The Daily Newsstand · Free, Always
Wednesday, October 21, 2026

بازی خطرناک تهران در تنگه‌ها؛ هشدار دیاکو حسینی، کارشناس مسایل ژئوپلتیک

Translate

«دیاکو حسینی»، تحلیل‌گر مسائل استراتژیک، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرآنلاین به کالبدشکافی چالش‌های ژئوپلیتیکی ایران، توهم «ابرقدرت شدن» مسئولان و طرفدارانشان از طریق ابزارهای نظامی و تبعات سهمگین بازی حکومت در آب‌راه‌های بین‌المللی نظیر تنگه هرمز و باب‌المندب پرداخته است.

او که دکتری مطالعات منطقه‌ای دارد و پیشتر حدود ۶ سال مدیریت دپارتمان سیاست خارجی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری این مرکز را برعهده داشته در این گفت و گو تاکید کرده‌است : «آمریکا ممکن بود بتواند ایران اتمی را از طریق موازنه اتمی تحمل کند، اما نمی‌تواند کنترل ایران بر دو تنگه از شش تنگه استراتژیک نیم‌کره شرقی را تحمل کند».

این تحلیلگر مسائل استراتژیک با اشاره به تئوری مهار در جنگ سرد پافشاری بر مطالبه کنترل تنگه هرمز را ورود به یک بازی بزرگ و خطرناک توصیف کرده‌است زیرا این وضع تسلط ۸۰ ساله آمریکا بر آبراه‌های بین‌المللی به ويژه در «ریملند» را برهم خواهد زد. «ریملند» به نوار ساحلی پیرامون اوراسیا گفته می‌شود که برپایه تئوری و سیاست «مهار» ایالات متحده آمریکا در دوران جنگ سرد در قبال اتحاد جماهیر شوروی به اجرا درمی‌آمد و نیکلاس جان اسپایکمن استاد روابط بین‌الملل دانشگاه ییل بر آن تاکید داشت.

حسینی در این مصاحبه همچنین بر عدم آمادگی ایران و اسرائیل در تغییر پارادایم در روابط خود تاکید کرده‌است. در ادامه خلاصه‌ای از این گفت و گو را می‌خوانید.

تغییر پارادایم جنگ؛ از پرونده هسته‌ای تا تهدید آب‌راه‌ها

جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر تلاش کرده است تا مرکز ثقل منازعه خود با غرب را از موضوع هسته‌ای و موشکی به سمت ایجاد اختلال در آب‌راه‌های حیاتی نیم‌کره شرقی زمین شیفت دهد. با این حال، نظم بین‌المللی موجود از سال ۱۹۴۵ میلادی بر دو پایه اساسی تسلط آمریکا بر دریاها و نفوذ در قاره اوراسیا استوار است و هرگونه تهدید علیه این ساختار، با واکنش سخت روبرو می‌شود.

حسینی درباره نقش ۶ تنگه استراتژیک نیم‌کره شرقی (جبل‌الطارق، بسفر، باب‌المندب، هرمز، مالاکا و تایوان) گفته‌است: «از این ۶ تنگه، دو تنگه در اختیار ناتو است و چهار تنگه دیگر تحت رژیم‌های آزادی است که آمریکا از آن‌ها حمایت می‌کند. امروز از این چهار تنگه، دو تنگه هرمز و باب‌المندب مستقیم و غیرمستقیم توسط ایران تهدید می‌شوند.»

او با اشاره به این‌که واشنگتن تسلط ایران بر این شاهرگ‌ها را برنمی‌تابد، تصریح کرده‌است: «آمریکا ممکن بود بتواند ایران اتمی را از طریق موازنه اتمی تحمل کند، اما نمی‌تواند کنترل ایران بر دو تنگه از شش تنگه استراتژیک نیم‌کره شرقی را تحمل کند. اگر آمریکا به دلیل اتهام تسلیحات هسته‌ای به ایران حمله کرد، به خاطر حفظ هژمونی خود در دریاها حاضر است کارهای به‌مراتب بزرگ‌تری انجام دهد.»

توهم ابرقدرتی در سایه اقتصاد فروپاشیده

مقامات جمهوری اسلامی و رسانه‌های وابسته به حکومت بارها مدعی شده‌اند که ایران به یک «ابرقدرت منطقه‌ای» تبدیل شده است. اما این ادعاها تا چه حد با واقعیت‌های مادی و ساختاری کشور مطابقت دارد؟

دیاکو حسینی با رد این مدعیات، بر فاصله عمیق ایران با مؤلفه‌های واقعی قدرت دست گذاشته، گفته‌است: «ابرقدرت شدن مستلزم فاکتورهای متعدد است؛ یکی از آن‌ها داشتن یک نظام اجتماعی و سیاسی باثبات و پایدار است. همچنین باید جمعیت کافی و یک اقتصاد کاملاً پویا، قوی و تکنولوژیک داشته باشید که ما فرسنگ‌ها با این معیارها فاصله داریم.»

