InquirerPiston protests World Bank-led transport conference in BaguioCNN TürkBeşiktaş'a yıldız futbolcularından iyi haberInquirer EntertainmentMiss Universe factions clash over 2027 host country claimsThe Jerusalem PostThree killed, several wounded following two attacks on Saudi Arabia's King Khalid airportESPN DeportesMessi entrenó con Inter Miami tras homenajePunchMother, daughter die in Anambra three-storey building collapseBollywood HungamaMeezaan Jafri headlines Killer Jeans' Genes of India campaignEl ComercioTrump niega un ataque contra Irán antes de las elecciones, pero el Pentágono prepara opciones de combateZDF heuteEntdecken Sie das ZDF-NachrichtenstudioStraits Times SportMaddinson's test return for Australia after cancer treatment ends in duckCollider10 Essential Anime Shows That Belong on Every Fan's Bucket ListBBC News BrasilQuem é Navi Pillay, sul-africana que ganhou o Nobel da Paz 2026 e julgou genocídio em Ruanda
The Daily Newsstand · Free, Always
Friday, October 9, 2026

«قاضی گفت باید یک گلوله خرج‌تان می‌شد، اصلا پایتان به زندان نمی‌رسید»

Translate

«ایران‌وایر» به روایت‌هایی از شکنجه و اعتراف اجباری شماری از معترضان دی‌ماه۱۴۰۴ که به اعدام محکوم شده‌اند، دست‌یافته است. سه زندانی سابق زندان دستگرد که از بازه اواخر دی‌ماه۱۴۰۴ تا اواسط تابستان ۱۴۰۵ در این زندان محبوس بوده‌اند، به ایران‌وایر گفته‌اند که اغلب جوانانی که در دستگرد اعدام شده یا زیر تیغ اعدامند از طبقه زحمتکش و فرودست هستند؛ اغلب یا کارگرند یا کارگرزاده. 

هر سه این روایت‌ها بر «بازداشت‌های وحشیانه» با استفاده از سلاح، تهدید خانواده‌ها، شکنجه معترضان در مقابل چشم یکدیگر و اعضای خانواده و عزیزان‌شان، تهدید به تجاوز و آزار جنسی، از جمله تهدید به تجاوز به دیگر عضو بازداشت‌شده خانواده و اخذ و انتشار اعتراف‌های منقطع‌شده در مقابل دوربین و شکنجه حتی در فواصل بین فیلم‌برداری از اعترافات، تاکید دارند.

دو تن از این منابع به ایران‌وایر گفته‌اند که جوانان بازداشت‌شده دی‌ماه که در دستگرد محبوس‌اند، اغلب کم‌سن‌و‌سال و «ساده» هستند و برخلاف تبلیغات حکومتی که آن‌ها را «تروریست» و «شرور» می‌خواند، مسوولان زندان دستگرد آن‌ها از سایر زندانیان جدا کرده و به بقیه، اجازه نزدیک شدن به آن‌ها را نمی‌دهند.

یک هم‌بندی سابق «شروین باقریان»، نوجوان هجده‌ساله‌ای که در پرونده میدان علیخانی به او اعدام داده‌اند، می‌گوید که برای مستند «شوک» که پیش از این سوی صداوسیما منتشر شده، شروین از ساعت ۷صبح تا یازده شب جلوی دوربین بوده تا آن ۴‌دقیقه که از او در مستند پخش شده را ضبط کنند. شروین به او گفته که در این چند ساعت، بارها او را کتک زده‌اند چون می‌گفتند لحنت آن‌طور که می‌خواهیم نیست و عینا کلمات ما را تکرار نمی‌کنی. شروین باقریان همان نوجوانی است که از بازجویش می‌پرسد «محاربه» چیست و بازجو می‌گوید محاربه یعنی اعدام و او زیر گریه می‌زند.

شرایط وحشتناک بازداشت؛ شکنجه‌گاه الف‌طا و مننژیت در بندهای سلامت یک و دو

سه زندانی سابق که سال گذشته مدتی را در زندان دستگرد اصفهان محبوس بوده‌اند به ایران‌وایر می‌گویند که تمامی افرادی از بازداشتی‌های اعتراضات دی‌ماه که با آن‌ها در زندان دستگرد هم‌بند بوده‌اند با خشونت بسیار زیاد، با زور اسلحه و با تهدید اعضای خانواده بازداشت شده‌اند. یکی از آن‌ها تاکید دارد که در بند «الف‌طا»، بند تحت نظر اطلاعات سپاه در این زندان، «شکنجه‌های شدید، تا حد اعدام مصنوعی»، «امضا گرفتن زیر برگه بازجویی پرنشده» و «تهدید به تجاوز اعضای خانواده» امری «عادی» است.

