تاراج کیفیت زندگی و آینده تهران؛ توصیف پیروز حناچی، از مدیریت شهری
«پیروز حناچی» معمار ایرانی و شهردار پیشین تهران در گفتوگویی با «انصافنیوز» به بررسی ابعاد بحران در اداره کلانشهرهای ایران، بهویژه پایتخت پرداخته و آن را نشاندهنده فرایندی ساختاری در نادیدهگرفتن حقوق بنیادین شهروندان، تنزل کیفیت زندگی و قربانیکردن آینده شهر در پای درآمدهای زودگذر توصیف کرده است.
حناچی، در این گفتوگو به رفتارهای ناکارآمد، تصمیمات پوپولیستی و رهاشدگی نظارت حاکمیتی بر مدیریت شهری تاکید کرده و در نقد سیاست رایگان شدن مترو در تهران گفته است: «دستکم سالانه ۶هزار میلیارد تومان خسارت از محل رایگان بودن مترو به سیستم حمل و نقل شهری وارد میشود.»
ایرانوایر خلاصهای از این گفتوگو را در ادامه منتشر کرده است که در آن علاوه بر تاثیر رایگانسازی مترو و بذلوبخشش منابع عمومی در شرایط بحران، به نقد جهش هفتبرابری بودجه شهرداری تهران در دوره زاکانی، شهردار کنونی پایتخت پرداخته است.
رایگانسازی مترو و بذلوبخشش منابع عمومی در شرایط بحران
ادامه رایگان بودن حملونقل عمومی (مترو و اتوبوسرانی) پس از آغاز شرایط جنگی آن هم در آستانه انتخابات دوره جدید شورای شهر یکی از بارزترین نمادهای رفتار پوپولیستی در مدیریت شهری است که پیروز حناچی در این گفتوگو به آن پرداخته است. به گفته حناچی، هزینه واقعی هر بلیت مترو بدون احتساب زیرساختها در سال ۱۳۹۷ «حدود ۶هزار تومان» بود و «با احتساب زیرساختها به بالای ۱۲هزار تومان میرسید» البته بدون احتساب ضریب تورمی کنونی. حناچی مدعی است که «رایگانکردن کامل مترو در هیچ جای دنیا مرسوم و منطقی نیست.»
این اقدام به معنای چشمپوشی سالانه بیش از ۶هزار میلیارد تومان درآمد پایدار شبکه حملونقل و واردکردن خسارت مستقیم به کیفیت سرویسدهی، افزایش سرفاصله قطارها و فشار بر ناوگان است. حناچی این سیاست را با اتخاذ تصمیمات نادرست سالهای گذشته در تثبیت قیمت بنزین توسط نمایندگان مجلس هفتم مقایسه کرد که نهایتا به بروز نارضایتیهای گسترده اجتماعی انجامید.
جهش هفتبرابری بودجه؛ شهرفروشی و تخریب باغها به جای درآمد پایدار
بررسی ارقام بودجه شهرداری تهران ابعاد دیگری از این سوءمدیریت را آشکار میسازد. بودجه شهرداری که در دوره حناچی حدود ۵۰هزار میلیارد تومان بسته شده بود، اکنون به بیش از ۳۵۰هزار میلیارد تومان رسیده که رشدی بسیار بالاتر از نرخ تورم رسمی را نشان میدهد. اما مابهازای این بودجه نجومی، تحقق درآمدهای پایدار نبوده، بلکه تشدید بیقانونی، تخریب باغها، افزایش تراکم مسکونی و اعمال فشار بر «کمیسیون ماده پنج» برای شهرفروشی بوده است.
بهعنوان نمونه، کمیسیون ماده پنج که طبق قانون وظیفه انعطافبخشی به طرحهای شهری برای ارتقای کیفیت زندگی را دارد، به ابزاری برای درآمدزایی و صدور مجوزهای غیرقانونی تبدیل شده است؛ نظیر صدور مجوز ساختوساز ساختمانی ۱۱ طبقه برای یک نهاد حاکمیتی در محور «انقلاب-امام حسین»، در حالیکه ساخت بالای ۴ تا ۵ طبقه در آن محور ممنوع است. همزمان، بهجای چابکسازی بدنه اداری، طی چند سال اخیر بیش از ۲۰هزار نفر بدون ارزیابی کیفی به بدنه شهرداری اضافه شدهاند.
نتیجه این رویکرد، توسعه مناطقی چون منطقه ۲۲ بدون تامین حداقل خدمات شهری مانند مدرسه، کلانتری و فضای سبز محلی است که امکان پاسخگویی به وضعیت کیفیت زندگی تهران در ۲۰ سال آینده را سلب کرده است.
