینامه «مایکل هریسون» نیز از مدل کمک گرفته بودند.
اوپنایآی با بررسی منابع باز، نزدیک به ۱۰۰ مقاله را شناسایی کرد که با این نامها در بیش از دوازده رسانه منتشر یا بازنشر شده بودند. این رسانهها عمدتا کوچک و متوسط بودند و به امور بینالملل، ژئوپلیتیک و خاورمیانه میپرداختند؛ برخی نیز رویکرد ضدجنگ یا «مترقی» داشتند.
قدیمیترین مقاله شناساییشده در ژوئیه ۲۰۲۵ و تازهترین آن در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده بود. بر اساس گزارش، انتشار مقالهها پس از آغاز درگیری آمریکا و حکومت ایران بهشدت افزایش یافت.
برخی رسانهها این مطالب را در حسابهای شبکههای اجتماعی خود نیز معرفی کردند و به این ترتیب، امکان دسترسی گردانندگان عملیات به مخاطبانی فراهم شد که در غیر این صورت به آنها دسترسی نداشتند. یکی از این رسانهها تا اوت ۲۰۲۶ نزدیک به دو میلیون دنبالکننده در فیسبوک، حدود ۳۵۵ هزار دنبالکننده در ایکس و بیش از ۵۴۴ هزار دنبالکننده در اینستاگرام داشت. این ارقام، شمار دنبالکنندگان رسانه است و لزوما میزان دیدهشدن مقالههای مورد بحث را نشان نمیدهد.
حسابهای اجتماعی به هویتهای جعلی اعتبار میدادند
برخی از هویتهای روزنامهنگاری برای تقویت ظاهر حرفهای خود در چند شبکه اجتماعی حساب داشتند. «مایکل هریسون» در مدیوم، ایکس و فیسبوک حضور داشت و «اروین بی. هاسکینز» در ایکس، فیسبوک، اینستاگرام و تردز فعالیت میکرد.
هاسکینز در معرفی خود مدعی بود «نویسنده آزاد آمریکایی» است، اما اطلاعات شفافیت اینستاگرام، محل حساب او را ایران نشان میداد. متا این حساب را در ماه اوت مسدود کرد.
اوپنایآی همچنین اشاره کرد که متا در ماه مارس یک عملیات نفوذ ایرانی را مختل کرده بود که در آن نیز هویتی با نام «مایکل هریسون» حضور داشت. این اشاره بهتنهایی به معنای اثبات یکسان بودن گردانندگان دو عملیات نیست.
ایراناینترنشنال هدف پاسخهای انبوه قرار گرفت
محور دیگر فعالیت، تولید دستهجمعی نظر برای شبکههای اجتماعی بود. گردانندگان متن یا تصویر یک پست را به چتجیپیتی میدادند و از آن میخواستند پاسخهایی همسو با اهداف کارزار بنویسد. این پاسخها گاه تنها با فاصله چند دقیقه از یکدیگر منتشر میشدند.
بیشتر این محتوا درباره درگیری [حکومت] ایران، آمریکا و اسرائیل بود. در دستورها از مدل خواسته میشد آمریکا را متجاوز، اسرائیل را متحدی غیرقابلاعتماد برای آمریکا و ایران را قربانیای مقاوم و تسلیمناپذیر نشان دهد.
به گفته اوپنایآی، پستهای ایراناینترنشنال، شبکه مستقر در بریتانیا و منتقد حکومت ایران، بهطور ویژه هدف قرار گرفته بودند. گردانندگان بیش از ۲۴ مجموعه پاسخ خصمانه فارسی برای پستهای این رسانه تولید کردند.
بخشی از نظرها نیز برای تحسین مقالههای خود عملیات تهیه میشد. گردانندگان تصویر پستهایی را که مقالههایشان را معرفی میکردند به مدل میدادند و پاسخهای تاییدآمیز میخواستند؛ اقدامی که به ارزیابی اوپنایآی، احتمالا برای محبوبتر نشان دادن مطالب انجام میشد.
