حکم اعدام برای لگد زدن به در ساختمان اداره بهداشت شاهین شهر
«ایلیا بنرشید»، جوان ۲۳ ساله اهل «شاهینشهر» اصفهان و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با حکم اعدام روبهرو شده است.
شکنجه و وجود آثار کبودی گسترده روی بدن او، محرومیت از غذا، اعترافات اجباری که ایلیا بارها به آنها اعتراض کرده، نداشتن دسترسی به وکیل در مراحل نخستین بازجویی و زیر سوال بودن اعتبار مدارک مورد استناد دادگاه و مبنای قانونی صدور حکم اعدام، از جمله موارد مطرحشده در این پرونده است.
نهادهای امنیتی بارها خانواده ایلیا را تهدید کردهاند که درباره او اطلاعرسانی نکنند. حتی دایی او، که ساکن کاناداست، نیز تحت فشار قرار گرفته تا پستهایی را که درباره خواهرزادهاش منتشر میکند، حذف کند.
این گزارش بر اساس گفتوگو با «پویا بنرشید»، دایی ایلیا، و همچنین دادنامه صادرشده برای او تنظیم شده است تا درباره اتفاقات، تاریخها، نحوه بازداشت، وضعیت وکلا، اعترافات و حکم صادرشده، ابهامی باقی نماند.
بازداشت و آزادی کوتاهمدت؛ شش ساعت تا بازداشت دوباره
ایلیا بنرشید در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در اعتراضات سراسری حضور داشت. روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۸ شب، زمانی که برای واریز پول اجاره خانه از منزل خارج شده بود، توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد. به گفته نزدیکان او، حدود ۱۰ نفر از نیروهای سپاه در یکی از کوچههای فرعی نزدیک منزل، با کشیدن گونی روی سر این جوان ۲۳ ساله، او را بازداشت کردند. نهاد بازداشتکننده ایلیا، اطلاعات سپاه است.
ایلیا پس از ۱۰ روز بازداشت، روز سهشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۳ بعدازظهر آزاد شد. برای آزادی او، خانواده دو فیش حقوقی، هرکدام به مبلغ ۲۰ میلیون تومان، بهعنوان ضمانت ارایه کردند. اما آزادی او فقط حدود شش ساعت طول کشید.
پس از آزادی، فردی با شمارهای ناشناس با ایلیا تماس گرفت و از او خواست برای امضای مدارک مربوط به آزادی مراجعه کند. مادربزرگ ایلیا او را همراهی کرد. هنگامی که آنها به محل موردنظر مراجعه کردند، ماموران سپاه ایلیا را به داخل بردند و دوباره بازداشت کردند. این اتفاق در همان روز ۳۰ دی ۱۴۰۴، ساعت ۹ شب، رخ داد. حدود یک ساعت بعد، ماموران سپاه به منزل خانواده مراجعه کردند و خانه را مورد تفتیش قرار دادند.
از روز ۱ بهمن ۱۴۰۴، ایلیا به سلول انفرادی منتقل شد و تا روز ۶ بهمن ۱۴۰۴، در انفرادی نگهداری شد. پس از آن، به بند عمومی انتقال یافت. طبق اطلاعات خانواده، پس از بازداشت دوم، برای مدتی امکان اطلاع دقیق از وضعیت و محل نگهداری او وجود نداشت.
پس از بازداشت ایلیا، ماموران به خانه خانواده هجوم بردند و تمام وسایل مربوط به او، از جمله کامپیوتر، تجهیزات مربوط به بازیهای کامپیوتری و وسایل شخصیاش را با خود بردند.
«شکنجه شدم تا به آتش زدن اداره بهداشت اعتراف کنم»
ایلیا در نخستین تماسی که با خانواده داشت، درباره شکنجه، محرومیت از غذا و شرایط سخت بازداشت صحبت کرد. همچنین مادربزرگش آثار کبودی گستردهای را روی بدن او مشاهده کرد. ایلیا به خانواده گفته است که مورد ضربوشتم قرار گرفته و مأموران او را تهدید و ترساندهاند. به گفته او، برای تحت فشار قرار دادنش گفتهاند: «میگوییم خواهرت هم همراه تو بوده است.»
