هنگامه هادیانی، زن ژیمناست در مسابقات آسیایی؛ گروگانگیر از «تاریخسازی» گروگانش میگوید
سه سال پیشتر از امروز، یکی از بالاترین مدیران ورزش زنان جمهوری اسلامی میگفت ژیمناستیک زنان بهدلیل پوشش مجوز نمیگیرد و ژیمناستیک ریتمیک زنان، «هیچ ارزشی» چه در بُعد قهرمانی و چه از نظر مدال، ندارد. حالا رسانههای حکومتی، حضور «هنگامه هادیانی» در بازیهای آسیایی ناگویا را «تاریخسازی» مینامند.هنگامه، نخستین زن ژیمناست ایران «پس از انقلاب» است که در بازیهای آسیایی شرکت میکند؛ اتفاقی که هم تاریخی بوده و هم دو پرسش را زنده میکند: اول اینکه چرا زنان ایران برای رسیدن به چنین روزی نزدیک به نیم قرن منتظر ماندند؟ و سپس سوالی مهمتر اینکه چرا گروگانگیر، پس از آزاد کردن یکی از گروگانها پس از ۴۷ سال، بر سر جامعه و گروگانهایش منت میگذارد؟
از «ارزش ندارد» تا «تاریخسازی» برای جمهوری اسلامی
۱۵اسفند۱۴۰۱، «مهین فرهادیزاده»، نایبرییس وقت زنان کمیته ملی المپیک و معاون پیشین وزارت ورزش در امور زنان، در توضیح چرایی صادر نشدن مجوز حضور بینالمللی زنان ژیمناست ایران، صریح بود. او گفت لباس ژیمناستیک با «ملاحظات و شرایط فرهنگی» جمهوری اسلامی مجوز نمیگیرد و درباره ژیمناستیک ریتمیک نیز مدعی شد این رشته «هیچ ارزش قهرمانی و مدالی» ندارد.
سه سال و نیم بعد، ادبیات رسانههای حکومتی تغییر کرده است. حالا حضور یک زن ژیمناست ایرانی در بازیهای آسیایی نه فعالیتی «فاقد ارزش»، که «تاریخسازی» معرفی میشود.
هنگامه هادیانی، ژیمناست ۲۰ساله مشهدی، سهشنبه۳۱شهریور۱۴۰۵ در مرحله مقدماتی پرش خرک بازیهای آسیایی ناگویا شرکت کرد. او نخستین زن ایرانی پس از انقلاب۱۳۵۷ بود که در ژیمناستیک هنری بازیهای آسیایی به میدان میرفت. هادیانی در دو پرش امتیازهای ۱۲.۳۳۳ و ۱۱.۹۰۰ گرفت و با میانگین ۱۲.۳۱۶ در رده سیزدهم ایستاد.
خبرگزاری «صداوسیما» از «تاریخسازی دختر خراسان رضوی» نوشت و خبرگزاری «برنا»، وابسته به وزارت ورزش و جوانان، حضور او را شکستن طلسم ۵۲ساله و «افتخاری ارزشمند» خواند. پیشتر «تسنیم» نیز از «امید به تاریخسازی» هادیانی نوشته بود.
این تغییر فقط در ادبیات رسانهای دیده نمیشود. «فریبا محمدیان»، معاون کنونی امور زنان وزارت ورزش، شهریور امسال به اردوی تیم ملی ترامپولین زنان رفت؛ همان مدیری که زهرا اینچهدرگاهی گفته بود در دوره قبلی مسوولیتش در وزارت ورزش، برای جلوگیری از اعزام زنان ژیمناست به مسابقات برونمرزی تلاش میکرد.
این همان الگویی است که در آبان۱۴۰۳ درباره موتورسواری زنان هم دیده شد؛ حقی که پس از انقلاب از زنان گرفته شد و دههها بعد، تلاش برای بازگرداندن آن بهعنوان یک دستاورد تازه حکومتی تبلیغ شد. در ژیمناستیک نیز رسانههای رسمی امروز «اولین حضور پس از انقلاب» را برجسته میکنند، بیآنکه در همان روایت توضیح دهند چرا این «اولین حضور» باید نزدیک به نیم قرن پس از انقلاب اتفاق میافتاد.
