RTP DesportoCopenhaga - Sporting de BragaThe Jerusalem PostIsrael 'took the land' from Palestinians, has 'ceded moral ground,' Obama tells Belfast crowdESPNASU hockey coach exits amid probe into player's collapse; Hakstol hiredESPN DeportesHaas F1: Rafael Câmara será piloto para 2027Bollywood HungamaKiss Ka Kissa: Vidhi Kasliwal announces romantic short film starring Priyanshu Painyuli and Vandana JoshInquirerDSWD: Mocking PWDs carries legal consequencesDaily MaverickCONSTITUTION @ 30: ‘The judges in green’ — The story behind the Constitutional Court’s iconic robesSoompiWin Signed Polaroids From LE SSERAFIM In Viki’s “Pass It On” Giveaway EventBusiness AMIndustriële productie in Europa daalt verder; België bij sterkste terugvallersZDF heuteEntdecken Sie das ZDF-NachrichtenstudioCollider'Sense & Sensibility' Steals 'Pride & Prejudice's Crown as a Masterpiece Austen Adaptation | Review
The Daily Newsstand · Free, Always
Thursday, October 15, 2026

روایت حسین عبده تبریزی از سقوط معیشت طبقه متوسط

Translate

«حسین عبده‌تبریزی» اقتصاددان و از بنیان‌گذاران بانک اقتصاد نوین در گفت و گویی با «محمد فاضلی» جامعه‌شناس در برنامه «ایران‌تاک» به بررسی چالش‌های عمیق بازار کار در ایران، پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی و رواج مشاغل کم‌بهره و ناپایدار پرداخته‌است. او که در دوره‌ای دبیرکل بورس اوراق بهادار تهران و همچنین صاحب‌امتیاز روزنامه «سرمایه» بود در این گفتگو تأکید کرده است: «برخلاف کشورهای پیشرو، اقتصاد ایران نتوانسته همگام با رشد تولید، اشتغال باکیفیت و بنگاه‌های بزرگ و مولد ایجاد کند و این در حالی است که ظهور و گسترش پرشتاب هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین به عنوان یک عامل تحول‌آفرین، تهدیدی جدی برای امنیت شغلی نیروی کار سنتی و لزوم بازنگری در سیستم آموزشی محسوب می‌شود.

او در بخشی از این مصاحبه به شرایط گروه‌های مختلف شاغل در کشور از جمله ماهیگیران و لنج‌دارانی پرداخته که در ماه‌های اخیر به دلیل وقوع جنگ در خلیج‌فارس و دریای عمان فعالیتشان متوقف شده و بازار کار خود را از دست داده‌اند.

در ادامه خلاصه‌ای از مهمترین سرفصل‌های این گفت و گو را می‌خوانید:

واقعیت اشتغال و غیبت بنگاه‌ها

عبده‌تبریزی در مصاحبه با محمد فاضلی جامعه‌شناس، با تاکید بر «نبود بنگاه‌های بزرگ و متوسط» گفته‌است: « در ایران کل کسانی که در کارگاه‌های بالای ۱۰ نفر کار می‌کنند ۲ میلیون نفرند. یعنی فقط ۷ تا ۸ درصد جمعیت شاغل‌ در کارگاه‌های بالای ۱۰ نفر کار می‌کنند. این آمار نشان می‌دهد ما نتوانسته‌ایم بنگاه‌های بزرگ یا بنگاه‌های متوسط ایجاد کنیم؛ حتی بنگاه کوچک هم نتوانسته‌ایم ایجاد کنیم.»

به گفته این اقتصاد‌دان، مغالطه نرخ بیکاری و غفلت از نرخ مشارکت یکی دیگر از نکاتی است که در بازار کار به آن توجهی نشده‌است. او در تشریح این وضعیت افزوده‌است: «باید به نرخ اشتغال توجه کنیم که چه درصدی است. از کل جمعیت در سن کار، فقط ۳۷.۵ درصد دارند کار می‌کنند. جمعیت فعالمان حدود ۴۰.۷ درصد و غیرفعال‌ نزدیک ۶۰ درصد است.»