به گفته یکی دیگر از این زندانیان سیاسی سابق، «با این‌که آن‌ها را در رسانه‌ها قاتل و عوامل موساد معرفی می‌کنند ولی توی زندان خود مسوولین از سادگی این افراد به اندازه‌ای که حتی نتوانند امنیت خودشان را تامین کنند تا حدی مطمئن بودند که از بدو ورود با زندانیان بقیه جرایم در یک مکان نگهداری نشدند و برای بقیه حتی صحبت با آن‌ها را هم ممنوع کرده بودند.»

او می‌گوید که زندانیان جرایم عادی تهدید شده بودند که چنان‌چه به معترضان بازداشت شده که اغلب با توجه به سن پایین‌شان  در بند «سلامت یک» نگهداری می‌شدند، گفته شده بود که اگر به آن‌ها نزدیک شوند، برایشان «بد» می‌شود.

به گفته یک هم‌بندی دیگر بازداشتی‌های اعتراضات دی در زندان دستگرد، وقتی قدیمی‌ترها به بچه‌های بازداشت‌شده می‌گفتند بعد از شکنجه شکایت کرده‌اند یا نه، پاسخ آن‌ها اغلب این بوده که مگر می‌شود، شکایت کرد؟! این شخص با تاکید بر این‌که اغلب آن‌ها «بچه پایین‌شهر»، «ساده» و بعضا «کم‌سواد» هستند، می‌گوید: «می‌گفتند ترسیدیم باز برگردیم همان‌جا (الف‌طا).»

او می‌گوید که به بعضی از هم‌بندی‌هایش که اسامی آن‌ها را در اختیار ایران‌وایر قرار داده اما به‌دلایل امنیتی نزد ما محفوظ است گفته که شفاها به بازپرس بگویند که شکنجه شدیم، ولی «بازپرس پرونده علیخانی یکی از شکنجه‌گرهای اصلی بوده»: «وقتی بچه‌های علیخانی از بازپرسی برگشتند، گفتند بازپرس بارها حین بازپرسی گفته من اینجا هستم تا همه شما را بفرستم بالای دار و تا این کار را نکنم جایی دیگر هیچ‌کاری ندارم.»

یکی از منابع ایران‌وایر نیز از شیوع بیماری عفونی مننژیت در بین کسانی که از الف‌طا به بند عمومی منتقل می‌شدند خبر داده و می‌گوید: «هم مریض بودند و هم اغلب به شدت شکنجه شده بودند. دسترسی به درمان هم نداشتند. واقعا ظلمی که به این بنده‌های خدا رفته قابل بازگو کردن نیست.»

موضوع شیوع مننژیت در زندان دستگرد پیش‌تر نیز به رسانه‌ها راه یافته بود. اوایل شهریورماه۱۴۰۵ گزارشی از مرگ یک زندان محبوس در دستگرد به‌دلیل مننژیت منتشر شد. 

برای ساخت مستند شوک، بعضی ساعت‌ها شکنجه شدند

شبکه سوم صداوسیمای جمهوری اسلامی اوایل بهمن۱۴۰۴ مستندی را منتشر کرد که در آن شماری از بازداشت‌شدگان میدان علیخانی علیه خود و شماری از متهمان این پرونده اعتراف می‌کنند. در این مستند که با عنوان «شوک آتش‌افروز» در اینترنت قابل دسترس است، تصاویری از دوربین‌های مداربسته که در آن معترضان خشمگین به توده‌هایی از آتش که به‌نظر می‌رسد جنازه ماموران امنیتی باشد با میله تابلو یا خود تابلوهای شهری حمله می‌کنند. در هیچ‌کدام از تصاویر منتشر شده از سوی صداوسیما، اثری از «قمه» و «قداره» آن‌طور که بازجو در این مستند از شماری از متهمان می‌پرسد که چه در دست داشتند، خبری نیست. 

این مستند ۴۰ دقیقه‌ و چهار ثانیه‌ای که روی وب‌سایت «آپارات» در نهم بهمن‌ماه۱۴۰۴ منتشر شده و تیزر آن چند روز قبل، یعنی سوم بهمن‌ماه و تنها چند روز بعد از بازداشت این معترضان توسط حساب پلیس ایران روی آپارات قرار داده شده است پیش از برگزاری جلسات دادگاه بوده است؛ موضوعی که به گفته یک وکیل دادگستری در ایران ناقض «اصل برائت متهم» پیش از اثبات اتهام است.

