بمب هستهای برای بازدارندگی؛ صدایی که در تهران بلندتر میشود
رسانهها و چهرههای نزدیک به حاکمیت، بهویژه پس از جنگ ۳۹ روزه، بارها و بارها اعلام کردهاند که حکومت باید به سمت ساخت بمب هستهای برود. اخیرا و با بالا گرفتن احتمال جنگ دوباره، این افراد شدیدتر از قبل خواهان ساخت بمب اتم شدهاند. «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، این ضرورت را چنین صورتبندی کرده است: «ما دنبال بمب هستهای نبودیم اما تهدید غیرمتعارف دشمن سبب خواهد شد که دکترین هستهای ایران به تدبیر رهبری و به حمایت ملت تغییر کند.» «فواد ایزدی»، استاد دانشگاه تهران، نیز اخیرا مدعی شده است اگر جمهوری اسلامی بمب اتم داشت، رهبرش کشته نمیشد.
در حالی که عدهای خواهان ساخت بمب هستهای در کشور هستند، عدهای دیگر از لزوم خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای میگویند. «محمد اسلامی»، رییس سازمان انرژی اتمی ایران، ۱۴ آبان تصمیم درباره خروج از انپیتی، را تصمیمی حاکمیتی دانست. او گفت: «خروج یا عدم خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، تصمیمی مهم و راهبردی است که در حوزه اختیارات حاکمیتی کشور قرار دارد.» اسلامی تصمیمگیری در چارچوب راهبرد کلان و با توجه به امنیت و منافع ملی را ضروری دانست. او همزمان «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، را به انتقال اطلاعات به دشمن متهم کرد و عملکردش را نشانه سوءاستفاده از اختیارات نهادهای بینالمللی خواند. در پاسخ رییس سازمان انرژی اتمی به مطالبه خروج، مرجع تصمیم برجسته بود؛ همان سطحی که باید درباره ماندن در پیمان یا خروج از آن تصمیم بگیرد.
این سخنان در شرایطی بیان شد که تماسهای سیاسی برای پایان جنگ همچنان ادامه دارد. نزدیک به یک هفته گفتگوها با میانجیگری قطر در جریان بود و «محسن رضایی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در مسکو با «ولادیمیر پوتین»، رییسجمهور روسیه، دیدار کرد و از کمک این کشور برای پایان جنگ گفت. در روزهایی که کانالهای مذاکره همچنان فعالاند، تهدید به عبور از تعهدات هستهای و سخن از «مثل آب خوردن» بودن ساخت بمب چه جایگاهی در خواستههای تهران پیدا کرده است؟
خروج از انپیتی، با اجازه رهبر!
جمهوری اسلامی برای سالها فتوای رهبری را مانعی در راه ساخت بمب اتم و ضمانت عدم ساخت آن دانسته بود. حالا با کشته شدن او فضای مبهمی به وجود آمده است و حامیان حکومت از رهبر جدید درخواست تجدیدنظر دارند. «محمدجواد لاریجانی»، مقام سابق حکومتی و کارشناس مسائل سیاسی، در یک گفتگویی که ۱۴ آبان منتشر شد، گفت: «اگر ولیامر اجازه دهند، میتوانیم تعداد زیادی سلاح هستهای بسازیم.» او ساخت این سلاح را آسان توصیف کرد، از مجلس خواست اجرای انپیتی را متوقف کند و تصمیم نهایی درباره ساخت سلاح را تابع نظر ولیامر دانست. در استدلال لاریجانی، دانش هستهای حقی است که با تلاش به دست آمده و دیگران حق تعیین حدود پیشرفت آن را ندارند.
پیشتر، «منوچهر متکی»، نماینده تهران، درباره خروج از پیمان گفته بود: «اگر رهبرانقلاب با خروج از انپیتی موافقت کند تمام ۲۹۰ نفر نماینده رای مثبت میدهند.» «نصرالله پژمانفر»، رییس کمیسیون اصل نود مجلس، نیز در جلسه ۱۰ آبان خواستار شد که موضوع خروج بهطور جدی در دستور کار قرار گیرد؛ او خروج را راهی برای فهماندن این نکته به دشمنان معرفی کرد که ایران در برابر فشار کوتاه نمیآید.