گزارشهای داخلی عملیات به انتشار محتوا هم به دست انسان و هم بهصورت خودکار اشاره داشتند، اما اوپنایآی میگوید مدرکی ندارد که این خودکارسازی با کمک مدلهایش انجام شده باشد.
گزارشهای داخلی اثرگذاری را بزرگنمایی میکردند
اوپنایآی تنها شمار محدودی از پاسخهای تولیدشده را در فضای عمومی اینترنت پیدا کرد. بسیاری دیگر در جستوجوها دیده نشدند؛ احتمالا به این دلیل که منتشر نشده بودند یا حسابهای منتشرکننده پیشتر بسته شده بودند.
پاسخهای شناساییشده معمولا بخش کوچکی از نظرهای زیر هر پست را تشکیل میدادند و تعامل اندکی داشتند. شمار پسندها، بازدیدها و نظرهای آنها عموما یکرقمی یا دورقمی بود و بسیاری از پسندها نیز از حسابهای مرتبط با خود عملیات میآمد.
با این حال، گردانندگان در گزارشهای داخلی از روشی استفاده میکردند که اثرگذاری را بهشدت بزرگتر نشان میداد. آنها بهجای سنجش بازدید پاسخهای خود، تغییر شمار بازدید پست اصلی را پیش و پس از انتشار پاسخها محاسبه میکردند؛ بدون آنکه نقش محبوبیت پست، نظرهای دیگر کاربران یا عوامل دیگر را در نظر بگیرند.
اوپنایآی میگوید این روش نشان میدهد گردانندگان یا شیوه دقیقتری برای سنجش نمیشناختند یا تصمیم گرفته بودند از آن استفاده نکنند. آنها همچنین از چتجیپیتی برای تبدیل آمارهایشان به گزارشها و ارائههای حرفهای کمک میگرفتند.
نفوذ به رسانههای واقعی از نظرنویسی موثرتر بود
اوپنایآی دو بخش اصلی عملیات را از نظر دامنه گسترش متفاوت ارزیابی کرده است. در مقیاس ششسطحی مورد استفاده این شرکت، فعالیت نظرنویسی در سطح دو قرار گرفت: انتشار در چند پلتفرم، با نشانههای اندک از گسترش قابلتوجه یا تسلط بر فضای پاسخها.
در مقابل، بخش انتشار مقالهها به دلیل راه یافتن مستمر به چند رسانه، در سطح چهار ارزیابی شد. این رتبهبندی دامنه گسترش محتوا را میسنجد و بهخودیخود اثبات نمیکند که مطالب، نگرش یا رفتار مخاطبان را تغییر دادهاند.
در همان گزارش، اوپنایآی عملیات با منشا روسیه را در سطح پنج قرار داد؛ نخستین عملیات در این سطح که از زمان آغاز گزارشدهی خود مختل کرده است. به گفته شرکت، گردانندگان آن ظاهرا افرادی بیخبر از ماهیت واقعی فعالیت را در آمریکای لاتین برای اداره یک «اندیشکده» به خدمت گرفته بودند و اسناد جعلی با عنوان «افشاشده» و متنهایی برای فایلهای صوتی تولید میکردند.
اوپنایآی میگوید تجربه بررسی ۳۰ عملیات نفوذ پنهان در دو سال و نیم گذشته نشان داده است که رساندن محتوا به رسانههای واقعی، در مقایسه با اتکا به حسابهای جعلی شبکههای اجتماعی، معمولا ظرفیت بیشتری برای دسترسی به مخاطبان و اثرگذاری ایجاد میکند. همه محتوای این دو عملیات با مدلهای این شرکت تولید نشده بود.
این شرکت اعلام کرده اطلاعات پرونده ایرانی را با مراجع ذیربط و شرکای خود در صنعت به اشتراک گذاشته است. به ارزیابی اوپنایآی، هوش مصنوعی در این موارد بیش از آنکه روش تازهای برای نفوذ ایجاد کرده باشد، اجرای روشهای قدیمی مبتنی بر هویتهای جعلی را سریعتر، گستردهتر و از نظر زبانی و ویرایشی آسانتر کرده است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.