عبده‌تبریزی با اشاره به مفهومی تحت عنوان «ناامیدی از جست‌وجوی کار» تاکید کرده‌است: «خیلی‌ از مردم می‌گویند حقوقم ۳۰ میلیون‌تومان است اما اصلاً برای رفت‌وآمد هم جواب نمی‌دهد. این یعنی کم‌کم ناامید شده از اینکه کار بیشتری پیدا کند..»

اشتغال پوپولیستی و فقیرسازی کارمندان

سیاست‌های حاکمیت در دهه‌های اخیر، ساختار اداری را به ابزاری برای پنهان‌سازی بحران بیکاری تبدیل کرده است. عبده تبریزی با اشاره به ریشه‌های این وضعیت و استخدام‌های بی‌ضابطه دولتی در این مصاحبه تاکید کرده است: «آقای احمدی‌نژاد بالای ۱ میلیون نفر را به دستگاه دولت برد؛ این یعنی یک اشتغال پوپولیستی را وارد کرد در حالی که همان موقع مطالعه‌ای وجود داشت که جمعیت نیروی کار دولتی ۵۰ درصد اضافه‌است. متأسفانه این اشتغال پوپولیستی هم مد شده و هنوز هم ادامه دارد».

او با تاکید بر این که این رویکرد به‌جای ایجاد رفاه، به فقیرتر شدن عمومی مزدبگیران و تضعیف گسترده کارمندان انجامیده افزوده است: «ما شاید تنها کشوری در دنیا باشیم که کارمند دولتمون هم زیر خط فقرن؛ به‌خاطر اینکه حقوق یه نفر رو به پنج نفر تقسیم کردیم و هی اون اشتغال پوپولیستی رو بیشتر کردیم. کارمندای خیلی کارهای فایلمون هم نسبت به ۲۰ سال پیش دلاری گاهی یک‌سوم، یک‌چهارم یا یک‌دوم می‌گیرن»[1].

فاجعه در سواحل جنوب

در حالی که ساکنان مناطق مرزی و سواحل جنوب همواره از تبعیض ساختاری و محرومیت رنج برده‌اند، تشدید تنش‌های منطقه‌ای و درگیری‌ها در خلیج فارس، آخرین بارقه‌های معیشتی این جوامع را نابود کرده است. عبده تبریزی در بخش دیگری از تحلیل‌های خود از بحران خاموش و فراموش‌شده جامعه صیادان پرده برداشته گفته‌است: «هیچ‌کس فکر این نیست که ما حدود ۱۳۰ هزار نفر ماهیگیر هم داریم. این جنگی که در خلیج فارس رخ داده هم ماهیگیری را لغو کرده و هم آنجا را نابود کرده‌است. یک جمعیت ۳۰۰ هزار نفره الان در طول این مدت جنگ بیکار شده‌اند که شاید اصلاً بیمه هم نداشته باشند».

او با اشاره به توقف فعالیت ناوگان سنتی لنج‌داری و از بین رفتن روزنه‌های اندک زیست این مردم افزوده‌است: «ما هفت تا هشت هزار لنج داریم که اینها می‌رفتند به اصطلاح آن سوی آب و جنس می‌آوردند. الان، خیلی کم دارند کار می‌کنند. مثلا جاشو می‌توانسته صد لیتر هم بنزین ببرد تا آن سوی مرز گران‌تر بفروشد و یک صد درهم هم معمولاً زکات می‌گرفت و به این شکل زندگی‌ش می‌گذشته، او الان چیزی به عنوان پس‌انداز ندارد».