نمایندگان مجلس ایران مدتی است که موضوع خروج از انپیتی را به صورت جدی در رسانهها مطرح کردهاند و در ماههای گذشته زمینه خروج را آماده کردهاند. در توضیح اقدامات مجلس، هفته گذشته «ابراهیم رضایی»، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، گفته بود: «۱۰ طرح برای خروج از انپیتی امضا شده و اکثر نمایندگان همراه بودند؛ خروج از انپیتی در دست بررسی مجلس بوده و طرحها آماده است.» درواقع میتوان گفت نمایندگان مجلس به دنبال یک اقدام در پی تصمیم رهبر جمهوری اسلامی هستند که اگر او تعیین تکلیف کند اینها یکی از طرحهای خروج را عملیاتی کنند.
بازرسی، پس از تسویه بدهی
مناقشه موجود درباره خروج از پیمان، به اعتبار آژانس و امنیت تاسیسات هستهای گره خورده است. در جنگ ۱۲ روزه یکی از کسانی که از سوی جمهوری اسلامی متهم به فراهم کردن شرایط حمله به ایران شده بود آژانس بود و رییس آن آن روزها توسط مقامات رسمی خائن خوانده شده بود.
اما در این روزها هنوز اختلافها پابرجاست به ویژه که آژانس پرونده جمهوری اسلامی را به شورای عالی امنیت فرستاده است. در چنین زمینی «اسماعیل بقایی»، سخنگوی وزارت امور خارجه، میگوید در زمینه ارتباط با آژانس «ما هنوز به آن مرحله نرسیدهایم.» او بار دیگر گروسی را بابت محکومنکردن حملات به تاسیسات هستهای و تهیه گزارشهایی علیه ایران، او را بدهکار خواند.
اما ایران صرفا به آژانس مشکوک نیست بلکه در پس آژانس نقش اسراییل و آمریکا را پررنگ میداند. در فردای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نظر تهران این بود که «قطعنامه آژانس از سوی آمریکا و اسراییل تحمیل شد.» با همین رویکرد است که بقایی میگوید: «آمریکا ابتدا مطالبات و شروط ایران را اجرا کند و سپس درباره مراحل بعدی گفتوگو شود.» او میگوید ازسرگیری بازرسی در ایران باید به مرحلهای پس از اجرای این مطالبات موکول شود.
اما در مقابل آمریکا و اسراییل تاکید میکنند که جمهوری اسلامی نباید به سلاح هستهای دست یابد. «دونالد ترامپ»، رییسجمهور آمریکا، میگوید: «اکنون درگیر کشوری به نام ایران هستیم و در حال گرفتن سلاح هستهای از آن هستیم، ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت». در برابر این ادعا، «غلامحسین درزی»، سفیر و کاردار ایران نزد سازمان ملل، تاکید کرده بود که ایران تعهدات پادمانی خود را کنار نگذاشته و اجرای آنها را رسما تعلیق نکرده است. او همکاری را تا جایی ممکن دانست که شرایط اجازه دهد و ایمنی افراد، تاسیسات و بازرسان حفظ شود؛ دفاع او از حقوق ایران درون پیمان با اعتراض به فشار برای دسترسی همراه بود.
بمب ضامن امنیت است!
طرفداران ساخت بمب در ایران این اقدام را امری برای پایداری کشور در شرایط جنگ و حتی شرط جلوگیری از آن میدانند. در خیابانها نیز برخی بمب هستهای را مطالبه ملی میخوانند. بر همین اساس نیز «محمدجواد حاجعلیاکبری»، امام جمعه موقت تهران، خواستار بازنگری در دکترین هستهای شد. او گفت این یک مطالبه ملی است و توضیح داد: «این موضوع واکنشی شتابزده و هیجانی نیست، بلکه برآمده از آگاهی و تجربه تاریخی ملت ایران در مواجهه با بدعهدیهای آمریکاست و ریشه در حق ملت برای برخورداری از امنیت و زندگی عزتمندانه دارد.»
در شرایطی که برخی این موضوع را یک مطالبه ملی میدانند و از رهبر جمهوری اسلامی میخواهند که رای و نظرش را تغییر دهد، برخی حتی پا فراتر گذاشته و معتقدند اگر در ایران کسانی علیه بمب هستهای موضعگیری میکنند همدست دشمن هستند. از آن جمله «ابوالفضل بازرگان» کارشناس اموربینالمللی توضیح میدهد: «نتانیاهو میگوید ایران نباید بمب اتم داشته باشد؛ بلندگوهای او در تهران هم همان حرف را تکرار میکنند و قرآن بر سر نیزه میزنند و حرام حرام میکنند.»
برای حامیان ساخت سلاح، کره شمالی نمونه مطلوب است. «شهریار زرشناس»، کارشناس مسائل سیاسی، ۸ آبان گفت: «ما استراتژیمان باید استراتژی بمب هستهای شود.» او کوتاهآمدن ترامپ در برابر کره شمالی را به داشتن بمب نسبت داد. روزنامه «کیهان» نیز پیش از او نوشت که سلاح هستهای لزوما مانع جنگ متعارف نمیشود، اما میتواند از تهدید بقای نظام و حاکمیت سرزمینی جلوگیری کند.
