عربستان سعودی از کشته شدن ۳ نفر در حملات حوثیها به فرودگاه ریاض و ابها خبر داد

مقامهای هوانوردی غیرنظامی عربستان سعودی اعلام کردند حملات روزهای سهشنبه و چهارشنبه، ۱۴ و ۱۵ مهر، به فرودگاههای ریاض و ابها سه کشته و ۳۶ زخمی بر جای گذاشت. رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر از مشاهده دود برخاسته از یک هواپیما در فرودگاه ریاض خبر داد.
این مقامها در بیانیهای اعلام کردند حمله به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، پایتخت عربستان، یک کشته و هشت زخمی داشت و در حمله به تاسیسات فرودگاه ابها در جنوب غربی این کشور نیز دو نفر کشته و ۲۸ نفر زخمی شدند.
در این بیانیه مشخص نشده است کدام فرودگاه سهشنبه و کدامیک چهارشنبه هدف حمله قرار گرفت.
ائتلاف تحت رهبری عربستان که با حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی میجنگد، وعده تلافی داد و تاکید کرد این حملات «بیپاسخ نخواهد ماند».
این ائتلاف اواخر چهارشنبه اعلام کرد بیش از ۸۰ موضع نظامی حوثیها را در استانهای صعده، حدیده، جوف و مارب هدف قرار داده است.
رویترز در گزارشی جداگانه پنجشنبه ۱۶ مهر، بهنقل از یک شاهد و سه فرد مطلع از موضوع، از مشاهده دود برخاسته از یک هواپیمای متوقف در فرودگاه ریاض خبر داد.
بهگفته این سه نفر، گمان میرود هنگام حادثه کسی داخل هواپیما نبوده باشد. مقامهای سعودی تا زمان انتشار گزارش رویترز وقوع این حادثه را بهطور تایید نکرده بودند. در این گزارش، علت بلند شدن دود و ارتباط احتمالی آن با حملات مشخص نشده است.
حمله به فرودگاه عدن
فرودگاههای عربستان تنها زیرساختهای هوانوردی هدفگرفتهشده در جریان تشدید نبرد میان حوثیها و نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان سعودی نبودند.
وزارت حملونقل دولت رسمی یمن اعلام کرد حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی بامداد چهارشنبه ۱۵ مهر با موشکهای بالستیک و پهپادهای حامل مواد منفجره به فرودگاه بینالمللی عدن حمله کردند.
بهگفته این وزارتخانه، یکی از موشکها چند دقیقه پیش از زمان مقرر برای فرود هواپیمایی از قاهره، به نزدیکی باند فرود اصابت کرد. این پرواز به جده هدایت شد و دو هواپیمای مستقر در فرودگاه نیز به دلیل نگرانی از حملات بیشتر انتقال یافتند.
فرودگاه عدن اصلیترین دروازه هوایی بینالمللی برای مناطق خارج از کنترل حوثیها در یمن است.
نبردهای روزهای اخیر بر مناطق اطراف تنگه بابالمندب متمرکز بوده است؛ گذرگاهی که پس از محدود شدن تجارت از تنگه هرمز در اثر جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، برای صادرات انرژی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
نیروهای دولت یمن با پشتیبانی هوایی ائتلاف تحت رهبری عربستان، ضدحملهای را برای بازپسگیری مناطق راهبردی نزدیک تنگه و اطراف شهر مخا آغاز کردند. این مناطق در شهریور و اوایل مهر به تصرف حوثیها در آمده بودند. با این حال، بهنوشته رویترز، هنوز روشن نیست نیروهای دولتی بتوانند دستاوردهای پیشروی خود را حفظ کنند.
رشاد العلیمی، رییس شورای ریاستجمهوری یمن، ۱۲ مهر آغاز عملیات را با هدف گسترش حاکمیت دولت بر سراسر کشور اعلام کرده بود. ائتلاف تحت رهبری عربستان نیز وعده داد از این عملیات بهطور کامل پشتیبانی کند.
بیش از ۲۰۰ هزار آواره در دور تازه نبردها
گسترش پیامدهای جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی به یمن، بار دیگر به جنگ پیچیده ۱۲ ساله این کشور دامن زده است. سازمان بینالمللی مهاجرت چهارشنبه ۱۵ مهر اعلام کرد شمار آوارگان از آغاز دور تازه نبردها به بیش از ۲۰۰ هزار نفر رسیده است.
ایمی پوپ، مدیرکل این سازمان، گفت: «مردم برای نجات جانشان فرار میکنند و هیچ جای امنی برای پناه بردن پیدا نمیکنند.»
