ظهور پدیده «پولداران فقیر» در ایران
علی سعدوندی اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی با اشاره به بروز پدیده «پولداران فقیر» در ایران که با وجود داشتن دارایی توان پوشش هزینه ماهانه زندگی را ندارند، هشدار داده که تابآوری به شدت پایین آمده است.

علی سعدوندی در گفتگو با وبسایت «اقتصاد نیوز» گفته: «با پدیده «پولداران فقیر» مواجه هستیم؛ به شکلی که هماکنون در شمال شهر تهران افرادی حضور دارند که در ملک خوبی سکونت داشته یا دارنده خودروی بسیار مناسبی» هستند، اما فاقد جریان نقدی لازم میباشند. درآمد این افراد که غالباً حقوقبگیر یا بازنشسته هستند، بسیار اندک بوده و توانایی تأمین مخارج روزمره خود را ندارند.»
این اقتصاددان توضیح داده: «ظهور پدیده «پولداران فقیر» صرفاً محدود به قشر متوسط نیست و اقشار بالاتر از متوسط نیز درگیر آن شدهاند. علت اصلی بروز این وضعیت به مواردی همچون وقوع جنگ، تحریمها، محاصره اقتصادی و مهمتر از همه، وجود تورم ناشی از ناترازی در بودجه و نظام بانکی بازمیگردد که مطلقاً تلاشی در جهت اصلاح آنها صورت نمیگیرد.»
به گفته علی سعدوندی، «این عوامل سبب شده تا نوعی ذهنیت در جامعه شکل گیرد مبنی بر اینکه فعالیتهای اقتصادی دارای آیندهای نامعلوم بوده و میزان نااطمینانی به شدت بالا رفته است که با افزایش نااطمینانی، چنین مشکلاتی بروز مینماید.»
او بروز پدیده «پولداران فقیر» را بخشی از روند فقیر شدن جامعه ارزیابی کرده و گفته: «در کشورهایی نظیر ونزوئلا و آرژانتین نیز شرایط به همینگونه بوده است. در این فرایند، افرادی که پیشتر در قشر متوسط یا حتی قشر مرفه قرار داشتند، دچار تنزل توان مالی میشوند. ما حتی با پدیده «پولداران فقیر» مواجه هستیم؛ به شکلی که هماکنون در شمال شهر تهران افرادی حضور دارند که در ملک خوبی سکونت داشته یا دارنده خودروی بسیار مناسبی هستند، اما فاقد جریان نقدی لازم میباشند. درآمد این افراد که غالباً حقوقبگیر یا بازنشسته هستند، بسیار اندک بوده و توانایی تأمین مخارج روزمره خود را ندارند.»
او جنگ، تحریمها و محاصره اقتصادی را از عوامل تشدیدکننده این وضعیت دانست، اما مهمتر از این موارد را تورمِ انباشتهی ناشی از ناترازی بودجه و نظام بانکی را علت بروز چنین وضعیتی در جامعه ایران دانسته است.
علی سعدوندی با تأکید بر اینکه «تابآوری اقتصادی خانوارها به شدت کاهش یافته و با بروز شوکهای بعدی باز هم تقلیل خواهد یافت» گفته: «مسئله فقر امری بیانتهاست و زمانی که دولت حساسیت کافی نسبت به موضوع فقر نشان نمیدهد، این روند به فاجعه میانجامد. برداشت من این است که مسئولان اقتصادی و تصمیمگیران کشور درک درستی از مسئله و مفهوم فقر ندارند. به نظر میرسد ارتباط مسئولان با جامعه شاید از چند دهه پیش قطع شده باشد و نادیده گرفتن مسیری که جامعه به سمت آن حرکت میکند، دردی بزرگ محسوب میشود.»
به عقیده این اقتصاددان: «اینکه تمرکز و تمام تلاش دولت صرفاً بر پرداخت کالابرگ معطوف شده، نشاندهنده عدم آشنایی درست مسئولان با ابعاد مختلف فقر است». او تأکید کرده: «این وضعیت مصداق همان حکایت معروف «آنکس که نداند و نداند که نداند» است؛ یعنی نه راهکار مشخصی دارند و نه میپذیرند که راهکارهایی وجود دارد که خودشان با آنها آشنا نیستند.»
