در آستانهی به پایان رسیدن ذخایر استراتژیک؛ صفهای طولانی در جایگاههای خالی بنزین
فشار اقتصادی زندگی روزانهی مردم را بیش از پیش مختل کرده؛ جایگاههای سوخت در شهرهای مختلف خالیاند، رانندگان ساعتها در صف میمانند بدون آنکه بتوانند باک اتومبیل خود را پر کنند.
بحران شدید سوخت در ایران حاکی از آن است که فشار اقتصادی چگونه زندگی روزانهی مردم را مختل کرده است. جایگاههای سوخت در شهرهای مختلف خالی شدهاند، رانندگان ساعتها در صف میمانند و اعتراضهای صنفی نیز رو به گسترش است.

والاستریت ژورنال در گزارشی به این موضوع پرداخته و نوشته است که کمبود بنزین از صفهای طولانی در جایگاهها فراتر رفته و حالا به خیابانها رسیده است. دولت سهمیهی ماهانه را کاهش داده و قیمت بنزین خارج از سهمیه را دو برابر کرده است.
تصاویر منتشرشده از جایگاهها در شهرهای مختلف از جمله تهران، اصفهان و بندرعباس صفهای طولانی ماشینها را حتی در نیمهشب نشان میدهد. برخی رانندگان برای اینکه صبح روز بعد بتوانند باک اتومبیل خود را پر کنند، شب را در ماشین میخوابند. ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی دست به دست میشوند، جایگاههای خالی و رانندگان سرگردان را ثبت کردهاند.
رانندگان تاکسی، کامیونداران و اپلیکیشنهای حمل و نقل مانند «اسنپ» در چند شهر دست به اعتراض و اعتصاب زدهاند. روی یکی از پلاکاردهای رانندگان «اسنپ» نوشته بود: «این کرایهها چرخ زندگی را نمیگرداند».
اتحادیه رانندگان و کامیونداران اعلام کرده، سهمیهی سوخت رانندگان تاکسی کاهش یافته است. در شهرهای متصل به گذرگاههای مرزی با عراق و همچنین در بندرعباس، کامیونداران هشدار دادهاند که ممکن است حمل بار را متوقف کنند. این تهدید میتواند زنجیرهی تأمین کالا را مختل کند و کمبود مواد غذایی و کالاهای اساسی را تشدید نماید.
تورم رسمی که توسط بانک مرکزی حدود هشتاد درصد نسبت به سال گذشته اعلام شده، از همین حالا قیمت مواد غذایی را بالا برده و قدرت خرید خانوارها را به شدت کاهش داده است. ریال نیز به پائینترین سطح ارزش در تاریخ خود رسیده و در بازار آزاد بیش از ۲میلیون و ۳۵۰هزار ریال ( ۲۳۵ هزار تومان) در برابر هر دلار معامله میشود.
ایران با وجود ذخایر عظیم نفت خام اما به دلیل حاکمیت جمهوری اسلامی توان پالایش کافی برای تأمین بنزین جهت مصرف داخلی را ندارد. مصرف روزانه بنزین در ایران حدود ۱۳۵ میلیون لیتر برآورد میشود، در حالی که تولید داخلی در بهترین حالت بین ۱۱۲ تا ۱۲۲ لیتر در نوسان بوده است.
کسری روزانهی ۱۴ تا ۱۵ میلیون لیتر معمولا با واردات جبران میشد. محاصرهی بنادر جنوبی توسط نیروی دریایی آمریکا مسیر واردات سوخت را مسدود کرده است. وابستگان جمهوری اسلامی اعلام کردهاند ذخایر استراتژیک در حال کاهش است و برخی منابع از موجودی حداکثر دو ماهه سخن گفتهاند.
در هفته گذشته دولت با بهانهی کنترل مصرف، سهمیه را به شصت لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان و پنجاه لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان و مصرف مازاد را به ده هزار تومان در هر لیتر رساند. این افزایش ناگهانی، یادآور جهش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸ است که اعتراضهای گسترده به دنبال داشت.
کارگزاران جمهوری اسلامی ادعا کردهاند که درآمد حاصل از افزایش قیمت سوخت صرف حمایت از معیشت خانوارها خواهد شد! اما بسیاری از رانندگان شاغل میگویند که کرایههای فعلی دیگر هزینههای زندگی را پوشش نمیدهند. یک راننده تاکسی در تهران میگوید، هربار که باک ماشیناش به نیمه میرسد، بلافاصله به جایگاه میرود زیرا نگران تمام شدن سوخت یا گرانتر شدن آن است.
بحران بنزین در ایران تنها یک مشکل فنی و صرفا ناشی از جنگ نیست. این کمبود در کنار بیکاری، تورم، قطع اینترنت، گرانی روزافزون نیازمندیهای روزانه، پیامد بیکفایتی حکومت و فساد سیستماتیک جمهوری اسلامی، فشارهای اجتماعی را بیش از پیش افزایش داده است. اعتراضات صنفی بطور روزانه در گوشه و کنار ایران دوباره به جریان افتاده است. کارگران نفت، بازنشستگان، معلمان و دیگر اصناف از کاهش ارزش پول و افزایش هزینهی زندگی ناراضی و خشمگین هستند.
وضعیت موجود در ایران فراتر از فشار اقتصادی یا اوضاع منطقهای و درواقع نتیجهی بدیهی حاکمیت جمهوری اسلامی است که اساسا با رفاه و امنیت مردم در ستیز است. علی خامنهای رهبر کشتهشدهی حکومت معتقد بود دستیابی مردم به رفاه باعث میشود آنها ایمان خود را از دست بدهند!
در حال حاضر درآمد ارزی رژیم تهران در حال خشک شدن است. با تنگتر شدن حلقهی محاصرهی اقتصادی از طریق بستهشدن مرزهای زمینی، راههای رژیم برای دسترسی به ارز و همچنین تأمین برخی کالاهای اساسی از جمله سوخت، مسدود خواهد شد.
اکنون در کشوری که حمل و نقل عمومی و خصوصی آن به بنزین و گازوئیل یارانهای وابسته است، خالی شدن جایگاههای سوخت زندگی روزانه را مختل کرده است. رانندگان نمیتوانند کار کنند، کالا به سختی جابجا میشود و فشار بر خانوارها در حالی چند برابر شده که جمهوری اسلامی فشار اقصادی را به جامعه تحمیل و منتقل کرده است.
تجربهی تاریخی نشان داده که افزایش ناگهانی قیمت سوخت در ایران میتواند به نارضایتی اجتماعی منجر شود. دولت مسعود پزشکیان فعلاً در تلاش است با حفظ سهمیهی یارانهای برای مصرف محدود، شوک را به صورت حداقلی و ظاهری کنترل کند اما واقعیت جامعه و جایگاههای سوخت چیز دیگری میگویند.
صفهای شبانهی اتومبیلها، جایگاههای خالی از سوخت و اعتراض رانندگان تصویری روشن از این است که فشار اقتصادی دیگر فقط در آمار رسمی دیده نمیشود بلکه در کنار ناتوانی و ناکارآمدی حکومت در مواجهه با هرگونه بحرانی، همواره به شکل ملموس در خیابان و زندگی روزانهی مردم خود را نشان میدهد.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.