سنگینی جنگ بر انتخابات میاندورهای آمریکا؛ جمهوری اسلامی میبایست پیش از تابستان ۲۰۲۶ سرنگون میشد
ولید فارِس (ایندیپندنت عربی) – بیشتر ناظران بر این باورند جنگی که دولت دونالد ترامپ از سال ۲۰۲۵ علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته، تأثیر مستقیمی بر انتخابات آمریکا به ویژه انتخابات میاندورهای نوامبر خواهد داشت. این ارزیابیها از ماهها پیش مطرح شده بود و من نیز از نخستین صداهایی بودم که دستکم از اواخر ژانویه و اوایل فوریه نسبت به این تحول هشدار دادم.

من در این ستونها در «ایندیپندنت عربی» نوشتم و در شبکههای تلویزیونی آمریکایی و بینالمللی نیز تأکید کردم که اگر نظام حاکم در تهران پیش از تابستان ۲۰۲۶ سرنگون نشود، این مسئله بر انتخابات پاییز و رقابت بر سر کنترل کنگره تأثیر خواهد گذاشت. در ابتدا تنها شمار اندکی از رسانههای آمریکایی این هشدار را جدی گرفتند، اما چند ماه بعد، شبکههای تلویزیونی محافظهکار و مفسران جمهوریخواه نیز این دیدگاه را مطرح کردند که نظام تهران عملاً در صدد است پاسخهای خود به واشنگتن را به تأخیر بیندازد تا مذاکرات را ناکام بگذارد و همزمان در برابر ماشین نظامی آمریکا مقاومت کند.
پس از کشتار مخالفان در ایران توسط جمهوری اسلامی در ماه ژانویه ۲۰۲۶، هدف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این بود که همزمان با در نظر گرفتن پیامدهای کشتارهای گسترده، گزینه مذاکره را مطرح کند. دولت ترامپ نیز حمله به اهدافی در داخل ایران را آغاز کرد و شروطی را برای مشارکت دیپلماتیک تعیین نمود. در ابتدا، کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنهای، و شمار زیادی از فرماندهان و مقامات ارشد نظامی، موجی از ترس را در میان حاکمان رژیم خمینی ایجاد کرد؛ آنها دریافتند که اگر توافقی ارائه نکنند، ممکن است کل رهبری نظام نابود شود.
در مقابل، سپاه پاسداران میدانست که پس از کشته شدن دهها هزار غیرنظامی ایرانی، سرنوشت نهادها و واحدهای امنیتی مستقر در سراسر ایران به دست مردم خواهد افتاد و بسیاری از آنها ممکن است با اقدامات تلافیجویانه روبرو شوند. پس دیگر گزینهای جز ارائه پیشنهادهایی به طرف آمریکایی ندارند، اما بدون تسلیم شدن. اساس بازی این بود که پیشنهادی ارائه شود، سپس توافق امضا شود، بعد توافق رد شود و جبهههای جدیدی برای جنگ گشوده شود؛ مانند تنگه هرمز و سرانجام بابالمندب.
درواقع، این طرح موفق شد. طی هفت ماه، آمریکا عملیات نظامی برای تضعیف نظام ایران انجام داد، اما همزمان هرگاه سطح تنش به حدی میرسید که نیروهای نظام ایران را با خطر مواجه میکرد، پیشنهاد توقف حملات را نیز مطرح میکرد. این سناریو از فوریه تا سپتامبر تکرار شد. از نظر نظامی، آمریکا موفق شد ماشین نظامی رژیم ایران را درهم بشکند، اما آن را بطور کامل از بین نبرد.
به این ترتیب، برگهای که سپاه پاسداران همچنان در دست داشت و دارد، «انتخابات میاندورهای» است. ایده این بود که به نظام ایران اجازه داده شود تا زمان انتخابات دوام بیاورد و روی پیروزی مخالفان در یکی از دو مجلس کنگره، یعنی سنا یا مجلس نمایندگان، حساب کند.
اگر مخالفان، یعنی حزب دموکرات و جریان سوسیالدموکرات، بتوانند در یکی از دو مجلس اکثریت به دست آورند، فشارهای قانونی و سیاسی بر کاخ سفید برای خروج از جنگ بسیار شدید خواهد شد. محاسبات تهران این است که دولت آمریکا از عملیات خود عقبنشینی خواهد کرد یا دستکم توافقی را مشابه توافق هستهای ایران موسوم به برجام که در دولت باراک اوباما منعقد شد، خواهد پذیرفت.
رفت و برگشت میان تهران و واشنگتن طی هشت ماه، وضعیتی موجود و متحرک ایجاد کرده که تغییر نخواهد کرد، مگر آنکه رئیس جمهور ترامپ استراتژی «شوک و بهت» را در قبال جمهوری اسلامی به کار گیرد و این امر به فروپاشی نظام منجر شود.
اما رئیس جمهور در سازمان ملل اعلام کرد که ممکن است پس از انتخابات نوامبر با نظام ایران به توافق برسد؛ این موضوع نشان میدهد که وضعیت موجود ممکن است تا پس از انتخابات نیز ادامه پیدا کند.
به نظر میرسد کارزار جمهوریخواهان به این نتیجه رسیده که موضوع ایران نباید در نوامبر به یکی از گزینههای اصلی رأیدهندگان تبدیل شود؛ صرفاً به این دلیل که واشنگتن در حال حاضر ظاهراً قادر نیست پاسخ روشنی برای رأیدهندگان ارائه کند.
