گزارش تحلیلی هفته؛ پایداری یک ملت برای آزادی
اهدای جایزه «بنیاد فریدریش نائومان برای آزادی» به ملت ایران «به پاس شجاعت، فداکاری و مبارزه مداوم در راه دموکراسی، آزادی و حقوق مدنی» و دریافت این جایزه به امانت توسط شاهزاده رضا پهلوی همزمان با دهمین سالگرد تجمع بیسابقه و درخشان آبان۹۵ در پاسارگاد، یادآور مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران و تغییر جدی مسیر اعتراضات آنان از اصلاحات به سوی جنبشی براندازانه است که اکنون با نام «انقلاب ملی شیروخورشید» و با رهبری شاهزاده رضا پهلوی شناخته میشود.

روز شنبه هفتم نوامبر ۲۰۲۶ برابر با ۱۶ آبان ۱۴۰۵ شاهزاده رضا پهلوی جایزه «بنیاد فریدریش نائومان» به ملت ایران را به پاس شجاعت و مبارزه پایدارشان برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر دریافت میکند تا، آنطور که این بنیاد اعلام کرده، روزی آن را به نمایندگان منتخب مردم بسپارد.
مراسم اهدای این جایزه در کلیسای تاریخی «پائول» در شهر فرانکفورت آلمان برگزار میشود. این کلیسا یکی از مهمترین نمادهای تاریخی دموکراسی در کشور آلمان به شمار میرود که نقش برجستهای در حافظه تاریخی مردم این کشور دارد.
دریافت این جایزه توسط شاهزاده رضا پهلوی در ماه آبان، با توجه به دو رویداد مبارزاتی مهم مردم، یکی در تجمع آبان ۹۵ در پاسارگاد و دیگری اعتراضات سراسری آبان۹۸، برای ایرانیان نیز یادآور سالها و روزهایی است که با همبستگی و پایداری، در مسیری دشوار و پرهزینه، برای رسیدن به آزادی و دموکراسی طی کردهاند؛ مسیری که همچنان ادامه دارد و رسیدنش به مقصد امری قطعی است.
هفتم آبان۹۵، یک نقطه عطف
هفتم آبان ۱۳۹۵ همزمان با روز کوروش بزرگ، هزاران شهروند در اقدامی از پیش اعلامنشده در پاسارگاد تجمع کردند. گردهمایی در مقبره کوروش با شعارهای ملی و پادشاهیخواهانه از جمله «کوروش پدر ماست، ایران وطن ماست» و «مظهر آزادی ما کوروش است، آنکه قوی است نه آدمکش است» همراه شد. در این میان، شعارهایی چون «رضاشاه روحت شاد» و «شاهزاده تولدت مبارک»، که به زادروز شادهزاده در نهم آبان اشاره داشت، بیانگر توجه ویژه تجمعکنندگان به خاندان پهلوی بود.
این تجمع به علت حضور پرشمار مردم و غافلگیر شدن نهادهای امنیتی و انتظامی قابل سرکوب نبود اما در روزهای بعد دهها تن از افراد شناساییشده در تجمع بازداشت شدند و در سالهای پس از آن نیز، پاسارگاد در هفتم آبان برای ورود عموم بسته ماند!
در هر حال، تجمع هفتم آبان ۱۳۹۵، نقطه عطف و آغاز مسیری بیبازگشت در اعتراضات مردم ایران علیه جمهوری اسلامی به شمار میرود. اگرچه از نخستین هفتهها پس از پیروزی انقلاب ۵۷ نارضایتی و اعتراض به جمهوری اسلامی، از جمله تجمع بزرگ زنان مخالف با حجاب در ۱۷ اسفند ۵۷ در تهران، جریان داشت اما عمدتا مقطعی بودند. اتاق فکرهای امنیتی جمهوری اسلامی که پس از پایان جنگ ایران- عراق دریافته بودند پتانسیل اعتراضی گستردهای در جامعه شکل گرفته و دیگر نمیتوان «ناکارآمدیها و سوء مدیریتها» را پشت عنوان جنگ پنهان و توجیه کرد، با راهاندازی جریان اصلاحات تلاش کردند تا یک آلترناتیو «خودی» برای جلب و جذب شهروندان منتقد و معترض ایجاد کنند. این پروژه امنیتی برای مدتی توانست بخشی از افکار عمومی در ایران را مشغول کند و در رویدادهایی مانند اعتراضات دانشجویی تیر۷۸ که با ماهیت اصلاحطلبانه اما حضور جمعی از دانشجویان مخالف حکومت شکل گرفت، پتانسیل اعتراضی به ویژه جوانان را تخلیه کند. بازداشتها و برخوردهای امنیتی نیز صحنه اقدامات اعتراضاتی تحت مدیریت تئوریسینهای امنیتی اصلاحطلب را تکمیل میکرد.
