پیامدهای چهار دهه صدور انقلاب اسلامی برای اقتصاد جهان
در حالی که دونالد ترامپ وعدهی «صلح در خاورمیانه و جهان» را میداد، جمهوری اسلامی با فعال کردن نیابتیهای خود در کشورهای منطقه، اقتصاد جهانی را هدف قرار داده است.
جمهوری اسلامی پس از اینکه حزبالله، قدیمیترین گروه تروریستی و دستپروردهی خود را در لبنان از دست داده، با فعال ساختن نیابتیهای خود در یمن و عراق، خاورمیانه را به باتلاق عمیقتری کشانده و مسیر خروج از جنگ را مسدود کرده است. در حالی که دونالد ترامپ وعدهی «صلح در خاورمیانه و جهان» را میداد، رژیم تهران اقتصاد جهانی را هدف قرار داده تا باعث بالا رفتن قیمت نفت و به میان کشیدن منافع کشورهای دیگر و شرکتهای بینالمللی شود که بخشی از چرخهی اقتصاد جهانی را میگردانند.

به گزارش واشنگتن پست، جمهوری اسلامی در جنگ ششماهه با ایالات متحده و اسرائیل که با کشته شدن علی خامنهای ضربهی سنگینی خورد، بجای پذیرش شکست و توقف ماجراجویی، شبکهی نیابتیهای خود را در عراق و یمن فعال کرده تا دو شاهراه حیاتی اقتصاد بینالمللی را با ایجاد ناامنی به گروگان بگیرد.
حوثیهای تحت حمایت مستقیم جمهوری اسلامی، بندر استراتژیک مخا را در سواحل دریای سرخ تصرف کردهاند. این گروه که سالها ابزار پیشبرد سیاستهای سپاه قدس، بازوی خارجی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده، پس از تصرف مخا در یمن به پیشروی ادامه داده و جزیره پریم (میون) در تنگهی بابالمندب را نیز اشغال کرده و کنترل گستردهتری بر یکی از مهمترین گذرگاههای تجاری جهان را به دست آورده است.
تصاویر منتشرشده از جشن حوثیها در اطراف صنعا نشان میدهد که این متحدان جمهوری اسلامی چگونه از گسترش جنگ و رنج مردم یمن برای اهداف رژیم تهران استفاده میکنند. همزمان نیروهای دولت قانونی یمن اعلام کردهاند که مواضع حوثیها را در بندر مخا هدف قرار دادهاند اما واقعیت این است که رژیم ایران با حمایت همهجانیهی تسلیحاتی و هدایت عملیاتی، این جبههی جدید را باز کرده تا فشار بر عربستان و مسیر صادرات نفت از دریای سرخ را افزایش دهد.
در عراق نیز شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی دست به کار شدهاند. حملهی پهپادی از خاک عراق به خط لولهی شرق- غرب عربستان که نفت را به بنادر دریای سرخ منتقل میکند، این مسیر جایگزین را مختل کرده و عربستان در حال حاضر این خط لوله را به عنوان اقدام احتیاطی تعطیل کرده است.
اقدام عربستان دقیقا زمانی رخ داد که تنگه هرمز عملا در حالت مسدود و ناامن قرار دارد و جمهوری اسلامی و نیابتیهایش دو کریدور اصلی انرژی جهان را همزمان تهدید میکنند. اکنون قیمت نفت بالا رفته و اقتصاد جهانی در حال پرداخت هزینهی سیاستهای توسعهطلبانه و تروریستی بقایای جمهوری اسلامی است.
مسیر جایگزین صادرات نفت خلیج فارس، خط لولهی شرق- غرب عربستان به بندر ینبع و سپس دریای سرخ بود. جریان نفت از بابالمندب از ۴ تا ۵ میلیون بشکه در روز طی سال گذشته به بیش از هفت میلیون بشکه بین مارس تا ژوئیه رسید. اما با حملهی مجدد به این خط لوله، تهدید نظامی حوثیها در ۲۰ ژوئیه و حالا تصرف بندر پریم، برآورد ماههای اوت و سپتامبر به کمتر از پنج میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.
