رژیم جمهوری اسلامی و سرنوشت معلق میان دو صندوق رأی در آمریکا و اسرائیل
حسن فحص (ایندیپندنت عربی) – در هفتههای اخیر، روند تقویت نیروهای نظامی سرعت گرفته و سطح چالشها و لحن تهدیدهای متقابل افزایش یافته است. تلاشهای میانجیگران بینالمللی و منطقهای برای پیشبرد مذاکرات و گفتگوها میان واشنگتن و تهران، نشانهای از وقوع گشایشی نزدیک به دست نمیدهد؛ به ویژه در شرایطی که منطقه به دلیل افزایش سطح تنش و تشدید تقابل میان دو طرف بحران، در وضعیت رکود و بنبست قرار دارد.

در برابر اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و گزارشهای غیررسمی رسانههای آمریکایی درباره آمادگیهای جدی برای حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران، با مشخص نبودن احتمال انجام آن پیش یا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، تهران نیز پیوسته از آمادگی خود برای مقابله با هرگونه «ماجراجویی» آمریکا سخن میگوید.
رژیم جمهوری اسلامی اعلام کرده که ممکن است قواعد درگیری را تغییر داده و دامنه پاسخ خود را گسترش دهد؛ یا حتی برای ناکام گذاشتن آمادگیهای نظامی آمریکا و اسرائیل، به حملهای پیشدستانه متوسل شود و موازنههای جدیدی را به منطقه تحمیل کند.
روشن است که آمادگیهای رژیم ایران برای رویارویی مستقیم جدید و افزایش شدت تهدیدهای آن، صرفاً و منحصراً تحت تأثیر زمانبندی انتخابات آمریکا نیست؛ هرچند این زمانبندی با توجه به فشارهای داخلی و اقتصادی بر کاخ سفید اهمیت دارد. این فشارها در پی کاهش عرضه نفت و افزایش قیمت آن در آمریکا و جهان تشدید شدهاند.
اختلاف در رهبری جمهوری اسلامی درباره منبع اصلی تهدید
وجود اختلاف نظر میان زمامداران رژیم ایران درباره اولویتبندی منابع خطر و تهدید آشکار است. یک جناح معتقد است که انتخابات میاندورهای آمریکا نقطه عطف اصلی تعیینکننده مسیر تحولات است. جناح دیگر بر این باور است که عامل تعیینکننده و سرنوشتساز نه در واشنگتن، بلکه در تلآویو قرار دارد.
این دیدگاه به ویژه از آن جهت مطرح میشود که انتخابات اسرائیل حدود یک هفته پیش از انتخابات آمریکا برگزار میگردد. انتخابات کنست اسرائیل صرفاً رقابتی سیاسی و متعارف میان بنیامین نتانیاهو و مخالفانش نیست، بلکه میتواند سرنوشت و آینده سیاسی او را تعیین کند.
افزایش احتمال شکست یا ناکامی اردوگاه نتانیاهو ممکن است او را به تحمیل معادلهای امنیتی و سیاسی جدید سوق دهد و به انتخاب گزینه جنگ وادارد؛ نه لزوماً به عنوان نبردی برای پایان دادن قطعی به درگیری، بلکه به عنوان ابزاری برای تحمیل یک معادلهی سیاسی متفاوت.
این اقدام ممکن است پیش از انتخابات اسرائیل صورت گیرد و به تعویق آن منجر شود، یا پس از انتخابات با هدف تحمیل ائتلافهایی انجام شود که نتانیاهو را بار دیگر به جایگاه تصمیمگیری بازگردانند.
آیا زمان جنگ را تلآویو تعیین میکند؟
تحلیل آن جناح جمهوری اسلامی که معتقد است جنگ احتمالی آینده ممکن است بر اساس زمانبندی تلآویو و خواست نتانیاهو آغاز شود، با گزارشهایی همخوانی دارد که برخی رسانههای آمریکایی منتشر کردهاند. بر اساس این گزارشها، ترامپ و نتانیاهو درباره احتمال دادن چراغ سبز به تلآویو برای انجام حملهای پیشدستانه علیه رژیم ایران، بدون مشارکت مستقیم واشنگتن، گفتگو کردهاند.
