خرید نمیکنیم، دست خالی برمیگردیم؛ روایتی از جهش قیمت لباس در پاییز
با شروع پاییز، ویترین مغازهها رنگوبوی لباسهای گرم گرفته، اما آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، فاصله روزافزون قیمتها با توان خرید مردم است. خرید یک دست لباس برای روزهای سرد، که زمانی بخشی معمولی از هزینههای خانوار بود، حالا به تصمیمی دشوار تبدیل شده است؛ تصمیمی که گاهی پس از گشتن در چندین مغازه و پاساژ، با دستهای خالی پایان مییابد. مشتریان از قیمتهای سرسامآور و نایابشدن اجناس اصل میگویند و فروشندگان از افزایش هزینهها، کاهش مشتری و دشوارشدن تامین کالا. در این میان، برخی خانوادهها به خرید لباسهای فصل گذشته و برخی فروشندگان به فروش آنلاین و راههای جایگزین تامین جنس روی آوردهاند؛ روایتی از شهروندخبرنگار ایرانوایر درباره شهرهای کردستان.
«جنس اصل نمانده است»، «خیلی گران است»، «دست خالی برگشتم» و «لباس زمستان را بهار میخرم و لباس بهار را تابستان، چون آن موقع مغازهدار حراج میکند»؛ این جملات بخشی از حرفهای کسانی است که این روزها برای تهیه لباس پاییز و زمستان به بازار شهرهای کردستان حتی در یک شهر مرزی ماننده «بانه» میروند.
برای بسیاری از خانوادهها، خرید لباس گرم پیش از آغاز سرما دیگر یک خرید ساده و روزمره نیست. قیمتها آنقدر بالا رفتهاند که گاهی فرد، حتی پس از سر زدن به چند مغازه و پاساژ، نمیتواند لباسی متناسب با سلیقه و توان مالی خود پیدا کند. در چنین شرایطی، خرید لباس نو از فهرست نیازهای ضروری اگر حذف نشود، به تعویق میافتد یا به انتخابی ناخواسته و حداقلی تبدیل میشود.
یکی از زنانی که برای خرید لباس پاییزی به بازار آمده، پس از دیدن قیمتها با تعجب میگوید: «با اینکه به قصد خرید بیرون آمدم اما این چهارمین مغازهای است که میگردم و نمیتوانم خرید کنم.» به گفته او، بعضی از همان مدلهایی که سال گذشته در بازار وجود داشتند، امسال با قیمتهایی چند برابر عرضه میشوند؛ بیآنکه تنوع چشمگیری در طرح و مدل به چشم بخورد.
در میان گشتوگذارهایش، قیمتهای پایینتر در بخشی از فروشگاه توجه او را جلب میکند. از فروشنده میپرسد: «چرا قیمتها در این بخش پایینتر است؟» پاسخ ساده است: «لباسها مربوط به فصل بهار و تابستاناند و با تخفیف عرضه میشوند.»
با نگاهی دقیقتر، متوجه میشود بیشتر اجناس حراجشده، لباسهای خنک فصلهای گذشتهاند. با این حال، همین لباسها هم برای او به گزینهای قابل تامل تبدیل میشوند؛ لباسی که بتواند بخشی از روزهای پاییز بپوشد و سپس تا بهار سال آینده کنار بگذارد.
او در نهایت به همسرش میگوید از خرید لباس پاییزی منصرف شده و فعلا همان لباس حراجشده را میخرد و برای روزهای سردتر نیز از لباسهای سال گذشته استفاده کنند.
این انتخاب، بیش از آنکه حاصل علاقه به خرید در حراج باشد، راهی برای کنار آمدن با هزینههایی است که دیگر با درآمد بسیاری از خانوارها تناسب ندارد.
لباس کودک؛ هزینهای که نمیتوان از آن گذشت
اگر خرید لباس برای بزرگسالان دشوار شده، تامین پوشاک کودکان برای خانوادههای دارای چند فرزند فشار بیشتری به همراه دارد. کودکان بهسرعت رشد میکنند و لباسهای سال گذشته ممکن است دیگر اندازهشان نباشد؛ نیازی که نمیتوان همیشه آن را به تعویق انداخت.
