چهارده مدال زنان ایران؛ آنسوی سکوها، ممنوعیت و محرومیتهای حکومتی
زنان ایران در بازیهای آسیایی «ناگویا» هم مدال گرفتند، هم رکوردهای تازهای برای ورزش زنان ایران ساختند و هم در رشتههایی به میدان رفتند که حضور در آنها تا سالها برایشان دشوار یا ناممکن بود. اما فهرست ورزشکاران اعزامی جمهوری اسلامی و قرار دادن این فهرست کنار نام تمامی رشتههای ورزشی که زنان آسیایی در آنها حضور داشتند، بخش دیگری از وضعیت ورزش زنان ایران را نشان میدهد.
غیبت زنان ایران در بیش از ده رشته ورزشی، زمانی قابل تاملتر میشود که بدانیم زنان کشورهایی مانند بحرین، قطر، فلسطین، سوریه، پاکستان، کویت و مالزی که دولتهایی یا جمعیت غالبی اسلامی دارند، در همان مسابقات و همین رشتههای ممنوع مانده برای زنان ایرانی حضور داشتند.
«ایرانوایر» در این گزارش، علاوه بر بررسی عملکرد زنان ایران در ناگویا، رشتههایی را بررسی کرده که جمهوری اسلامی برای زنان ایرانی ممنوع یا محدود کرده، اما برای سایر زنان کشورهای مسلمان مجاز است.
زنان ایرانی در بازیهای آسیایی چه کردند؟
زنان ورزشکار ایران در بازیهای آسیایی «ناگویا» سهم قابل توجهی از مدالهای کاروان ایران داشتند؛ البته «سهمی متناسب با سهمیههای حداقلیشان»
جمهوری اسلامی ۳۰۵ ورزشکار به این مسابقات فرستاد که ۲۱۰ نفر مرد و فقط ۹۵ ورزشکار زن بودند؛ یعنی زنان حدود ۳۱ درصد ورزشکاران اعزامی ایران را تشکیل میدادند؛ کمتر از ۳۰ درصد از کل کاروان!
ایران با ۱۹ طلا، ۱۸ نقره و ۱۵ برنز، در مجموع ۵۲ مدال گرفت و روی پله ششم آسیا نشست. از این تعداد، زنان در کسب ۱۴ مدال نقش داشتند؛ سه طلا، شش نقره و پنج برنز. به این ترتیب، زنانی که کمتر از یکسوم ورزشکاران ایران را تشکیل میدادند، نزدیک به ۲۷ درصد تمامی مدالهای کاروان ایران را به دست آوردند.
«فاطمه مجلل» در رویینگ تکنفره سبکوزن، «زینب نوروزی» و «کیمیا زارعی» در رویینگ دونفره سبکوزن و «ساغر مرادی» در تکواندو، سه طلای زنان ایران را به دست آوردند. سهم زنان از ۱۹ مدال طلای ایران نزدیک به ۱۶ درصد بود.
در مدالهای نقره اما سهم زنان به یکسوم تمامی نقرههای کاروان رسید. تیم کاتای زنان با ترکیب «فاطمه صادقی»، «سپیده امینی» و «زینبالسادات حسینی»، همچنین «فاطمهزهرا سعیدآبادی» در کاراته، زینب نوروزی و کیمیا زارعی در رویینگ، تیم چهار نفره رویینگ زنان، تیم ملی کبدی زنان و «زهرا زارعی» در دوومیدانی، شش مدال نقره گرفتند.
زنان ایرانی در پنج مدال برنز ایران نیز سهم داشتند. فاطمه مجلل یک مدال دیگر در رویینگ گرفت، «ریحانه کریمی» و «مهسا بهشتی» در وزنهبرداری روی سکوی سوم رفتند و «فاطمه احمدی» در تکواندو برنزی شد. «هانیه رستمیان» نیز همراه «وحید گلخندان» در رقابت میکس تپانچه به مقام سوم آسیا رسیدند.
برخی از این مدالها اهمیتی فراتر از جایگاه ایران در جدول بازیهای آسیایی داشتند.
ریحانه کریمی نخستین مدالآور تاریخ وزنهبرداری زنان ایران در بازیهای آسیایی شد. در رشتههایی دیگر نیز زنان ایرانی به میدانهایی رسیدند که جمهوری اسلامی سالها برای حضور آنها محدودیت ایجاد کرده بود؛ مانند ژیمناستیک.
اما برای سنجش وضعیت ورزش زنان ایران، «شمردن مدالها» به تنهایی، میتواند تصویری ناقص از عملکرد زنان ایران در ناگویا بسازد.
