گفتگو با یلدا یزدانی؛ صدای زنان ایران، وارثان عصیان
کتایون حلاجان- در سال ۱۳۵۷ زمانی که انقلاب اسلامی بر سر ایران آوار شد. زنان پیش از همه در صف اول سرکوب و فشار قرار گرفتند. از اجبارِ پوشش و حجاب تا حقوق انسانی نابرابر برای ازدواج، طلاق و گرفتن حضانت فرزندان و… . آواز زنان از ایران حذف شد و مُهر ممنوع بر دهانشان فرو نشست. امروز نزدیک ۵۰ سال از این تاریخ میگذرد. زنان ایران هرگز برای گرفتن حقوق خود از پای ننشستند و هیچگاه نگذاشتند صدایشان خاموش شود. بیشمارند آوازخوانان، نوازندگان و رقصندگانی که پنهانی به آموزش و تعلیم مشغولند تا روزی که «آزادی» ایران را در آغوش بگیرد و روایت یکی از سیاهترین دوران تاریخ ایران را از میان شعرها و آوازهای آنها بشنویم.

یلدا یزدانی، نوازنده تار، پژوهشگر و فیلمساز ایرانی ساکن برلین است. او در سال ۲۰۲۵ دکترای خود را در رشته موسیقیشناسی در آلمان به پایان رساند. پروژه دکترای او «موسیقی زنان در ایرانِ پس از انقلاب» بود. او هماکنون مدرسِ رشته موسیقی در دانشگاه هومبولت در برلین است.
یلدا یزدانی، به همراه تیم کیوریتوری فیلارمونیک دویسبورگ، در چارچوب جشنواره موسیقی مارکسلو، در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶ موفق به دریافت جایزه اپوس کلاسیک در بخش «موسیقی کلاسیک بدون مرز» شدند. جایزه اپوس یکی از مهمترین جوایز موسیقی کلاسیک آلمان به شمار میرود. جشنواره موسیقی مارکسلو پروژهای میانفرهنگی است که با هدف پاسداشتِ تنوع سنتهای موسیقی و گردهم آوردن فرهنگ ها و دیدگاههای گوناگون در آلمان برگزار میشود. این جایزه طی مراسمی در سالن کنسرت کنزرتهاوس برلین به این پروژه اهدا شد.

یلدا یزدانی از سال ۲۰۰۹ پژوهش گستردهای درباره موسیقی و آواز زنان در مناطق مختلف ایران انجام داده و مستندهای کوتاهی در این زمینه ساخته است. او همچنین در مقام کیوریتور و مدیر هنری، طی سالهای گذشته جشنوارهها، رویدادها و پروژههای موسیقی متعددی را طراحی، مدیریت و برگزار کرده است.
«آواز زنان ایرانی برای آزادی» در سپتامبر ۲۰۲۶ با همکاری ارکستر گورزنیش (Gürzenich Orchestra) در فیلارمونی شهر کلن همراه با ۹ آواز خوان زن ایرانی به روی صحنه رفت.
در این برنامه فروغ فضلی، غزال انصاری راد، مهیا حامدی، صنم معروف خانی، هورا میرشکاری، ملیحه مرادی، مینا دریس، آنوشا نظری و ثمین قربانی، به همراه نوازندگان سازهای ایرانی، سارا هستی (کمانچه)، مهرنوش ذوالفقاری (سنتور) و آوین احمدی (عود) به روی صحنه رفتند.

یلدا یزدانی در خصوص پروژه آواز زنان ایرانی میگوید: «این پروژه حدود دو سال زمان برد تا به مرحله نهایی برسد من به همراه خانم فرانک رفیعی و لاله کنوک به طور مشترک به روی این پروژه تمرکز داشتیم. تمام قطعاتی که آواز خوانان به روی صحنه بردند، اختصاصا برای این کنسرت توسط ماتیاس کافمن، یوستوس برگر و ماهان میرعرب تنظیم شد. آوازها و شعرهای این زنان از داستانهای شخصی و جغرافیایی آنها سرچشمه میگیرد، و همین نیز آنها را منحصر به فرد کرده است.
یلدا یزدانی در ادامه میگوید: «در آثار مستندی که از صدای زنان در ایران، افغانستان و کردستان میساختم یک چیز را در آنها مشترک یافتم: فقدان آزادی و پایمال شدن حقوق انسانی. مهم نیست به چه دلیل شما نمیتوانید بخوانید، دلایل میتواند مذهبی، سیاسی و غیره… باشد؛ زمانی که به شما اجازه نمیدهند، یعنی حقوق انسانی شما پایمال شده است.
یلدا یزدانی در پاسخ به این پرسش که «شما با چه هدفی طی این سالها روی موسیقی زنان در نواحی مختلف ایران تحقیق و پژوهش کردید و چه تفاوتهایی بین نسل پیشین و نسل جوانتر دیدید؟» میگوید: «هدف من حفظ و جمعآوری گنجینهای از شعرها و آوازهای مناطق ایران بود. اغلب کسانی که از نسلهای گذشته به جای ماندهاند کهنسال هستند و با رفتن آنها متأسفانه موسیقی و داستانهای آنها نیز از بین میرود. زنهایی که موسیقی را آموزش ندیدهاند و آوازهایشان را خود خلق کرده و یا سینه به سینه به آنها به ارث رسیده است.»
او در ادامه توضیح میدهد: «با توجه به سرعت اتفاقات جهان و تغییرات آن لازم است که این گنجینهها مکتوب شوند تا در تاریخ بمانند. به طور مثال، معصومه بهمن بیگی یکی از زنانِ خوانین قشقایی است که خالق قطعه معروف لالایی است که امروز همه جا تکرار می شود و در همه جای ایران خواننده میشود. لالاییهایی که نمیتوانیم بگوییم برای کودکان است، که اغلب این خانمها حتی فرزندی نداشتند. خواندن لالایی وسیلهای برای ابراز احساسات و حرفهای درونیشان بوده است. مثلا زنان قالیباف در حین کار آواز میخوانند، تمام احساسات آنها در رنگهایی که انتخاب میکردند نقش دارد و هر قالی قصهای در خود دارد. من از نسلی حرف میزنم که قالی را از روی نقشه نمیبافتند و نقش قالی، حاصل خلاقیت و خیالپردازی ذهن خودشان بود.»
یلدا یزدانی ادامه میدهد «من تفاوتی بین نسل گذشته با نسل بعد از انقلاب نمیبینم. آنها مانند یک زنجیر محکم به هم متصل هستند. اگر تلاش و بردباری گذشتگان نبود شرایط نسل جوان امروز میتوانست سختتر از این باشد. تنها تفاوت نسل جدید در این است که با تمام فشارها و سرکوبهایی که تحمل میکنند، بیباک و نترس هستند و برای حق خود میجنگند. بسیار هستند خوانندگان و نوازندگانی که دستگیر شدهاند و بیشتر آنها به دلایل خانوادگی حتی رسانهای نیز نشدهاند. با وجود منع، کشتار، اعتراض و سرکوب در تمام این سال ها هنرمندان دست از کار بر نداشتند. خوانندگانی داریم که صدای خود را تغییر دادند تا شناخته نشوند، اما کار میکنند. آنقدر موسیقی در این چند سال اخیر ضبط شده که من منتظر هستم تا این کارها روزی که ایران آزاد شد منتشر شوند. این صدای یک دوره از تاریخ ایران است. صدای نسلی که حکومت را به زانو در آورده و در برابر آنها هر روز ناتوانتر از قبل میشوند.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.