وقتی پیشنهاد رشوه مایه افتخار است؛ از آیان تا روشن ایرماتوف
روایت «بهداد سلیمی» از پیشنهاد ۵۰ هزار دلاری یک مقام سابق فدراسیون وزنهبرداری ایران به «تاماش آیان»، رییس پیشین فدراسیون جهانی وزنهبرداری، فقط باز کردن دوباره پرونده اتفاقات المپیک ۲۰۱۶ ریو نیست. مهمتر از آن، پرسشی است درباره فرهنگی که دههها در بخشی کلان از مدیریت ورزش ایران وجود داشته و گویی هنوز هم زنده است؛ رشوه میدهیم پس مدیر قابلی هستیم.
سلیمی روایت کرده که به او گفتهاند پیش از مسابقهاش در المپیک ریو، به «تاماش آیان» پیشنهاد ۵۰ هزار دلار داده بودند تا «کاری به کارش نداشته باشد». پیشنهادی که اگر روایت او منطبق با واقعیت باشد، خود، مصداق تلاش برای پرداخت رشوه است.
شگفتانگیز اینکه مدیران و مربیان و ورزشکاران ایرانی، نه تنها از بازگویی این روایتها شرمگین نمیشوند که با افتخار از آن یاد میکنند.
در این گزارش به نمونههایی تاریخی و علنی شده از رشوه دادن مدیران و مربیان ورزش ایران در سطح بینالمللی نگاه میکنیم.
بهداد سلیمی؛ ۵۰ هزار دلار برای «کاری نداشتن»
«بهداد سلیمی»، قهرمان پیشین وزنهبرداری جهان و المپیک، در گفتوگویی با «علی ضیا» از اتفاقی گفته که اگر روایت او دقیق و بدون تحریف باشد، هم داستان حذف جنجالیاش از المپیک ۲۰۱۶ ریو را وارد زاویهای غیرورزشی میکند، هم از ساختار به غایت فاسد مدیریت ورزش ایران پرده برمیدارد.
بهداد سلیمی گفته یکی از مسوولان وقت فدراسیون وزنهبرداری ایران پس از المپیک ۲۰۱۶ به او گفته بود که پیش از آغاز رقابتهای وزنهبرداری المپیک، به رییس وقت فدراسیون جهانی وزنهبرداری پیشنهاد پرداخت ۵۰ هزار دلار دادهاند تا به گفته او «کاری به کار» بهداد سلیمی نداشته باشند و بگذارند کارش را بکند.
رییس فدراسیون جهانی وزنهبرداری در آن زمان «تاماش آیان» مجارستانی بود؛ مردی که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ ریاست این فدراسیون را در اختیار داشت و سالها یکی از قدرتمندترین مدیران ورزش جهان محسوب میشد.
سلیمی روایت مقام فدراسیون وزنهبرداری را اینگونه نقل کرده است: «قبل از مسابقات رفتیم پیش رییس فدراسیون جهانی. گفتیم ۵۰ هزار دلار میدهیم، کاری به بهداد نداشته باش. گفت شما دو طلا سهم داشتید که گرفتید؛ بیشتر از این نمیشود.»
منظور از دو مدال، قهرمانی «کیانوش رستمی» و «سهراب مرادی» بود. ایران پیش از رسیدن مسابقات به دسته فوق سنگین، دو طلای وزنهبرداری المپیک ریو را در دست داشت.
بهداد سلیمی در ریو رکورد یکضرب جهان را شکست، اما در دوضرب، «هیات ژوری» حرکت دوم او با وزنه ۲۴۵ کیلوگرم را که ابتدا از سوی داوران صحیح اعلام شده بود، رد کرد. اعتراض ایران نیز به نتیجه نرسید و دادگاه حکمیت ورزش درخواست ایران را رد کرد. سلیمی بدون ثبت رکورد در دوضرب از مسابقات کنار رفت.