در بخشی از این مستند یک مامور امنیتی که او هم چهره‌اش چون معترضان بازداشت‌شده محو شده، درباره لحظه گیرافتادن همکارانش توسط معترضان می‌گوید که آن‌ها در حال «پاکسازی» خیابان‌های منتهی به میدان علیخانی بودند. این مامور که سازندگان مستند شوک، او را «شاهد عینی و همرزم شهیدان مدافع امنیت» خوانده‌اند، دست‌کم دو بار از اصطلاح «پاکسازی» برای «متفرق کردن جمعیت» توسط ماموران موتورسوار استفاده می‌کند.

پیش‌تر «عرفان نبیان»، معترض و شاهد عینی میدان علیخانی که بعد از کشته شدن ماموران به این میدان رسیده بود، به ایران‌وایر گفته بود که ماموران موتورسوار با سلاح‌های جنگی به سمت معترضان شلیک می‌کردند. او که در ۱۵اسفند۱۴۰۴ در اصفهان بازداشت شده، گفته بود که حین بازجویی، بازجوهایش تلاش داشتند او هم به دست‌داشتن در کشتن این ماموران اعتراف کند. به گفته آقای نبیان او تنها فردی که برای این اعتراف شکنجه شده نبوده و بازجویش حین اعدام مصنوعی و در زمانی‌که طناب را بر گردن او انداخته بودند به او گفته بوده بگو به شهید چند تا چاقو زدی که کمکت کنم.

اما یکی از منابع مطلعی که ‌هم‌بندی شروین باقریان، معترض ۱۸ساله بوده به ایران‌وایر می‌گوید که او پای دوربین ساعت‌ها شکنجه‌ شده تا آن‌طوری که بازجوهایش می‌خواهند حرف بزند. شروین باقریان همان نوجوانی است که در مستند شوک وقتی بازجو از او می‌پرسد می‌دانی اتهامت چیست و او می‌خواده بداند، در پاسخ به این‌که اتهامش محاربه است، می‌گوید نمی‌داند محاربه چیست و با پاسخ بازجو که یعنی اعدام، فرو می‌پاشد و زیر گریه می‌زند.

به گفته این هم‌بندی سابق شروین، «آن فیلم شوک که پخش کردند، کلا حدود ۴۰دقیقه برنامه بود و سهم شروین حدود ۴ دقیقه. می‌گفت از صبح ساعت هفت تا ۱۱ شب آن را ضبط کردند و مدام کات می‌دادند، کتک می‌زدند که کلمه به کلمه و حرف به حرف آنی که بهت دادیم را بگو. باز کات و کتک که لحنی که می‌گویی ایراد دارد. کات کتک طرز نشستن، کات کتک مدل نگاهت و این پروسه یک روز کامل بدون هیچ آب و غذا و با شکنجه و تهدید (همراه بوده).»

این اظهارات درباره شکنجه برای لحن زندانی حین ضبط ویدیوی اعترافات در حالی مطرح می‌شود که ردپای مداخله بازجوها در روایت متهمان حتی در ویدیوی ادیت‌شده و نهایی «شوک آتش‌افروز» نیز قابل رویت است. در دقیقه ۱۸:۲۵ مستند شوک، یکی از متهمان پرونده علیخانی از برخورد «مردم» با مامورانی که کشته شده‌اند صحبت می‌کند که بازجو سریع از او می‌پرسد، «مردم؟!» و او خود را اصلاح می‌کند و اصطلاح «اراذل و اوباش» را جایگزین می‌کند. 

موضوع دیکته کردن روایت به معترضان یا زندانیان سیاسی در مستندهای امنیتی صداوسیما پیش از این نیز خبرساز شده است. یکی از مشهورترین این صحنه‌ها، صحنه‌ای است که «علی رضوانی»، مجری امنیتی برنامه ۲۰:۳۰ که کاربران شبکه‌های اجتماعی به او لقب «بازجو-خبرنگار» داده‌اند در گفت‌وگو با «روح‌الله زم»، روزنامه‌نگار اعدام‌شده از اصطلاح «اغتشاشات» استفاده می‌کند ولی زم در مقابل می‌گوید که البته «شما می‌گویید اغتشاشات، ما می‌گوییم اعتراضات.»