نقطه پایان بر اصلاحطلبی
اعتراضات خرداد ۸۸ که علیه نتایج انتخابات ریاست جمهوری حکومت شکل گرفت، بزرگترین خیزش سالهای پیش از دهه ۹۰ خورشیدی به شمار میرود. جناح به اصطلاح اصلاحطلب پشت نامزدی میرحسین موسوی و مهدی کروبی در انتخابات قرار گرفتند و در آنسو محمود احمدینژاد مورد حمایت جناح اصولگرا قرار گرفت و دو قطبی هیجانانگیزی از انتخابات فرمایشی ترسیم شد.
با پیروزی محمود احمدینژاد، جرقه اعتراضات زده شد و مردم جان به لب رسیده و بخشی از مخالفان در درون و خارج کشور نیز با اعتراضات گستردهای که به «جنبش سبز» معروف شد همراه شدند. پا پس کشیدن میرحسین موسوی از حقوق ملت در بیانیهها و تأکید و پافشاریاش بر وفاداری تمام و کمال به جمهوری اسلامی و قانون اساسیاش و آرمانهای روحالله خمینی، و درخواست مکرر برای بازگشت مردم به خانهها و خویشتنداری آنها، مانند پتکی بر سر اکثر تجمعکنندگانی فرود آمد که به سوی آنها شلیک شده و به شدت سرکوب شده بودند. اما همین شوک در عمل سبب گذاشتن نقطه پایان بر اصلاحطلبی شد و شعار «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» که در سالهای بعد سر داده شد، تأکید بر همین نقطه پایان است.
جنبش ملی از پیروزی انقلاب ۵۷ تا آبان ۹۵ همواره زیر پوست جامعه در برابر حکومتی که آمده بود تا هویت ایرانی مردم را بزداید و از آنها «امت اسلامی» در خدمت یک «انقلاب جهانی» بسازد در جریان بود. این جنبش که در سالهای بعد از انقلاب ۵۷ با مقاومتهای مدنی از جمله در برگزاری جشنهای ملی مانند یلدا و چهارشنبهسوری و نوروز و… ادامه یافته بود در آبان۹۵ نخستین نمود سیاسی خود را در پاسارگاد به نمایش گذاشت.
اعتراضات سالهای بعد در دی۹۶، امرداد ۹۷، آبان۹۸، شهریور ۴۰۱ همگی در ادامه مسیری قرار گرفتند که تجمع پاسارگاد نیز تداوم آن بود. مسیری که تجمعات اعتراضی را در یک حرکت تاریخی، از اصلاحطلبی به براندازی با تأکید بر هویت ملی و دموکراسی تغییر داد. بسیاری این تغییر را «بیداری ملی» ارزیابی میکنند. تکرار شعارهایی چون «رضاشاه روحت شاد» در همه اعتراضات سراسری که پس از آبان۹۵ رخ داد بیانگر همین «بیداری ملی» و تداوم آن است.
حتی در اعتراضات ۱۴۰۱ که برخی گروههای سیاسی اپوزیسیون و احزاب تلاش کردند اعتراضات را به جنسیت، استان یا قوم و تباری محدود کاهش دهند، مردم معترض در سراسر ایران، با هوشیاری، با سر دادن شعارهایی چون «از کردستان تا تهران، جانم فدای ایران» بر همبستگی ملی در جنبش آزادیخواهانهی خود تأکید کردند.
