اعتراف به شکست سرکوب، هراس از جامعه معترض؛ بازخوانی اظهارات محمدرضا باهنر
«محمدرضا باهنر»، نایبرئیس ادوار مجلس شورای اسلامی و از چهرههای باسابقه جریان محافظهکار در جمهوری اسلامی، در میزگردی که «خبرآنلاین» آن را با عنوان «اتاق سردبیری» منتشر میکند شرکت کرده و به تحلیل شرایط امروز سیاسی ایران پرداختهاست. اظهارات او بیش از آنکه یک تحلیل درونحاکمیتی معمول باشد، سندی از اعتراف آشکار اتاقهای فکر جمهوری اسلامی به تعمیق بحران مشروعیت، شکست سیاستهای پلیسی و شکاف پرناشدنی میان جامعه و هسته سخت قدرت است.
او اخیرا این جمله خود درباره حزباللهیها که قرار نیست سبک زندگی همه ایران نظیر حزباللهیها باشد را در برنامهای تلویزیونی مطرح کرده بود و بار دیگر در این میزگرد نیز به آن پرداختهاست. باهنر که دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام است جامعه ایران را به ۵ گروه «معاند»، «مخالف»، «بیتفاوت»، «طرفدار» و «جاننثار» تقسیمبندی کرده و از شیوه برخورد با مردم انتقاد کردهاست. او همچنین ساختار حاکم در مواجهه با نافرمانی مدنی زنان، مطالبات نسل جوان و گسست اجتماعی، را به نقد کشیدهاست. خلاصهای از گفتهها و نظرات او را در ادامه میخوانید:
اعتراف به نافرمانی مدنی زنان
در شرایطی که دستگاههای سرکوب همچنان بر تحمیل حجاب اجباری از طریق گشتهای پلیسی و محرومیتهای شهروندی اصرار دارند، باهنر علناً به خصلت اعتراضی برداشتن حجاب از سوی زنان اعتراف کرده گفتهاست:«من در همین جریانات اخیر واقعاً اعتقاد دارم بخشی از بیحجابیها یک مقدار اعتراضات اجتماعی است؛ یعنی واقعاً سراغ دارم لجبازی و واکنش است... از موقعی که فشار زیاد شد، آن روسری را هم انداخته بیرون... به زور نمیشود حجاب را بر سر خانمها کرد.»]
او با زیر سوال بردن کارایی ابزارهای قهرآمیز پلیسی و قضایی تاکید کرده: «من گفتم با جریمه نقدی، با ون و با بازداشت نمیتوانیم خانمهای کشور را عفیف بار بیاوریم؛ دستگیر کردن و محاصره کردن با جذب کردن فرق میکند... در امر به معروف آدم مأمور به نتیجه است؛ یعنی اگر احساس کردم اثر عکس دارد، نهتنها نباید انجام بدهم بلکه حرام میشود.»
اقلیت ۱۰ درصدی علیه اکثریت ۸۰ میلیونی؛ مقایسه با «شاه» و «حزب بعث»
یکی از محوریترین اعترافات این چهره محافظهکار در میزگرد که اعضای سردبیری خبرآنلاین در آن حضور دارند، اقلیتبودن پایگاه ایدئولوژیک حاکمیت و زیادهخواهی آن برای کنترل کل جامعه است. او با اعلام اینکه حامیان ایدئولوژیک حکومت تنها حدود ۱۰ درصد جامعه را تشکیل میدهند، خطاب به مدافعان خالصسازی و طرد شهروندان هشدار تاریخی داده و گفتهاست: «تو اصلاً چهکاره مملکتی که میگویی هر کس حزباللهی نیست از ایران بگذارد و برود؟ ما به هر ۸۰ میلیون شهروند ایرانی نیاز داریم. شاهنشاه آریامهر هم همین حرف را زد و گفت من حزب رستاخیز را تأسیس میکنم، هر کس ثبتنام کرد کرد و هر کس نخواست بگذارد و برود؛ تهش خودش رفت!»
باهنر با افشای تمایلات تمامیتخواهانه در رأس قدرت، از هشدار خود به چهرههای تندرو پرده برمیدارد و رویکرد آنان را به «حزب بعث» تشبیه کرده گفتهاست: «به بعضی از آقایان گفتم شما میخواهید مملکت را مثل حزب بعث اداره کنید؟ حزب بعث اگر بود، در سوریه یا عراق، با تانک از روی مردم عبور میکرد؛ اما نظام جمهوری اسلامی این خمیرمایه را ندارد و میخواهد با ۸۰ میلیون جمعیت کار کند.»
تلاش حاکمیت برای امنیتیسازی مخالفان
دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین با نقد چرخه امنیتیسازی جامعه و تبدیل معترضان به دشمن، در بخش دیگری از تحلیلهای خود نسبت به حذف سیستماتیک هرگونه صدای منتقد هشدار دادهاست: «اگر جامعه را به پنج گروه معاند، مخالف، بیتفاوت، طرفدار و جاننثار تقسیم کنیم، وظیفه حاکمیت این است که معاند را بکند مخالف، مخالف را بکند بیتفاوت و بیتفاوت را موافق... اما یک عده درست برعکس فکر میکنند؛ میگویند هر کس جاننثار هست هست، هر کس نیست هلش بدهیم تا معاند بشود!»