او با اشاره به افزایش نیاز به غذا و سرپناه، خواستار تامین بودجه بیشتر شد.
هر دو طرف درگیر، بدون ارائه جزییات، از کشته شدن صدها نفر در نبردها خبر میدهند. سازمان ملل نیز میگوید در بخشهایی از یمن، از هر چهار خانواده، سه خانواده با گرسنگی روبهرو هستند.
حوثیها بارها زیرساختهای عربستان، متحد آمریکا، از جمله فرودگاهها، پالایشگاههای نفت و خطوط لوله را هدف قرار دادهاند.
ائتلاف تحت رهبری عربستان چهارشنبه اعلام کرد یک موشک بالستیک حوثیها را در شمال ریاض رهگیری و منهدم کرده است. این ائتلاف گفت سکوی پرتاب را در صنعا، پایتخت تحت کنترل حوثیها، زیر نظر دارد و آن را منهدم خواهد کرد، اما جزییاتی درباره تلفات یا خسارتها ارائه نداد.
یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثیها، نیز در بیانیهای گفت این گروه فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض را با چند پهپاد هدف قرار داده است.
تلاش عربستان برای جلب حمایت نظامی متحدان
هرگونه تسلط حوثیها بر بابالمندب میتواند کشتیرانی و جریان انتقال نفت در جهان را تهدید کند. عربستان برای عقب راندن این گروه در پی جلب کمک بینالمللی است.
دو مقام چهارشنبه به رویترز گفتند ترکیه در حال ارسال کمکهایی با ماهیت عمدتا دفاعی و فنی به عربستان است. پیشتر ترکیه و پاکستان متعهد شده بودند تعهد دفاع جمعی خود را در چارچوب ائتلاف تازه با عربستان اجرا کنند.
یک مقام آمریکایی و یک مقام نظامی سوری مطلع از موضوع نیز گفتند سوریه امکان ارائه کمک نظامی به عربستان را بررسی میکند. گزینههای مطرح شامل کمک دفاعی برای محافظت از عربستان در برابر حملات یا اعزام نیرو برای مشارکت در عملیات تهاجمی علیه حوثیهاست.
بهگفته مقام آمریکایی، عربستان سعودی از سوریه خواسته است نیروهایی برای جنگ با حوثیها اعزام کند.
یک دیپلمات سوری در پاسخ به درخواست رویترز از وزارت امور خارجه این کشور برای اظهارنظر گفت دمشق در برابر حملات حوثیها قاطعانه در کنار ریاض ایستاده است، اما تمرکز اصلی دولت بر اولویتهای داخلی، از جمله بازسازی پس از جنگ داخلی سوریه، است.
ادامه نبرد در اطراف بابالمندب و مخا
منابع نظامی و دولتی یمن به رویترز گفتند نبرد در جبهه غربی همچنان در منطقه ذباب، مشرف به بابالمندب، متمرکز است و نیروهای حامی دولت میکوشند در تپههای راهبردی شرق این دشت ساحلی پیشروی کنند.
دولت یمن دوشنبه ۱۳ مهر از تسلط بر مواضع کلیدی ذباب و بازپسگیری بندر مخا خبر داده بود. با این حال، مقامهای نظامی حاضر در منطقه و تحلیلگران در گزارش تازه رویترز، اعلام رسیدن نیروهای دولتی به مخا را زودهنگام توصیف کردند.
مخا در محل اتصال به یکی از مسیرهای تدارکاتی منتهی به تعز قرار دارد؛ شهری که از میدانهای اصلی نبرد است.
حوثیها که بخش بزرگی از شمال یمن را در کنترل دارند، در سال ۱۳۹۳ صنعا را تصرف کردند. پس از آن، ائتلافی نظامی به رهبری عربستان، با نگرانی از نفوذ جمهوری اسلامی در یمن و گسترش بیثباتی در مرزهای این کشور، وارد جنگ شد.
این ائتلاف جمهوری اسلامی را به تسلیح، آموزش و تامین مالی حوثیها متهم میکند. حوثیها عضویت در شبکه نیروهای نیابتی تهران در خاورمیانه را رد میکنند و میگویند تسلیحاتشان را خودشان میسازند. تهران نیز این اتهامها را رد میکند.
جمهوری اسلامی از یک سو خود را بیرون از تصمیمها و اقدامات حماس و دیگر گروههای محور مقاومت معرفی میکرد و از سوی دیگر مدام به قدرت همین محور استناد میکرد و میگفت «دست مقاومت روی ماشه است.» این دوگانه بخشی از محاسبه تهران را نشان میداد: پیروزی محور مقاومت میتوانست به قدرت منطقهای جمهوری اسلامی اعتبار بدهد، بیآنکه تهران مسئولیت مستقیم حمله را بپذیرد یا وارد جنگ شود.
