PunchRefinery shares may hit N10,000 — DangoteThe Jerusalem PostRosh Hashanah 2026: Humor, the shofar, and the ability to accept the absurdity of lifeCNN TürkNepal'deki sel felaketinin faturası belli oldu! Buzul çökmesi tetikledi, milyarlarca dolarlık yıkım bıraktıInquirer EntertainmentAi-Ai delas Alas says she did not ask for ex Gerald Sibayan’s deportation from USInquirerGatchalian seeks localized class suspensions amid widespread disruptionsESPNTransfer rumors, news: Man United eye Bournemouth defender to replace Shawוואלהצעיר כבן 20 נפצע בינוני באירוע אלימות ברהטBollywood HungamaAmeesha Patel’s parents’ Mumbai home robbed, jewellery worth Rs 5 lakh reportedly stolenColliderRidley Scott's Most Divisive Sci-Fi Sequel Officially Conquers a New Streamer매일경제“일본이 5배? 우리는 7배 올린다”…中 일본인 비자 수수료 7~8배 인상HipertextualEstas son los 3 mejores motivos para comprarte el iPhone 18 Pro este añoThe RegisterThe aircraft might not be flying, but the certificate has gone on vacation
The Daily Newsstand · Free, Always
Saturday, September 12, 2026

برای مقابله با گرگ، باید شکارچی شد؛ از فرهنگ فداکاری تا استراتژی آزادی ملی

Translate

عارفی پیر هشدار داد: «کسی که قناعت را با فضیلت اشتباه بگیرد، گرسنه می‌ماند و کسی که منتظر است، در انتظار خواهد مرد.»

خلیل نیک‌خصال – لحظاتی وجود دارد که سکوت، حکمت است. مواقعی وجود دارد که خویشتن‌داری از منافع عمومی محافظت می‌کند، از درگیری غیرضروری جلوگیری می‌کند و از خونریزی بیشتر زخم باز جلوگیری می‌کند. اما سکوت وقتی خطر را پنهان می‌کند، دیگر فضیلت نیست. وقتی گفتن حقیقت ممکن است از فاجعه‌ای دیگر جلوگیری کند، سکوت نه تدبیر، بلکه تسلیم است. امروز، ایران به چنین لحظه‌ای رسیده است.

حقیقت باید بدون پنهان‌کاری گفته شود. مردم ما به اندازه کافی هزینه پرداخت کرده‌اند. دهه‌هاست که به هر نسلی گفته شده است که آزادی بهایی دارد و همیشه این مردم بوده‌اند که انتظار می‌رفت آن را بپردازند. مادران فرزندان خود را  که جوانان  و آینده ایران بودند را تسلیم کردند، زندانیان سال‌های زندگی خود را تسلیم کردند،کارگران معیشت خود را تسلیم کردند، و معترضان چشمان، آزادی خود و گاهی آخرین نفس خود را تسلیم کردند.

اما چرا باید بهای آن همیشه توسط ما پرداخت شود؟ چرا باید بی‌وقفه از بی‌گناهان خواسته شود که شهید شوند در حالی که مسئولان ظلم و ستم با سلاح، ثروت و قدرت محافظت می‌شوند؟

به گزارش آسوشیتدپرس، هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد مشخص کرد که تخلفات جدی صورت‌گرفته در جریان سرکوب قیام «زن، زندگی، آزادی» شامل اقداماتی در حد جنایت علیه بشریت بوده است. یافته‌های این هیئت از قتل‌های غیرقانونی، شکنجه، خشونت جنسی، بازداشت خودسرانه و آزار و اذیت سیستماتیک حکایت دارد. اینها صرفا اختلافات سیاسی نیستند؛ بلکه شواهدی از سیستمی هستند که بارها به خواسته‌های مسالمت‌آمیز با سرکوب سازمان‌یافته پاسخ داده است.

