بازار ایران زیر فشار جنگ و تورم؛ تغییر ساختاری، نه رکودی مقطعی
این روزها کسبوکارها در اقتصاد ایران وضعیت دشواری دارند؛ از طرفی نوسانات قیمت ارز شرایط را برای آنها ناپایدار کرده است و اغلب فروشندگان میگویند که اگر کالایی را به فروش برسانند، مطمئن نیستند بتوانند آن را با همان قیمت تهیه کنند، از طرف دیگر با کاهش قدرت خرید مردم در پی جنگ و تورم سرسامآور، تقاضا برای خرید اجناسی غیر از کالاهای ضروری رو به نزول گذاشته است. بسیاری از مردم ترجیح میدهند در این شرایط تنها خوراک و اقلام ضروری را تهیه کنند و درآمدشان را برای روز مبادا نگه دارند. شهروندخبرنگار ایرانوایر به سراغ بازاریها و کسبه رفته است و از زبان آنها روایت میکند.
در راسته بازار بزرگ تهران، صدای سنگین چرخدستیها هنوز به گوش میرسد اما این صدا بیشتر نتیجه جابهجایی بار است تا فروش واقعی. زمانی بازار با فریاد حراجیها و ازدحام خریداران شناخته میشد اما امروز تعداد کسانی که فقط ویترینها را برانداز میکنند، بیشتر از خریداران است. مشکل بازار در این روزها فقط گرانی نیست بلکه نااطمینانی نسبت به آینده است. کسبه نهتنها از کاهش قدرت خرید مردم مینالند، بلکه خود در تامین کالا و قیمتگذاری با مشکل مواجهاند. هر چند در برخی اصناف وضعیت به مراتب بهتر است.
خواربار و اقلام اساسی؛ از «کیلو» به «عددی»
شرایط تحریمی و جنگی اقتصاد ایران باعث شده تا خانوارها نسبت به خریدهای خود محتاطانهتر رفتار کنند. در این وضعیت، اقلام ضروری تنها بخشی است که تقاضای آن با کاهش مواجه نشده اما تغییر شکل داده است. چندی قبل «اقتصادآنلاین» از خرید میوه دانهای گزارشی تهیه کرد. این وضعیت در مناطق جنوبی شهرها بیشتر به چشم میخورد.«حاجحسین» ۶۲ ساله، خواربارفروش با ۴۰ سال سابقه در منطقه «مولوی» میگوید: «قدیمها مردم سر ماه میآمدند و برنج و روغن یک فصلشان را یکجا میخریدند اما الان خریدهای حجمی تمام شده. مشتری میآید دقیقا دو تن ماهی یا یک کیلو برنج میخرد. دفتر نسیه که سالها پیش بسته بودیم دوباره باز شده، اما فرقش این است که این بار حتی کارمندان هم نامشان در دفتر میرود.»
در شهرستانها وضعیت پیچیدهتر است چون آدمها یکدیگر را میشناسند و روابط خویشاوندی و دوستانه قویتر از شهرهای بزرگ است.
«علیاصغر» ۴۵ ساله، سوپرمارکتدار محلی در یکی از شهرستانها میگوید: «در شهرستانها که روابط طایفهای و محلی پررنگتر است، نسیه دادن فشار مضاعفی دارد. نمیتوانی به همسایه چندین سالهات جنس ندهی. از آن طرف وقتی میخواهی بار جدید بخری، عمدهفروش تهران یا مرکز استان چک کوتاهمدت هم قبول نمیکند و نقد میخواهد. ما بین فشار مشتریهای محلی و فروشندگان تهرانی ماندهایم.»
پوشاک و لوازم خانگی؛ رکود در تقاضای غیرضروری
«پوشاک اولین چیزیست که از سبد خانواده حذف میشود. مردم تا کفش قبلیشان از پا نیفتد، کفش جدید نمیخرند. تمام امید ما به فصل خریدهای شب عید یا بازگشایی مدارس بود که با جنگ کاملا از بین رفت. شروع مدارس هم خیلی وضعیت ما را بهتر نکرد چون خیلی از خانوادهها بهدلیل مشکلات اقتصادی ترجیح میدهند بچههایشان لباسهای قدیمی بپوشند.»
این گفتههای «رضا» ۳۸ ساله، فروشنده کیف و کفش در خیابان «سپهسالار» تهران است.
صنف لوازم خانگی هم در شرایط کنونی با افت شدید تقاضا مواجه شده است. ورود لوازم خانگی خارجی هم که توسط دولت ممنوع شده است و مردم مجبورند به کالاهای ساخت داخل روی آورند.
«مراد» ۵۰ ساله، فروشنده لوازم خانگی در حاشیه «تهران» میگوید: «جهیزیه ساختن که زمانی فروش اصلی صنف ما بود، کلا تغییر شکل داده است. خانوادهها به حداقلها بسنده میکنند؛ آنهم نه کالای خارجی، بلکه کالای ایرانی با اقساط طولانی. بازار اقساطی راه افتاده، اما خطرش این است که اگر موج بعدی تورم بیاید، اقساط ثبتشده ارزش جنس فروختهشده را برای ما فروشندگان پوشش نمیدهند.»
