RTP DesportoCarlos Vicens alerta para dificuldades e ambiente do estádio do CopenhagaDaily MaverickIN THE DOCK: Sibiya wiped phones before arrest, court hears, as alleged victims oppose bailESPN DeportesPSG lo ganó desde el primer tiempo y lo sufrió en el segundoThe Jerusalem PostOpenAI employee who left for Apple took files about unreleased device, OpenAI allegesESPNAs it happened: PSG prevail at Man City; Madrid comeback win; Liverpool, Villa hit 6InquirerLawmakers, JICA join inspection of North-South Commuter railwayZDF heuteAktuelle Pressemitteilungen des ZDFStraits Times SportPSG outgun embattled Man City in six-goal Champions League thrillerNOSGevonden vliegtuigwrak in Dronten blijkt Britse bommenwerper uit WO IISouth China Morning PostMusk suggests US government behind any slowdown in Ukraine’s StarshieldANSA SportChampions: Gasperini "Real surclassato in tutto, peccato aver buttato la vittoria"Premium TimesTinubu urges judges to close loopholes delaying corruption trials
The Daily Newsstand · Free, Always
Wednesday, October 14, 2026

متهم به جاسوسی از خبرنگاران ایران‌اینترنشنال: برای فیلم‌برداری ۲ هزار پوند گرفتم

Translate

مصطفی سپه‌وند، یکی از متهمان به جاسوسی از خبرنگاران ایران‌اینترنشنال، گفت دو هزار پوند برای فیلم‌برداری از مکان‌هایی گرفته اما علیه خبرنگاران اقدامی نکرده است. فراهم کردن زمینه حمله و اعمال خشونت شدید علیه کامبیز حسینی و یا مجتبا پورمحسن از اتهامات سه متهم این پرونده است.

او هنگام خواندن متن بازجویی‌ها در دادگاه، خشمگین شد و به جمهوری اسلامی و خمینی دشنام داد، با خشم و فریاد از کشته‌شدن یکی از بستگانش گفت و از جلسه بیرون برده شد.

دادگاه سلطنتی وولویچ چهارشنبه ۲۲ مهر، در ادامه محاکمه سه ایرانی متهم به همکاری با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، بخش‌هایی از بازجویی‌های مصطفی سپه‌وند و فرهاد جوادی‌منش را شنید. یک مامور پلیس که پشت پرده قرار داشت، پرسش‌های بازجویان را می‌خواند و نماینده دادستانی پاسخ‌های ثبت‌شده متهمان را بازگو می‌کرد.

سپه‌وند، جوادی‌منش و شاپور قلعه‌علی‌خانی نوری اتهام‌های خود را رد کرده‌اند.

بنا بر روایت دادستانی، آن‌ها خبرنگاران مرتبط با ایران‌اینترنشنال، از جمله مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، را زیر نظر گرفته بودند تا زمینه اعمال خشونت شدید علیه دست‌کم یکی از افراد هدف فراهم شود.

هنگام خواندن بخشی از بازجویی سپه‌وند درباره پیام‌های او و مصطفی قربانی، سپه‌وند از جایگاه متهمان شروع به فریاد زدن و فحاشی کرد و با دستور قاضی از دادگاه بیرون برده شد.

  • وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده قضایی متهم برای «تمام کردن کار» خبرنگاران ایران‌اینترنشنال

دو هزار پوند برای فیلم‌برداری و ادعای فشار بر خانواده

در بازجویی ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، سپه‌وند گفته بود برای فیلم‌برداری دو هزار پوند گرفته است. دادستانی می‌گوید سپه‌وند از افرادی در ایران پول دریافت می‌کرده است. او در همان بازجویی مدعی شده بود تهدیدها حدود یک سال پیش و دستورها برای انجام کار حدود هفت تا هشت ماه پیش از آن آغاز شده‌اند.