بخشی دیگر از واقعیت این دوره بازیهای آسیایی، نه روی سکوهای قهرمانی، که در جای خالی زنان ایران در رشتههایی دیده میشد که زنان کشورهای دیگر، از جمله کشورهای مسلمان، در آنها حضوری پررنگ داشتند.
زنان ایرانی در چه رشتههایی اصلا اجازه حضور نداشتند؟
برای یک ورزشکار زن ایرانی، رسیدن به بازیهای آسیایی، همیشه فقط حاصل پیروزی مقابل رقیبان ورزشی نیست. زنان ورزشکار ایران در بیش از چهار دهه گذشته اول باید با ممنوعیت و محدودیتهای ساخته شده از حکومت، در برخی رشتهها، مبارزه میکردند، بعد مقابل حریفانشان میایستادند.
محدودیتهای مربوط به «پوشش اجباری»، «کمبود امکانات»، «مخالفت با اعزام به مسابقات»، «نداشتن مربی»، «نبود اردوهای آمادهسازی» و «نگاه جنسیتی مدیران» بخشی از حریفان همیشگیست که البته در کنار محدودیتهای ساخته شده از ذهن ایدئولوژیک مذهبی حکومت برای محرومیت و ممنوعیت از حضور در برخی مسابقات، قرار میگیرند.
پس مدال تنها معیار موفقیت زنان ایران نیست. در بسیاری از رشتهها، نفس حضور یک زن ایرانی در بالاترین سطح رقابتهای آسیایی را میتوان همسطح ایستادن روی سکو دانست.
ایران در هیچیک از رشتههای شنا، شیرجه، شنای موزون و واترپلو زنان در ناگویا نمایندهای نداشت. در کشتی زنان نیز، با وجود جایگاه ویژه این رشته در ورزش ایران و امکانات گستردهای که در اختیار کشتی مردان قرار دارد، هیچ ورزشکاری در شش وزن مسابقات اعزام نشد.
زنان ایران در ژیمناستیک ریتمیک نیز غایب بودند. در دوچرخهسواری، «ماندانا دهقان» در جاده مسابقه داد، اما ایران در دوچرخهسواری پیست، کوهستان و «دو شاخه بیامایکس» زنان نمایندهای را برای خود ندید.
فهرست غیبتها به ورزشهای تیمی هم میرسید؛ فوتبال، والیبال، والیبال ساحلی، هندبال، هاکی روی چمن، راگبی هفتنفره و کریکت زنان بدون حضور ایران برگزار شدند.
زنان ایران همچنین در رشتههای «پنجگانه مدرن»، «ورزش سهگانه»، «موجسواری»، «اسکیتبورد»، «سپکتاکرا»، «سافتتنیس»، «تکبال»، «بریکینگ» و «قایقرانی بادبانی» نمایندهای نداشتند. در شمشیربازی نیز حضور زنان ایران به «سابر» محدود شد و در «اپه» و «فلوره» ورزشکاری از جمع زنان ایران به مسابقات آسیایی اعزام نشد.
وقتی زنان کشورهای مسلمان به میدانهایی رفتند که ایران نرفت
شاید بتوان غیبت زنان یک کشور در یک یا چند رشته را با کمبود امکانات، ضعف فنی یا نداشتن ورزشکار در سطح بازیهای آسیایی توضیح داد. اما وقتی رشتههایی که زنان ایران در آنها حضور نداشتند با ترکیب کاروان برخی دیگر از کشورهای مسلمان آسیایی مقایسه میشود، تصویر متفاوتی شکل میگیرد.
یکی از روشنترین نمونهها ورزشهای آبی است. ایران حتی یک زن به مسابقات شنا اعزام نکرد؛ نه این دوره که در تمامی ادوار پس از انقلاب، هیچ زن ایرانی اجازه حضور در رقابتهای بینالمللی را نداشته است.
بحرین اما «امانی العبیدلی» را در شنای زنان شرکت داد. مالزی به عنوان کشوری با جمعیت غالب مسلمان نیز با چهار زن در شیرجه حاضر شد؛ «پاندللا رینونگ»، «لی یات چینگ»، «نور الیشا رانیا» و «اونگ کر یینگ».
در ژیمناستیک ریتمیک نیز ایران هیچ نمایندهای نداشت. مالزی اما یک تیم کامل پنجنفره به مسابقات فرستاد و سوریه هم با وجود کاروانی به مراتب کوچکتر از ایران، «آلیسا داوود» را در بخش انفرادی زنان اعزام کرد.
در کشتی، فاصله آشکارتر میشود؛ ایران به عنوان یکی از قدرتهای سنتی کشتی آسیا و جهان، هیچ زنی را در شش وزن کشتی زنان بازیهای آسیایی روی تشک نفرستاد. اما فلسطین در همین مسابقات «آیله میالی» را در وزن ۶۲ کیلوگرم با دو بنده روی تشک دید.