از سوی دیگر اگرچه کشته شدن مهسا امینی به دست مأموران گشت ارشاد در شهریور۴۰۱ و پیش از آن، بحرانهای اقتصادی مانند افزایش ناگهانی قیمت بنزین در آبان۹۸ آغازگر تجمعاتی بودند که به سرعت به اعتراضات سراسری تبدیل شدند اما ماهیت سیاسی این اعتراضات همواره با خواست براندازی حکومت در شعارها و پایداری مردم نمایان بوده است.

انقلاب شیروخورشید به رهبری شاهزاده رضا پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی که در درازای ۴۷ سال گذشته و از سالهای جوانی تا کنون مبارزه برای آزادی ایران از چنگال جمهوری اسلامی را با تکیه بر خواست و نظر مردم ادامه داده است، طی سالهای اخیر نیز بارها از سوی مردم ایران در جریان اعتراضات خیابانی صدا زده شد. او در آبان ۱۴۰۳ در پیامی خطاب به «ملت بزرگ ایران» اعلام کرد: «من بنا به خواست شما، آمادگی خود را برای هدایت تغییر و رهبری دوران گذار اعلام کردهام. توان من ناشی از قدرت شماست. نیرویی را که از تداوم مبارزه و اعتراضات حقطلبانهتان میگیرم، در مسیر استقرار دولتی ملی، و جلب حمایت حداکثری جهانی برای تحقق آن، به کار میبندم.»
اعتراضات دی ۱۴۰۵ نیز مانند اعتراضات سالهای گذشته در واکنش به افزایش قیمت ارز و اعتصاب کسبه از بازار تهران گسترش یافت و با سرعت به اعتراضاتی سراسری و بیسابقه در بیش از ۱۱۰ شهر کشور تبدیل شد. یکی از مهمترین تفاوت این اعتراضات، پذیرش نقش رهبری شاهزاده رضا پهلوی از سوی معترضان و پاسخ مردم به فراخوانهای وی است. شعارهای چون «جاویدشاه»، «پهلوی بر میگرده» و «ای شاه ایران برگرد به ایران» و بالابردن تصاویر شاهزاده رضا پهلوی، محمدرضاشاه فقید و شهبانو فرح پهلوی، پیام گویای معترضان است. این دور از اعتراضات مردم ایران از سوی شاهزاده رضا پهلوی با عنوان «انقلاب شیروخورشید» معرفی شده و حمایت گسترده ایرانیان خارج کشور با برگزاری صدها تجمع و تظاهرات، و چند تظاهرات بزرگ در کشورهایی چون آلمان و آمریکا و کانادا با حضور چندصد هزار تن، نشان داده است که جنبش ملی که طی چند سال بلوغ یافته و گسترده شده، حالا در ابعاد یک انقلاب در برابر جمهوری اسلامی ظاهر شده است.
در دی۴۰۴ جمهوری اسلامی با قساوتی بیمانند دهها هزار شهروند بیدفاع را در جریان چند روز به رگبار بست و هزاران تن را مجروح و بازداشت کرد و بزرگترین کشتار مردم غیرنظامی توسط حکومت مستقر در یک کشور را رقم زد و نام خود را به عنوان سرکوبگرترین حکومت تاریخ معاصر جهان ثبت کرد. با وجود چنین سرکوب خونینی اما همچنان نبض انقلاب شیروخورشید در رگهای جامعه ایران میتپد.
از سوی دیگر، رویکرد دولتها و نهادهای غربی نسبت به نقش شاهزاده رضا پهلوی، از جمله دعوت او به کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۲۶، و اعطای جایزه «آزادی» بنیاد فریدریش نائومان به او به عنوان امانتدار ملت ایران، نشان میدهد جهان نیز به تدریج نقش وی را در رهبری مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران پذیرفته و مجبور است سرانجام به خواست یک ملت تسلیم شود. مردم ایران امیدوارند کشورهای غربی، همانطور که شاهزاده رضا پهلوی هفته جاری در پارلمان اتحادیه اروپا تأکید کرد، با پایان دادن به مماشات با جمهوری اسلامی، در مسیر مبارزه برای آزادی و دموکراسی به آنها یاری برسانند.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.