بازگشت یک سرلشکر (۲)؛ محسن رضایی از وعده رفع تحریم تا شروط مذاکره
بخش اول این گزارش با عنوان «از خط مقدم تا خط سوم» درباره محسن رضایی را اینجا بخوانید. قسمت دوم گزارش یعنی متن حاضر به تحولات سالهای اخیر رضایی مربوط است.
«محسن رضایی»، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، ۲۸ مهر ۱۴۰۵ در دیدار با «عاصم منیر»، فرمانده ارتش پاکستان، گفت: «تا اعتمادسازی از سوی آمریکا صورت نگیرد مذاکرهای در کار نخواهد بود.» او تأکید کرد که آغاز این اعتمادسازی به تحقق شروط ایران وابسته است و «حتی ذرهای از مواد هستهای غنیشده از ایران خارج نخواهد شد». رضایی قبل از این دیدار از آمادهشدن طرحی نظامی «ویرانگرتر از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه» در مقابل تهدید دیگر خبر داده بود. او که این روزها از قدرت نظامی بهعنوان پشتوانه مذاکره سخن میگوید، سیزده سال پیش راه مقاومت را تقویت اقتصاد میدانست.
«در سیاست خارجی از استراتژی قیچی استفاده میکنم؛ یک لبه این قیچی کارآمدی اقتصادی و مدیریت قدرتمند کشور است و دوم بسیج قویترین دیپلماتهای ایران برای برداشتن تحریمها از سر راه است.» این جمله را رضایی ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، در مناظره تلویزیونی نامزدهای ریاستجمهوری گفت؛ آن روز دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و نامزد انتخابات بود. او در همان مناظره وعده داد که «به پرونده هستهای خاتمه» بدهد. رضایی آن روزها نتیجه مقاومت را با سفره مردم میسنجید
رضایی آن روزها اقتصاد را پشتوانه عرصههای دیگر زندگی ایرانیان میدانست: «اگر موضوع اقتصاد حل شود سیاست، امنیت و دفاع دارای پشتوانه مییابد و اگر اقتصاد حل نشود سیاست و امنیت و دفاع ناپایدار است.» استدلال او تا قبل از جنگ ۱۲ روزه بر همین پایه ماند. به نظر رضایی، مشکل اصلی ایران اقتصادی بود که از دفاع و امنیت جا مانده بود. او که روزی میپرسید «مقاومت کنیم که مردم گرسنه بمانند؟»، اکنون از لزوم رویارویی با آمریکا، قدرت موشکها سخن میگوید که باید در خدمت میدان باشد. آن روز مقاومت قرار بود اقتصاد را سپر مردم کند؛ امروز، در سخنان او، حفظ قدرت و بازدارندگی نظامی در مرکز مقاومت قرار گرفته است.
«اقتصاد سپر مردم شود»
رضایی در اسفند ۱۳۹۲ گفت از بعد جنگ با عراق کشور در «آزمون… اقتصاد، صنعت، فناوری و تجارت» بود و در این آزمون «حرکت کندی» داشت. اما به نظر او اقتصاد و مقاومت در ایران در هم تنیدهاند اما او دو تعبیر نزدیک . هم مرز داشت. وی میگوید: «اقتصاد مقاومتی را نباید با مقاومت اقتصادی اشتباه گرفت، مقاومت اقتصادی یعنی مردم مقاومت کنند اما اقتصاد مقاومتی یعنی به جای این که مردم مقاومت کنند خود اقتصاد مقاومت میکند یعنی اقتصاد سپر مردم شود نه این که مردم سپر اقتصاد شوند.» او در جای دیگری بیان کرد: «اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه اقتصاد مقاومت کند و اقتصاد ریاضتی به معنی مقاومت مردم است.»
