CNN TürkAnkara’da Senfoni İzdihamı: CSO’nun 200. Yıl Açılışında Salon Doldu Taştı!PunchOtti constitutes Abia LP 2027 campaign councilInquirer18-year-old allegedly yields P4.9M worth of marijuana in PangasinanESPN Deportes¿Cómo le fue a Checo en la qualy del GP de Bahréin en Malasia?ESPNRanking the top 10 Premier League summer transfers so far: No. 1 may surprise youThe Jerusalem Post'Attempted terror attack': UAE prosecution reveals first details of flydubai investigationUOLDesabamento de bar deixa 11 feridos na Espanha; há presos nos escombrosRTL BoulevardGert Verhulst verstopte dure auto uit angst voor kritiek: 'Bang om ermee te koop te lopen'Straits Times SportTalents Ambition one to beatZDF heuteEntdecken Sie das ZDF-NachrichtenstudioEgypt IndependentHot, rainy weather expected in Egypt for SaturdayGIGAZINE鬼滅の刃・LONA・プリズマ☆イリヤ・Fate・魔法使いの夜がマチ★アソビ vol.31に向けて徳島阿波おどり空港をアニメジャック
The Daily Newsstand · Free, Always
Saturday, October 3, 2026

«خوک‌ها، مقصر اصلی کمبود مواد غذایی»؛ از طنز شوروی تا بحران معیشت در جمهوری اسلامی

Translate

محمدعلی غیبی– در زمانی که ناقوس جنگ هرلحظه تمرین صوراسرافیل می‌کند مقامات دولتی از فرط شوریدگی سخنان غریب‌تری به‌زبان می‌رانند. اینبار برخلاف دفعات پیشین، فرماندهان سپاه و ارتش نه‌تنها جنگ را پنهان نمی‌کنند، بلکه خودشان پیش افتاده‌اند و حتی مردم را به کشتن و اسیر گرفتن سربازان آمریکایی فراخوانده‌اند. رژیمی که مردم را در بدست آوردن نان حلالی دربرابر کار و تلاششان همواره ناکام نگه داشته‌است، اکنون راه میانبری به‌جایش قرار می‌دهد! راهی که به قیمت جان مردم تمام شود. جالبتر آنکه اگر زن‌ها چنین کاری کنند پاداش دوبرابری می‌گیرند!

از سویی فرماندهان سپاه خبر از سلاح‌هایی بسیار پیشرفته‌تر از دستگاه فوق هوشمند میکرورادار (!) کرونایاب مستعان و موشک‌هایی که ناو هواپیمابر غرق کنند، می‌دهند. گویی ترس از جنگ کاملا ریخته و رژیم برای شخم زدن حیفا و تل‌آویو و حسینیه کردن کاخ سفید و کاخ باکینگهام آماده است.

از سوی دیگر مبادا مردم فکر کنند نامه نوشتن سپاه خطاب به مردم آمریکا برای فشار به تغییر دادن سیاست‌های دولت خودشان ناشی از ترس است. چراکه آمریکا بنا به پژوهش و یافته‌های اساتید و آمریکاشناسان بزرگی (فکر نکنید فقط از نظر جثه) همچون فؤاد ایزدی در حال فروپاشی است و سپاه هم در نامه‌ای دلسوزانه به سبک داعش، این را به مردم آمریکا اعلام می‌کند!

اما به‌نظر حضرات اصلاح‌طلب، جنگ به همین زودی‌ها هم شروع نمی‌شود. استاد بزرگوار دیگری (البته نه به اندازه‌ی فؤاد ایزدی) در مصاحبه‌ای اعلام کرد ترامپ منتظر انتخابات میان‌دوره‌ای می‌ماند. بعد هم که مصادف می‌شود با کریسمس، و نهایتا ترامپ صبر می‌کند کریسمس هم بگذرد و بعد با خیال راحت حمله می‌کند!

پیش خود فکر کردم آقای لیلاز هنوز خیلی تشویش خاطر ایجاد کرده و بقیه‌ی مناسبت‌هایی را که موانعی اساسی سر راه ترامپ هستند را مدنظر قرار نداده‌است. به‌نظر من ترامپ صبر می‌کند یک‌دفعه این موانع مهم همچون روز ولنتاین و روز جهانی زن و عید پاک و دهه‌ی فجر و ۲۲ بهمن و عید نوروز هم بگذرد و بعد با فراغ بال بیشتر و خاطری آسوده‌تر حمله کند.

نهایتا برای تدارکات جنگ هم فکر بکری شد و خبر آمد که معاون وزیر بهداشت راه حل بسیار بدیع و کارسازی برای کمبود مواد غذایی و همچنین برای فقرایی که از یافتن نان شب هم عاجزند و به‌ناحق و از روی ناانصافی رژیم را مقصر این وضعیت می‌دانند یافته‌است! بنا به کشفیات جدید او، مردم باید با کاهش دورریز غذا از پسمانده‌های آن هم تغذیه کنند.