پدری که دو فرزند دارد، از دشواری تامین لباس برای آنها میگوید: «تامین لباس یک کودک آسانتر است، اما وقتی تعدادشان به دو فرزند میرسد، کار خیلی سخت میشود. با این حال، بچه است و باید نیازهایش را تامین کرد.»
وقتی از او میپرسم که چرا برای فرزنداناش «لباس استوک» نمیخرد، پاسخ میدهد: «حاضرم خودم چند سال لباس نخرم، اما به هیچوجه برای فرزندانم لباس استوک نمیخرم.»
فروشندگانی که با سرمایه میلیاردی هم کم آوردهاند
آن سوی بازار، فروشندگان نیز از شرایط موجود رضایت ندارند. افزایش هزینه خرید کالا، بالا رفتن قیمت تمامشده و دشوارشدن تامین اجناس باکیفیت، اجاره بالا و ... شرایطی ایجاد کرده است که به گفته آنها، حتی سرمایههایی که تا چند سال پیش برای تامین موجودی یک مغازه در یکی دو فصل کافی بود، امروز پاسخگوی نیازشان نیست.
یکی از فروشندگان با اشاره به تفاوت هزینهها در سالهای گذشته و امروز میگوید: «سالهای قبل با ۳۰۰ میلیون تومان میتوانستیم اجناس یک فصل مغازه را تامین کنیم. اگر سرمایه بیشتری داشتیم، مثلا یک میلیارد تومان، هم جنسهای بهتر و باکیفیتتر و اورجینال میخریدیم و هم برای دو فصل خرید میکردیم. اما الان با همان یک میلیارد تومان هم کارمان راه نمیافتد.»
او از کاهش «مشتریان مهمان» یا همان «مسافران» هم گلایه دارد. به گفته این فروشنده، در سالهای گذشته، همزمان با پایان تابستان و آغاز پاییز، بانه مملو از مسافر میشد و سهم قابلتوجهی از فروش او را تشکیل میدادند؛ اما امسال در فاصله پایان تابستان تا ابتدای پاییز، مشتریان مهمان به تعداد انگشتان دست هم نبودهاند.
کاهش قدرت خرید مردم و افزایش هزینه تامین کالا، شرایطی ایجاد کرده است که فروشندگان نیز برای ادامه فعالیت با مشکلات مضاعف روبهرو هستند. در چنین وضعیتی، افزایش قیمت لزوما بهمعنای افزایش سود نیست؛ زیرا هزینه خرید مجدد کالا نیز بالا رفته و جایگزین کردن اجناس فروختهشده دشوارتر شده است.
اجناس اصل؛ از ویترین بازار تا خاطرهای دور
یکی دیگر از فروشندگان، معضل را فراتر از گرانی میداند و معتقد است دسترسی به پوشاک اصل و برندهای شناختهشده نیز دشوارتر شده است. او میگوید: «جنس اصل در بازار نمانده یا خیلی کم است، چون اساسا امکان وارد کردن آن مثل گذشته وجود ندارد. با افزایش قیمت دلار و بالا رفتن هزینه تمامشده کالاهای وارداتی از ترکیه، چین و کشورهای دیگر، دیگر خرید این اجناس بهصرفه نیست. کمکم باید قید خرید برندهای معروف را بزنیم.»
به گفته او، مساله تنها این نیست که مشتری توان خرید کالای اصل را ندارد؛ بلکه خود فروشنده نیز برای تهیه این کالاها باید هزینه بسیار بیشتری بپردازد. در نتیجه، بخشی از اجناس باکیفیت و برندهای شناختهشده از چرخه معمول خریدوفروش خارج میشوند و انتخابهای مشتریان محدودتر میشود.