او در مناظره انتخابات ریاستجمهوری خرداد ۱۳۹۲ نیز همین تمایز را در پاسخ به «غلامعلی حدادعادل» دیگر نامزد انتخاباتی آن روزها مطرح کرده بود. حدادعادل معتقد بود آمریکاییها زمانی به مذاکره واقعی تن میدهند که بدانند ایران در برابر فشار تسلیم نمیشود. رضایی در پاسخ پرسید: «آیا ما مقاومت کنیم تا مردم گرسنه بمانند؟» او از طولانی شدن مذاکرات و افزایش آثار تحریمها انتقاد کرد و گفت مقاومت باید معطوف به نتیجه باشد و با افزایش تولید و حل مشکلات گرانی و بیکاری محقق میشود. آن روزها مقاومت از نظر وی نه به تحمل بیشتر فشار از سوی مردم، بلکه به بیاثرشدن تحریمها ممکن میشد.
یکسال بعد او معتقد شده بود: «ما امروز بیش از خارج، خودمان را تحریم کردهایم. سیستم اداری و بروکراسی دست ما را بسته است.» سال ۹۴ نیز از هزینه نظام اداری سخن گفت و افزود اگر این مشکل برطرف شود، «۵ برابر تحریمها میتوانیم اقتصاد را بهبود بخشیم». تحریم برای او فرصت هم بود. رضایی در سمیناری درباره نقش رسانهها در اقتصاد مقاومتی سه راه برای رویارویی با تحریم برشمرد: خنثی کردن آن، تحمل آن با اقتصاد ریاضتی، و فرصتسازی از آن. سپس افزود: «اقتصاد مقاومتی در چارچوب فرصتسازی از تحریمها طراحی شده است و این اقتصاد، اقتصاد ریاضتی یا زیرزمینی نیست.»
بار دیگر زمانی که وی در سال ۱۴۰۰ نامزد ریاستجمهوری شده بود، در برنامه «با دوربین» شبکه یک گفت: «سال ۹۲ گفتم که من آمدهام تا ارزش پول ملی ایران سقوط نکند. من شرمنده ملت ایران و شهدا هستم.» به گفته او، سیاستهای کلی اقتصادی در مجمع تشخیص مصلحت آماده شده بود، «اما به ۱۰ درصد از آن هم توسط دولتها عمل نشد». رضایی که در سال ۱۳۹۲ ناکارآمدی نظام اداری را یکی از موانع اصلی اقتصاد میدانست، هشت سال بعد تحققنیافتن برنامههای اقتصادی را صرفا به عملکرد دولتها نسبت میداد.
تغییر رویکردهای او در سال ۱۴۰۵ به اوج خود رسید. رضایی درباره «سیدعلی خامنهای»، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، گفت او «الگویی از مقاومت فعال» را به جهان عرضه کرده و افزود: «این مقاومت صرفاً یک شعار سیاسی نبود، بلکه راهبردی برای حفظ استقلال، عزت و هویت ملت ایران به شمار میرفت.» در این گفته، برخلاف تعریف اقتصادی سالهای نخست، مقاومت با حفظ استقلال و هویت ملی معنا شده بود. یعنی او هم برخلاف ادعای قبلی خود مقاومت را شعاری میفهمید.
«اقتصاد نباید شرطی شود»
دو بال قیچی در سالهای مذاکرات هستهای کنار هم ماندند و رضایی از مذاکرات حمایت میکرد و یکی از مخالفان اصولگرایان تندرو بود. رضایی سال ۱۳۹۳ گفت: «از مذاکرات و تیم مذاکرهکننده هستهای کشور دفاع میکنیم، چون رهبر انقلاب نظارت کاملی بر آن دارد.» از نظر او مذاکرات برای رهایی از تحریمها ضروری بود. وی میگفت: «سیاسیون ما جنگ اصلی که همان جنگ اقتصادی است را رها کرده و در تهران بر علیه هم میجنگند.»
رضایی از توافق دفاع میکرد، اما برای آن حدودی هم قائل بود. او ۱۹ شهریور ۱۳۹۴ گفت: «در مساله برجام نباید تنگنظری صورت بگیرد و عدهای بگویند فقط مصوبه شورای امنیت ملی برای تصویب برجام کافی است، چرا که مجلس حق دارد در این مساله ورود داشته باشد.» رضایی توضیح میداد: «توافق خوب توافقی است که پیشرفت هستهای ما حفظ شود.»