چندین عکس از معترضان به او نشان دادهاند که افراد حاضر در آنها ماسک بر دهان و صورت داشتهاند. ماموران او را مجبور کردهاند بپذیرد که یکی از افراد حاضر در تصاویر، خواهرش است؛ اما ایلیا زیر بار نرفته و گفته است که خواهرش در شب اعتراضات همراه او نبوده و هیچیک از افراد حاضر در عکسها خواهرش نیستند.
موضوع بسیار مهمی که خانواده را نگران کرده، اعترافات اجباری ایلیاست. او چندین بار در جلسات دادگاه، در صحبت با خانواده و همچنین نزد وکلای خود اعلام کرده است که در دوران بازداشت و بازجویی از او اعتراف اجباری گرفتهاند و او را مجبور کردهاند بگوید: «من و دوستانم ساختمان اداره بهداشت شاهینشهر را آتش زدهایم.» او این موضوع را تنها یک بار مطرح نکرده، بلکه در مراحل مختلف رسیدگی بر اجباری بودن اعترافات خود تأکید کرده است.
پویا بنرشید، دایی ایلیا، به ایرانوایر میگوید: «با توجه به اینکه دادگاه در حکم صادرشده به اظهارات و اعترافات منتسب به ایلیا استناد کرده، این موضوع برای ما اهمیت بسیار زیادی دارد. ما نگران هستیم که اعترافاتی که ایلیا بارها اجباری بودن آنها را اعلام کرده، در صدور حکم اعدام علیه او مورد استفاده قرار گرفته باشند. درخواست ما این است که شرایط اخذ اعترافات، ادعاهای شکنجه و نحوه رسیدگی دادگاه به اعتراضهای ایلیا بهصورت مستقل بررسی شود.»
طبق دادنامهای که یک نسخه از آن در اختیار ایرانوایر قرار گرفته است، یکی از اتهامات اصلی ایلیا، تخریب عمدی اموال و تأسیسات عمومی شبکه بهداشت و درمان است. بر اساس اطلاعات خانواده، فیلمها و عکسهایی در پرونده وجود دارد که نشان میدهند ایلیا تنها با پای خود به درِ ساختمان اداره بهداشت شاهینشهر لگد میزند.
دایی او میگوید: «اداره آگاهی و سپاه پاسداران تأیید کردهاند که فرد موجود در تصاویر ایلیا است. در پرونده، موضوع اقرار به سرقت یک کیس کامپیوتر و تخریب ساختمان بهداشت نیز مطرح شده است. با این حال، همانطور که توضیح دادم، ایلیا بارها اعلام کرده که اعترافات او تحت فشار و بهصورت اجباری گرفته شدهاند.»
در ویدیوی دیگری که به ایلیا نسبت داده شده، فردی در حال آتش زدن ساختمان اداره بهداشت شاهینشهر دیده میشود. نیروهای سرکوبگر ادعا میکنند که این فرد نیز ایلیاست. این در حالی است که ایلیا در دفاعیات خود گفته است گردن فردی که در تصاویر دیده میشود، تتو ندارد؛ درحالیکه ایلیا روی گردن خود یک تتوی قدیمی دارد. به گفته خانواده، این تفاوت نشان میدهد که فرد حاضر در تصاویر، ایلیا نیست. با این حال، مأموران این دفاع ایلیا را نیز نپذیرفتهاند.
به گفته خانواده، هیچ ادله و مستندات کافی دال بر آتش گرفتن ساختمان اداره بهداشت شاهینشهر و نقش ایلیا در آن وجود ندارد، جز تصاویری از دوربینهای مداربسته که نشان میدهند او به درِ این ساختمان لگد میزند.
پویا بنرشید، دایی ایلیا، نیز با اشاره به این موضوع میگوید: «باید بررسی شود که آیا ادله موجود، مستقل از اعترافات مورد اعتراض ایلیا، برای اثبات تمام عناصر اتهامات کافی بودهاند یا خیر.»
اعدام برای تخریب اموال و تاسیسات عمومی
بر اساس دادنامه، دادگاه برای ایلیا سه مجازات جداگانه تعیین کرده است. اتهام اول، تخریب عمدی اموال و تأسیسات عمومی شبکه بهداشت و درمان با قصد اخلال در نظم عمومی و مقابله با حکومت اسلامی است. دادگاه با استناد به تبصره یک ماده ۶۸۷ قانون مجازات اسلامی، این رفتار را در حکم محاربه تشخیص داده و برای آن مجازات اعدام صادر کرده است.