پیش خود فکر کردم که تابحال کی ذره‌ای غذا را دور انداخته‌ایم، وقتی از کودکی بارمان کرده‌اند که هر دانه برنج معادل هفت سوره قل هوالله است و اگر ذره‌ای نان به سطل زباله بیفتد خداوند کورمان می‌کند. اما به‌یکباره یادم افتاد زمانی که سرباز بودم، غذای کل پادگانمان از ستاد مرکزی در بیدون‌های بزرگی می‌آمد. اما همگی یاد گرفته بودیم از بوفه غذا بخریم و بیدون‌های مملو از کوفته‌ها و برنج‌ها را جلوی چشمان فرماندهی که سنگ انگشترهای تقوایش از قطر انگشتان کلفتش هم بزرگتر بود یک‌راست در کانتینر زباله برمی‌گرداندند و البته فرماندهان می‌دانستند که کور نخواهندشد.

قدری بعد به صرافت افتادم که نکند مردم در خریدن و دور انداختن لباس رفتار مسرفانه‌ای دارند. یادم افتاد ما مردم ایران لباسی را می‌خریم، چند سالی در بیرون می‌پوشیم و وقتی خیلی کهنه شد، هنوز بازنشست‌شان نمی‌کنیم. تنها محل خدمتشان چند سالی هم به داخل خانه منتقل می‌شود و بعد از اینکه دیگر پاره پتیاره شد لباس بدبخت را با سلیقه می‌بریم و ازش دستمال درست می‌کنیم!

سرنوشت ما شبیه گرسنگان شوروی است. بااین تفاوت که ما مردم ایران فقر را آبرومندانه تحمل می‌کنیم و همچنان جلوی تازه‌ به‌دوران‌ رسیده‌های رژیم خود را کوچک نمی‌کنیم. ولادیمیر واینوویچ زمانی در کتاب شوروی ضد شوروی به زیبایی سناریوی دقیقا مشابهی را به تصویر می‌کشید: «مطبوعات به شیوه‌های نگارشی گوناگون (از تغزلی و عشقی تا تعرضی و تهاجمی) از ملت درخواست می‌کنند که از هر خرده‌نانی، از هر تکه‌نانی، هرچقدر هم خشک باشد استفاده کنند. آنها می‌گویند اگر تکه‌نانی را دیدید کف زمین افتاده آنرا بردارید، اول فوتش کنید؛ سپس بگذارید گوشه‌ی دهانتان تا خیس شود و بعد آنرا بخورید. حتی اگر تکه‌نان مورد اشاره از فرط ماندگی به‌رنگ سبز درآمده و کپک زده‌است، مبادا از نظر دور بدارید که کپک حاوی مقادیر فراوانی ماده حیات‌بخش پنی‌سیلین است!» (ولادیمیر واینوویچ، شوروی ضدشوروی، تهران: ثالث، ۱۳۹۹: ص۴۱)

تمثیل دیگر این کتاب زمانی است که نویسنده روایت می‌کند مقامات شوروی در مورد کمبود نان می‌گویند: «هنوز برخی شهروندان بی‌فرهنگ وجود دارند که از نان برای تغذیه خوک‌هایشان استفاده می‌کنند. می‌گویند دلیل کمبود نان همین قضیه است. مطبوعات مدام گزارش‌هایی درباره‌ی این خوک‌داران بی‌فرهنگ چاپ می‌کنند و حتی در مواقعی برخی از آنها را دستگیر و زندانی می‌کنند.» (همان، ص ۴۲)

نویسنده سپس با ظرافت تمام و بدون آنکه نام رمان قلعه‌ی حیوانات را ببرد، بر درستی این که خوک‌ها نان ما را می‌خورند مهر تأیید می‌گذارد. با این امید که خواننده‌ی باهوش بداند مقصودش همان خوک ناپلئون و خوک‌های دیگر به‌عنوان اعضای ارشد حزب (نماینده حزب کمونیست) در قلعه‌ی حیوانات است. آنهایی که تمام غذاها را می‌خورند و برای مردم چیزی نمی‌گذارند.