سه سال بعد، همان محاسبه به صورتی جدی وارونه شده است. محاسبه آن روزها بر دو فرض مهم استوار بود: اول اینکه زمان به نفع جمهوری اسلامی کار میکند و دوم اینکه محور مقاومت هم ابزار فشار است و هم سپری در برابر جنگ مستقیم. اما اکنون ایران درگیر وضعیتی جنگی است که پایانی برای آن دیده نمیشود و محوری که قرار بود میان تهران و دشمنانش حائل باشد، ضعیفتر شده و از اسرائيل دورتر.
انکار در عین تصاحب عملیات حماس
۱۸ مهر ۱۴۰۲ وقتی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، گفت دست و بازوان نیروهای حماس را میبوسد، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در این حمله نقشی نداشته است. انکاری که او و دیگر مقامهای تهران انجام دادند دو کارکرد داشت. کارکرد نخست عدم ورود به یک جنگ با آمریکا و اسرائيل بود. همان زمان محمدباقر نوبخت، معاون پیشین رییسجمهوری، به مسئولان هشدار داد از اظهاراتی که نقش مستقیم ایران را القا میکند پرهیز کنند.
اما با این حال روزنامهنگارانی مانند محسن رشید در همان روزها نوشتند که تجهیزات، تاکتیکها و سازماندهی حماس همه به پای ایران نوشته خواهد شد. رویکردی که میگفت این انکار بیفایده است. این همان نسبتی بود که رسانهها و مقامهای غربی هم تکرار میکردند.
کارکرد دوم این انکار برای کنترل جناحهای داخلی بود. آن روزها محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، معتقد بود که جناحی در داخل میخواست حمله را کار ایران بنامد ولی انکار رسمی جلو این رقابت را گرفت. او میگفت که نباید ایران وارد جنگ میشد و باید یک همصدایی از ایران شنیده میشد.
اما انکار تنها ابزار نبود، چون بازدارندگی به نمایش قدرت هم نیاز داشت. حکومت مدام میگفت دست محور مقاومت روی ماشه است. این جمله هم تهدید بود و هم ادعای داشتن کنترل بر اقدامات این گروه. در واقع تهران تاکید میکرد که محور آماده است و اگر وارد عمل نمیشود به این دلیل است که تهران مهارش کرده است. در عمل تهران از توان محور برای ساختن بازدارندگی بهره میبرد، اما مسئولیت عمل بخشی از آن را نمیپذیرفت.
فرمانده کل سپاه اقدام حماس را «بزرگترین شکست» تاریخ اسرائیل خواند و بسیاری میگفتند که هیمنه این کشور فروریخته است. حسین طائب، که آن روزها مشاور ارشد فرمانده کل سپاه بود، میگفت «نقشه جهانی قدرت در حال تغییر است» و آمریکا و اسرائیل در «یکی از ضعیفترین شرایط خود» قرار دارند. اظهارات این چهرههای نظامی نشان میداد بخشی از محاسبه تهران بر این فرض استوار بود که اسرائیل جنگی طولانی و چند جبههای را تاب نمیآورد و ناچار عقب خواهد نشست و فروپاشی این کشور رقم خواهد خورد.
آن روزها مقامهای جمهوری اسلامی این حرکت حماس را نه تنها افول اسرائيل بلکه نشانی از فروپاشی آمریکا میدانستند که از مشخصههای اصلی آن انتقال مرکز ثقل قدرت از غرب به شرق به ویژه ایران و چین و روسیه بود. از نظر آنها عملیات طوفانالاقصی با برهم زدن نقشههای راهبردی آمریکا و اسرائيل مانند پیمان ابراهیم، جغرافیای سیاسی منطقه را به نفع جبهه مقاومت تغییر داده و روند بازگشت آمریکا به هژمونی مطلق را متوقف کرده بود.
سپری که پیش از جنگ افتاده بود
محور مقاومت راهبرد جمهوری اسلامی برای نفوذ در منطقه و مهار اسرائیل بود. قرار بود گروههایی مانند حزبالله، حماس، شبهنظامیان عراقی و حوثیها میان تهران و دشمنانش بنشینند تا هزینهی حمله به ایران بالا برود و تهران بدون درگیری مستقیم به عمق راهبردی دست یابد. اما این محور، بهویژه پس از هفت اکتبر، نهتنها در ایجاد بازدارندگی در برابر اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا ناکام ماند، بلکه تضعیف هم شد. موثرترین حلقه آن، یعنی دولت سوریه از هم پاشید، مهمترین چهرهاش، حسن نصرالله، کشته شد و گروههای دیگر وابسته به آن نیز از راههای سیاسی و اقتصادی تضعیف شدند.
