حسین علایی: سلاح هستهای برای ایران بازدارندگی ایجاد نمیکند
«حسین علایی»، از فرماندهان جنگ هشتساله ایران و عراق و نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه، در مصاحبهای با اعضای سردبیری خبرآنلاین، ضمن مرور آن تجربه نظامی، با صراحت دستیابی به سلاح هستهای را راهحل چالشهای امنیتی ایران ندانسته و کارآمدی بازدارنده آن را در وضعیت فعلی رد کرده است.
او که علاوه بر حضور در سپاه، پستهای مدیریتی، از جمله مدیرعاملی هواپیمایی آسمان در سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶، را نیز بر عهده داشته است، با مرور تجربههای نظامی ایران در جنگ با عراق، استفاده ایران از سلاح شیمیایی در مواجهه با عراق را رد کرده است.
او در این مصاحبه تأکید کرده است آنچه بیش از سلاح هستهای برای ایران بازدارندگی ایجاد میکند، عضویت در پیمانهای منطقهای و بینالمللی، نظیر تجربه حضور ترکیه در ناتو، است.
آنچه در ادامه میخوانید، خلاصهای از گفتوگوی خبرآنلاین با این دانشآموخته رشته مکانیک است که علاوه بر مدیریت دفاعی، مقطع دکتری رشته مدیریت دولتی را نیز طی کرده است.
مسئله ما را سلاح هستهای حل نمیکند
حسین علایی در گفتوگو با اعضای سردبیری خبرآنلاین، در توضیح چرایی ناممکن بودن دستیابی به سلاح هستهای و بهکارگیری آن، گفته است: «ایران از نظر اجرایی نمیتواند بمب اتم داشته باشد؛ از نظر اجرایی، اگر بتواند داشته باشد، قادر به بهکارگیریاش نیست. بهکارگیریاش هم که باشد، قدرت تولیدش را هم که داشته باشد، مسئله را حل نمیکند؛ مسئله ما را سلاح هستهای حل نمیکند. این سلاح برای ما تولید قدرت نمیکند و بازدارندگی هم ایجاد نمیکند.»
او همچنین در تشریح فقدان بازدارندگی در برابر قدرتهای هستهای تأکید کرده است: «من معتقد نیستم سلاح هستهای برای ایران بازدارندگی ایجاد میکند. شما در مقابل چه کسی میخواهید سلاح هستهای را برای بازدارندگی استفاده کنید؟ وقتی استفاده بکنید، طرف مقابلتان قدرت هستهایاش نسبت به شما بیشتر است یا کمتر؟ آسیبپذیری ما بیشتر است یا آنها؟»
علایی همچنین به الزامات سنگین لجستیکی مورد نیاز برای استفاده از سلاح هستهای اشاره کرده و افزوده است: «فرض کنید شما بمب هم خریدید، چگونه میخواهید پرتاب کنید؟ فقط یک بمب که نیست؛ تجهیزات میخواهد، تشکیلات میخواهد، موشک پرتابکننده میخواهد و سیستمهایی نیاز دارید که هدفتان را پیدا کرده و دقیق اصابت کند.»
نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه، با مرور تجربه تاریخی جنگ هشتساله و موضع ایران درباره سلاحهای غیرمتعارف، توضیح داده است: «در طول جنگ صدام با ایران، هیچگاه ایران از سلاح شیمیایی استفاده نکرد. دلیلش هم این بود که اصلاً سلاح شیمیایی نداشت؛ جایی هم کسی اقدامی برای خریدن نکرد و کسی هم دنبال نکرد که آن را بهعنوان ابزاری مؤثر در جنگ ببیند. داشتن رسته جنگ شیمیایی تشکیلات عظیم حرفهای میخواست. من در هیچ کجا ندیدم پیشنهادی رسمی به امام بهعنوان فرمانده کل قوا داده شود که ما از این سلاحها استفاده کنیم.»
علایی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا برخی فرماندهان نظامی در جنگ با عراق به دنبال استفاده از سلاح شیمیایی بودند، تصریح کرده است: «امام اصلاً معتقد بودند که در جنگ غیرنظامیها نباید آسیب ببینند. بعد از آزادسازی خرمشهر، تنها کسی که با عبور قوای ایران از مرز مخالفت کرد، امام خمینی بود؛ نه آقای خامنهای، نه آقای هاشمی، نه شورای دفاع و نه فرماندهان نظامی؛ هیچکدام مخالف عبور از مرز نبودند. استدلال امام این بود که کشیده شدن جنگ به آن سوی مرز، به مردم غیرنظامی آسیب میرساند.»
او در بخش دیگری از مرور سابقه برنامه هستهای ایران گفته است: «نیروهای مسلح، نه وزارت دفاع، نه وزارت سپاه و نه واحدهای نظامی، در دوران جنگ اصلاً وارد حوزه هستهای نشده بودند که بخواهند کار اجرایی کنند؛ برنامه هستهای ایران از ابتدا برای تولید برق بود.»
علایی همچنین به بخش دیگری از موضعگیریهای نظامیان در زمان جنگ با عراق اشاره کرده و افزوده است: «فرمانده سپاه، آقای محسن رضایی، نظرش این بود که میتوان با قدرت نظامی جنگ را خاتمه داد و برای این کار باید توان نظامی چند برابر شود، در خلیج فارس مانع آمریکا شویم و به سمت سلاح هستهای برویم؛ چون عراقیها داشتند به سمت سلاح هستهای حرکت میکردند و ممکن بود موازنه را برهم بزنند.»