در سال ۱۳۹۷، پیش از خروج آمریکا از برجام، در نشست با خبرنگاران رسانههای خارجی گفت: «در صورت خروج آمریکا از توافق برجام، ما از NPT خارج خواهیم شد.» اما این گفته او عملی نشد و کسی هم او را بعدا زیر سوال نبرد. برعکس او از این وضعیت درس گرفته و در دومین سالگرد خروج آمریکا، درس اقتصادی برجام را برشمرد: «درس دوم برجام این است که انتظارات مردم و کارآفرینان کشور را به سراب گشایش روابط جدید اقتصادی با غرب گره نزنیم.»
همین درس در انتخابات ۱۴۰۰ به محور برنامه او بدل شد. در مناظرات انتخاباتی گفت: «اقتصاد را باید از حالت شرطی خارج کنیم. هشت سال است که میگویند، مذاکره میشود. مردم ایران چقدر صبر کنند؟ مذاکرات برای ما مهم است، اما اقتصاد نباید نسبت به آن یا هر چیز دیگری شرطی شود.» در سومین مناظره انتخاباتی، رابطه اقتصاد و مذاکره را چنین توضیح داد: «کشور را معطل مذاکرات نمیکنم کشور را روی تولید و درآمد و اشتغال میاندازیم، وقتی آنها ببینند فرمول پیشرفت را در دوره تحریم یاد گرفتیم و با کمک مردم سرزمین هایمان را آزاد کنیم، آنها التماس می کنند که مذاکره کنیم از این رو مذاکرات مهم است، اما میدان را فعال کردن هم مهم است.» به این ترتیب، رضایی اقتصادِ مستقل از مذاکره را اهرمی میدانست که طرف مقابل را پای میز میآورد.
«مذاکره را به خدمت میدان دربیاوریم»
رضایی پس از انتخابات ۱۴۰۰ از جایگاه منتقد سیاستهای اقتصادی خود بخشی از دولت شد. «ابراهیم رییسی»، رییسجمهور وقت، او را به سمت معاون اقتصادی رییسجمهور، دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا و دبیر ستاد اقتصادی دولت منصوب کرد. رضایی که وعده داده بود اقتصاد را از مذاکرات مستقل کند و تولید و اشتغال را رونق دهد، این بار خود در جایگاه یکی از مسئولان اقتصادی کشور قرار گرفت. اما او در این مقام نتوانست اقدام خاصی انجام دهد و بی دستاورد مهمی دو سال بعد استعفا داد و رییسجمهور او را به ریاست دبیرخانه شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا منصوب کرد.
اما هرچه که زمان میگذشت او نظراتش به اصولگرایان نزدیکتر شد. رضایی قبل از جنگ ۱۲ روزه گفت: «حفظ برنامههای هستهای از اولویتهای اصلی جمهوری اسلامی است.» این رویکرد حاکمیتی دلیلی برای جنگ بود. با آغاز جنگ نظام غافلگیر شد و فرماندهان بسیاری کشته شدند اما او در ۲۹ خرداد،اعلام کرد: «ما از اسفندماه مطمئن بودیم که جنگ خواهد شد.» این در حالی بود که آشکارا کشور آمادگی جدیای برای جنگ نداشت. با این همه او تاکید میکرد: «مجازات ما باید پشیمانکننده باشد، آنچه تاکنون انجام شده کافی نیست و ما شدت درگیری را روزبهروز افزایش خواهیم داد.» پس از جنگ او حتی جایگاه مذاکره را از نو تعریف کرد: «دیپلماسی سنتی را نباید با کشورهایی که ماهیتشان رو شده ادامه دهیم. باید مذاکره را به خدمت میدان دربیاوریم.»