نتیجه این وضعیت، یعنی فروپاشی سپرهایی که تهران برای خود ساخته بود، رسیدن جنگ به ایران بود. اسرائیل در جنگ ۱۲روزه علاوه بر از بین بردن پدافند هوایی، بخشی از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را کشت؛ چهرههایی که سالها در ساختن محور مقاومت نقش مؤثری داشتند. این ضربه دیگری بود که سپر ساخته جمهوری اسلامی را بیشتر در هم شکست و عملا نشان داد که تهران حتی در حفاظت از بخشی از داراییهای راهبردی خود نیز با محدودیت جدی روبهروست.
نمونه این عدم توانایی تهران در جنگ ۳۹روزه، آشکارتر شد. آمریکا و اسرائیل رهبر جمهوری اسلامی را در همان آغاز جنگ کشتند. حزبالله در واکنش وارد جنگ شد و علیه اسرائیل دو جبهه گشوده شد. بعدتر برای مدت محدودی حوثیها نیز موشکهای بالستیک به سمت این کشور شلیک کردند و شبهنظامیان عراقی نیز برخی پایگاههای آمریکا در عراق را هدف قرار دادند. این عملیاتها هزینه تحمیل کردند، اما آنقدر جدی نبودند که حتی بازدارندگی نسبی ایجاد کنند.
پس از توقف جنگ، وضعیت حزبالله بدتر شد. اسرائیل در جنوب لبنان عملیاتی زمینی را آغاز کرد و در مهمترین اقدام خود تپه علیالطاهر را، جایی که حزبالله نخستین راکتها را در اسفند از آن به سوی اسرائیل شلیک کرده بود، در اقدامی نمادین نابود کرد. جنگ در آن منطقه همچنان ادامه دارد، در حالی که تهران در توافقنامه خود از پایان جنگ در همه جبههها سخن گفته بود، اما نتوانست برای آن کاری بکند. این موضوع تهران را در موقعیتی قرار داد که حتی امکان حفظ داراییهای خود را نیز ندارد.
از سپر به سمت اهرم
همزمان با جنگ دوم، تهران که با محور مقاومتی تضعیفشده روبهرو بود، راهبرد بستن تنگه هرمز را اجرایی کرد. جمهوری اسلامی باور داشت میتواند بر کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی فشار وارد کند. اما این اهرم بهتنهایی هزینه حمله به ایران را بالا نبرد.
فشار بر اقتصاد جهانی تهدیدی غیرمستقیم بود، برای دشمنی که تصمیم به جنگ گرفته بود. به همین دلیل تهران کوشید با فعالتر کردن حوثیها و بستن تنگه بابالمندب برگ دوم را به میدان بیاورد و از این راه برای خود بازدارندگی بسازد. این تلاش در شرایطی انجام میشد که حزبالله، مهمترین عامل بازدارنده جمهوری اسلامی در مرز اسرائیل، دیگر توان نظامی هفت ماه پیش خود را نداشت.
اندیشکده رند پیشتر هشدار داده بود که اگر حوثیها محاصره بابالمندب را از سر بگیرند، مرحله بعدی منازعه آمریکا و ایران را شکل میدهند، عربستان را دوباره به جنگ میکشانند و هر توافق میان واشینگتن و تهران را پیچیدهتر میکنند. حالا این اتفاق رخ میدهد، اما عربستان بهواسطه توافق مکه به مقابله با حوثیها پرداخته و آمریکا میکوشد از کشورهای منطقه سپری در برابر جمهوری اسلامی بسازد.
به نظر میرسد دو طرف فعلا مانند بازی شطرنج مهرهها را یکییکی و گامبهگام جابهجا میکنند. منطق راهبرد جمهوری اسلامی این است که کنترل هرمز و دسترسی حوثیها به بابالمندب، کنار گذاشتن ایران را از هر تسویهحساب منطقهای دشوار کند و عقبنشینیهای نظامی به از دست رفتن کامل قدرت چانهزنی نینجامد. اما فرض بنیادی تهران همچنان همان فرض ۲۰۲۳ است: گذر زمان، فشار بر کشورهای خلیج فارس و بازارهای جهانی و هزینهی حضور طولانی آمریکا ممکن است به سود جمهوری اسلامی کار کند.