او با مقایسه وزن اقتصادی ایران در برابر قدرت‌های بزرگ دراین‌باره افزوده‌است: «ما داریم از یک اقتصاد ۲۰ و چند تریلیون دلاری آمریکا در برابر یک اقتصاد حدود ۲۰۰ میلیارد دلاری صحبت می‌کنیم؛ یک طرف بیش از یک تریلیون دلار بودجه نظامی دارد و طرف دیگر چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار. با این وزن‌کشی، امکان تبدیل پیروزی‌های تاکتیکی به پیروزی‌های استراتژیک وجود ندارد.»

حسینی با تأکید بر این‌که قدرت نظامی صرف هرگز مساوی با پیروزی بلامنازع نیست، یادآور شده‌است: «هیچ قدرتی در جهان با یک بشکن و یک‌شبه به ابرقدرت تبدیل نشده است. این نوع حرف‌ها شاید برای استوری اینستاگرام خوب باشد، اما برای تصمیم‌گیری حتماً ساده‌لوحانه است.»

خودزنی اقتصادی و ناخرسندی متحدان از رفتارهای تهران

یکی از نقدهای جدی به استراتژی دریایی جمهوری اسلامی، آسیب‌های مستقیمی است که این رفتارهای ماجراجویانه به معیشت مردم ایران وارد می‌سازد. در حالی که جامعه زیر بار تورم خردکننده قرار دارد، ایجاد اختلال در تنگه هرمز بیش از همه تجارت خارجی خود کشور را فلج می‌کند.

حسینی در این‌باره صراحتاً تاکید کرده‌است: «حدود ۸۰ درصد از کل تجارت خارجی ایران از راه خلیج فارس انجام می‌شود و این اختلال در تنگه و ناامنی در خلیج فارس، به اقتصاد خود ایران آسیب می‌زند.»

از سوی دیگر، این رفتارهای ایدئولوژیک حاکمیت نه‌تنها غرب، بلکه متحدان بین‌المللی و منطقه‌ای ایران مانند چین، روسیه و کشورهای عربی را نیز نگران کرده است. دیاکو حسینی دراین‌باره توضیح داده‌است: «کنترل ایران بر تنگه هرمز که هر وقت دلش خواست فلکه‌اش را ببندد که نفتی بیرون نرود، حتی برای دوستان ایران هم قابل تحمل و قابل درک نیست. کشوری که بخواهد بر این دو تنگه کنترل داشته باشد باید به اندازه یک ابرقدرت نیرومند باشد، اما ایران دارای چنین قدرتی نیست.»

به گفته این کارشناس، مطالبات تهران به‌جای پیگیری خروج پایگاه‌های بیگانه، وارد یک «بازی حاصل‌جمع صفر» شده است[16] که آسیب اصلی آن متوجه ایران خواهد بود.

اعتراف به لزوم عقب‌نشینی از شعار نابودی اسرائیل

یکی از محورهای قابل توجه این گفت‌وگو، اذعان به عدم امکان تداوم شعارهای ساختارشکنانه جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی است. در حالی که حکومت چهار دهه بر طبل «محو اسرائیل» کوبیده و هزینه‌های گزافی را بر ملت تحمیل کرده است، تحلیل‌گران بر این باورند که بدون دست‌کشیدن از این شعارها، هیچ توافق پایداری شکل نخواهد گرفت.

حسینی با اشاره به لزوم شکل‌گیری یک رژیم امنیتی میان ایران و اسرائیل گفته است: «ما به‌عنوان جمهوری اسلامی ایران همیشه خواستار نابودی اسرائیل بوده‌ایم و در این مدل لاجرم باید از آن انصراف دهیم و بگوییم نابودی آن به ما ربطی ندارد و قرار نیست اقدامی برای آن بکنیم. این یک تغییر پارادایم است.»

با این حال، او ابراز تردید می‌کند که بدنه حاکمیت ظرفیت چنین عقب‌نشینی خطیری را داشته باشد: «من فکر نمی‌کنم در سطح جامعه و سازمان سیاسی ما چنین آمادگی وجود داشته باشد و به همین دلیل، ما باید آماده یک کشمکش بلندمدت با آمریکا و اسرائیل باشیم.»

View the original on IranWire →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.