اتهام دوم، اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق شرکت در اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴، است که برای آن سه سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری تعیین شده است. اتهام سوم نیز فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق شعار دادن در تجمعات است که برای آن نه ماه و یک روز حبس تعزیری تعیین شده است. علاوه بر این موارد، دادگاه ایلیا را به دو سال ممنوعیت خروج از کشور از زمان قطعی شدن رای محکوم کرده است.
به گفته دایی ایلیا، بر اساس دادنامه موجود، حکم زندان قبلی به اعدام تبدیل نشده است. دادگاه در یک رای، برای سه اتهام مختلف مجازاتهای جداگانه تعیین کرده که یکی از آنها اعدام و دو مورد دیگر حبس هستند. مبنای صدور حکم اعدام، تشخیص دادگاه درباره قصد ایلیا از تخریب اموال و تاسیسات شبکه بهداشت و ارتباط آن با اخلال در نظم و امنیت و مقابله با حکومت اسلامی بوده است.
دادگاه در رای خود به گزارشهای اطلاعات سپاه، پلیس آگاهی، تصاویر دوربینهای مداربسته، گزارش خسارت و اظهارات منتسب به ایلیا استناد کرده است.
او همچنین درباره حکم ایلیا اضافه میکند: «در دادنامه ذکر شده که رأی حضوری است و امکان فرجامخواهی در دیوان عالی کشور ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ وجود دارد. با این حال، در حال حاضر اطلاعات تأییدشدهای درباره نتیجه فرجامخواهی یا قطعی شدن حکم در اختیار ندارم. به همین دلیل، نمیتوانم با قطعیت درباره وضعیت نهایی حکم یا زمان احتمالی اجرای آن اظهارنظر کنم.»
پویا بنرشید میگوید: «من میدانم که فیلمها و مدارکی در پرونده مطرح شدهاند و نمیخواهم هیچ موضوعی را پنهان کنم یا اطلاعات خلاف واقع ارائه بدهم. اما نگرانی اصلی من این است که آیا تمام اتهامات بهدرستی اثبات شدهاند، آیا اظهارات ایلیا بدون فشار گرفته شدهاند و آیا او از حق دفاع و دسترسی مؤثر به وکیل برخوردار بوده است یا خیر. همچنین میخواهم روشن شود آیا رفتار انتسابی به او، با توجه به نوع عمل، میزان خسارت و شرایط قانونی، میتواند مبنای صدور حکم اعدام باشد یا خیر.»
او در ادامه میگوید: «برای من بسیار نگرانکننده است که ایلیا بارها در دادگاه و نزد وکلایش اعلام کرده از او اعتراف اجباری گرفتهاند، اما با وجود این اعتراضها، دادگاه به اظهارات منتسب به او استناد کرده است. من نمیدانم دادگاه چه بررسی مستقلی درباره ادعاهای شکنجه انجام داده و آیا مدارک پزشکی یا سایر شواهد مربوط به وضعیت جسمی او مورد توجه قرار گرفتهاند یا خیر.»
محرومیت از وکیل در روزهای نخست بازداشت
طبق اطلاعات ایرانوایر، ایلیا از ابتدای بازداشت وکیل نداشته است. از تاریخ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، «جواد پنجهپور» بهعنوان وکیل وارد پرونده شده است. در دادنامه رسمی نیز نام او بهعنوان وکیل تسخیری ایلیا ذکر شده است.
پس از نخستین جلسه دادگاه، جواد پنجهپور عزل شد و «محسن حاتمپور» و «کیوان مسیبی» وکالت ایلیا را بر عهده گرفتند. خانواده برای پیگیری حقوقی پرونده مبلغ ۱۶۰ میلیون تومان پرداخت کرده است.
در واقع، ایلیا تنها در بخشی از مراحل قضایی سپریشده وکیل داشته است؛ اما طبق اطلاعات خانواده، در روزهای نخست بازداشت و دوره انفرادی، وکیلی برای او معرفی نشده بود. به این معنا که در زمان بازجوییها و اخذ اظهارات، امکان دسترسی مؤثر به وکیل و مشاوره حقوقی محرمانه برای او فراهم نبوده است.