اما روایت تازه او پرسشی را ایجاد میکند که ارتباطی با درست یا غلط بودن تصمیم هیات ژوری ندارد؛ چرا یک مقام فدراسیون وزنهبرداری ایران باید پیش از مسابقه یک ورزشکار، به عالیترین مقام اجرایی این رشته در جهان پیشنهاد پرداخت ۵۰ هزار دلار بدهد؟
اگر روایت نقلشده از سوی بهداد سلیمی منطبق با اتفاقات تاریخی باشد، تعریف حقوقی و ورزشی این پیشنهاد چندان پیچیده نیست. پیشنهاد پول به یک مقام ورزشی برای تاثیر گذاشتن بر رفتار او یا حتی چشم بستنش روی اتفاقات در قبال یک ورزشکار، مصداق پیشنهاد رشوه است؛ حتی اگر پول هرگز پرداخت نشده باشد یا پیشنهاد مورد پذیرش قرار نگرفته باشد.
هرچند در اینجا باید یک وجه تاریخی را در نظر گرفت. سوی دیگر این پیشنهاد هم مدیری نبود که سالهای حضورش در ورزش جهان بدون اتهام فساد گذشته باشد.
چهار سال بعد از المپیک ریو، تحقیقات مستقل «ریچارد مکلارن» حقوقدان و استاد دانشگاه کانادایی، تصویری از ساختار فدراسیون جهانی وزنهبرداری در دوران ریاست تاماش آیان ارایه کرد که فساد مالی، پنهانکاری و مداخله در پروندههای دوپینگ بخشی از آن بود.
براساس یافتههای این تحقیق، بیش از ۱۰ میلیون دلار از منابع مالی فدراسیون جهانی وزنهبرداری نیز فاقد حسابرسی روشن بود. آیان پیش از انتشار گزارش از ریاست فدراسیون جهانی استعفا کرده بود.
این سابقه البته چیزی از ماهیت روایت بهداد سلیمی کم نمیکند. فاسد بودن ساختاری که تاماش آیان در راس آن قرار داشت، پیشنهاد ۵۰ هزار دلاری از سوی یک مقام ایرانی را توجیه نمیکند؛ شاید فقط توضیح دهد چرا مدیر یا مدیرانی در ورزش ایران تصور میکردند میتوان با چنین پیشنهادی به سراغ رییس فدراسیون جهانی رفت.
ورزش ایران پیش از ریو هم چنین راهی را رفته بود؛ گاه پنهانی، گاه با تکذیب و گاه حتی با افتخار.
امیر قلعهنویی، استقلال و روشن ایرماتوف
سال ۱۳۸۷ است و «امیر قلعهنویی» سرمربی یکی از پرستارهترین تیمهای تاریخ فوتبال ایران در استقلال. این تیم در لیگ قهرمانان آسیا حضور داشت. ۲۸اسفند۱۳۸۷ استقلال با مربیگری امیر قلعهنویی باید مقابل الجزیره امارات در ورزشگاه آزادی قرار میگرفت. داور که بود؟ «روشن ایرماتوف» ازبکستانی.
داوری که از همان سالها به یکی از مشهورترین داوران تاریخ فوتبال آسیا تبدیل شد، بعد در سه جام جهانی قضاوت کرد و رکورد حضور در این مسابقات جام جهانی را شکست.
سال ۱۳۹۲ «امیررضا واعظ آشتیانی»، مدیرعامل وقت استقلال، بخشی از آنچه در روزهای حضورش در این باشگاه گذشته بود را علنی کرد.
او گفت پیش از یکی از مسابقات آسیایی استقلال، پیشنهادی برای پرداخت پول با هدف تاثیرگذاری بر قضاوت روشن ایرماتوف دریافت کرده بود. واعظ آشتیانی در روایت خود رقم پیشنهادی را ۵۰ هزار دلار اعلام کرد.
به گفته مدیرعامل وقت استقلال، به او گفته بودند با پرداخت این پول میتوان شرایط قضاوت ایرماتوف را به سود استقلال تغییر داد. او گفته بود که پیشنهاد را نپذیرفت. اما این هم داستان نبود.