با این همه، اقتصاد و دیپلماسی از گفتار او حذف نشدند. رضایی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، در راهپیمایی اصفهان و در جایگاه دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا، خطاب به آمریکا گفت: «ملت ایران هم برای دفاع از خودش و هم برای یک مذاکره برابر، عادلانه و منصفانه آماده است. بهتر است که شما راه مذاکره را در پیش بگیرید. اما اگر این بار شما شروع کردید، بدون که دیگر آتشبسی در کار نیست.» او در همان سخنرانی تحریمها را «در طول تاریخ» بینمونه خواند و از مسوولان خواست با قاطعیت با فساد و تبعیض مبارزه کنند، قیمتها را کنترل کنند و به مردم رسیدگی کنند. اما پس از جنگ ۴۰ روزه او بارها اعلام کردهاست که کشور و مردم چارهای جز مقاومت ندارند و رسیدن به توافق در مذاکره، فقط با پذیرفتن شروط تهران ممکن است.
از ناکامی انتخاباتی تا تصمیمگیری امنیتی
رضایی در سال ۱۳۹۲ میپرسید: «با چه زبانی بگوییم که اقتصاد هم نظام جمهوری اسلامی را حفظ میکند و هم زندگی مردم را بهبود میبخشد؟» او چهار بار برای رسیدن به ریاستجمهوری تلاش کرد، با کسب مجموع حدود هشت میلیون رأی، نتوانست به ریاست قوه مجریه برسد. با این همه، در دولت ابراهیم رئیسی به معاونت اقتصادی رئیسجمهور رسید و فرصتی یافت تا بخشی از وعدههای خود را عملی کند. اما مشکلاتی که روزگاری آنها را ناشی از سوءمدیریت و ساختار ناکارآمد اقتصاد میدانست، نهتنها برطرف نشدند، بلکه شدت گرفتند و او هم استعفا داد. امروز تورم به سطوح بیسابقهای رسید، فشار معیشتی بر خانوارها چندبرابر شده و شاخص فلاکت به ۱۰۰ درصد نزدیک شده است.
در این سالها معنای «مقاومت» نیز در گفتار رضایی تغییر کرد. او زمانی میان اقتصاد مقاومتی و مقاومت اقتصادی تفاوت میگذاشت و تأکید داشت که «اقتصاد سپر مردم شود نه این که مردم سپر اقتصاد شوند». او قبلا باور داشت، قدرت اقتصادی باید پشتوانه امنیت و دفاع باشد و مقاومت زمانی معنا داشت که به افزایش تولید، کاهش فشار تحریمها و بهبود زندگی مردم منجر شود. اما پس از جنگهای سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، حفظ قدرت و بازدارندگی نظامی در مرکز سخنان او قرار گرفت. رضایی در مصاحبهای در مهر ۱۴۰۵ پذیرفت که ادامه محاصره به اقتصاد و خانوادهها آسیب میزند، اما گفت: «درد اقتصادی و فروپاشی راهبردی یک چیز نیستند» و تاکید کرد با فشار اقتصادی بر مردم، حاکمیت خواستههای آمریکا را نخواهد پذیرفت.
رضایی اکنون در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی، برای مسائل کلان کشور از جمله مذاکره با آمریکا تصمیم میگیرد. موقعیت تصمیم که هیچگاه از مسیر پیروزی انتخاباتی به آن نرسید. او در ماههای اخیر بارها برای آمریکا خطونشان کشیده، ترامپ را گرفتار بنبست جنگ و مذاکره خوانده و از آمادهشدن طرحی نظامی ویرانگرتر از جنگهای پیشین خبر داده است. رضایی همچنین اعلام کرده که جمهوری اسلامی هفت شرط برای مذاکره تعیین کرده و تا اجرای آنها، نه تنگه هرمز باز خواهد شد و نه مذاکرات از سر گرفته میشود. با این همه، پرسشی که روزگاری خود مطرح میکرد همچنان پابرجاست: اگر مقاومت نتواند فشار را از زندگی مردم بردارد، چه نسبتی با بهبود معیشت آنان خواهد داشت؟
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.