هزینههایی که انزوای ایران موجب شده است
حسین علایی بر امکان ایجاد امنیت از طریق عضویت در پیمانهای منطقهای و بینالمللی، نه از طریق سلاح هستهای، تأکید کرده و گفته است: «کشور مستقل و تنها، بدون حمایت سایر کشورها از نظر سیاسی نمیتواند به این سادگی سلاح هستهای داشته باشد. کشورهایی که دارای سلاح هستهای هستند، خود را به بلوک قدرت وصل کردهاند یا وصل هستند. پاکستان را آمریکا، چین و اروپاییها موافقت کردند که داشته باشد، اما همین الان روسیه و چین از ابتدا به ما میگویند اصلاً فعالیت هستهای نکنید؛ آیا میگذارند ما دنبال بمب هستهای برویم؟»
او همچنین تأکید کرده است: «اگر کشوری بخواهد امنیت ملی خود را حفظ کند تا جنگ رخ ندهد، یکی از راهها پیوستن به پیمانهای دستهجمعی است که در آن صورت دیگر نیازی به سلاح هستهای نخواهد داشت؛ مانند ترکیه که در ناتو احساس امنیت میکند.»
علایی در بخش دیگری از سخنان خود توضیح داده است: «از ابتدای انقلاب تاکنون، هیچگاه سیاست رسمی دولت ایران این نبوده که با نیروهای مسلح خود بخواهد برود اسرائیل را براندازد یا نابود کند. کلام امام مبنی بر لزوم محو اسرائیل، هیچگاه در دستور کار اجرایی دولت برای اقدام نظامی قرار نگرفت. طرح رسمی ایران مبتنی بر رفراندوم میان ساکنان تاریخی فلسطین، اعم از مسلمان، یهودی و مسیحی، بوده است.»
او همچنین در نقد شعارزدگی جمهوری اسلامی تصریح کرده است: «مهمترین حساسیتی که ایران ایجاد کرده این است که حرف زیاد میزند و حرفهای آرمانی زیادی مطرح میکند، اما ابزار اجرایی آن حرفها را در اختیار ندارد و طرف مقابل نیز از این فرصت علیه ایران سوءاستفاده میکند. شعارنویسی روی موشکها و اینگونه اقدامات ناشی از سلیقه افراد بوده و تصمیمگیران باید مراقب این مسائل باشند.»
راهبرد پایان جنگ، یکپارچگی ملی و مذاکره مستقیم با آمریکا
علایی پایان دادن به تنش و جلوگیری از تداوم فرسایشی جنگ را اولویت فوری امنیت ملی معرفی کرده و گفته است: «مسئله اصلی ما این است که جنگ را چگونه خاتمه دهیم تا دوباره با ما نجنگند. برای رسیدن به این نتیجه، اولین گام این است که دولت، مردم، رهبری و همه سازمانها یک حرف بزنند و مهمتر اینکه همه تریبونداران مدام اظهارنظر نکنند. در محافل تخصصی و جلسات تصمیمگیری باید بحثهای متنوع صورت گیرد، اما موضع رسمی باید واحد باشد. ما باید نشان دهیم ایرانیها هم برای جنگیدن یکپارچهاند و هم برای خاتمه دادن به جنگ یکپارچهاند.»
علایی بر انجام مذاکره رودررو و نفی استفاده از واسطهها تأکید کرده و توضیح داده است: «تجربه تاریخی نشان داده که مقاومت در میدان باید باشد، ولی سر میز مذاکره هم باید با دشمن جنگید. از راه دور فقط نمیشود با دشمن حرف زد؛ باید نشست پای میز و منطق را به کار گرفت. من معتقدم ایران و آمریکا از قدیم باید مستقیم با هم حرف میزدند و دعواهایشان را بدون واسطه سر میز حل میکردند. میانجی باید وزن بالایی داشته باشد و بتواند بر طرفین تأثیر بگذارد؛ کشورهایی مثل قطر یا پاکستان میانجی نیستند، بلکه صرفاً پیامرساناند.»
به گفته علایی: «تداوم جنگ به ضرر ایران است و ضرری که به همراه دارد، بیش از آسیبهای طرف مقابل است. ما نباید بگذاریم توسعه از دستور کار کشور خارج شود و مسئله مردم تنها در حد زندهماندن تنزل یابد؛ استراتژی خروج از وضعیت نه جنگ و نه صلح باید سریعاً تدوین و عملیاتی شود.»
تنگه هرمز و دیپلماسی منطقهای
علایی در بخش دیگری از تحلیلهای خود، با تأکید بر اینکه «تنگه هرمز فراتر از تصور همگان دارای ارزش ژئوپلیتیک است»، گفته است: «اینکه آمریکا کشتیها را با اسکورت نظامی عبور دهد، به معنای باز شدن تنگه نیست؛ تنگه هرمز زمانی باز است که تردد بدون حضور پلیس و ناو، با هزینههای عادی بیمه و امنیت پایدار صورت گیرد. این آبراه با زور نظامی آمریکا بازشدنی نیست.»
این فرمانده اسبق نیروی دریایی سپاه، با تأکید بر اینکه «من موافقم که مسئله تنگه هرمز بهعنوان ابزاری برای حل مسئله جنگ استفاده شود»، تصریح کرده است: «در نهایت ایران به تنگه هرمزی نیاز دارد که باز باشد، زیرا بالاترین وابستگی برای صادرات انرژی و واردات کالا را خود ایران دارد. غربیها باید بدانند راهکار، توافق و همکاری با ایران است.»
به گفته علایی: «ورود هر قدرت دیگری نظیر چین و روسیه به منازعه منطقه، کار را پیچیدهتر میکند و مسئلهای را حل نخواهد کرد. کشورهایی که وارد میشوند، سهم خودشان را میخواهند و صرفاً در جهت اهداف ایران گام برنمیدارند.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.