نام «امید طیری»، یکی از اعضای کادر فنی استقلال و از نزدیکان امیر قلعهنویی، در همان سالها بهعنوان فرد مرتبط با این پیشنهاد مطرح شد. ماجرا به جایی رسید که امیر قلعهنویی در کنفرانس خبریاش نسبت به نقش داشتن دستیار خود در این ماجرا واکنش نشان داد و البته اساس این پیشنهاد را هم رد کرد.
پرسش خبرنگاران مشخص بود؛ آیا امید طیری رابط استقلال با روشن ایرماتوف بوده است؟
قلعهنویی گفت: «من هیچ اطلاعاتی در این مورد ندارم.» او در همان پاسخ مدعی شد واعظ آشتیانی پیشتر نام طیری را مطرح کرده و سپس موضعش را تغییر داده است. گزارشهای رسانهای همان مقطع نیز نشان میدهد موضوع «پیشنهاد تبانی» به ایرماتوف و نام طیری، دستکم آنقدر علنی شده بود که سرمربی استقلال ناچار به پاسخگویی درباره آن شود.
اما بخش دیگری از این داستان هرگز به صورت رسمی روایت نشد.
در سال ۱۳۹۲، میان بخشی از خبرنگاران ورزشی که اخبار استقلال را دنبال میکردند، روایتی وجود داشت که براساس آن، پیشنهاد برقراری ارتباط با روشن ایرماتوف به درخواست امیر قلعهنویی مطرح شده بود.
خبرنگاران نزدیک به باشگاه استقلال و امیر قلعهنویی روایت میکردند که سرمربی از مدیرعامل خواسته مبلغ ۵۰ هزار دلار پیش از بازی استقلال و الجزیره به داور ازبکستانی تحویل داده شود. اما مدیرعامل وقت استقلال پیشنهاد قلعهنویی را نپذیرفته بود.
با این حال روایت شده که سرمربی وقت استقلال از تصمیمش منصرف نشد و پیشنهادش را بدون اطلاع امیر واعظ آشتیانی به داور ازبکستانی رساند.
براساس اطلاعاتی که در همان سالها میان خبرنگاران ورزشی مطرح بود، موضوع در نهایت به اطلاع کنفدراسیون فوتبال آسیا رسید. AFC در هشداری جدی به باشگاه استقلال اعلام کرد تکرار چنین اقدامی میتواند به حذف این باشگاه از رقابتهای آسیایی منجر شود.
سالها بعد نیز وقتی داستان دوباره مطرح شد، دعوا نه بر سر قبح ماجرا، که جدال بر سر این بود چه کسی پیشنهاد داده، چه کسی خبر داشته و چه کسی دروغ میگوید.
مصطفوی؛ مردی که برای داوران قالیچه پهن میکرد
«داریوش مصطفوی» شاید یکی از معدود مدیران ورزش ایران بود که درباره چنین رفتارهایی نه سکوت میکرد و نه همیشه ضرورتی برای انکارشان میدید؛ او با افتخار از رشوه دادن خود به عنوان برگ برنده دوران مدیریتیاش حرف میزد.
در تمام سالهایی که مصطفوی دبیر و سپس رییس فدراسیون فوتبال ایران بود، هدیه دادن قالیچه ایرانی به برخی داوران و مسوولان فوتبال آسیا به روشی برای ایجاد رابطه و جلب همراهی آنها تبدیل شده بود.
داریوش مصطفوی بارها روایت کرده بود که سال ۱۳۷۵، پیش از دیدار استقلال و نوفباخور ازبکستان در جام باشگاههای آسیا، شخصا به رختکن استقلال رفت. رییس وقت فدراسیون به «صادق ورمزیار» مدافع چپ استقلال گفته بود: «در ۱۸ قدم فقط خودت را بزن زمین.»
ورمزیار دو بار در محوطه جریمه زمین خورد. داور عراقی مسابقه هر دو بار برای استقلال پنالتی گرفت. استقلال بازی را برد؛ مسابقهای که شاید به قیمت هدیه دادن بیش از ۱۰ قالیچه ایرانی تمام شده بود.
