درگیریهای مسلحانه بلوچستان؛ بازداشت افراد با اتهام همکاری با اسراییل و آمریکا
از اواسط شهریور ۱۴۰۵ و همزمان با خوابیدن شعلههای درگیریهای نظامی گاهوبیگاه جنگ با آمریکا، گزارشهای بسیاری از درگیری نظامی گروههای مخالف مسلح حکومت با نیروهای سپاه پاسداران منتشر شده است. تقریبا هر هفته خبری در رسانههای حکومتی منتشر شده که نشان از یک درگیری، کشته شدن یک یا چند مامور نظامی، امنیتی و حکومتی دارد؛ از حمله به مقر یگان امداد و کلانتری خاش، تا حمله به خودروی حامل فرمانده بسیج زنان مهرستان و کشتهشدن رییس پلیس پیشگیری فاریاب.
روز پنجشنبه، هفتمآبان اما، ادارهکل اطلاعات سیستانوبلوچستان از بازداشت ۱۹ نفر در این استان خبر داد و مدعی شد که شماری از این افراد بازداشتشده با آمریکا و اسراییل ارتباط داشته و در کشتهشدن تعدادی از نیروهای حکومت در ایرانشهر نقش داشتهاند.
از درگیریهای مسلحانه در بلوچستان چه میدانیم؟
یکی از اولین موجهای درگیریهای مسلحانه اخیر در استان سیستان و بلوچستان، مربوط به اواسط شهریورماه سال جاریست. ۱۶شهریور، رسانههای ایران، از کشتهشدن دو عضو سپاه پاسداران در حمله مسلحانه به خودروی آنها در استان سیستان و بلوچستان خبر دادند. خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی نوشت که این حمله در منطقه «کورین» زاهدان رخ داده و دو نیروی کشتهشده از اعضای قرارگاه «شهید میرحسینی»، از قرارگاههای نیروی زمینی سپاه پاسداران در استان سیستان و بلوچستان، بودهاند.
یک روز بعد، یعنی هفدهم شهریورماه، «ایرنا» به نقل از خبرگزاری پلیس گزارش داد که «عبدالرئوف اسحاقی»، فرمانده حوزه مقاومت بسیج پارود در شهرستان راسک استان سیستان و بلوچستان، در جریان حمله «افراد ناشناس» کشته شده است. «حالوش» نیز که اخبار مربوط به سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، کشته شدن این مقام محلی بسیج را تایید کرد.
تنها سه روز بعد، گزارشهایی از درگیری چند ساعته مخالفان مسلح جمهوری اسلامی با سپاه پاسداران در بخشانِ سراوان منتشر شد. این درگیری حدود ساعت چهار بامداد شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ و پس از محاصره یک خانه مسکونی آغاز شد، بر اساس گزارش «شیوار نیوز» و «شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان»، شماری از ماموران حکومت نیز در این درگیری کشته و زخمی شدند. «تسنیم» نیز از «حمله به خانه تیمی تروریستها» و کشته شدن شماری از مخالفان مسلح خبر داد.
همانروز، «جبهه مبارزین مردمی» که در آذر۱۴۰۴ اعلام موجودیت کرده، اعلام کرد که محل استقرار یکی از واحدهای این گروه، هدف حمله نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفته و این گروه نیروهای پشتیبانی خود را به منطقه اعزام کرده و آنها هم توانستهاند خط نخست محاصره را بشکنند و با درگیری در نقاط مختلف شهر، تعدادی از افراد محاصرهشده را از محل اولیه خارج کنند.
در مقابل، قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران از کشتهشدن سه نیروی خود که آنها را «پاسداران گمنام امام زمان» نامید، خبر داد. این قرارگاه همچنین اعلام کرد تا پیش از ظهر شنبه، چهار فرد مسلح ناشناس در جریان درگیری کشته شدهاند.
کمتر از یک هفته بعد، بامداد جمعه ۲۷شهریور ۱۴۰۵ در محدوده خیابان دانشگاه و میدان دکتر حسابی زاهدان هم یک درگیری آغاز شد و بنا بر گزارشها حدود دو ساعت ادامه داشت. خبرگزاری «برنا» نوشت که یک مامور پلیس در جریان حمله به یک ایست بازرسی انتظامی کشته شده.