پلیس از سپه‌وند پرسیده بود آیا مصطفی قربانی دستورهای مربوط به زیرنظر گرفتن خبرنگاران را به او منتقل می‌کرده است. سپه‌وند که قربانی را دوست خود و صاحب مغازه قلیان معرفی کرده بود، گفته بود او همیشه با جمهوری اسلامی همراه بوده است. او در عین حال مدعی شده بود قربانی را هم برده و کتک زده‌اند.

در بازجویی‌های خوانده‌شده، سپه‌وند بارها انجام هرگونه اقدام علیه خبرنگاران را رد کرده و گفته بود خود و خانواده‌اش در خطرند. در یکی از پاسخ‌ها گفته بود: «به من فشار آوردند کاری انجام بدهم. تهدیدم کردند، اما انجامش ندادم. انجامش ندادم.»

او در بازجویی ۲۴ اردیبهشت، در پاسخ به پرسش درباره پیام‌ها و نشانی‌هایی که در اختیار داشته، گفته بود: «می‌توانستیم آن‌ها را بزنیم. نشانی را داشتیم. اما به خدایی که آن بالاست قسم می‌خورم هیچ کاری نکردیم.»

سپه‌وند در پاسخ به پرسش‌های مربوط به مجتبا پورمحسن نیز مدعی شده بود می‌خواسته او را نجات دهد و جمع‌آوری اطلاعات را رد کرده بود.

در بخش دیگری از بازجویی، پلیس درباره پیام‌های قربانی و اشاره‌های او به فردی به نام امین پرسیده بود. سپه‌وند در پاسخ به بعضی پرسش‌ها از اظهار نظر خودداری کرده و در پاسخ‌های دیگر، امین را فردی صاحب قدرت و عامل آزار و بازداشت اعضای خانواده‌اش معرفی کرده بود.

تصویر کامبیز حسینی و پیام مربوط به «سگ» و «ماشین»

پلیس از هر دو متهم درباره تصویری از کامبیز حسینی پرسیده بود که سپه‌وند چهارم دی ۱۴۰۳ برای جوادی‌منش فرستاده بود. پرسش‌های بعدی به پیامی در روز پنجم دی مربوط می‌شد که در آن از دیدن «سگ» و «ماشین» در اینستاگرام صحبت شده بود.

  • افشای گفت‌وگوهای متهمان پرونده جاسوسی جمهوری اسلامی علیه روزنامه‌نگاران ایران‌اینترنشنال

بازجویان از سپه‌وند پرسیده بودند آیا منظور از «سگ»، خبرنگار بوده است. او تحقیق پلیس را اشتباه خوانده و در پاسخ به پرسش‌های بعدی درباره این پیام از اظهار نظر خودداری کرده بود.

جوادی‌منش در بازجویی خود گفته بود نام کامبیز حسینی را نمی‌دانسته و از روی کنجکاوی تصویر را نگاه کرده است. او توضیح داده بود می‌خواسته بداند آیا فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که شنیده بود به او حمله شده است.

پلیس به او یادآوری کرده بود که هم نام ایران‌اینترنشنال و هم نام کامبیز حسینی روی تصویر دیده می‌شود. جوادی‌منش گفته بود به موضوع علاقه‌ای نداشته و به یاد نمی‌آورد لینک اینستاگرامی برنامه حسینی را باز کرده باشد.

در پاسخ به پرسش درباره عبارت «خوب، خوب» که برای سپه‌وند فرستاده بود، جوادی‌منش گفته بود این تکیه‌کلام را از یک یوتیوبر گرفته و منظورش مهم نبودن موضوع برای خودش بوده است.

پلیس سپس درباره پاسخ سپه‌وند، «همین است، برادر»، پرسیده بود. جوادی‌منش گفته بود مطمئن نیست، اما شاید منظور سپه‌وند این بوده که فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته است.

جوادی‌منش درباره پیام مربوط به اینستاگرام نیز گفته بود سپه‌وند قصد داشته نام «فرهاد» را بنویسد، اما آن را به اشتباه «فردا» تایپ کرده است. او در عین حال گفته بود معنای پیام را به یاد نمی‌آورد.