هفته قبل از آن همین داور، قضاوت دیدار پرسپولیس و آلیمای قزاقستان را برعهده داشت. دیداری که پرسپولیس ۵ بر صفر برد و در جریان آن دو بار پنالتی زد.
مصطفوی سالها بعد هم از چنین رفتارهایی با ادبیاتی سخن میگفت که بیشتر به بازگویی یک موفقیت مدیریتی شباهت داشت تا اعتراف به اشتباه اخلاقی. روایتهای او از هدیه دادن به داوران، پذیرایی از آنها و تلاش برای ایجاد نفوذ در کنفدراسیون فوتبال آسیا، بخشی از تصویری بود که از مدیریت موفق در فوتبال ایران و سرزنش مدیران پس از خودش ارایه میکرد.
در یکی از روایتهای منتسب به او، مصطفوی از بردن یک داور به خانه، هدیه دادن قالیچه و «نمکگیر» کردن او گفته بود؛ همان ادبیاتی که مرز میان میزبانی، هدیه و خریدن تصمیم یک داور را عمدا یا سهوا از بین میبرد.
داریوش مصطفوی که سابقه بازی برای تاج، پرسپولیس و تیم ملی و ریاست فدراسیون فوتبال ایران را داشت، شامگاه جمعه ۱۰مرداد۱۴۰۴ در سن ۸۰ سالگی بر اثر سرطان درگذشت.
از چک دقیقه ۸۰ تا ۱۰ هزار دلار برای داور
رشوه، تبانی و تلاش برای خریدن تصمیم داور البته فقط در روابط بینالمللی ورزش ایران دیده نشده است.
کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در گزارشی که سال ۱۳۹۴ درباره فساد فوتبال منتشر کرد، «رشاء و ارتشاء» و «تبانی» را از مصادیق فساد نهادینهشده در فوتبال ایران دانست. این گزارش که یازده سال پیش نوشته شد، حاصل بیش از ۱۰۰ جلسه با مدیران، مربیان، بازیکنان، داوران، نهادهای امنیتی و نظارتی بود و البته هنوز به نتیجهای هم نرسیده است.
یکی از روایتهای ثبتشده در این گزارش به پرداخت ۱۰ هزار دلار به یک «داور مشهور» مربوط میشد. توافق این بود که اگر داور نتواند نتیجه مسابقه را به سود پرداختکننده تغییر دهد، پنج هزار دلار را پس بدهد.
در نمونهای دیگر، کاپیتان سابق یکی از تیمهای مطرح لیگ شهادت داده بود که پیش از مسابقهای تعیینکننده، سرپرست تیم به او خبر داده برای داور چک صادر شده است. شرط توافق عجیب بود؛ اگر تیم تا دقیقه ۸۰ برنده نبود، داور باید پنالتی میگرفت. بازی مساوی ماند و براساس شهادت ثبتشده در گزارش مجلس، در دقیقه ۸۳ داور از کاپیتان خواست توپ را به محوطه جریمه بفرستند؛ چند لحظه بعد پنالتی اعلام شد.
سالها بعد پرونده فساد باشگاه مس رفسنجان دوباره پای مدیران ارشد فوتبال و کمیته داوران را به پروندهای قضایی باز کرد. «خداداد افشاریان»، رییس پیشین کمیته داوران، یکی از متهمان این پرونده بود و کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال در سال ۱۴۰۴ او و هشت متهم دیگر را تا تعیین تکلیف نهایی قضایی از فعالیت فوتبالی معلق کرد. اما اگر بپرسیم فساد و تبانی و رشوه، نه ریشه کن، که درصدی کمرنگ شدند، جواب قطعا منفی است.
از قالیچه و چک تا دلار، شکل پرداخت تغییر کرده است؛ اصل ماجرا کمتر تغییر کرده: تلاش برای خریدن چیزی که نتیجهاش باید در میدان مسابقه مشخص شود. رشوه دهندهها هنوز هم در ورزش ایران با افتخار از رفتارشان حرف میزنند.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.