و چقدر این سخنان مقامات شوروی هم برای ما آشناست؛ وقتی هربار دولت جمهوری اسلامی می‌خواهد نان را گران کند همین سخن را می‌گوید. اما به‌جای خوک‌ها، در نظام اسلامی گاوها مقصرند؛ چون در کشورهای اسلامی مزارع پرورش خوک وجود ندارد. اما درعوض تا دلتان بخواهد طویله و مزارع پرورش گاو و گاوداری وجود دارد. بارها هم شنیده‌ایم «روستاییان بی‌فرهنگ گاوهایشان را به‌جای کاه، با نان تغذیه می‌کنند!» اما اهل نظر موافق نیستند ما هم مسئولین رژیم خود را با گاو و خر و کفتار و … مقایسه کنیم؛ چون حق دارند این مقایسه‌ها را توهینی به مقام این حیوانات بی‌آزار بدانند. لااقل حیوانات دروغ نمی‌گویند.

یک روز پیش از این مقام وزارت بهداشت، «مجتبی» رهبر نادیدنی رژیم هم پیام دیگری داده‌است؛ باز از آن پیام‌هایی که بیش از نیمش تحقیر دروغین پهلویان و فخرفروشی رژیم اسلامی به آن است. جوابش هم به‌فرموده حافظ همین است که «عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری». چه می‌شد اگر در جهان پدیده‌ای بنام دروغ وجود نداشت؛ آن موقع جمهوری اسلامی اصلا برای نوع انسان مفهومی پیدا می‌کرد؟

خسرو شاکری مورخ مطلوب این رژیم کتابی تحت عنوان «میلاد زخم: جنبش جنگل…» را به‌عنوان تاریخ نهضت جنگل نگاشته‌است اما مشخص نیست برچه اساسی، در مسئله تحقیق این کتاب این ادعا شده است که دوران پهلوی دوران “dysdevelopment” به معنای توسعه ناقص یا غیرطبیعی بوده‌است. تنها به ذهن چنین می‌رسد که چقدر عوام‌فریبی در بدبختی این ملت نقش اساسی ایفا کرده‌است. آنهایی که پیشرفت و توسعه در ایران را ناهمگون نامیدند و آنرا رد کردند و با وعده‌ی پیشرفت و توسعه‌ی همگون، زندگی ما را تباه کردند مقصر این وضعیت اند.

یاد صادق زیباکلام و چپگرایان افتادم که توسعه‌ی صنایع ایران را رد می‌کردند و می‌گفتند «مونتاژی است.» صرفنظر از جنبه‌ی پیشرفت، هر آنچه از توسعه داریم، از برترین دانشگاه‌ها و انتشارات‌ها و موزه‌ها و کتابخانه‌ها و سینماها و مدرسه‌ها و هر آنچه ما را از اشکال قرون وسطایی درآورد و به شکلی انداخت که قابل تعلیم باشیم از پهلویان است. بعد حضرات پوپولیست مدعی اند که با تغییر لباس اجباری که مدرنیته نمی‌شود! بله، نمی‌شود اما با ماندن در لنگ و شلته هم هیچ انسانی پذیرای تفکرات مدرن نخواهدشد. بدون دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز و ده‌ها دانشگاه برتر کشور، هیچ مدرنیته‌ای بوجود نمی‌آمد. هنری پدیدار نمی‌شد و درس‌خوان‌ها از همان موقع ایران را برای همیشه ترک می‌کردند یا مجبور بودند در کارهای نامربوط به درس کار کنند.

این جماعت، مدام تقی‌زاده را به بدترین شکل تحقیر می‌کنند اما ذره‌ای به سبک او شهامت اعتراف به اشتباه در مورد انقلاب اسلامی ندارند. چون اشتباهی که کرده‌اند تنها اشتباه نبود. آنها با انقلاب خود زمام امور میهن را به اهریمنان و رذلان سپردند و میلیون‌ها ایرانی و به‌خصوص درس‌خوانده‌ها را به خاک‌وخون کشیدند. اعتراف به این اشتباه دشوار است. لذا ترجیح می‌دهند همچنان از کرده خود دفاع کنند و حکومت شاه را همچنان به صفاتی متهم کنند که تنها برازنده رژیم اسلامی است.

«مجتبی» همچنین گفته «در محاسبات الهی ایران ابرقدرت اول جهان است» گیرم اصلا بدبختی و دریوزگی در محاسبات الهی نشانه قدرت باشد و توسعه‌ی اقتصادی و صنعتی و برج‌های شیشه‌ای بلند مملو از شرکت‌های بزرگ فناوری و اقتصاد و تجارت و آنچه در امارات و عربستان وجود دارد و از سال ۱۳۵۷ هم از ایران دریغ شده است، نشانه ضعف باشد؛ اما این چگونه محاسبات الهی است که «خانواده» در آن بازیچه‌ای بیش نیست و فقر و فساد و فحشا سکه‌ی رایج هر بازار و مسافرخانه و هتلی در ایران شده‌است؟ درحالیکه در همان عربستان به‌چشمان خود دیده‌ام که کسی جز تشکیل خانواده به راه و روش دیگری نمی‌اندیشد؟ آیا فقر برای شما عزت می‌آورد؟ خدای شما کیست که این‌گونه محاسبه می‌کند؟