حالوش هم گزارش داد که در جریان تیراندازیها یک فرد مسلح، سه نیروی نظامی و دو زن رهگذر زخمی شدهاند. صداوسیمای جمهوری اسلامی هم از کشته شدن دو تن از افراد مسلح خبر داده است.
اما سیام شهریور هم افراد مسلح در محور بزمان ـ ایرانشهر به سوی یک خودروی حامل نیروهای انتظامی تیراندازی کردند که در جریان آن یک سروان پلیس به نام «علیرضا مهرابی» کشته و سه مامور دیگر زخمی شدند. مرکز اطلاعرسانی پلیس سیستان و بلوچستان این حمله را «اقدام تروریستی» توصیف کرد.
هنوز حملات جسته و گریخته در اخبار شهرهای مختلف استان سیستان و بلوچستان منتشر میشد که سپاه پاسداران اعلام کرد، گروه پشت این حملات را «منهدم» کرده است. دهم مهرماه، خبرگزاری ایرنا به نقل از روابط عمومی قرارگاه سپاه قدس نوشت که در جریان این عملیات دو نفر از اعضای این تیم کشته و بقیه تحت تعقیب قرار گرفتهاند. بر اساس این گزارش افراد کشتهشده از اعضای گروهی که سپاه آنها را «تکفیری» نامیده و در قتل «عبدالرئوف اسحاقی» پاسدار بلوچ سنی همچنین حمله به ایست و بازرسی شهرستان راسک نقش داشتند، بودهاند.
اما پنجروز بعد دو حمله در یک روز صورت گرفت؛ پایگاه خبری «حالوش» خبر داد که شامگاه چهارشنبه ۱۵مهرماه، افراد مسلح ناشناس با استفاده از سلاحهای سبک و نیمهسنگین به ستاد فرماندهی انتظامی در شهر جالق، مرکز شهرستان گلشن در استان سیستانوبلوچستان، حمله کردهاند. ستاد فرماندهی انتظامی شهرستان گلشن در سیستانوبلوچستان، نیروی انتظامی وقوع انفجار و تیراندازی در این منطقه را تایید کرد و همزمان، ارتش جمهوری اسلامی از کشتهشدن یک نفر و زخمیشدن سه نفر دیگر در حملهای جداگانه به مینیبوس حامل کارکنان ارتش در زاهدان خبر داد.
در همین حال، خبرگزاری ایسنا هم گزارش داد که «مهدی جمشیدی»، رییس پلیس پیشگیری شهرستان فاریاب، شامگاه پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵، در جریان حمله افراد مسلح ناشناس کشته شد. این افراد خودروی او را متوقف کرده و به او شلیک کردهاند.
روز سهشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ هم حالوش، از درگیری بین نیروهای جمهوری اسلامی و مخالفان مسلح در استان سیستان و بلوچستان خبر داد و گزارش کرد، دو مین در مسیر کاروان نیروهای سپاه پاسداران و شبهنظامیان فاطمیون در منطقه پیرسوران شهرستان زاهدان منفجر شده است.
حالوش گزارش داد در ساعات اولیه درگیری، حدود ۱۸ موتورسیکلت حامل نیروهای فاطمیون از پایگاه سرکال قلعهبید به ارتفاعات منطقه اعزام شدند و در کمین افراد مسلح قرار گرفتند. به گفته این رسانه، بیش از ۲۰ نفر از نیروهای فاطمیون در این حمله کشته یا زخمی شدند.
روز ۲۲مهر، خبر دیگری از حمله به خودروی نیروی انتظامی و کشته شدن یک مامور پلیس و فرمانده بسیج زنان مهرستان منتشر شد. تسنیم همانزمان خبر داد که «محمدعلی شهریاری»، مامور پلیس، پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان باخته و ساعتی بعد نیز همین رسانه، از کشته شدن «افسانه عقیلا»، فرمانده یکی از حوزههای بسیج خواهران مهرستان، خبر داد.