جوادی‌منش: عبور از کنار ایران‌اینترنشنال و رفتن به کارواش

جوادی‌منش در نخستین بازجویی خود، در ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، گفته بود نام ایران‌اینترنشنال را در اینستاگرام شنیده، اما اخبار آن را دنبال نمی‌کند. او هرگونه دریافت دستور برای رصد خبرنگاران یا جمع‌آوری اطلاعات درباره این شبکه را رد کرده بود.

وقتی پلیس درباره حضورش در نزدیکی ساختمان ایران‌اینترنشنال پرسیده بود، جوادی‌منش گفته بود ممکن است با خودرو یا پیاده از آنجا گذشته باشد. او ساختمان را زیبا توصیف کرده و گفته بود چون نام شبکه را در ایران شنیده بود، کنجکاو شده بود ساختمانش را ببیند. او درباره عکس گرفتن نیز گفته بود ممکن است عکس‌هایی گرفته باشد، اما به یاد نمی‌آورد.

جوادی‌منش در توضیح رفت‌وآمد خود در آن محدوده گفته بود برای گرفتن قرص گلودرد به یک کارواش رفته است. به‌گفته او، پیش‌تر در تیک‌تاک یا اینستاگرام پرسیده بود آیا کسی برای عفونت گلو قرص دارد.

او گفته بود از حکومت جمهوری اسلامی نفرت دارد، از سیاست دور است و پس از خروج از ایران می‌خواسته از جامعه ایرانی فاصله بگیرد. جوادی‌منش در پاسخ به پرسش‌های پلیس، تهدیدشدن خود یا خانواده‌اش برای همکاری با افرادی در ایران را رد کرده و گفته بود اگر تهدید می‌شد، موضوع را به پلیس بریتانیا اطلاع می‌داد.

او همچنین گفته بود در سال ۲۰۲۳ برای ازدواج به ایران برگشته است. وقتی پلیس پرسیده بود آیا در ایران از او خواسته‌اند درباره ایران‌اینترنشنال اطلاعات جمع کند، پاسخ منفی داده بود.

رابطه سه متهم از روایت جوادی‌منش

جوادی‌منش گفته بود سپه‌وند را حدود چهار سال است در بریتانیا می‌شناسد. بنا بر روایت او، آشنایی آن‌ها از طریق نوید امامی شکل گرفته بود؛ زمانی که جوادی‌منش به لندن آمده بود و سپه‌وند برای شام به خانه‌ای رفته بود که او در آن زندگی می‌کرد.

او رابطه‌اش با سپه‌وند را دوستی معمولی توصیف کرده و گفته بود یک روز در میان با یکدیگر صحبت می‌کردند، درباره خودرو به هم کمک می‌کردند و از مشکلات جسمی‌شان می‌گفتند. جوادی‌منش گفته بود سپه‌وند مشکل کنترل خشم دارد و آن را به مرگ پدر او و دشواری‌هایی که در ایران داشته نسبت داده بود.

به‌گفته جوادی‌منش، مبلغی که سپه‌وند به او قرض داده بود حداکثر ۳۰۰ پوند بود. او دریافت دستور از سپه‌وند و این احتمال را که سپه‌وند افرادی را بشناسد که بتوانند به او یا خانواده‌اش آسیب بزنند، رد کرده بود.

جوادی‌منش گفته بود نوری را در سال ۲۰۲۴ در یک کارواش در ایلینگ شناخته است؛ جایی که نوری خودرو او را می‌شسته است. او گفته بود نوری را به صاحبخانه‌اش معرفی کرده، اما نمی‌تواند او را دوست خود بداند. به‌گفته جوادی‌منش، این کارواش با محلی که برای گرفتن قرص گلودرد به آن رفته بود تفاوت داشت.

تلفن‌ها و خودرو در مسیرهای مشترک

دادگاه همچنین نتیجه تحلیل مارک اوبراین درباره ارتباط تلفن‌های متهمان با دکل‌های مخابراتی و سوابق تردد خودرو مرسدس A200 سپه‌وند را بررسی کرد.