نقطه شکستی هست؟
اما آنچه این بار تفاوت دارد محاصره اقتصادی آمریکا است. محاصرهای که اکنون ابعاد هوایی، دریایی و زمینی یافته است. این وضعیت جنگ را به ابعادی اقتصادی کشانده است که تهران در آن ضعیفتر از مابقی کشورهایی است که میخواست آنها را فروبپاشاند.
تناقض راهبردی که تهران برای بستن تنگه هرمز پیش کشیده بود دامن خودش را نه تنها به واسطه محاصره آمریکا گرفت بلکه هزینه حمل و نقل گران را نیز تحمیل کرد و وضعیت اقتصادی را دشوارتر. درواقع راهبرد تهران پایه اقتصادی استراتژی را فرسوده کرده است.
پرسش هفت اکتبر بسته نشده است، بلکه فقط شکلش عوض شده است. تهران در ۲۰۲۳ میکوشید از قدرت محور مقاومت بهره ببرد و وارد جنگ مستقیم نشود. سه سال بعد خود در جنگ است و اهرم باقیماندهاش را بیش از همه در دو تنگه حیاتی میجوید، بیآنکه سپر مقاومی در اطراف خود در برابر تهدیدهای جدی داشته باشد.
پرسش اصلی امروز دیگر آن نیست که آیا محور مقاومت میتوانست اسرائیل را فرسوده کند، بلکه این است که آیا تهران میتواند از دل شکست منطق سپریسازی برای خود، نوعی جدید از قدرت بازدارندگی بسازد؟ ایران در ۲۰۲۳ میخواست بدون جنگ، دشمن را به عقبنشینی وادارد؛ اکنون باید بدون سپر و با اقتصادی فرسوده، از ابزارهای مختلف برای فشار غیرمستقیم برای ماندن در معادله استفاده کند.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۱۶ مهر منتشر شد، گزینههای سوریه شامل کمک دفاعی برای حفاظت از عربستان سعودی در برابر حملات یا مشارکت در عملیات تهاجمی در حمایت از نیروهای دولت یمن است.
هنوز تصمیمی قطعی درباره اعزام نیرو اعلام نشده است.
احتمال ورود سوریه به جنگ، خطر گسترش درگیریهای یمن و کشیده شدن کشورهای منطقه به نبردهای دشوار کوهستانی را افزایش میدهد.
حملات به فرودگاههای عربستان سعودی
ریاض شامگاه ۱۵ مهر اعلام کرد حملات ۱۴ و ۱۵ مهر به فرودگاه ریاض و فرودگاه ابها در جنوب غرب این کشور، بهترتیب یک و دو کشته بر جای گذاشتهاند.
حوثیها ۱۶ مهر نیز اعلام کردند فرودگاه بینالمللی ملک خالد ریاض را با موشک بالستیک هدف قرار دادهاند.
صبح همین روز، صداهای انفجار در ریاض شنیده شد که رویترز نتوانست منشأ آنها را مشخص کند.
مقامهای سعودی در این باره توضیح فوری ندادند و هشدار عمومی منتشر نشد، اما برخی دیپلماتها از دریافت هشدار خبر دادند و شماری از مدارس، از والدین خواستند در محل امن بمانند.
ریاض در پی تشدید حملات به زیرساختهایش، حمایت متحدان، از جمله ترکیه و پاکستان، را حتی در قالب کمکهای تدارکاتی یا صرفا دفاعی، دنبال میکند.
اولویت دمشق، بازسازی داخلی است
یک دیپلمات سوری در پاسخ به پرسش رویترز گفت دمشق در برابر حملات حوثیها قاطعانه کنار عربستان سعودی ایستاده، اما اولویت دولت، مسائل داخلی و بازسازی پس از جنگ داخلی است.
او هرگونه همکاری نظامی یا تبادل تجربه را مشروط به درخواست ریاض، پیگیری از مجاری رسمی و توافقهای دوجانبه دانست.
جنگ یمن که با آتشبس سال ۲۰۲۲ فروکش کرده بود، در هفتههای اخیر، در امتداد جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، دوباره شدت گرفته است.
حوثیها ماه گذشته بخشهایی از ساحل دریای سرخ، از جمله اطراف بابالمندب، را تصرف کردند.
نیروهای مورد حمایت عربستان سعودی این هفته بخشی از مناطق را پس گرفتند، اما حوثیها با پیشروی در مسیر کوهستانی تعز به عدن، تعز را محاصره کردند.
ازسرگیری جنگ ۲۰۰ هزار نفر را آواره کرده است. تهدید کشتیرانی در بابالمندب نیز با اختلال در عبور نفت از هرمز، فشار بر مسیرهای صادرات انرژی منطقه را افزایش داده است.