عقبنشینی نهادهای حاکمیتی از حقوق شهروندان
بخش مهمی از افشاگریهای حناچی به رهاسازی وظایف نظارتی توسط دستگاههای حاکمیتی بازمیگردد. وزارت کشور، وزارت راهوشهرسازی و سازمان حفاظت محیط زیست بهعنوان اعضای اصلی شورای عالی شهرسازی و کمیسیون ماده پنج، چشم خود را بر عدول از طرحهای جامع و تفصیلی بستهاند. همچنین دبیرخانه کمیسیون ماده پنج تهران با عدم انتشار و محرمانهسازی مصوبات، شفافیت را بهعنوان حق اولیه شهروندان و رسانهها، زیر پا گذاشته است.
این عدم تعادل در سیاستگذاریهای کلان سرزمینی نیز مشهود است. امروزه ۷۰درصد جمعیت کشور در شهرها و ۳۰درصد در روستاها ساکن هستند که نشاندهنده تمرکز شدید و مهاجرت بیرویه به حوزه نفوذ کلانشهرها است. برنامهریزیهای نادرست در شهرهای جدید مانند «پرند» که ظرفیت جمعیتپذیری آن از ۱۵۰هزار نفر به ۴۵۰هزار نفر افزایش یافته، و الگوی نادرست مناطق آزاد مانند «چابهار» تنها به جهش قیمت زمین و گسترش حاشیهنشینی انجامیده است. حل این بحران نیازمند گذر از الگوی «بسازوبفروشی» و حرکت به سمت «توسعهدهندگان حرفهای» (Developers) است که خدمات عمومی، شبکه حملونقل و پایداری اقتصادی را همراه با مسکنسازی تضمین کنند.
شرایط جنگی، تورم و مساله مشروعیت و سرمایه اجتماعی
حناچی با اشاره به تجربه یک سال جنگ مستقیم و فشارهای شدید اقتصادی بر کشور، عملکرد دولت در تامین مایحتاج عمومی را در مقایسه با دورههای گذشته قابلتوجه میداند اما انتقادات جدی به «عدم وفاداری به وعدههای انتخاباتی» وارد میکند. او با رد تعریف ادعایی از «وفاق» که به معنای عقبنشینی از مطالبات اکثریت است، تاکید میکند که «مشروعیت حاکمیت و دولت مستقیما وابسته به رای مردم و سرمایه اجتماعی است.»
او با اشاره به پژوهشی درباره علل فروپاشی بلوک شرق در برابر ماندگاری جوامع غربی یادآور میشود که کشورهای بلوک شرق تمام توان خود را صرف «کنترل ناراضیان» کردند، در حالیکه نظامهای موفق بر «ایجاد رضایت» تمرکز داشتند. در مدیریت شهری و اداره کشور نیز «بیتوجهی به خواست عمومی»، «نادیدهگرفتن نظرات کارشناسی» و «ترجیح لابیگری بر شایستهسالاری»، فروپاشی کیفیت زندگی و سلب اعتماد شهروندان را به همراه خواهد داشت.
امتیاز جمعآوری اتوبان صدر برای تهران
پیروز حناچی در این گفتوگو به پروژهای مشابه «پل صدر» تهران در شهر «سئول» اشاره میکند؛ اتوبانی دو طبقه، بتنی و سنگین به طول ۸ تا ۹کیلومتر که در مرکز شهر قرار داشت. به گفته او در انتخابات سال ۲۰۰۳ سئول، یکی از نامزدهای مقام شهرداری وعده داد که در صورت پیروزی، این اتوبان بزرگ را تخریب کرده و آن را به یک محور پیادهراه تبدیل خواهد کرد؛ پروژهای معروف به «چئونگگیچون» که البته با پیروزی او و اجرای پروژه، اگرچه میلیاردها دلار سرمایهگذاری زیرساختی برچیده شد، اما ارزش بازگشته به شهر بسیار فراتر از هزینهها برآورد شد. این اقدام موجب کاهش ۳ تا ۵درصدی دمای آن منطقه، جهش چشمگیر ارزش املاک، جذب گسترده نخبگان و شرکتهای خلاق و در نهایت تغییر سرنوشت و ارتقای کیفیت زندگی در آن بخش از شهر شد. حناچی این اقدام را نمونهای از «آرزوهای خوب» و «برنامهریزی افقنگر» در مدیریت شهری میداند که شهر را از حاکمیت روزمرگی نجات میدهد.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.