در این مقایسه، مدال گرفتن یا نگرفتن ورزشکار فلسطینی اصل موضوع نیست؛ یک زن فلسطینی امکان حضور در رقابتی را پیدا کرد که برای زنان کشوری با یکی از قدرتمندترین ساختارهای کشتی آسیا فراهم نشده بود.
در دوچرخهسواری نیز حضور زنان ایران به مسابقات جاده محدود شد. مالزی در «پیست زنان» نماینده داشت و در «اسپرینت تیمی زنان» هم به مدال نقره رسید. «نورالعزه عزتی» و «نور الیسا محمد فرید» از جمله زنان مالزیایی حاضر در رقابتهای پیست بودند.
تفاوت در ورزشهای تیمی واضحتر دیده میشود. ایران تیم والیبال زنانش را به ناگویا نفرستاد، اما قطر با زنان والیبالیست خود در مسابقات حاضر شد.
شگفتانگیز اینکه قطر حتی چهار ورزشکار زن در «والیبال ساحلی» داشت؛ «ملک محمد»، «لیلا محمد»، «هیا ابوعیسی» و «شغف امین» در قالب دو تیم اول و دوم، برای قطر در ناگویا مسابقه دادند.
پاکستان نیز در رشتهای که ایران هیچ تیم زن نمایندهای را اعزام نکرد، با یک تیم ۱۵ نفره زنان حاضر شد؛ کریکت. مالزی هم البته یک تیم زنان در این مسابقات داشت.
زنان مالزی در هاکی روی چمن و راگبی هفتنفره هم مسابقه دادند؛ دو رشته تیمی دیگر که ایران در بخش زنان آنها هیچ نمایندهای نداشت.
کویت نمونه دیگری بود. «فوزیه الرفاعی» در اپه شمشیربازی زنان برای کشورش در ناگویا مبارزه کرد؛ رشتهای که فعالیت حرفهای زنان ایرانی در آن ممنوع مانده است. کویت در رشته پنجگانه مدرن زنان نمایندههایی به مسابقات فرستاد اما ایران نه.
این مقایسه، به معنی یکسان بودن وضعیت زنان در مالزی، بحرین، قطر، کویت، پاکستان، فلسطین یا سوریه نیست. اما آنچه بازیهای آسیایی ناگویا نشان داد، واقعیتی سادهتر بود؛ زنان کشورهای مسلمان در استخر، روی تشک کشتی، پیست دوچرخهسواری، ژیمناستیک ریتمیک، زمین کریکت و حتی والیبال ساحلی حضور داشتند؛ میدانهایی که حکومت ایران میگوید براساس «شرع اسلام» فعالیت زنان را در آنها باید ممنوع یا محدود باشد.
آیا موضوع، فقط ایدئولوژی اسلامی است؟
جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه، بخش مهمی از محدودیتهای اعمالشده بر ورزش زنان را با «موازین اسلامی»، «حجاب» و «شرع» توجیه میکند. مقایسه ترکیب کاروان کشورهای مسلمان در بازیهای آسیایی ناگویا اما نشان میدهد که نمیتوان تمام این محرومیتها را صرفا به موضوعات مذهبی یا حتی محافظهکاری مذهبی گره زد.
بحرین زن شناگر داشت. زنان مالزی در شیرجه، ژیمناستیک ریتمیک و دوچرخهسواری پیست مسابقه دادند. فلسطین زن کشتیگیر به ناگویا فرستاد. پاکستان تیم کریکت زنان را به مسابقات اعزام کرد و قطر نه فقط در والیبال زنان، که در والیبال ساحلی زنان نیز با زنانش با حریفان رقابت کرد.
شاید بتوان دید که جمهوری اسلامی در زمینه ورزش زنان، حتی در قیاس با دُوَل اسلامی، از نگاهی منحصر به فرد و زنستیزانه برخوردار شده است ؛ ساختاری که حکومت در آن برای نوع پوشش، رشته ورزشی، امکان تمرین، حضور در مسابقات بینالمللی و گاه حتی اصل به رسمیت شناختن فعالیت زنان تصمیم میگیرد.
داستان زنان ایران در ناگویا فقط داستان ۱۴ مدال نیست. بخشی از آن را زنانی نوشتهاند که به سکو رسیدند؛ بخش دیگر را باید در جای خالی زنانی دید که میتوانستند در استخر، روی تشک کشتی، پیست دوچرخهسواری یا زمین والیبال ساحلی باشند، اما جمهوری اسلامی طی دههها مسیر رسیدن آنها به چنین میدانهایی را بسته یا محدود کرده است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.