هاآرتص: حملات حوثیها میتواند زمان ورود آمریکا به جنگ با جمهوری اسلامی را تعیین کند

روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت حملات حوثیها به عربستان سعودی، راهبرد واشینگتن برای سپردن امنیت منطقه به کشورهای آن را به آزمون گذاشته است؛ مداخله آمریکا در حمایت از ریاض نیز میتواند این کشور را در زمانی که حوثیها تعیین میکنند، به جنگ با حکومت ایران بکشاند.
تسڤي بارئل، تحلیلگر هاآرتص، در این مقاله استدلال میکند که هدف حملات حوثیها صرفا پاسخ دادن به عملیات نیروهای یمنی مورد حمایت عربستان نیست. این گروه میخواهد به ریاض نشان دهد که بازپسگیری مناطق در یمن، امنیت عربستان سعودی را تضمین نمیکند و هر پیشروی در جبهه یمن ممکن است با گشوده شدن جبههای در خاک عربستان همراه شود.
به نوشته هاآرتص، حملات پیاپی به فرودگاه ریاض، برگزاری کنگره جهانی انرژی را نیز با ابهام روبهرو کرده است؛ رویدادی که انتظار میرفت حدود ۲۵ هزار مهمان، از جمله وزیران، مدیران شرکتهای انرژی و روزنامهنگاران در آن شرکت کنند.
لغو پروازهای شرکتهای هواپیمایی عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی، برگزارکنندگان را واداشته است مسیرهای جایگزین، از جمله پرواز به دمام و سپس سفر زمینی به ریاض، پیشنهاد کنند. بارئل مینویسد اختلال در این رویداد، علاوه بر خسارتهای مادی، جایگاه بینالمللی عربستان سعودی را نیز هدف میگیرد.
در همین حال، نیروهای دولت یمن به رهبری تیپهای العمالقه و با پشتیبانی نیروی هوایی عربستان سعودی، برای بازپسگیری کنترل تنگه بابالمندب، بندر المخا و سواحل غربی یمن میجنگند. به نوشته هاآرتص، گزارشهای تایید نشده از بازپسگیری برخی شهرها حکایت دارد، اما آزادی کشتیرانی در این مسیر هنوز برقرار نشده است.
این تحلیل، دشواری اصلی ریاض را تعریف «پیروزی» در یمن میداند: آیا هدف، بازپسگیری سواحل و تنگه بابالمندب است یا سرنگونی حکومت حوثیها و بازگرداندن مناطق تحت کنترل آنها به دولت بهرسمیتشناختهشده یمن؟
به ارزیابی بارئل، هیچیک از این اهداف در حال حاضر بهآسانی دستیافتنی نیست. حتی عقب راندن حوثیها از تنگه و جزیره پریم، توانایی آنها برای حمله از راه دور به کشتیها را از میان نمیبرد. سرنگونی حکومت آنها نیز به نیرویی بزرگتر از آنچه عربستان سعودی اکنون قادر به بسیج آن است، نیاز دارد.
هاآرتص مینویسد حوثیها برای ناکام گذاشتن ریاض نیازی به شکست کامل ارتش عربستان سعودی ندارند؛ کافی است جنگ را چنان پرهزینه، طولانی و خطرناک کنند که دستیابی به اهداف آن نامطمئن شود.
با وجود پیامدهای درگیری برای تجارت جهانی و انتقال نفت، حمایت نظامی شرکای عربستان سعودی نیز محدود مانده است. ترکیه و پاکستان، دو عضو اتحاد راهبردی با ریاض، اعلام کردهاند نیروهایشان مستقیما در نبردهای داخل یمن شرکت نخواهند کرد.
بر اساس این گزارش، حدود هشت هزار سرباز پاکستانی در عربستان سعودی مستقرند و قرار است چند هزار نیروی دیگر نیز اعزام شوند. پاکستان همچنین به ارتش یمن سلاح و تجهیزات داده و ترکیه مربیان و مستشاران نظامی، اپراتورهای پهپاد و تجهیزات فناورانه فرستاده است.
با این حال، تلاش ریاض برای گسترش ائتلاف با موانع جدی روبهرو شده است. کشورهای خلیج فارس از پیوستن به آن خودداری کردهاند؛ برخی نگران کشیده شدن به جنگ و قرار گرفتن دوباره در معرض حملات حکومت ایراناند و برخی نیز با عضویت در اتحادی نظامی با حضور کشورهای غیرعرب موافق نیستند.
مصر هم، با وجود اهمیت امنیت دریای سرخ و درآمد کانال سوئز برای اقتصادش، درخواست پیوستن به ائتلاف را نپذیرفته است. به نوشته هاآرتص، قاهره آماده ارائه پشتیبانی لجستیکی، اطلاعاتی و گشتهای دریایی است، اما نمیخواهد به هدف حملات حوثیها تبدیل شود. احمد الشرع، رییسجمهوری سوریه، نیز با اشاره به بازسازی ارتش و مشکلات داخلی کشورش، درخواست اعزام نیرو را رد کرده است.
بارئل این وضعیت را آزمونی برای راهبردی میداند که هدف آن کاهش وابستگی کشورهای منطقه به حمایت نظامی آمریکا و واگذاری مسئولیت امنیت به خود آنهاست. به ارزیابی او، اتحاد شکلگرفته میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در معرض تکرار سرنوشت ائتلافهای پیشین به رهبری ریاض قرار دارد که عمدتا روی کاغذ باقی ماندند.
در این میان، واشینگتن با دو گزینه دشوار روبهروست. تنها گذاشتن عربستان سعودی میتواند همزمان با تقویت حوثیها و حکومت ایران، اعتبار نظم امنیتی مورد نظر آمریکا را تضعیف کند. مداخله نیز ممکن است آمریکا را دوباره وارد جنگ یمن کند و دامنه درگیری را به جنگ با حکومت ایران بکشاند.
هاآرتص نتیجه میگیرد که در چنین شرایطی، تصمیم درباره زمان ورود آمریکا به جنگ ممکن است بیش از آنکه تابع برنامه واشینگتن باشد، تحت تاثیر اقدامات حوثیها قرار گیرد.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.