۴۷ سال ممنوعیت؛ دخترانی که اجازه مسابقه نداشتند
ژیمناستیک زنان با انقلاب۱۳۵۷ در ایران از بین نرفت؛ امکان ورزش حرفهای و حضور بینالمللی آنها توسط حکومت مذهبیِ تازه وارد، سلب شد.
پیش از انقلاب، زنان ایرانی در ژیمناستیک فعالیت حرفهای داشتند. «جمیله سروری» در المپیک۱۹۶۴ توکیو برای ایران مسابقه داده بود و زهرا اینچهدرگاهی نیز گفته است سال۱۳۵۶ با مربی چینی تمرین میکرد و برنامه تیم، آماده شدن برای المپیک۱۹۸۴ لسآنجلس بود؛ انقلاب و سپس جنگ، آن مسیر را قطع کرد.
پس از استقرار جمهوری اسلامی، یکی از موانع اصلی به پوشش زنان بازمیگشت. قوانین بینالمللی ژیمناستیک برای لباس ورزشکار الزاماتی دارد و جمهوری اسلامی نیز حضور زنان بدون پوشش مورد تایید حکومت را نمیپذیرفت. نتیجه این تعارض، حذف زنان ایرانی از مسابقات بینالمللی بود؛ نه حذف علاقه آنها به ژیمناستیک.
تلاش برای تغییر این وضعیت، دستکم از دوره ریاست «زهرا اینچهدرگاهی» بر فدراسیون ژیمناستیک جدی شد. سال۱۳۹۸ فدراسیون جهانی با اصل حضور زنان ایران با پوشش پیشنهادی موافقت کرد، اما مشکل ژیمناستیک هنری بهطور کامل با این موافقت یک نهاد بینالمللی حل نمیشد؛ امکان استفاده از آن پوشش در سه وسیله مطرح بود اما پارالل همچنان مانع ایجاد میکرد. فدراسیون به همین دلیل مسیر رشتههای دیگر از جمله آکروژیم را دنبال کرد.
موافقت نهاد بینالمللی هم کافی نبود. زهرا اینچهدرگاهی گفته بود برای گرفتن مجوز داخلی، لباس زنان ژیمناست را به کمیسیون زنان مجلس برد، به ستاد امر به معروف مراجعه کرد و از صداوسیما خواست تصاویر این پوشش را پخش کند.
او همان سال ۱۳۹۸ گفته بود که پس از جلب نظر این نهادها، از فریبا محمدیان خواست توضیح دهد چرا معاونت زنان وزارت ورزش همچنان مخالفت میکند و سرانجام مجوز در شرایطی صادر شد که به گفته او، محمدیان با آن موافق نبود.
این مقاومت به یک دولت هم محدود نماند. مهین فرهادیزاده در اسفند۱۴۰۱ همچنان اصل حضور زنان در ژیمناستیک بینالمللی را به دلیل پوشش رد میکرد.
در همان سالها «ایرانوایر» در بررسی حذف زنان از ورزشهای بینالمللی، ژیمناستیک را در کنار شنا، شیرجه، واترپلو و برخی رشتههای دیگر در زمره ورزشهایی معرفی کرد که سیاستهای جمهوری اسلامی، امکان حضور بینالمللی زنان ایرانی در آنها را سلب کرده بود.
سرانجام اردیبهشت۱۴۰۴ نخستین تیم ترامپولین زنان ایران پس از انقلاب به یک تورنمنت در روسیه اعزام شد؛ مسابقاتی غیررسمی که بهاره مصلایی در آن به فینال رسید.
خرداد۱۴۰۵ نیز تیم ژیمناستیک هنری زنان ایران برای نخستین بار پس از انقلاب راهی قهرمانی آسیا در چین شد. در پی همین حضور، اتحادیه ژیمناستیک آسیا یک سهمیه بازیهای آسیایی به ایران داد و سپس هنگامه هادیانی در مسابقه انتخابی آن سهمیه را گرفت.