زندانی سیاسی دیگری که با ایران‌وایر صحبت کرده می‌گوید که همین‌که این بچه‌ها را از خانه خودشان بازداشت کردند، نشان از بی‌اساس بودن اتهامات‌شان دارد: «کسی‌که مامور آتش زده که نمی‌رود خانه‌ و بخوابد.»

اشاره او به بخشی از مستند شوک است که در آن یکی از بازداشتی‌ها از رفتن به خانه صحبت می‌کند. در بخش دیگری از این مستند هم ماموران مسلح دیده می‌شوند که متهم مجهول الهویه‌ای را از توی رختخواب دستبند می‌زنند. در مستند ادعا شده که در آن خانه «کارگاه ساخت کوکتل مولوتف» راه انداخته شده بوده.

پرونده‌هایشان پر از تناقض بود؛ پول وکیل هم نداشتند

به گفته یکی از منابع مطلعی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده، تنها مستندات موجود در پرونده برای «امیرحسین صفری»، معترضی که ۶مردادماه در میدان علیخانی به همراه ابوالفضل سپاهی اعدام شد، فیلم دوربین مداربسته‌ای بوده که در آن فردی که صورتش را پوشانده بوده با قداره ماموری را می‌زند: «در حالی‌که امیرحسین دست راستش معلول بود. توی زندان حتی قادر به گرفتن یک لیوان آب هم نبود.»

او درباره «قائم (آرین) حسینی»، شهروند افغانستان نیز می‌گوید: «آرین به محض روبه‌رو شدن با بازپرس فقط یه جمله شنیده بود که توی سگ افغانی با این تتوی روی گردنت معلوم است چه‌کاره‌ای. بازپرس بهش گفته بود نمی‌خواد حرف بزنی برو و حکم اعدام و سپس اجرا.»

قائم حسینی که نام آرین را برای خود برگزیده بود، متولد سال ۱۳۸۴ و ۲۱ساله، سحرگاه ۲۹مرداد۱۴۰۵ در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد.

به گفته این شخص آگاه، آرین در زندان هم از سوی زندانیان تحت تبعیض بوده است: «تو زندان هم اوایل سختی می‌کشید و یه عده معدودی اذیتش می‌کردند. ما سعی می‌کردیم همه‌اش کنار خودمان باشد. حکم که آمد بهش گفتم این‌ها برای وحشته و نهایت یکی دو نفر را همین‌جوری شانسی اجرا کنند. یک جوابی داد که هر دقیقه توی گوشم است. گفت ترس من هم از همین است دقیقا چون اگر تو خاورمیانه به دنیا بیای، افغانی باشی، تو ایران سر همچین چیزی بگیرنت و بازپرس هم بگه از قیافه‌ات پیداست چه‌کاره‌ای، به نظرم من اولی باشم. آرین حسینی، پسرعموی «گل‌محمد محمدی» بود، دیگر جوان افغانستانی‌تباری که در پرونده علیخانی اعدام شد. 

این شخص آگاه با تاکید بر این‌که وکلای تسخیری هم‌بندی‌های محکوم به اعدامش همدست بازجوها بودند، می‌گوید: «خانواده‌هایشان بعضا حتی پول آمدن به زندان و برگشتن به خانه را هم نداشتند. پدر شروین باقریان راننده اسنپ است، ماشینش را فروخت که برای این بچه وکیل بگیرد.»

این زندانی سیاسی سابق به پرونده «عباس اکبری فیض‌آبادی»، معترضی که در خردادماه اعدام شد نیز اشاره کرده و می‌گوید: «عباس از فرمانداری نایین یک کلت برداشته بود و باهاش هیچ کاری نکرده بود. با اصرار پدرش خودش پس داده بود به کلانتری. به عنوان لیدر مسلح اعدام شد. یک بچه روستایی ساده و تقریبا کم‌سواد. خیلی امیدوار بود که می‌رم خانه تا چند ماه دیگر.»

ماه‌ها حبس زیر سایه اعدام

به گفته یکی از هم‌بندی‌های سابق بازداشت‌شدگان اصفهانی در پرونده میدان علیخانی، آن‌ها ماه‌هاست در جمع محدود و قسمت انفرادی زندان دستگرد نگهداری می‌شوند: «زندانی که اعدام دارد ۲۴ ساعت قبل به انفرادی برده می‌شود ولی بچه‌های پرونده علیخانی الان چند ماه است توی جمع محدود و قسمت انفرادی هستند و هیچ شکنجه‌ای بالاتر از این نیست که دایم فکر کنی احتمال این هست که صبح اعدام بشوی.»