نسلی سرخورده و بدون امید؛ بحران جوانان NEET

نقض حق آموزش هدفمند و ناامیدی از آینده اقتصادی، بخش عظیمی از جوانان را به حاشیه رانده است. آمار جوانانی که نه شغلی دارند، نه مهارتی می‌آموزند و نه تحصیل می‌کنند (NEET)، به گواهی روشن بر استیصال نسل جوان تبدیل شده است موضوعی که عبده‌تبریزی درباره آن گفته‌است: «۲۷ درصد از جوانان بین ۱۵ تا ۲۴ سال ما نه درس می‌خوانند، نه کار می‌کنند و نه مهارت‌آموزی می‌کنند. اگر آموزش عالی در دوره‌ای پناهگاهی برای این گروه سنی بوده، حالا دیگه احساس نمی‌کنند که آنجا هم دردی از آنها دوا کند.

به گفته او این ناامیدی ساختاری، چشم‌انداز تشکیل خانواده و استقلال مالی را حتی در میان‌مدت از بین برده است چیزی که در توصیف آن گفته‌است :  «معلوم نیست که فرزندان ما نوه‌های ما لزوماً در این ۱۰ تا ۱۵ سال آینده کار پیدا کنند. خانواده‌ها مواظب پس‌اندازهایشان باشند، هر چقدر هم کوچک و روی این پس‌انداز‌های کوچک ریسک‌های بزرگ نکنند. مردم باید توجه داشته باشند که دارایی‌هایشان را در این تورم حتماً نقد نگاه ندارند و ذخیره اضطراری هم حتماً داشته باشند».

فرسایش سرمایه رانندگان اینترنتی

در غیاب بنگاه‌های مولد و اشتغال پایدار، میلیون‌ها شهروند ناچار به فعالیت در شبکه‌های توزیع خرد و پلتفرم‌های مسافربری آنلاین شده‌اند؛ بسترهایی که به فرسایش سرمایه‌های اندک مردم دامن می‌زند. عبده تبریزی با اشاره به شبکه توزیع تحلیل کرده‌است: «این بدترین شیوه توزیع در دنیاست؛ چنین نسبتی که ۶ میلیون ضرب در خانواده‌هایشان بکنیم، ۱۳ میلیون از جمعیت کلی کشور فقط در حال توزیع کردن است. این نوع اشتغال پس‌انداز زیادی ندارد».

او همچنین به قراردادهای میلیونی در حمل‌ونقل اینترنتی و ناتوانی رانندگان در نوسازی وسایل کار خود اشاره کرده و توضیح داده‌است: «اسنپ می‌گوید ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر با من قرارداد بسته‌اند؛ در حالی که در سطح دنیا بزرگ‌ترین سازمان که اوبر باشد اعلام کرده کل جمعیت همکار من زیر ۹ میلیون نفر است. این نشان میدهد که ما اگر یه نظام ترابری درست می‌داشتیم نباید این‌قدر جمعیت شاغل در اسنپ داشته باشیم. ناراحت‌کننده‌‌اش هم این است که آن راننده اسنپ که خودرو دارد  نمی‌تواند خودروی خود را جایگزین کند و بعد مجبور می‌شود برای ادامه کار موتور بخرد، چون آن چیزی که دارد دریافت می‌کند هزینه استهلاک دستگاهش را جواب نمیدهد».

ریزش نیروها و هراس از شوک فناوری

با ورود فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی، نیروی کار ماهر و دانش‌آموخته نیز در معرض تعدیل و اخراج گسترده قرار گرفته است. به گفته عبده تبریزی، ناتوانی در همگام‌سازی آموزش و نبود فرصت‌های شغلی جدید، طبقه متوسط را هدف قرار داده است: «فناوری الزاماً اشتغال را نابود نمی‌کند اما نرخ نوع کار و مهارت لازم را عوض خواهد کرد. من بیشتر نگران این قشر میانه هستم؛ ممکن است ۳۰ سال یک عده آسیب ببینند و ۳۰ سال برای بعضی از سن‌ها خیلی زیاد است».

به گفته او «ما تکنولوژی را از بیرون می‌گیریم ولی کار جدید را خودمان باید خلق کنیم؛ ما نرخ جایگزینی‌مان سخت‌تر از خارجی‌ها خواهد بود. در رشته ما [اقتصاد مالی] تقریباً همه شرکت‌های مالی تعدیل منفی داشته‌اند.