زنانی که ماندند؛ ورزشی که پشت درهای بسته زنده بود
ممنوعیت حضور بینالمللی به معنی تعطیلی ژیمناستیک زنان در داخل ایران نبود. دختران تمرین میکردند، مربیان زن تربیت میشدند و مسابقات داخلی برگزار میشد؛ اما انتهای مسیر به مرزهای ایران میرسید.
اسناد مسابقات داخلی نشان میدهد دختران در ردههای سنی مختلف در ژیمناستیک هنری، ریتمیک و ایروبیک مسابقه میدادند. برای نمونه، مسابقات قهرمانی کشور دختران در دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ برگزار شده و آرشیو هیاتهای استانی از لیگ ژیمناستیک هنری زنان و انتخابیهای قهرمانی کشور خبر میدهد. سال۱۴۰۲ نیز المپیاد استعدادهای برتر ژیمناستیک هنری دختران با ۱۱۰ ورزشکار از ۲۳ تیم برگزار شد. برخی مسابقات زنان بدون حضور تماشاگر برگزار میشد.
در تمام این سالها، البته زنانی بودند که برای مسابقهای تمرین میکردند که اجازه حضور بینالمللی در آن رشته ورزشی را نداشتند. زهرا اینچهدرگاهی گفته بود بیش از نیمی از حدود ۳۰۰هزار فعال ژیمناستیک ایران دخترانی بودند که «سالها بدون هیچ امیدی» ادامه میدادند.
«فاطمه اکرمی» نمونه دیگری است. او از کودکی ژیمناست بود، در مسابقات داخلی قهرمان شد و گفته است آخرین اردوی تیم ملی زنان در سال۱۳۹۰ برگزار شد و پس از آن مسابقات ملی کاهش یافت و سپس متوقف شد.
اما تلاش برای باز کردن مسیر بینالمللی برای زنان، برای مدیر اصلی این پروژه بدون هزینه نبود. زهرا اینچهدرگاهی در دورههای مختلف با وزارت ورزش وارد مناقشه شد، از ریاست فدراسیون کنار گذاشته شد و دوباره بازگشت. مرداد۱۴۰۴ ایرانوایر گزارش داد نیروهای امنیتی وارد جلسه او در فدراسیون شدند و تلفنهای همراه حاضران را جمعآوری کردند. پاییز همان سال نیز او با دستور قضایی از ریاست فدراسیون تعلیق شد.
از ممنوعیت تا «افتخار ملی»
داستان هنگامه هادیانی فقط داستان یک ورزشکار و یک رتبه سیزدهم نیست. فاصله میان جمله «ژیمناستیک زنان ارزش ندارد» در اسفند۱۴۰۱ و تبلیغ «تاریخسازی» یک دختر ژیمناست در شهریور۱۴۰۵، بخشی از تاریخ سیاست رسمی جمهوری اسلامی درباره ورزش زنان را نشان میدهد.
در چهار دهه گذشته، زنان ایرانی با محدودیتهایی در موضوعاتی از حجاب و ورود به ورزشگاه تا دوچرخهسواری، موتورسواری، شنا و ژیمناستیک روبهرو بودهاند.
برخی از این محدودیتها بعدها کاهش یافته یا درباره کاهش آنها وعده داده شده و همان تغییر نیز از سوی نهادهای رسمی بهعنوان پیشرفت یا دستاورد معرفی شده است. موتورسواری زنان نشان میدهد بحث بر سر حقی است که پس از انقلاب محدود شده و سپس مقدار اندکی از آن به صاحبان حق (زنان ایرانی) بازگردانده شده است.
حضور هنگامه هادیانی در ناگویا برای ورزش زنان ایران اتفاقی تاریخی است؛ اما «تاریخی» بودن آن، خود پرسشی تاریخی را نیز پیش روی رسانههای حکومتی میگذارد: اگر حضور یک زن ایرانی در ژیمناستیک بازیهای آسیایی امروز مایه افتخار است، چه سیاستها و تصمیمهایی از سوی چه حکومتی باعث شد زنان ایران برای رسیدن به همین نقطه نزدیک به نیم قرن منتظر بمانند؟
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.