بنابراین، فرهنگ شهادت باید جای خود را به استراتژی بقا و پیروزی بدهد. شجاعت دیگر نباید به معنای گام برداشتن بدون آمادگی به سوی مرگ باشد. شجاعت واقعی، حفظ جان انسان در عین تضعیف دستگاه ظلم و ستم است. این سازماندهی است نه انگیزه، همکاری است نه رقابت، و مقاومت مدنی منظم است نه اقدامات پراکنده از روی ناامیدی.

برای مقابله با گرگ، باید فهمید که یک شکارچی چگونه فکر می‌کند. این به معنای بی‌رحم شدن یا پذیرفتن خشونت نیست. بلکه به معنای کنار گذاشتن توهم است. یک شکارچی زمین را بررسی می‌کند، خطر را تشخیص می‌دهد، با صبر و حوصله آماده می‌شود و احساسات را با استراتژی اشتباه نمی‌گیرد. در برابر یک سیستم سازمان‌یافته، خشم به تنهایی کافی نیست. شجاعت بدون هماهنگی ممکن است قهرمان تولید کند، اما لزوما آزادی ایجاد نمی‌کند.

تحقیقات در باره‌ی مقاومت مدنی از این درس پشتیبانی می‌کند. مطالعات جنبش‌های سیاسی نشان داده است که مبارزات بدون خشونت می‌تواند مشارکت گسترده‌تری را نسبت به مبارزات مسلحانه جذب کند، زیرا کارگران، دانشجویان، زنان، افراد مسن، متخصصان، بازرگانان و شهروندان عادی همگی می‌توانند در آن شرکت کنند. اما تعداد به تنهایی کافی نیست. جنبش‌های موفق همچنین به برنامه‌ریزی، سازماندهی، ایجاد ائتلاف، رهبری استراتژیک و نظم و انضباط نیاز دارند. تحقیقات اریکا چنووت، دانشمند علوم سیاسی هاروارد، که در اینجا خلاصه شده است، نشان می‌دهد که چرا مشارکت پایدار توده‌ای قدرتمندتر از قهرمانی‌های انفرادی است. این ما را به ضروری‌ترین نیاز زمانه‌مان می‌رساند: «وحدت».

وحدت به معنای جمع شدن فقط با کسانی نیست که از قبل مثل ما فکر می‌کنند. این وحدت نیست، بلکه صرفا توافق بین دوستان است. وحدت واقعی زمانی آغاز می‌شود که پادشاهی‌خواهان و جمهوری‌خواهان، شهروندان مذهبی و سکولار، چپ و راست، جوامع قومی و زبانی مختلف، کارگران، معلمان، دانشجویان، روشنفکران، کارآفرینان و اعضای نیروهای مسلح که در کنار ملت ایستاده‌اند، بتوانند اختلافات خود را موقتا برای یک هدف روشن و محدود کنار بگذارند، و آن پایان دادن به جمهوری اسلامی و گشودن راه به سوی یک ایران آزاد، سکولار و دموکراتیک. از هیچ گروهی نباید خواسته شود هویت خود را پاک کند. از هیچ حزبی نباید خواسته شود که برنامه‌ی آینده‌ی خود را کنار بگذارد. هیچ شهروندی نباید مجبور شود امروز نظام سیاسی را که ایران ممکن است فردا انتخاب کند، بپذیرد. ائتلاف مورد نیاز اکنون، پیوند ایدئولوژی‌ها نیست؛ بلکه یک توافق ملی بر سر وظیفه‌ی فوری پیش روی ماست.