اما تازه ترین حمله، احتمالا مربوط به پنجم آبانماه است که حالوش از حمله افراد مسلح به مقر یگان امداد و کلانتری ۱۲ خاش خبر داد. این رسانه نوشت که در پی این حمله، درگیری سنگین و تیراندازی ممتد در این شهر رخ داده و شماری از نیروهای نظامی کشته یا زخمی شدهاند.
در پاسخ اما، روز پنجشنبه هفتمآبان، ادارهکل اطلاعات سیستانوبلوچستان از بازداشت ۱۹ نفر در شهرستانهای مرکز و جنوب این استان خبر داد و مدعی شد که برخی از بازداشتشدگان با آمریکا و اسراییل ارتباط داشته و در کشتهشدن تعدادی از نیروهای انتظامی در ایرانشهر نقش داشتهاند. سه نفر دیگر نیز به جمعآوری و ارسال اطلاعات درباره مراکز دفاعی و امنیتی متهم شدهاند.
در این گزارش ادعا شده که از بازداشت شدگان «سلاح گرم» کشف شده ولی جزییاتی درباره هویت بازداشتشدگان، زمان بازداشت، مستندات اتهامها یا محل نگهداری آنها منتشر نکرده است.
چه کسی از ناامنی در بلوچستان نفع میبرد؟
«رحیم بندویی»، فعال سیاسی و از اعضای شورای مرکزی «حزب مردم بلوچستان» به ایرانوایر میگوید که «ناامنی در کل ایران همیشه بوده ولی الان تشدید شده.» به گفته او در بلوچستان اما هر وقت حکومت نیاز داشته در دیگر نقاط ایران ایجاد «ترس، وحشت و ترور» کند، مساله ناامنی در بلوچستان را برجسته کرده و شمار اعدامها و کشتارهای ناشناخته در این منطقه افزایش یافته است.
این فعال سیاسی به تفاوت مذهبی، هویتی و عقیدتی مردم بلوچ و استفاده «حاکمان تمامیتخواه ایران در صد سال اخیر» از این موضوع نیز اشاره کرده و میگوید: «مردم بلوچستان عادت کردهاند که به شکلهای مختلف و بهویژه هر وقت جمهوری اسلامی گیر کرده، ناامنی تشدید شود.»
او به جمعه خونین زاهدان و کشتار نمازگزاران و شهروند معترض بلوچ بهعنوان شاهد این مدعی اشاره کرده و میگوید: «آنجا دیدیم که برای اینکه در میان سایر مناطق ایران ایجاد ترس و وحشت کند، دست به آن کشتار زد که جزو ردهبندیهای جنایات علیه بشریت در سازمان ملل ثبت شده.»
آقای بندویی با اشاره به اینکه حکومت «دو تا از قدرتمندترین ارتش های دنیا را بر سر مردم ایران ریخته»، میگوید که این تشدید ناامنی، «متاسفانه کاملا طبیعی است.»
فقر و کوچاندن مردم بلوچ؛ ناامنی بهانهای برای حضور نظامیهاست
به گفته رحیم بندویی، فقر سیستماتیک و سیاست حکومت برای تغییر بافت جمعیتی بلوچستان بهویژه در مناطق ساحلی جنوب استان سیستان و بلوچستان از جمله مواردی هستند که سپاه پاسداران آن را در سیستان و بلوچستان دنبال کرده است: «فقر مطلقی که به شکل سیستماتیک حاکم کردند از یک سو و از سوی دیگر، با توجه به اینکه پیشنیاز پیشبرد سیاستهای نانوشتهای که دارند که تلاش دارند مردم بلوچ را از منابع استراتژیکی مثل خط ساحلی اقیانوسی هزار کیلومتری دور کنند، عامدانه اینکارها را انجام دادند و یک فضای نظامی امنیتی ایجاد کردند که نیروهای نظامی امنیتی حضور داشته باشند.»
اشاره او به حضور و دخالت مستقیم سپاه پاسداران و مشخصا شاخه قدس این نیروی نظامی و امنیتی در استان سیستان و بلوچستان است. در دستکم دو دهه اخیر، قریب به اتفاق استانداران و فرمانداران این استان نیز از میان نیروهای سپاه انتخاب شدهاند.