از نظر نظامی، آمریکا دستاوردهای بزرگی در برابر جمهوری اسلامی به دست آورده، اما از نظر سیاسی تا کنون نتیجه دیپلماتیک واقعی حاصل نشده است. مخالفان، به رهبری اوباما، معتقدند که اگرچه این ادعا درست است که قدرت نظامی آمریکا به مراتب بر نیروهای مسلح رژیم ایران برتری دارد، اما نبود یک برنامه جامع و مورد قبول و امضاشده از سوی دو طرف، نشاندهنده وضعیت عدم اطمینان است.
اما آیا چنین ابهامی میتواند بر نتایج انتخابات تأثیر بگذارد؟
نخست اینکه این انتخابات، انتخابات قانونگذاری است و نه ریاست جمهوری. بنابراین سیاست خارجی ممکن است عامل تعیینکننده نتایج نباشد، در حالی که مسائل داخلی همچنان اهمیت زیادی برای رأیدهندگان دارند. با این حال، درگیریهای خارجی بر رأیدهندگان تأثیر مشخصی دارند، به ویژه بر برخی جوامع بیش از دیگران؛ از جمله جوامع یهودی، عرب، مسلمان و ایرانی. به این ترتیب، نحوهای که مخالفان وضعیت خلیج فارس و دریای سرخ مطرح میکنند، عامل مهمی در تأثیرگذاری بر رأیدهندگان خواهد بود.
حتی اگر حوزههای انتخاباتیای که توجه بیشتری به جنگهای خاورمیانه دارند اندک باشند، تعداد کرسیهایی که دو حزب را از یکدیگر جدا میکند نیز محدود است. این بدان معناست که بسته به توازن نیروها در منطقه، ممکن است برخی حوزهها تحت تأثیر قرار گیرند و همین کرسیها بتوانند توازن قدرت میان دو حزب را تغییر دهند.
پرسش همچنان اینست که در هر سناریویی، این تحولات چه تأثیری بر سیاست خارجی آمریکا در سال ۲۰۲۷ خواهند گذاشت؟
اگر جمهوریخواهان اکثریت خود را بهواسطه یک اقدام گسترده از سوی دولت در آخرین لحظه حفظ کنند، رئیس جمهور ترامپ همچنان در جایگاه رهبری خواهد بود و پس از انتخابات باید درباره ایران تصمیم بگیرد.
اما اگر دموکراتها کنترل یکی از دو مجلس یا هر دو را به دست آورند، این مسئله تأثیر زیادی بر سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا خواهد داشت. در آنصورت، اگر جمهوریخواهان یکی از دو مجلس کنگره را از دست بدهند، میتوان گفت محاسبه نظام ایران به هدف خود رسیده است.
رئیس جمهور گفته است که دولتش حتی در صورت کنترل مجلس نمایندگان توسط مخالفان، همچنان بیش از دو سال برای حل این مسئله فرصت دارد. در این زمینه بحث گستردهای در جریان است زیرا شرایط با سال ۲۰۱۹ تفاوت کرده است.
استدلال این است که وقتی ترامپ در آن دوره به قدرت رسید، بخشهای گستردهای از بوروکراسی آمریکا تحت کنترل مخالفانی مرتبط با دولت اوباما بود؛ در حالی که ترامپ امروز، در اصل، توانسته رؤسای نهادها و سازمانهای اصلی را منصوب کند. بنابراین اقدامات مجلس نمایندگان یا سنا تحت رهبری دموکراتها ممکن است به همان اندازه بر سیاست خارجی رئیس جمهور تأثیر نگذارد.
اما بحث درباره اینکه سیاست آمریکا در قبال ایران از سال ۲۰۲۵ و دو جنگی که دولت علیه رژیم ایران انجام داده است، چگونه بر تصمیم رأیدهندگان در نوامبر تأثیر خواهد گذاشت، حول سه محور خواهد بود:
محور نخست، جنگ واقعی میان آمریکا و رژیم ایران: این جنگ چگونه مدیریت شد، چه کسی در آن برتری پیدا کرد و چشمانداز آینده چیست؟
محور دوم، تلاشهای دیپلماتیک: در نهایت چه کسی دست بالا را در مذاکرات داشت؟
محور سوم: آینده رابطه با نظام ایران پس از انتخابات؛ چه گزینههایی روی میز خواهد بود؟
اما فوریترین پرسش در پاییز به سناریوی مخالفان در صورت از دست دادن یکی از دو مجلس توسط جمهوریخواهان مربوط خواهد بود. اگر مخالفان پیروز شوند، چه خواهند کرد و چگونه بر دولت ترامپ فشار خواهند آورد تا جنگ را بدون دستیابی به یک پیروزی سیاسی در داخل پایان دهد؟
برخی تحلیلگران معتقدند دموکراتها از تمام ابزارهای در دسترس خود برای وادار کردن دولت به خروج از جنگ استفاده خواهند کرد. برخی دیگر نیز این دیدگاه را مطرح میکنند که مخالفان خواستار مشارکت در مذاکرات با نظام ایران و همچنین مشارکت در مدیریت یک توافق هستهای جدید با جمهوری اسلامی خواهند شد.
اما جمعبندی همچنان اینست: اگر جمهوریخواهان کنترل کنگره را حفظ کنند، فضای سیاسی گستردهای در اختیار رئیس جمهور قرار خواهد گرفت و این دوره برای نظام ایران دشوار خواهد بود. اما اگر دموکراتها در «کاپیتول هیل» پیروز شوند، دولت ترامپ به شدت از سیاست خود دفاع خواهد کرد، ولی پیشرفت چندانی حاصل نخواهد شد؛ مگر آنکه واقعگرایان در میان دموکراتها مسئول نظارت بر سیاست خارجی شوند.
*منبع: ایندیپندنت عربی
*نویسنده: ولید فارِس مشاور سابق ترمپ در امور خاورمیانه
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.