بازار طلا؛ همچنان پررونق
به نظر میرسد بازار طلا نسبت به سایر بازارها وضعیت بهتری دارد اما شکل تقاضای مردم تغییر کرده است.
«مرتضی» ۵۵ ساله، بنکدار و طلافروش در «بازار تهران» هم معتقد است: «بازار طلا دیگر محل خرید سرویس طلا و زیورآلات نیست. مردم دیگر طلا برای ساخت یا زیبایی نمیخرند و تقاضا رفته سمت طلای آبشده، سکه یا طلای دست دوم بیاجرت. وقتی نوسان زیاد میشود، کاسب هم جرات نمیکند جنسی را که فروخته بهراحتی جایگزین کند. گاهی اوقات معامله نکردن و بستن کرکره، سودش بیشتر از فروختن است.»
«حسن» ۴۲ ساله، طلافروش محلی در «کرج» هم میگوید: «در شهرستانها رفتار متفاوتی از مردم میبینیم. بخش زیادی از مردم وقتی پولی به دستشان میرسد بلافاصله آن را به پارسیان یا طلای گرمی کماجرت تبدیل میکنند تا از تورم عقب نمانند اما در سالهای اخیر آدمها و شرکتهای زیادی به معاملات طلای آبشده وارد شدهاند و خیلی از خانوادهها در این معاملات ضرر کردهاند و سرمایهشان از دست رفته است.»
با رشد روزافزون قیمت طلا در سالهای اخیر بهاصطلاح «دست در بازار زیاد شده» است.
«مهدی» ۲۵ ساله طلافروشی در خیابان «هفدهم شهریور» که در مغازه دایی خود کار میکند، میگوید: «یک زمانی زرگری برای خودش ابهتی داشت اما الان هر کسی از راه رسیده شده دلال بازار طلا. پزشکها و بسازبفروشها توی سالهای اخیر خیلی توی این شغل آمدند. این نتیجه اقتصاد بیمار است وگرنه در یک اقتصاد سالم هر کسی باید سر کار خودش باشد.» از او میپرسم که در این شرایط اقتصادی وضعیت کسبوکارشان چگونه است؟ میگوید: «بازار طلا چون همیشه بازاری برای حفظ ارزش پول هم بوده خیلی وضعش بد نیست اما این روزها بیشتر طلای دست دوم میفروشیم و کارهای نو خیلی مشتری ندارند. مردم تمایل ندارند سود ۷درصد طلافروش با ۹درصد مالیات و اجرت کار نو را بدهند و میروند سراغ کارهای قدیمی.»
تغییر ماهیت بازار و تورم موجودی انبار
بازاریان اغلب گذشته را دورهای طلایی میدانند اما باید توجه کرد تنها بخشی از مشکلات به خاطر کاهش قدرت خرید مردم یا نوسانات اقتصادی است. در کنار اینها، تغییر ماهیت بازارها هم بر وضعیت فروش سنتی تاثیرگذار بوده است. فروشندگان سنتی که نتوانستهاند خود را با الگوی جدید کسبوکار توزیع منطبق کنند، فشار رکود را چندین برابر احساس میکنند. در این شرایط بخشی از فروشندگان جوانتر مغازههای فیزیکی خود را به انبار تبدیل کرده و از طریق شبکههای اجتماعی فروش دارند و شرایط نسبتا بهتری نسبت به بقیه دارند.
از سوی دیگر، اگرچه کسبه از نوسان قیمت شاکی هستند، اما در لایههایی از بازار، تورم موجودی انبار باعث شده که سود برخی مغازهداران نه از فروش و گردش کالا، بلکه از ماندن جنس در انبار باشد که معمولا در تحلیلها به آن توجه نمیشود. عدم فروش بعضی کالاها به دلیل همین سود سرشار ناشی از نوسانات قیمت است که خود باعث کمبود برخی کالاها در بازار شده است.
تغییر ساختاری بازار در ایران
گزارش میدانی از راستههای تجاری تهران و شهرستانها نشان میدهد که بازار ایران در حال تجربه یک تغییر ساختاری است، نه یک رکود مقطعی و ساده. خانوارها از خریدهای کلی و حجمی به سمت خریدهای خرد و روزمره رفتهاند. خریدهای غیرضروری مانند پوشاک، لوازم خانگی و خدمات به حداقل رسیدهاند و بخش عمده تقاضا به سمت اقلام اساسی یا کالاهای حفظ ارزش دارایی مثل طلا و ارز رفته است.
کاسبان هم به دو گروه تقسیم شدهاند. کسبهای که متکی بر الگوهای سنتی فروش، چکهای بلندمدت و اجارههای سنگین مغازههای فیزیکی هستند، بیشترین فشار و آسیبپذیری را تحمل میکنند. در مقابل، کسبوکارهایی که توانستهاند هزینههای بالاسری را کاهش داده، مدلهای فروش اقساطی یا فروش غیرحضوری و شبکهای را فعال کنند، تابآوری بیشتری نشان میدهند. درنهایت آنچه میان کاسب مولوی، طلافروش سبزهمیدان و مغازهدار شهرستان مشترک است، نه فقط کمبود مشتری، بلکه عدم امکان برنامهریزی برای حتی یک ماه آینده است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.