بمب اتم راه پایان جنگ؟
داشتن بمب هستهای یا صرفنظر کردن از آن، به موضوعی جدی در فضای رسانهای و فکری ایرانیان نیز تبدیل شده است. در روزهای گذشته، چندین مناظره رسانهای درباره این پرسش برگزار شده است که آیا تغییر دکترین هستهای میتواند ایران را از جنگهای بعدی نجات دهد. این گفتگوها، علاوه بر ضرورت دستیابی به سلاح هستهای، به امکان ساخت آن در شرایط جنگی و هزینههای ایجاد و حفظ بازدارندگی نیز پرداختهاند.
«روحالله قادری کنگاوری»، پژوهشگر روابط بینالملل، در یکی از این مناظرهها، تهدید علیه ایران را فراتر از اختلاف بر سر برنامه هستهای دانست. او با استناد به تجربه خروج آمریکا از برجام استدلال کرد که امتیازدادن، بدون قدرتی برای تحمیل پایبندی به توافق، امنیت نمیآورد. از نگاه او، بمب باید هزینه حمله را چنان بالا ببرد که طرف مقابل ناچار به پذیرش امنیت ایران شود. قادری گفت: «جمهوری اسلامی یک بازدارندگی هستهای به ایران و ایرانیان بدهکار است.» او قدرت نظامی را همراه با رضایت اجتماعی و تابآوری اقتصادی برای حفظ کشور ضروری دانست.
«فریدون مجلسی»، دیپلمات پیشین، در همان مناظره بخشی از خطر را به سیاست تقابل و تهدید موجودیت اسراییل نسبت داد. استدلال او این بود که ایران باید تناسب اهدافش با توان اقتصادی و هزینهای را بسنجد که مردم میپردازند. مجلسی گفت: «حق تنهایی ایجاد توانمندی نمیکنه.» او هشدار داد که تلاش برای دستیابی به بمب میتواند پیش از ایجاد بازدارندگی، حملات بیشتری در پی داشته باشد. پیشنهادش کاهش خصومت و سرمایهگذاری مشترک با همسایگان بود تا حمله به ایران، به منافع اقتصادی آنها نیز آسیب بزند.
در مناظرهای که در «کافه خبر» انجام شد، «مصطفی نجفی»، پژوهشگر سیاست خارجی، ناکامی ابزارهای متعارف در جلوگیری از حملات را دلیل ضرورت بازدارندگی هستهای نامید. او گفت: «بمب اتم قرار نیست که امنیت مطلق» بیاورد؛ انتظارش جلوگیری از جنگی بود که موجودیت کشور را تهدید کند. بااینحال، توصیه او به توان ساخت، حفاظت اطلاعاتی، اجماع ملی و تحمل فشارهای بعدی مشروط بود. نجفی ارزیابیای از فراهمبودن این شرایط ارائه نکرد و خروج از انپیتی بدون دستیابی به سلاح را موجب افزایش خطر دانست.
«کوروش احمدی»، دیپلمات بازنشسته، پاسخ داد: «بمب اتم علل ریشهای رو برطرف نمیکنه.» او استدلال کرد که اختلافهای سیاسی پس از ساخت سلاح باقی میمانند و احساس امنیت کاذب میتواند رفتارهای پرخطر را تشویق کند. به باور احمدی، واکنش همسایگان نیز ایران را وارد مسابقهای میکند که حفظ توازن در آن، به توان اقتصادی و اطلاعاتی گستردهتری نیاز دارد.
در مناظرهای دیگر، «یوسف عزیزی» بمب را پشتوانه عادیسازی روابط دانست و گفت: «به بازدارندگی هستهای برسیم، بریم با آمریکا ... عادیسازی کنیم.» او هزینه دستیابی به سلاح را کمتر از هزینه جنگهای آینده ارزیابی کرد. «رحمان قهرمانپور» اثر بازدارندگی بر مهار جنگ موجودیتی را پذیرفت، اما پرسید ایران چگونه در شرایط جنگی و نفوذ اطلاعاتی به آن مرحله میرسد. پیشنهاد او دستیابی به توافقی جامع برای کاهش فشارها و فراهمکردن شرایط تصمیمگیری کمهزینهتر بود؛ عزیزی همچنان تضمین چنین توافقی را وابسته به قدرت هستهای ایران میدانست.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.