پدیده «پولداران فقیر» یا «میلیاردهای فقیر» از مدتی پیش در اقتصاد ایران شکل گرفت. شهروندانی که تورم فزاینده قیمت داراییهای آنها از جمله اتومبیل و مسکن را افزایش داده اما در همین حال درآمدهای آنها که در پی سقوط ارزش پول ملی با کاهش قدرت خرید روبرو شده و ارزش خود را از دست داده دیگر کفاف پوشش هزینههای ضروری زندگی از جمله درمان و خوراک را نمیدهد.
امیرحسین خالقی، کارشناس اقتصادی، پیشتر در اینباره گفته بود: «ما اکنون با نوعی از فقر مواجه هستیم که صرفا با شاخص درآمد یا ثروت قابل سنجش نیست. پدیدهای که به تدریج خود را نشان میدهد، ظهور «میلیاردرهای فقیر» است؛ افرادی که شاید در ظاهر صاحب خودرو یا منزل مسکونی باشند، اما از پس نگهداری، تعمیرات و هزینههای جاری آن برنمیآیند.»
امیرحسین خالقی افزوده بود: «امروز فشار معیشتی به اندازهای افزایش یافته که بسیاری از افرادی که پیشتر میتوانستند کتاب بخوانند، فعالیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته باشند یا در مسائل عمومی مشارکت کنند، ناچار شدهاند این امور را کنار بگذارند چون همگی لوکس شده. این اتفاق برای هیچ جامعهای مطلوب نیست؛ زیرا طبقه متوسط، با همین تعریف کلی، نقش اصلاحگر و تصحیحکننده روندهای تولیدی اجتماعی را ایفا میکند. این قشر میتواند نسبت به سیاستهای اشتباه هشدار دهد و ظرفیت اجتماعی لازم برای بهبود اوضاع را فراهم کند. متاسفانه به نظر میرسد این طبقه، دستکم بر اساس تجربه زیسته، بهشدت کمرنگ و کمتحرک شده است.»
این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: «وضعیت فعلی، هنوز تمام آن چیزی نیست که ممکن است در ماههای آینده با آن روبرو شویم. در اقتصاد میتوان یک تعبیر ساده داشت؛ وقتی فردی شغلش را از دست میدهد، به این معناست که فرد دیگری در نقطهای دیگر مشتری خود را از دست میدهد. بنابراین بیکاری و رکود، به صورت کاملا آبشاری منتقل میشود.»
جدیدترین محاسبات نشان میدهد در امرداد امسال هزینههای حداقلی زندگی خانوادههای کارگری کشور، حدود ۹۲ میلیون تومان بوده است؛ این در حالیست که دستمزد کارگران به ۲۵ میلیون تومان هم نمیرسد. همچنین اکثر کارمندان دولت و بازنشستگان نیز ارقامی کمتر از ۴۰ میلیون در ماه دریافت میکنند.
خبرگزاری «ایلنا» تأکید کرده، بر اساس دادههای مرکز آمار، تورم نقطه به نقطه خوراکیها در مردادماه ۱۳۰ درصد بوده، در حالی که حداقل دستمزد تنها ۶۰ درصد افزایش یافته است؛ این امر نشاندهنده عقبماندگی ۷۰ درصدی حداقل دستمزد و عقبافتادگی حدود ۸۵ درصدی سایر سطوح در برابر گرانی اقلام خوراکی است. این عقبافتادگی شدید موجب تحلیل رفتن بیسابقهی طبقهی متوسط شده است، بطوری که حتی متخصصان و مهندسان شاغل در بخش خصوصی نیز امروز تنها دغدغهی تأمین خوراکی و حفظ سفرهی کوچکشدهی خود را دارند.
خبرگزاری «ایلنا» هشدار داده که علاوه بر بحران خوراکی، گرانی سایر کالاها و خدمات از جمله دارو و به ویژه هزینههای سرسامآور حمل و نقل و تاکسیهای اینترنتی پس از گرانی بنزین، دسترسی تودههای مردم به امکانات اولیهی جابجایی را به شدت محدود کرده است.
افزایش هزینههای زندگی و ناتوانی بیش از نیمی از جمعیت کشور در تأمین ضروریترین و حیاتیترین اقلام زندگی از جمله خوراک و دارو و اجارهبهای مسکن به معنای تشدید نارضایتیها است. موضوعی که میتواند به بروز دور دیگری از اعتراضات سراسری تبدیل شود.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.