این فعال سیاسی به «مدیریت مافیای مواد مخدر، فروش تسلیحات و توزیع اسلحه بین بومیان» توسط سپاه نیز بهعنوان دلایل ناامنی اشاره کرده و میگوید: «کار رسیده به جایی که جمهوری اسلامی ایران در بحرانهایی که خودش آفریده، نمیتواند پاسخگوی حل آنها باشد و پاسخگوی نیاز و خواستههای مردم هم نیست. به همین دلیل نه مردم عقب مینشینند و نه این حکومت.»
به گفته آقای بندویی، «این رژیم تمام تلاشش این است که منطقهای که از نظر استراتژیک جایگاه ویژهای دارد یعنی سواحل اقیانوسی، میخواهد تا فاصله حداقل ۵۰ کیلومتری مردم بلوچ را از آنجا کوچ بدهد و این را رسما هم تایید میکنند که پروژه توسعه سواحل مکران را گذاشتند و الان باعث شدند مردم بلوچ حاشیهنشینترین جمعیت باشند و در حاشیه شهرهای بزرگ مثل چابهار و زاهدان و ایرانشهر و خاش و سراوان بمانند.»
او با اشاره به همین سیاست، موضوع توجیه حضور نیروهای امنیتی و نظامی را نیز مطرح میکند و میگوید: «سپاه قدس میخواهد بماند آنجا و مدیریت مواد مخدر را انجام دهد. یکی از نیروهای نیابتیاش هم یمن است و بیشترین حمل و نقل تسلیحات از همین منطقه شروع میشود. آقای احمدینژاد میگفت برادران قاچاقچی! اینقدر لنگرگاه ساختند برای صادرات و واردات آنچنانی که از حساب و کتاب هم در رفته.»
اشاره این عضو شورای مرکزی حزب مردم بلوچستان به صحبتهای محمود احمدی نژاد، رییسجمهور وقت در تیرماه ۱۳۹۰ است که گفته بود که همه مرزهای غیر رسمی باید بسته شود، کالاهای نظامی و دفاعی هم از گمرک وارد شود و هیچ وزارتخانهای نباید خارج از کنترل گمرک، اسکلهای داشته باشد.
او از عبارت «برادران قاچاقچی خودمان» استفاده کرده و گفته بود: « رقمها هم يک قرون و دوزار که نيست. همه قاچاقچیهای درجه يک دنيا را به طمع میاندازد، چه برسد بهقول معروف به برادران قاچاقچی خودمان.»
آقای بندویی میگوید: «فراموش نکنیم اتفاقا یک بخش وسیعی هم در همان مناطق ساحلی که اسکان دادهاند نیروهای فاطمیون و زینبیون هستند. عین همین داستان را هم اتفاقا در مناطق عربنشین از حشدالشعبیها داشتند به دلیل اینکه آنها را نیروهای خودیترین شان حساب میکنند و بیشترین اختیار را هم برای کشتن به آنها دادند اینجاست که بلوچستان جایی شده متاسفانه برای آموزش نظامی برای کشتار و بالا بردن روحیه خونخواری نیروهای نیابتیاش گذاشته.»
او با اشاره نامعلوم بودن هویت افراد مسلحی که در درگیریها نقش دارند، میگوید: «طردشدگی در بلوچستان موضوع بسیار قابل لمسی است و این حس میتواند به شکلهای مختلف آدم را به جاهای مختلف بکشد. فقری که نهادینه شده، باعث میشود این افراد به یک شکلی نان خودشان را در بیاورند و برای اینکه نان خودشان را در بیاورند تعداد زیادی به سمتشان کشیده میشوند. طرح سردار شوشتری را احتمالا یادتان هست که گفته بود از خود بومیان استفاده کنید. یک عدهای برای یک تکه نان جانشان را کف دست میگیرند و سوختبری میکنند. یک عده هم اسلحه رژیم را گرفتند دستشان.»
او به بخش دیگری در جامعه بلوچستان نیز اشاره میکند و میگوید: «این طردشدگی باعث میشود که حتی برخی از گروهها که مخالف حکومتند باورشان این است که خشونت دولتی را باید با خشونت پاسخ داد. خودشان را یک نیروی مقاومت به حساب میآورند و میگویند دفاع مشروع میکنند. طردشدگی باعث میشود توان جذب و آمار جذب چنین حرکتهایی خیلی بالا برود.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.