حمایت ترکیه و پاکستان
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، تابستان امسال پیمان دفاعی مشترک امضا کردند، اما ترکیه هنوز باید آن را در داخل تصویب کند.
آنکارا ۱۵ مهر از ارسال حمایت عمدتا دفاعی و فنی خبر داد.
یک مقام ترکیهای، تجهیزات نظامی، تبادل اطلاعات و سامانههای تسلیحاتی را از شکلهای احتمالی این کمک معرفی کرد.
منابع پاکستانی نیز از انتقال تجهیزات نظامی به عدن و استقرار نیروهای پاکستان در عربستان سعودی برای دفاع از مرزهای این کشور خبر دادهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این حمله پنجشنبه ۱۶ مهر در خیابانی رخ داد که به گفته پلیس، هنگام اصابت بمب دو اتوبوس شهری در آن تردد داشتند.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، محل حمله را ایستگاه اتوبوس توصیف کرد.
تصاویر منتشرشده از سوی پلیس، پیکر قربانیان را در خیابانی پوشیده از آوار و بقایای سوخته وسیلهای نشان میدهد که ظاهرا یک اتوبوس بوده است.
وادیم فیلاشکین، استاندار دونتسک، در تلگرام نوشت: «برای آنها، اتوبوسی با مسافر هدفی جذاب است، دقیقا به این دلیل که میتوانند با یک حمله، بیشترین تعداد ممکن از مردم را بکشند.»
روسیه تا زمان انتشار گزارش رویترز درباره این حمله اظهارنظر نکرده بود.
مسکو هدفگیری غیرنظامیان را رد میکند، هرچند از آغاز تهاجم تمامعیار خود در اسفند ۱۴۰۰، بارها شهرها و مناطق مسکونی اوکراین را بمباران کرده است.
تشدید حملات به شهرهای خط دفاعی اوکراین
به گفته مقامهای محلی، نیروهای روسیه حملات پهپادی و بمباران با بمبهای هدایتشونده را علیه کراماتورسک و دیگر شهرهای «کمربند استحکامات» اوکراین افزایش دادهاند.
این شهرها ستون اصلی دفاع اوکراین در منطقه دونتسک به شمار میروند.
مسکو خواستار واگذاری بخشهای باقیمانده دونتسک که همچنان تحت کنترل اوکراین است، بهعنوان شرط توقف جنگ شده و کییف این درخواست را رد کرده است.
به گزارش رویترز، سرعت پیشروی نیروهای روسیه در این منطقه در سال جاری بهطور محسوسی کاهش یافته است.
فیلاشکین اعلام کرد به مسئولان کراماتورسک و اسلوویانسک، دیگر شهر مهم این کمربند دفاعی، دستور داده فعالیت حملونقل عمومی را متوقف کنند.
او گفت: «حق نداریم جان شهروندان را به خطر بیندازیم.»
حمله تازه پس از کشتار چهارشنبه
حمله کراماتورسک یک روز پس از حملات گسترده روسیه به مناطق مختلف اوکراین رخ داد که دستکم ۳۲ کشته، از جمله چند کودک، بر جا گذاشت.
شبکه برق اوکراین از اهداف اصلی حملات ۱۵ مهر بود و بیشترین تلفات آن در شهر پریلوکی در استان چرنیهیف ثبت شد؛ جایی که اصابت موشک به یک ساختمان مسکونی پنجطبقه، دستکم ۲۲ نفر را کشت.
مقامهای اوکراینی شمار مجروحان حملات ۱۵ مهر را در مجموع ۱۰۰ نفر اعلام کردند.
در حملههایی جداگانه در ۱۶ مهر، ویتالی کلیچکو، شهردار کییف، از کشته شدن سه نفر و زخمی شدن ۱۴ نفر در حملات پهپادی صبحگاهی به پایتخت خبر داد.
روسیه در شرایطی موجهای پیاپی حملات به کییف را ادامه میدهد که اوکراین با کمبود تجهیزات پدافند هوایی روبهروست.
آکادمی سوئد، نهاد انتخابکننده برنده نوبل ادبیات، پنجشنبه ۱۶ مهر نام این نویسنده ۷۶ ساله را به عنوان برنده اعلام کرد.
ارزش جایزه امسال ۱۲ میلیون کرون سوئد، معادل حدود ۱.۲ میلیون دلار است.
اینگرید کارلبرگ، دبیر دائمی آکادمی سوئد، گفت کارسون از شنیدن خبر بسیار غافلگیر شد: «وقت زیادی برای صحبت نداشتیم. فقط توانست بگوید فعلا در ایسلند است و به صدای باد گوش میدهد.»