دوران پهلوی دورانی بود که هرکسی با ورود به بازار و پس از چند سال کار، مغازه‌ای و منزلی می‌خرید و تاجر معتبری می‌شد. تمام مغازه‌داران قدیم چنین به‌سادگی صاحب کرامت و تباری شده بودند. اکنون اوضاع برعکس است. هر جوانی با سرمایه‌ای اندک مغازه‌ای اجاره کند اولین دغدغه‌اش این است که صرفنظر از هزینه زندگی خود و خانواده و اجاره منزل، چگونه اجاره مغازه را بدهد. عمده‌ی این جوانان پس از چند ماه درجا زدن متوجه می‌شوند که حتی نصف اجاره مغازه را هم نمی‌یابند. به این فکر می‌افتند که زودتر از موعد مغازه را جمع و خالی کنند. تازه اگر صاحب دکان آدم منصفی باشد پول پیش را برمی‌گرداند اما عمده‌ی موجران وقتی مستأجر زودتر از موعد قرارداد تخلیه کند پول پیش را برنمی‌گردانند. نتیجه‌ی نهایی کار جوان بی‌پناه ایرانی آن می‌شود که همان سرمایه اندک پیشین خود را هم از دست می‌دهد و بدتر از آن حیثیتش هم میان دوست و آشنا و خویشاوند و زن و بچه جریحه‌دار می‌شود. اگر هم مجرد باشد آرزوی داشتن خانواده را باید به قول حضرات رژیم، «با خود به گور ببرد».

این تنها یک تفاوت رژیم اسلامی با حکومت پهلوی است. بماند آنکه پَستان و فرومایگان مسندنشین‌اند و جوانان شایسته و تحصیل‌کرده و باسواد هرگز امکان استخدام و کار و کسب درآمد و تشکیل خانواده ندارند. تازه ‌اگر در مقابل اعتراضشان گرفتار غضب رذلان و بی‌رحمی فرومایگان نشوند. حال رژیم از این مردم دعوت می‌کند برای کسب پولی به ارزش پنج میلیارد تومان، بروند و سربازان آمریکایی را اسیر کنند. وقاحت حدومرز خود را از دست داده‌است.

عمده کار رسیدن به درآمد در ایران، نظامی‌گری است. البته نه به سبک ارتش‌های متعارف، بلکه متمرکز بر سرکوب و کشتار مردم و درآوردن برنامه‌های «فرهنگی» در کف خیابان؛ و بوق و کرنا کردن در گوش مردم ستم‌کشیده‌ای که حتی در خانه‌ی خود هم اجازه‌ی آرامشی نمی‌یابند. چراکه اعتراض کردن به تجمعات شبانه‌ی مشتی سفله در خیابان، برای مردم «برازنده نیست!»

و نهایتا محسنی اژه‌ای هم مدعی شده که «در زمان جنگ کشورهای دوست هم فکر می‌کردند کار رژیم تمام است.» وی این سخن را به طعنه به ملت ایران می‌گوید تا امیدواری‌شان به سقوط رژیم را ریشخند کند و به‌زعم خود بگوید که این نظام هیچگاه سقوط نمی‌کند. اما چنانکه قبلا بارها گفته‌ام، به این ملای بی‌دین و جنایتکار هم یادآوری می‌کنم که مطابق خود اسلام و در میان سنت‌های قرآن، سنتی به‌نام املا وجود دارد که به معنای مهلت دادن خداوند به ستمگران و عجله نکردن در عذاب آنها است؛ تا با اصرار کردن بر گناهان مستحق عذاب بزرگتری شوند.

چنین رفتارهای بزدلانه‌ای مانع راه مردم ایران و مانع راستی نخواهد بود. تاریکی دروغ و جهل یارای مبارزه با حقیقت را نمی‌یابد هرچند در این راه تنها سماجت نشان دهند و بر جنایات خود بیفزایند. نهایتاً از شوروی و استالین که قدرتمندتر نیستند؛ هرچند از آنها بسی حیله‌گرتر اند. اما مردم ایران اکنون برای مبارزه‌ای موثر از هر زمان دیگری آماده‌تر اند. مقامات رژیم برای بقای خود از هیچ سخن احمقانه و اقدام رذیلانه ابایی ندارند. یک لحظه یاد عمروعاص در داستان‌های خودشان افتادم که برای نجات جان خود در جنگ، خودش را برهنه کرد. اما چنین رفتارهایی تنها سقوط رژیم را به تأخیر می‌اندازد و نه‌تنها مانع سقوط آن نخواهدشد، بلکه سرنوشت و اضمحلال آنرا دردناکتر خواهد کرد.

توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

View the original on کیهان لندن →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.