او با انتقاد از برخوردهای حذفی افزودهاست: «خداوند به حضرت موسی حکم میکند برو سراغ فرعون و با زبان لین دعوتش کن شاید پذیرفت... ما اگر خودمان را اینطور بار بیاوریم، حتی سراغ معاند هم باید برویم، نه اینکه هلش بدهیم و بگوییم از کشور برو!»
باهنر همچنین در تحلیل شکاف نسلی و جنبشهای اعتراضی اخیر، باهنر اذعان میکند که نسل جوان کنترل دستوری و مدل ریشسفیدی حکومتی موسوم به «شیخوخیت» را به طور کامل پس زده و تصریح کردهاست: «نسل زد میگوید ما کارفرمای زورگو و مرجع فکری زورگو نمیخواهیم؛ خودمان میخواهیم مرجع فکری باشیم و فکر تولید کنیم. بنابراین اینها اصلاً زیر بار شیخوخیت نمیروند... مسیر این نیست که یک پیرمرد پیدا کنیم بگوید تو بچه خوبی باش، تو هم بچه خوبی باش.»
مسدود شدن افکار عمومی ومصادره صداوسیما
سقوط مرجعیت رسانهای جمهوری اسلامی و یکدستسازی رسانه دولتی از دیگر مسائلی است که باهنر به آن اشاره دارد. او فضای کنونی را با سالهای نخستین انقلابمقایسه کردهاست: «اوایل انقلاب شهید بهشتی در تلویزیون با کیانوری سر اینکه خدا هست یا نیست مناظره میکرد؛ بعد هم وزارت اطلاعات کیانوری را صدا نمیکرد که گوشش را بمالد! این تلویزیون الان تبدیل شده به وضعیتی که چند درصد بیننده دارد؟»
او همچنین به غلبه تندروها بر سازمان صداوسیما اشاره کرده و از متلک خود در آنتن زنده یاد میکند: «در برنامه زنده گفتم راستی رئیس صداوسیمای شما کیست؟ مجری گفت آقای دکتر جبلی؛ گفتم نه، من شنیدهام جبلیلیلی است!»
سهمخواهی نظامیان بر سر بودجه و فقر شهروندان
نایبرییس ادوار مجلس شورای اسلامی در بخشی از سخنانش، از نزاع بر سر بودجههای نظامی در شرایط فقر عمومی سخن میگوید و زیادهخواهی نهادهای نظامی را به چالش کشیده و توضیح دادهاست: «سردار باقری در مجمع تشخیص گفت ما ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی را برای بودجه نظامی میخواهیم چون ما "مالِ آقا" هستیم. من همانجا گفتم اینکه ما مال آقا هستیم یک حرف انحرافی است؛ آقا، آقای کارگرها، آقای پرستارها و آقای کارمندان بیپول هم هست. اینکه بگویید چون زیر نظر آقا هستیم اول پول ما را بدهید و اگر چیزی ماند به بقیه بدهید، زیادهخواهی است.»
فروپاشی تحزب و سقوط به ورطه پوپولیسم
باهنر فقدان نهادهای مستقل و پاسخگو را عاملی برای تهدید آینده نظام سیاسی دانسته و در این میزگیرد توضیح دادهاست: «کشورهای دموکراتیک لابد از داشتن سه چهار حزب قدرتمند هستند؛ اگر نداشته باشند، حکومت مردمیشان تبدیل به یک حکومت پوپولیستی میشود. من در غیبت سه یا چهار حزب قدرتمند و فراگیر، بر آینده مردمسالاری دینی بیمناکم.»
او برای نشان دادن لزوم تمکین به خرد جمعی حزبی، به اختلاف بهشتی و موسوی اردبیلی در حزب جمهوری اسلامی اشاره کردهاست: «شهید بهشتی گفت من هم میخواهم به تکلیف شرعی عمل کنم، اما به این علم رسیدهام که این ۳۰ نفر شورای مرکزی بهتر از منِ تنهایی میفهمند؛ بنابراین تبعیت از این ۳۰ نفر برای من عین تکلیف شرعی است.»
هراس از آینده و ناامیدی پایگاه وفادار
پرده آخر سخنان باهنر ، اعتراف به وضعیت بحرانی و ترس از فروپاشی روانی حامیان سیستم است. او در اینباره تصریح کردهاست: «من در ساحت سیاست، اقتصاد، فرهنگ و دیپلماسی بهشدت نگران آینده هستم، اما نبریدهام... آن لحظهای نظام به خطر میافتد که علاقهمندان به نظام ناامید بشوند؛ من بیشتر از همین میترسم.»
باهنر همچنین درباره انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۴ و برآمدن محمود احمدینژاد بار دیگر یادآور شده که چگونه نفرت عمومی از وضعیت موجود، آرای منفی هاشمی رفسنجانی را به سمت پوپولیسم سوق داده و افزودهاست: «من تا حالا ۱۰ بار گفتهام که در سالهای ۸۴ و ۸۸ به احمدینژاد رأی ندادم... قبل از انتخابات ۸۴ به آقای هاشمی گفتم رأی منفی شما ۴۹ درصد است؛ اگر مرحله اول تمام نشود، در دور دوم هر چوبی مقابل شما باشد رأی میآورد؛ و همینطور هم شد و تمام آرای منفی آقای هاشمی به صندوق احمدینژاد رفت.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.