از ادبیات یونان باستان تا مرلین مونرو
کارسون در تورنتو به دنیا آمده و از سال ۲۰۲۲ تابعیت ایسلند را نیز دارد. آثار او شعر، نثر، گفتوگو و ترجمه را در ترکیبی میآمیزند که از مرز قالبهای رایج ادبی فراتر میرود.
او بهویژه برای ترجمههایش از ادبیات کلاسیک یونان شناخته میشود؛ سنتی که بر نوشتههایش، از متن اپرا و نقد ادبی تا رمان منظوم «خودزندگینامه (اتوبیوگرافی) سرخ» در سال ۱۹۹۸، تاثیر عمیقی گذاشته است.
آکادمی سوئد گفت تقریبا تمام تولید ادبی کارسون بر «تلاقی وسواس واژهشناس نسبت به کلمات و میل شاعر به خلق معنای تازه» متمرکز بوده است.
در اثر نمایشی «نورما جین بیکرِ تروا»، منتشرشده در سال ۲۰۱۹، کارسون روایت هلن تروا در نمایشنامه «هلن» اوریپید را با داستان مرلین مونرو درمیآمیزد.
آکادمی سوئد همچنین مجموعه «شناور» در سال ۲۰۱۶ را نمونهای از کاوش کارسون در امکانات نوشتن معرفی کرد.
این اثر از ۲۲ کتابچه با موضوعات مختلف تشکیل شده است که میتوان آنها را با هر ترتیبی خواند.
خودزندگینامه سرخ، که اغلب مهمترین اثر او خوانده میشود، به گفته آکادمی توانایی کارسون در پیوند دادن سنت ادبی کلاسیک با زمانه حاضر را نشان میدهد؛ با پرسشهایی مانند اینکه وقتی کسی را دوست دارید که سرانجام نابودتان خواهد کرد، چه اتفاقی میافتد؟
زندگی پس از پروست و تجربه پارکینسون
کارسون پس از هفت سال خواندن «در جستوجوی زمان ازدسترفته» مارسل پروست، کتاب «تمرین آلبرتین» را درباره یکی از شخصیتهای آن نوشت.
او در مصاحبهای با رادیوی سیبیسی در سال ۲۰۱۶ گفت پس از پایان رمان، احساساتی شبیه علائم ترک را تجربه کرده است: «فکر میکنید زندگی بعد از پروست ادامه دارد، اما خیلی خاکستری به نظر میرسد.»
کارسون پس از تشخیص پارکینسون، در دهه هشتم زندگیاش، یادگیری بوکس را آغاز کرد. او در سال ۲۰۲۴ درباره تاثیر بیماری بر دستخطش گفت: «از شرم، پاراگرافهای کامل را خط میزنم … شرمِ بدخطی.»
او که در دانشگاههای کانادا و آمریکا ادبیات کلاسیک تدریس کرده، خود را هنرمند تجسمی نیز میداند و سرودن شعر را به ساختن یک شی تشبیه میکند.
انتخابی از میان گزینههای مطرح
به گزارش خبرگزاری رویترز، کارسون در پیشبینیهای بنگاه شرطبندی لَدبروکس از گزینههای اصلی دریافت جایزه امسال بود.
انتخابهای آکادمی سوئد همواره بحثبرانگیز بودهاند؛ منتقدان به نادیده گرفتن نویسندگانی مانند لئو تولستوی، ویرجینیا وولف و خورخه لوئیس بورخس اشاره میکنند. مدافعان میگویند معرفی سنتهای ادبی کمترشناختهشده نیز بخشی از وظیفه آکادمی است.
سال گذشته، نوبل ادبیات ۲۰۲۵ به لاسلو کراسناهورکایی، نویسنده مجارستانی، رسید. نویسندهای که سوزان سانتاگ او را «استاد آخرالزمان» نامیده است.
جوایز نوبل بر اساس وصیت آلفرد نوبل، مخترع دینامیت و بازرگان سوئدی، بنیان گذاشته شدند و از سال ۱۹۰۱ اهدا میشوند.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، این حملات را که چهارشنبه ۱۵ مهر انجام شد، از «رذیلانهترین» اقدامات نظامی روسیه توصیف کرد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد بیشترین تلفات در شهر پریلوکی در استان چرنیهیف در شمال اوکراین به ثبت رسیده است؛ جایی که حمله موشکی روسیه یک ساختمان مسکونی پنجطبقه را ویران کرد.
سازمان خدمات اضطراری اوکراین پنجشنبه ۱۶ مهر اعلام کرد آمار قربانیان حمله به پریلوکی به ۲۲ نفر رسیده است. به گفته وزیر کشور اوکراین، دستکم پنج تن از کشتهشدگان کودک هستند.