کشتیهایی که پیشتر از بندر ینبع بارگیری میکردند، اکنون بجای عبور از بابالمندب، از کانال سوئز حرکت میکنند که هم یک مسیر طولانی است و هم بروز خطر را در این آبراه افزایش میدهد. به این ترتیب، هزینهی کشتیرانی نیز بالا رفته و هر سفر هفتهها طولانیتر شده است. این دقیقا همان هدفی است که جمهوری اسلامی با نیابتیهای ارزانقیمت خود دنبال میکند؛ تهدید ارزان، اجبار به استفاده از مسیرهای گران!
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در آغاز جنگ گفته بود که بمباران «تا هر زمان که لازم باشد برای دستیابی صلح در خاورمیانه و جهان» ادامه خواهد یافت. اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که رژیم جمهوری اسلامی با رد پیشنهادهای آتشبس و ادامهی جنگ نیابتی، هیچ مسیر روشنی برای خروج باقی نگذاشته است.
رژیم تهران حتی پس از اینکه رهبرش را از دست داد و با تحمل خسارات سنگین نظامی، حاضر به عقبنشینی از حمایت تروریستهای حوثی در یمن، شبهنظامیان عراقی، حزبالله لبنان و شلیک به کشتیرانی بینالمللی در تنگه هرمز نیست و شرایط حداکثری خود را برای مذاکره مطرح میکند. این رفتار نشان میدهد که رژیم ایران نه در پی صلح بلکه به دنبال حفظ قدرت از طریق صدور بیثباتی و گروگانگیری اقتصاد جهانی است.
جمهوری اسلامی با تکیه بر گروههای تروریستی نیابتی که خود آنها را ساخته و مسلح کرده، جنگ از خاک ایران را به یمن، عراق، دریای سرخ و خلیج فارس گسترش داده است. حوثیها که اکنون کنترل بیشتری بر بابالمندب دارند، تهدید مستقیم علیه کشتیرانی بینالمللی محسوب میشوند. شبهنظامیان عراقی نیز با به عنوان بازوی دیگر رژیم تهران عمل میکنند.
این شبکههای تروریستی با هدایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که سالها با شعار «محور مقاومت» توجیه میشد، اکنون عامل اصلی آشفتگی منطقه و آسیب به مردم کشورهای همسایه و اقتصاد جهان است.
نتیجهی چهار دهه صدور انقلاب اسلامی و ساختن «محور مقاومت» که جهان در عمل بر آن چشم بسته بود و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن را مردم ایران تحمل میکردند، امروز در دو آبراه بینالمللی ناامن، سوخت گران و خاورمیانهای با کابوس جمهوری اسلامی ظاهر شده که سایهی سنگین آن را در گسترش اسلام سیاسی و اسلامگرایان افراطی نه تنها در خیابانهای شهرهای اروپا و آمریکا بلکه در اشغال پارلمانها و مقامات ارشد اداری از شهرداریها تا دولت میتوان دید.
رژیم ایران با فعال ساختن مجدد نیابتیهایش ثابت کرده که حتی در شرایط جنگ مستقیم، ابزار اصلیاش نه دیپلماسی بلکه ایجاد هرج و مرج از طریق همین گروههاست. رژیم تهران که نتوانسته به اهداف هستهای- موشکی خود برسد و بخش مهمی از منابع خود را در این عرصه از دست داده، در حالی که معلوم نیست رهبرش کیست و کجاست، اکنون با تشدید جنگ نیابتی تلاش میکند هزینهی جنگ را برای آمریکا و متحدانش بالا ببرد.
این استراتژی همزمان ثابت میکند که جمهوری اسلامی همچنان منبع اصلی ایجاد ناامنی در منطقه است و تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، به حمایت از گروههای مسلح تروریستی و بستن مسیرهای تجاری همراه با تهدید همسایگان ادامه میدهد و با بقای آن، هیچ مسیر روشنی برای خروج از این باتلاق وجود ندارد.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.