این فرد مطلع درباره دادگاه‌های برگزار شده برای متهمان پرونده علیخانی نیز می‌گوید: «این دادگاه‌های که می‌گویند برگزار شده توی سالن قضات خود زندان و به‌صورت جمعی انجام می‌شد. جلسه آخر قاضی از بچه‌ها گروهی پرسیده بود اتهامات را قبول داری؟ وقتی از شکنجه‌ها گفته بودند گفته بود، کم بوده که هنوز حرف می‌زنی! بیا این‌جا را انگشت بزن تا خودم از آن بدترش را سرت نیاوردم.» 

او می‌گوید که قاضی به بعضی از متهمان پرونده علیخانی گفته بوده: «اصلا شماها را نباید می‌گذاشتند به زندان برسید و توی راه یک گلوله خرج‌تان می‌کردند.»

برای ایران‌وایر مشخص نیست که قاضی پرونده میدان علیخانی که در شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان بررسی شده، کیست. با این‌حال بر اساس اطلاعاتی که پیش‌تر، «مهدی محمودیان»، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق منتشر کرده، در حال حاضر، «محمدرضا توکلی» و «مرتضی براتی»، قضات شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان هستند. نهادهای حقوق‌بشری می‌گویند هر دوی این قضات در نقض حقوق معترضان سال‌های گذشته و صدور احکام سنگین و اعدام نقش داشته‌اند.  توکلی قاضی پرونده «توماج صالحی»، رپر معترض و بازداشت‌شده در اعتراضات «زن زندگی آزادی» بوده. براتی نیز در پرونده «خانه اصفهان» در اعتراضات۱۴۰۱، برای سه معترض اصفهانی، حکم اعدام صادر کرد.

فرد مطلعی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده درباره پرونده «ساسان آزادوار»، جوان ۲۱‌ساله‌ای که در اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵ اعدام شد نیز می‌گوید: «ساسان اولین اعدامی بند ما بود و گفت چوب زدم شیشه ماشین سپاه ولی کسی داخلش نبود و رفتم بنزین بگیرم آتیش‌اش بزنم کسی بهم بنزین نداد. به او اتهام زده بودند، چند نفر را توی ماشین سوزانده، فیلم چوب زدنش بود ولی بقیه‌اش نه، من که باورم نمی‌شد اعدامش واقعی باشد و خودش هم هی می‌گفت جدی است؟!»

در ویدیویی که پیش‌تر خبرگزاری میزان نیز منتشر کرده، در بازسازی صحنه، ساسان به بازجوهایش نشان می‌دهد که چگونه با چوب به شیشه عقب ون پلیس ضربه زده. او می‌گوید که شیشه عقب ون شکسته و اشاره می‌کند که قصد گرفتن بنزین از خودروهای عبوری را داشته ولی ادامه حرف‌هایش قطع شده و راوی برنامه جای او از آتش‌سوزی حرف می‌زند. ساسان آزادوار جونقانی، کاراته‌کا بود و جزو نخستین بازداشتی‌های اعتراضات دی در اصفهان که اعدام شد. 

از همه‌چیز محروم؛ آزار توسط زندان‌بان

به گفته منابع آگاهی که با ایران‌وایر صحبت کرده‌اند معترضان دی در زندان دستگرد از تمامی امکانات محرومند: «اجازه استفاده از کتابخانه، سالن ورزشی، سینما و این‌جور چیزها را به معترضان دی نمی‌دادند. حتی اجازه نمی‌دادند توی زندان کار کنند یا مسوولیتی برعهده بگیرند، با این‌که خیلی‌هایشان واقعا نیاز داشتند کار کنند و در خرج زندان‌شان مانده بودند.»

او به نقش شخصی با نام خانوادگی «هادیان» که مسوول حفاظت داخلی زندان دستگرد است نیز اشاره کرده و می‌گوید: «از آن جان‌فداهای رهبر است. در حالی که وظیفه‌اش جلوگیری از درگیری یا قاچاق مواد و اقلام ممنوعه است، با نفرت مخصوصی این بچه‌ها را اذیت می‌کرد. به هر شکلی که می‌شد آزار روحی می‌داد و به شکل سربسته از بقیه زندانی‌ها هم می‌خواست که اذیتشان کنند.»

View the original on IranWire →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.

«قاضی گفت باید یک گلوله خرج‌تان می‌شد، اصلا پایتان به زندان نمی‌رسید» — KioskNews