ایلیا؛ جوانی که در کودکی مادرش را از دست داد
ایلیا متولد ۴ مرداد ۱۳۸۲ در شاهینشهر اصفهان است. او در رشته فنیوحرفهای تحصیل کرده و دیپلم دارد. ایلیا گیمر است.
او یک خواهر کوچکتر به نام الینا دارد. مادر ایلیا و الینا زمانی که ایلیا هشت سال و خواهرش هفت سال داشت، همراه آنها با اتوبوس در حال سفر بود که اتوبوس از مسیر جاده خارج شد و تصادف کرد. مادر ایلیا در این حادثه جان خود را از دست داد.
پویا بنرشید، دایی ایلیا، به ایرانوایر میگوید: «چون پدر ایلیا امکان نگهداری از فرزندان خود را نداشت، پس از درگذشت خواهرم، ایلیا و الینا توسط پدر و مادر من، یعنی پدربزرگ و مادربزرگ مادریشان، بزرگ شدند. من نیز از همان زمان تا امروز همواره از هر دو نفر حمایت مالی کردهام و در تأمین هزینههای زندگی و نیازهایشان نقش داشتهام.
ایلیا و الینا برای من فقط خواهرزاده نیستند. آنها همیشه مانند فرزندان خودم بودهاند. با وجود اینکه سالهاست در کانادا زندگی میکنم، ارتباط نزدیکم را با آنها حفظ کردهام و همیشه پشتیبانشان بودهام.»
پویا بنرشید ایلیا را اینطور معرفی میکند: «خیلی به بازیهای کامپیوتری علاقه داشت و بهاصطلاح گیمر بود. از همین راه هم هزینههای خودش را تأمین میکرد و به اندازه پول توجیبیاش درآمد داشت. به برنامهنویسی کامپیوتر هم مسلط بود و دوست داشت هکر شود و درباره این علاقهاش با من خیلی صحبت میکرد و با مخالفت من روبهرو میشد.»
چند ماه قبل از بازداشت، ایلیا به داییاش گفته بود که برای گسترش کارش به کامپیوتر نیاز دارد و میخواهد کار ویرایش و فتوشاپ انجام دهد. او از داییاش خواسته بود کمکش کند تا کامپیوتر بخرد.
پویا میگوید: «واقعاً امکان مالی این را نداشتم که حدود ۷۰۰ دلار برای او پول بفرستم تا کامپیوتر بخرد. ایلیا هم منصرف شد. خیلی هم دوست داشت مهاجرت کند و بیاید کانادا پیش من و من به او توصیه میکردم که وارد دانشگاه شود، درس بخواند و زبان انگلیسیاش را تقویت کند تا سر فرصت کمک کنم مهاجرت کند.»
«جوانی آرام، درونگرا و عاشق خانواده»
دایی ایلیا، یادگار خواهرش، را اینطور توصیف میکند: «جوانی آرام، خوددار، درونگرا و بیحاشیه است. اصلاً دوست نداشت از خانه بیرون برود و بیشتر زمان خود را در خانه و با کارهای کامپیوتری میگذراند. در منزل مادری من یک اتاق داشت که همیشه در آن اتاق تنها زندگی میکرد. معمولاً اصلاً از خانه خارج نمیشد.اصلاً آدم سیاسی نبود و چیزی از سیاست نمیدانست.»
در یکی از مکاتبات بین پویا و ایلیا، این جوان برای داییاش از تلاش برای پیدا کردن کار نوشته است: «دایی من توی شاهینشهر دنبال همه جور کار رفتم، خیلی هم رفتم. حقوقش واقعاً کمه.»
در بخش دیگری از نوشتههای او برای داییاش آمده است: «من حاضرم جونمو برای خانواده بدم.»
پویا بنرشید با تأکید بر اینکه ایلیا در کودکی مادرش را از دست داده و همراه خواهر کوچکترش، الینا، تحت مراقبت پدربزرگ و مادربزرگشان بزرگ شده است، میگوید: «ایلیا و الینا را هر دو مانند فرزندان خودم میدانم. اکنون با احتمال از دست دادن ایلیا روبهرو هستیم و این موضوع برای تمام خانواده، بهویژه پدربزرگ و مادربزرگش و خواهر کوچکترش، بسیار نگرانکننده است. امیدوارم وضعیت فرجامخواهی و راهکارهای قانونی و حقوق بشری برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام بررسی شود.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.