«تحول ساختاری» پس از جانباختن مهسا امینی؛ روایت یک جامعهشناس
«ابراهیم حاجیانی»، جامعهشناس و نخستین رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، در گفتوگویی با «انصافنیوز» با اتکا به سه دهه تجربه در سنجش افکار عمومی، تصویری دقیق و نگرانکننده از گسستهای اجتماعی و تحولات نگرشی در ایران ارائه دادهاست. او در این گفتوگو تاکید کرده، یافتههای پیمایشهای ملی نشان میدهند که جامعه ایران دچار یک «بحران و خلاء جدی اعتماد» شده و از بنبستهای ساختاری، تعمیق شکافهای حاکمیت-ملت و تغییرات برگشتناپذیر در سبک زندگی رنج میبرد.
او در این گفتوگو به کشتهشدن «مهسا ژینا امینی» به عنوان نقطه عطفی در مطالبه تغییرات بنیادین اشاره کرده، افزودهاست: «مادران همواره نقطه ثقل حفظ نظم اجتماعی و ثبات فرهنگی بودهاند، همذاتپنداری آنها با مهسا امینی به ويژه از آنجا که هر یک از آنها دختری همسن و سال او داشتهاند، باعث تغییر سریع نگرش در لایههای سنتی جامعه نسبت به حجاب اجباری، سبک زندگی و حاکمیت سیاسی شد».
خلاصهای از گفتوگوی انصافنیوز با ابراهیم حاجیانی را در ادامه میخوانید:
جهش خیزشگونه در مطالبه «تغییرات بنیادین»
یکی از شاخصترین دادههای پیمایشی مورد اشاره حاجیانی، مربوط به «پرسش سهگزینهای درباره وضع موجود» است که نگرش شهروندان را به سه گروهِ مدافعان تداوم وضع موجود، طرفداران اصلاحات، و خواستاران تغییرات بنیادی تقسیم میکند . به گفته او، در پیمایش فرهنگ سیاسی ایرانیان در سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳، میزان پاسخگویانی که خواستار تغییرات اساسی و بنیادی در کشور بودند، تنها حدود ۸ درصد بود. اما تکرار این نظرسنجی در مراکز مختلف افکارسنجی نشان میدهد این رقم در حال حاضر به حدود ۶۷ درصد رسیده است. این شیب صعودی ملموس، بیانگر چرخش قطعی بخش اعظم جامعه از الگوی اصلاحطلبی تدریجی به سمت ضرورت تحولات ساختاری و بنیادی است .
مهسا امینی؛ نقطهعطف تاریخی و شتاب تغییرات
حاجیانی رویدادهای سال ۱۴۰۱ و کشتهشدن مهسا امینی را نقطهعطفی تاریخی در رفتار و نگرشهای اجتماعی ایرانیان میداند که جامعه را بهروشنی به دو دوره «قبل و بعد از ۱۴۰۱» تقسیم کرده است. به باور این جامعهشناس، تحولات ۱۴۰۱ فراتر از مظاهر خیابانی و پوشش، نگرشهای سیاسی، نوع دینداری، جایگاه مداخله دین در سیاست و روابط اجتماعی را دستخوش تحولی بنیادی کرد .
ویژگیهای فردی مهسا امینی — مظلومیت، جوان بودن و مهمان/غریب بودن او — حس همدلی عمیقی را بهویژه در میان جامعه مادران ایجاد کرد. از آنجا که مادران همواره نقطه ثقل حفظ نظم اجتماعی و ثبات فرهنگی بودهاند، همذاتپنداری آنها با مهسا امینی باعث تغییر سریع نگرش در لایههای سنتی جامعه نسبت به حجاب اجباری، سبک زندگی و حاکمیت سیاسی شد.
بحران ژرف اعتماد و فروپاشی سرمایه اجتماعی بخش دیگری از تحلیل حاجیانی به فروپاشی مرجعیتهای سنتی و مدرن اختصاص دارد. در حال حاضر، هیچ نهاد یا گروه مرجعی وجود ندارد که بتواند اعتماد قاطبه جامعه ایران را جلب کند. نرخ اعتماد عمومی به مسئولان سیاسی کشور به حدود ۷ تا ۸ درصد رسیده است. این شاخص برای روحانیون و علما حدود ۱۵ درصد، برای استادان دانشگاه ۱۱ درصد و برای معلمانی که از ارکان حیاتی سرمایه اجتماعی محسوب میشوند، زیر ۱۰ درصد (حدود ۴ تا ۵ درصد) است.
نهاد خانواده کماکان با میانگین ملی ۵۸ تا ۶۰ درصد بالاترین میزان اعتماد را دارد، اما این میزان در کلانشهرها به کمتر از نصف (حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد) افت کرده و مدام در حال تضعیف است. در حوزه سیاسی و رسانهای نیز میزان اعتماد به قوای سهگانه حدود ۲۵ تا ۲۹ درصد و اعتماد به صداوسیما حدود ۲۵ درصد برآورد میشود.
او همچنین یکی از ملموسترین نشانههای این بحران اعتماد را نرخ عدم پاسخگویی به پرسشنامههای افکارسنجی توصیف کرده و گفتهاست: «هماکنون حدود ۷۰ درصد از شهروندان به دلیل بیاعتمادی، حاضر به پاسخگویی به پرسشگران نظرسنجیها نیستند».
بنبست سیاستهای افقی حاکمیت
در تحلیل آیندهپژوهانه ۱۰ سال آتی، حاجیانی تغییر در سبک زندگی و نهاد خانواده را پیشران اصلی تحولات ایران میداند. نشانههایی چون افزایش مجردان قطعی (بین ۷ تا ۹ میلیون نفر)، رشد چشمگیر طلاق، شکلگیری خانوادههای تکوالدینی و تکنفره، در کنار افزایش استقلال اقتصادی و تحصیلات زنان، ساختار اجتماعی ایران را به سمت مدرنتر، فردگرایانهتر و جهانیتر شدن سوق میدهد.
او تاکید میکند که تلاشهای یکطرفه و از بالا به پایین حاکمیت برای مهار این تغییرات یا بازگرداندن جامعه به وضعیت گذشته، فاقد تکنیک و ابزار کارآمد بوده و بهمنزله «آب در هاون کوبیدن» است که حاصلی جز هدر رفتن منابع و تشدید اثرات منفی ندارد. از نظر او، هرگونه مدیریت اجتماعی تنها از طریق گفتوگوی جمعی، تعامل واقعی و مشارکت دادن نسلهای جدید امکانپذیر خواهد بود؛ امری که حاکمیت فعلاً از انجام آن عاجز است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.