اصول مشترک آن می‌تواند روشن باشد:

-تمامیت ارضی و وحدت ملی ایران

-شهروندی برابر بدون تبعیض

-جدایی دین از دولت

-تعهد به حقوق بشر و حاکمیت قانون

-رد انتقام، مجازات جمعی و خشونت سیاسی

-حق مردم ایران برای انتخاب نظام آینده خود از طریق انتخابات آزاد

سؤالات مربوط به شکل دولت آینده نباید به سلاحی تبدیل شود که ما ، قبل از دستیابی به آزادی، یکدیگر را با آن نابود کنیم. این تصمیمات متعلق به مردم ایران است، پس از برچیده شدن رژیم فعلی. یک دولت انتقالی باید شرایط را برای فعالیت سیاسی آزاد، مطبوعات مستقل، امنیت عمومی و انتخاب یک مجلس  فراگیر، یعنی مجلس مؤسسان، فراهم کند.

نمایندگان هر منطقه، طبقه‌ی اجتماعی، جریان سیاسی و جامعه باید در آن مجلس شرکت کنند. فقط آنها، (نه جناح‌های مسلح، دولت‌های خارجی، نخبگان خودخوانده یا انحصارات ایدئولوژیک)، باید در مورد قانون اساسی و شکل دولت آینده بحث کنند. و نتیجه در نهایت به تأیید گسترده‌ی مردم ایران برسد. پروتکل بین‌المللی ایدیا نیز در زمینه‌ی تدوین قانون اساسی دموکراتیک، بر مشارکت گسترده و دخالت نهادهای سیاسی، جامعه‌ی مدنی، کارشناسان حقوقی و عموم مردم تأکید دارد.

چنین گذاری به چیزی بیش از یک شعار نیاز دارد. این امر به یک پیمان عملی، نقشه‌ی راه برای اعتصابات و نافرمانی مدنی، محافظت از تظاهرکنندگان، ارتباطات قابل اعتماد، حمایت از زندانیان و خانواده‌های آنها، مستندسازی جرایم، جلوگیری از هرج و مرج، حفظ خدمات عمومی ضروری و تضمین عدم انتقام پس از فروپاشی رژیم نیاز دارد. هدف باید برچیدن ساختارهای ستم باشد، نه نابودی ایران و نهادهای آن یا زندگی مردمش.

عصر انتظار برای معجزه به پایان رسیده است. هیچ قدرت خارجی، آزادی را بعنوان هدیه به ما نخواهد داد و هیچ ناجی نمی‌تواند جایگزین یک ملت سازمان‌یافته شود. کمک از دنیای دموکراتیک ممکن است به حفاظت از حقوق بشر و پاسخگو کردن مجرمان کمک کند، اما مشروعیت و جهت تغییر باید متعلق به خود ایرانیان باشد.

اکنون امید این است که یک ائتلاف ملی بزرگ، که هر طبقه، باور، منطقه و سنت سیاسی را در بر می‌گیرد، از هر مرز و هر گوشه‌ای از کشور برخیزد و سپس به‌طور مسالمت‌آمیز در سراسر ایران گسترش یابد. نه بعنوان طوفان انتقام، بلکه بعنوان یک بیداری، نه برای جایگزینی یک شکل از سلطه با شکل دیگری، بلکه برای بازگرداندن کشور به صاحبان اصلی آن؛ مردم ایران.

ما به اندازه‌ی کافی سوگواری کرده‌ایم. به اندازه‌ی کافی صبر کرده‌ایم. به اندازه‌ی کافی هزینه داده‌ایم. اکنون فداکاری باید به استراتژی تبدیل شود، خشم باید به سازماندهی تبدیل شود و شجاعت پراکنده باید به قدرت ملی تبدیل شود. گرگ نه با انکار شکست می‌خورد و نه با انتظار برای اینکه مهربان شود. زمانی شکست می‌خورد که ملتی خطر را تشخیص دهد و حول یک هدف مشترک متحد شود ولی با خرد، نظم و اراده عمل کند.

ایران به شهدای بیشتری نیاز ندارد. ایران به مردم خود، که زنده، متحد، سازمان‌یافته و آماده برای ساختن آزادی هستند، نیاز دارد.

توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

View the original on کیهان لندن

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.