همچنین با کشف پیکر دو نفر دیگر در آوار یک مجتمع مسکونی در کییف، شمار جانباختگان حمله هوایی روسیه به پایتخت اوکراین به چهار نفر افزایش یافت.
مقامهای کییف شامگاه ۱۵ مهر خبر داده بودند سقوط بقایای یک پهپاد در حومه پایتخت دو کشته بر جای گذاشته است.
زلنسکی شمار مجروحان حملات روسیه به مناطق مختلف اوکراین را در مجموع ۱۰۰ نفر اعلام کرد.
او با اشاره به همزمانی این حملات با سالروز تولد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، گفت: «این هدیه تولدی بود که پوتین به خودش داد؛ کشتن کودکان و کشتن مردم.»
رییسجمهوری اوکراین افزود: «روسها میخواستند ضربهای دردناک و آشکار وارد کنند. این یکی از رذیلانهترین حملات بود.»
به گزارش رویترز، روسیه در جریان این حملات ۷۰ موشک، از جمله شمار زیادی موشک بالستیک پرسرعت، و دهها پهپاد تهاجمی شاهد به سوی اوکراین شلیک کرد.این حملات همچنین به تاسیسات صنعتی و زیرساختهای انرژی اوکراین آسیب رساند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
مقامهای اوکراینی در هفتههای اخیر بارها از متحدان خود خواستهاند ذخایر موشکهای رهگیر سامانه پاتریوت این کشور را تامین کنند.
پاتریوت تنها سلاح موجود در زرادخانه اوکراین است که توانایی سرنگونی موشکهای بالستیک را دارد.
اولشکی؛ گرسنگی در سایه مینها و پهپادها
رویترز پنجشنبه ۱۶ مهر در گزارشی دیگر از وخامت بحران انسانی در شهر اولشکی در جنوب اوکراین خبر داد؛ شهری که تحت اشغال روسیه قرار دارد و ساکنان آن با کمبود شدید مواد غذایی و خطر گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند.
بر اساس این گزارش، مردم اولشکی برای تهیه آب و غذا ناچارند جان خود را به خطر بیندازند و ساعتها پیاده یا با دوچرخه از جادههای مینگذاریشده عبور کنند.
این شهر در نزدیکی خط مقدم جنگ و در شرق رودخانه دنیپرو قرار دارد. مسیر اصلی خروج از آن به مناطق تحت کنترل روسیه در عمق سرزمینهای اشغالی منتهی میشود.
به گفته شاهدان عینی و گروههای امدادرسان، خودروهای سوخته در بخشهای مختلف این مسیر پراکندهاند و آثار انفجار در طول جاده دیده میشود. پهپادهای تهاجمی نیز پیوسته بر فراز آن پرواز میکنند.
ساکنان میگویند آخرین محمولههای مواد غذایی در ماه مه به یکی از فروشگاههای محلی رسیده و از آن زمان، دسترسی به مواد خوراکی بهشدت دشوار شده است.
زنی ساکن اولشکی که از بیم اقدامات تلافیجویانه نیروهای روسیه خواست نامش فاش نشود، به رویترز گفت: «وقتی شش ماه است نتوانستهاید به فروشگاه بروید، مگر ممکن است چیزی برای خوردن در خانهتان باقی مانده باشد؟»
این زن بهتازگی برای تهیه مایحتاج خود راهی رادنسک در حدود ۲۰ کیلومتری جنوبشرقی اولشکی شده بود، اما هنگام بازگشت بر اثر انفجار مین زخمی شد.
او پس از این حادثه گفت: «هیچ مسیر امنی برای خروج وجود ندارد.»
این زن افزود پیشتر نیز سه نفر در همین مسیر که برخی ساکنان محلی آن را «جاده مرگ» مینامند، کشته شده بودند.
دمیترو لوبینتس، کمیسر حقوق بشر اوکراین، با انتقاد از وضعیت غیرنظامیان در اولشکی گفت: «روسیه هر روز غیرنظامیان را بر سر یک دوراهی قرار میدهد: یا بمانند و از گرسنگی بمیرند، یا شهر را ترک کنند و خطر انفجار مین را به جان بخرند.»
او افزود کییف پیشنهاد برقراری آتشبس محلی و ایجاد مسیرهای امن برای تخلیه ساکنان ارائه کرده بود، اما مسکو این پیشنهاد را رد کرد.
روسیه به وجود مشکلات حاد در تامین مواد غذایی و اقلام پزشکی در اولشکی اذعان کرده، اما مسئولیت این بحران را متوجه اوکراین دانسته است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.