عبده‌تبریزی با تاکید بر این که وحشت از بیکاری ناشی از اتوماسیون، حتی منطق انتخاب رشته و شغل را میان جوانان دگرگون ساخته افزوده‌ است: «از یک هم‌دانشگاهی پرسیدم معیارت برای انتخاب کار چیست؟ گفت معیارم این است که کی روبات به آن می‌رسد.  اگر روبات دیرتر به آن برسد می‌روم دنبال آن کار تا وقت برای کار خودم داشته باشم. نکته بی‌راهی نمی‌گفت».

ورشکستگی سندهای بالادستی و فروپاشی توهم بهره‌وری

شکاف میان ادعاهای حاکمیت و واقعیت‌های عینی، در شکست فاحش سندهای توسعه جلوه‌گر است. به تعبیر این اقتصاددان، نادیده گرفتن برنامه‌ها پس از تغییر دولت‌ها، اقتصاد ایران را به نصف ظرفیت‌های وعده‌داده‌شده تنزل داد: «ما در سال ۱۳۸۴  یک رشد ۶.۸ درصد داشتیم و آن سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴ را نوشتیم. ولی وقتی دولت تغییر کرد دیگر تمام آن برنامه‌ها را نفی کرد. ما الان به هیچ وجه آن موقعیتی که فکر می‌کردیم را نداریم و تقریباً نصف آن برنامه را محقق کرده‌ایم.

او با اشاره به ناپدید شدن بهره‌وری در اقتصاد ایران و اتکای صِرف به درآمدهای بادآورده نفتی تصریح کرده‌است: « در اقتصاد ما، بهره‌وری واقعاً نیست و فقط دهه ۴۰ بهره‌وری داشتیم که ۴ درصد از رشد ۱۰-۱۱ درصدی حاصل بهره‌وری بود. حتی نرخ‌های رشد زمان آقای هاشمی و خاتمی هم بیشترش همان پول نفتی بود که وارد اقتصادشد».

پایان دوران دستمزدبگیری و بن‌بست معیشت

بحران اقتصادی در ایران به نقطه‌ای رسیده که دیگر اتکا به حقوق ماهانه نمی‌تواند بقای خانواده‌ها را تضمین کند. کاهش سهم کارگران و مزدبگیران از ارزش افزوده تولید، شکاف طبقاتی را غیرقابل جبران کرده است: «توی ۱۵۰ سال آمریکا این جی‌دی‌پی ۷۰ به ۳۰ توزیع شده؛ یعنی ۷۰ درصد سهم نیروی کار و ۳۰ درصد سرمایه. در این دو دهه اخیر این تغییر کرده و شده ۴۸ درصد سهم سرمایه و ۵۲ درصد سهم کار. این نشان میدهد که سهم سرمایه دارد افزایش پیدا می‌کند و خانواده‌ها فقط نمی‌توانند به دستمزدشان اتکا کنند. اگر که ای‌.آی این نسبت را بدتر کند—که بدتر خواهد کرد—نیروی کار کمتر مورد نیاز خواهد بود».

عبده تبریزی در نهایت لزوم بازنگری در ساختار تأمین اجتماعی و بازتوزیع دارایی‌ها در کشوری صاحب منابع نفتی را یادآور می‌شود؛ خواسته‌ای که در ساختار فسادزده کنونی به محاق رفته و در توصیف آن تاکید کرده‌است: «در آینده با حقوق خالی نمی‌شود زندگی کرد؛ باید دارایی داشت. دولت‌ها باید بیایند و فکر جدیدی بکنند تا در واقع خانواده‌ها صاحب دارایی شوند. سوشال سکیوریتی جدید باید به دارایی شما کمک کند به‌ویژه در کشوری مثل ما که دارایی نفت و گاز هم دارد».

View the original on IranWire →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.