یکی دیگر از مغازهداران که چند بار به اقلیم کردستان عراق سفر کرده است، از تجربه خرید در شهرهای «سلیمانیه» و «اربیل» میگوید. به گفته او، سفر زمینی به این شهرها میتواند در مقایسه با سفر هوایی هزینه کمتری داشته باشد، اما افزایش قیمت دینار و بالا بودن هزینه خرید کالاهای اصل و برندهای معروف، همچنان مساله قیمت تمامشده را پابرجا نگه میدارد.
طرحهای کولبری؛ پیشنهادی برای تامین کالا با هزینه کمتر
همان فروشنده در ادامه، استفاده از ظرفیتهای قانونی واردات مرزی را بهعنوان یکی از راههای احتمالی تامین کالا مطرح میکند. به گفته او، در برخی مناطق مرزی، امتیاز واردات کالا در قالب طرحهای کولبری و سازوکارهای مرتبط با آن در اختیار مشمولان قرار دارد و امکان استفاده از این ظرفیت، در صورت فراهم بودن شرایط قانونی، میتواند برای فعالان بازار قابل بررسی باشد.
او معتقد است اگر تجار و مغازهداران بتوانند با هماهنگی یکدیگر از ظرفیتهای مجاز واردات مرزی استفاده کنند، شاید امکان تامین بخشی از پوشاک مورد نیاز بازار با هزینه کمتری فراهم شود.
البته اجرای چنین پیشنهادی به ضوابط جاری ازجمله خرید امتیاز از مرزنشینان، محدودیتهای کالایی، میزان مجاز واردات و هزینههای واقعی ترخیص و حملونقل بستگی دارد. از این رو، ارزیابی عملی آن نیازمند بررسی دقیق مقررات و محاسبه هزینه نهایی کالا برای فروشنده و مصرفکننده است.
با این حال، طرح چنین ایدههایی نشان میدهد که فروشندگان در شرایط فعلی، علاوه بر تلاش برای حفظ مشتری، به دنبال راههایی برای کاهش هزینه تامین اجناس نیز هستند.
فروش آنلاین؛ راهی برای زنده ماندن در بازار کمرونق
در میان فروشندگانی که از رکود بازار میگویند، برخی تلاش کردهاند شیوه فعالیت خود را تغییر دهند. یک زوج جوان که بوتیک پوشاک مردانه دارند و در بخش دیگری از کسبوکارشان لباس زنانه عرضه میکنند، تمرکز بیشتری بر فروش آنلاین گذاشتهاند.
آنها میگویند در بعضی روزها تعداد مشتریان حضوری مغازه به چند نفر محدود میشود، اما با تبلیغ محصولات در فضای مجازی، معرفی کالاها و ارایه تخفیف در هزینه ارسال، توانستهاند بخشی از فروش خود را حفظ کنند.
برای این زوج، فروش آنلاین دیگر صرفا راهی برای افزایش درآمد نیست؛ بلکه ابزاری برای دسترسی به مشتریانی است که ممکن است بهدلیل فاصله جغرافیایی یا هزینه رفتوآمد، امکان خرید حضوری نداشته باشند.
با این حال، رونق فروش اینترنتی نیز به عواملی مانند قدرت خرید مردم، هزینه ارسال، اعتماد مشتری و امکان تامین مستمر کالا وابسته است. آنهم در شرایطی که حتی یک مانکن یا تبلیغ لباس میتواند با برخوردهای امنیتی از سوی نهادهای قضایی و امنیتی مواجه شود. و در عینحال، مساله به وجود اینترنت و محدودیتهای حکومتی هم برمیگردد. با وجود این، فروش آنلاین میتواند راهی برای سازگاری با شرایط جدید باشد، اما بهتنهایی مشکلات ریشهای بازار پوشاک را برطرف نمیکند.
خرید یک دست لباس گرم، در ظاهر مسالهای کوچک است، اما وقتی همین خرید معمولی به تصمیمی دشوار برای یک خانوار تبدیل میشود، میتوان ردپای فشار اقتصادی را در یکی از روزمرهترین بخشهای زندگی بهوضوع مشاهده کرد.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.