بر اساس این تحلیل، تلفن‌های سپه‌وند و جوادی‌منش روز ۲۰ آذر ۱۴۰۳ همراه با مرسدس به مالت‌هاوس کورت رفته بودند.

داده‌های ارائه‌شده، تلفن سپه‌وند و خودرو او را روز ۲۶ آذر، بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۲۰ صبح، در محدوده مالت‌هاوس کورت نشان می‌داد. تلفن نوری نیز بین ساعت ۷:۴۳ تا ۸:۵۶ صبح در آن محدوده فعال بود. همان روز، تلفن سپه‌وند و مرسدس بین ساعت ۱۰:۱۰ تا ۱۰:۵۰ صبح در محدوده سنت دانستانز اَوِنیو قرار داشتند.

در ۲۷ آذر، تلفن نوری بین ساعت ۷:۴۶ تا ۸:۰۱ صبح در محدوده مالت‌هاوس کورت فعال بود. تلفن سپه‌وند و خودرو او نیز بین ساعت ۱۳:۲۵ تا ۱۴:۱۰ در محدوده نشانی نوری و سپس بین ساعت ۱۴:۲۰ تا ۱۵:۱۰ در برنتفورد، از جمله حوالی مالت‌هاوس کورت، ثبت شده بودند. داده‌هایی از همان محدوده برای حدود ساعت ۱۸:۵۰ نیز ارائه شد و به فعالیت تلفن نوری در آن حوالی اشاره شد.

بازداشت و بازجویی متهمان

در اطلاعاتی که دادستانی به‌عنوان موارد مورد توافق طرفین خواند، آمده بود هر سه متهم ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ در محل سکونتشان بازداشت شده‌اند و خانه‌هایشان بازرسی شده است.

سپه‌وند بین ۱۴ تا ۲۵ اردیبهشت، در هفت روز و مجموعا ۲۳ نوبت بازجویی شده بود. جوادی‌منش بین ۱۳ تا ۲۵ اردیبهشت، در شش روز و هشت نوبت، و نوری بین ۱۴ تا ۲۳ اردیبهشت، در چهار روز و ۱۰ نوبت مورد بازجویی قرار گرفته بودند.

  • نیویورکر: جمهوری اسلامی برای ترور مخالفان در خارج از ایران به تبهکاران محلی متوسل می‌شود

در دادگاه گفته شد سپه‌وند ابتدا چهار رقم از رمز شش‌رقمی تلفنش را به پلیس داده بود. در ادامه بازجویی‌ها، او رمزهای تلفن را در حضور وکیلش در اختیار پلیس گذاشته بود.

در شرح واکنش نوری به پرسش درباره فعالیت به نیابت از افرادی مستقر در ایران نیز آمده بود که او سرش را به نشانه مخالفت تکان داده و گفته بود: «اشتباه است؛ من از آن رژیم فرار کردم.»

سابقه پرونده؛ وعده پول و حل پرونده در ایران

در جلسه ۲۰ مهر، پیام‌هایی مطرح شده بود که سپه‌وند در آن‌ها از وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده قضایی‌اش در ایران می‌گفت. قربانی نیز از قول دیگران، حل پرونده را به انجام کار مشروط کرده بود. پیام‌های سپه‌وند به نوید، با نام ذخیره‌شده «برار سفارت»، از جمله گفته او درباره رفتن به سفارت برای دیدار با نوید، در همان جلسه بررسی شده بود.

دادستانی در آغاز محاکمه گفته بود سپه‌وند قرار بوده خشونت را اعمال کند و دو متهم دیگر، اطلاعات لازم برای حمله را جمع‌آوری کنند. دادستانی همچنین استدلال سپه‌وند درباره اجبار را نپذیرفته و گفته بود پیام‌ها نشانه‌ای از تهدید یا اجبار او ندارند؛ موضعی که در گزارش جلسه پیشین نقل شده بود.

View the original on ایران اینترنشنال →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.