چنین اقدامی میتواند معادلات را بر هم بزند و تهران را وادار کند از سیاست مخالفت با هرگونه توافق خارج از چارچوب هفت بندی که به کاخ سفید ارائه کرده، عقبنشینی کند. در عین حال، این گزینه میتواند ترامپ را از پیامدهای هرگونه نبرد یا دور جدید عملیات نظامی نیروهای آمریکایی دور نگه دارد.
ایان زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، درباره این گزینه هشدار داده و احتمال داده است که از سر گرفتن جنگ پیش از انتخابات میتواند به تعویق انتخابات این کشور منجر شود.
علاوه بر این، مقامهای امنیتی تلآویو معتقدند که تغییر محسوسی در ارزیابیهای اطلاعاتی رخ نداده است که انجام عملیات نظامی طی دو تا سه هفته آینده را توجیه کند.
در همین حال، تهران همچنان در انتظار دریافت پاسخی جامع به تمامی موارد مطرحشده در بسته هفتبندی خود است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی «امنیت ملی» حکومت ایران اشاره کرده است که تهران پاسخهایی ناقص دریافت کرده و منتظر پاسخ به بندهای باقیمانده است.
نقش احتمالی روسیه در میانجیگری میان تهران و واشنگتن
در میانه این بحثها و در شرایطی که تلاشهای میانجیگران همزمان با مواضع تشدیدکننده تنش از سوی ترامپ و افزایش تحرکات نظامی در منطقه ادامه دارد، به نظر میرسد مسیر تشدید تنش بر مسیر دیپلماسی پیشی گرفته است.
در چنین فضایی، گفتگوی طولانی دونالد ترامپ با ولادیمیر پوتین توجه محافل سیاسی بینالمللی و منطقهای و همچنین فضای سیاسی داخلی ایران را به نقش احتمالی روسیه، ابعاد آن و شانس موفقیتاش جلب کرده است. یوری اوشاکوف، دستیار رئیسجمهور روسیه، اعلام کرد که این گفتگو حدود ۹۰ دقیقه طول کشیده است.
تماس تلفنی پوتین با ترامپ، که طی آن رئیسجمهور روسیه از آمادگی تهران برای بازگشت به مذاکرات خبر داد، پس از دیدار او با مسعود پزشکیان در حاشیه نشست سران کشورهای مستقل مشترکالمنافع انجام شد. این نشست روز هشتم اکتبر جاری در عشقآباد، پایتخت ترکمنستان، برگزار شده بود.
پوتین در آن دیدار آمادگی مسکو را برای کمک به پایان دادن به جنگ در خاورمیانه اعلام کرد؛ اقدامی که به معنای ورود روسیه به عرصه میانجیگری میان تهران و واشنگتن و تلاش برای نزدیک کردن دیدگاههای دو طرف و رفع موانعی است که دستیابی به توافقی پایدار و قابل اجرا را دشوار کردهاند.
با وجود تلاش تهران برای برخورد واقعبینانه و عملگرایانه با مواضع سیاسی روسیه و پذیرش این اصل که کشورها بر اساس منافع خود عمل میکنند، برخی محافل در ایران نسبت به اقدام اخیر مسکو با احتیاط فراوان برخورد کردهاند.
این نگرانی به ویژه از آن جهت مطرح شده که اقدام روسیه همزمان با تصمیم واشنگتن برای معاف کردن موقت گازوئیل روسیه از تحریمها و فراهم کردن امکان صادرات آن به بازارهای آمریکا و جهان صورت گرفته است؛ تصمیمی که پس از توافق میان پوتین و ترامپ اتخاذ شد.
موضوع دیگری که بر این نگرانیها افزوده، اظهارات پوتین درباره آمادگی کشورش برای میزبانی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران با غلظت ۶۰ درصد در خاک روسیه است.
این ذخایر اکنون به یکی از موانع اصلی بازگشت به میز مذاکره تبدیل شدهاند؛ زیرا ترامپ آن را شرط نخست و پیشنیاز اساسی برای پذیرش بازگشت به مذاکرات درباره پیشنهاد هفتبندی تهران قرار داده است.
ذخایر اورانیوم؛ برگ برنده یا مانع توافق؟
به نظر میرسد تهران به این نتیجه رسیده که میتواند از این ذخایر صرف نظر کند؛ البته در چارچوب پیشنهادهایی که پیشتر به واشنگتن و آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه کرده بود.
از این دیدگاه، ذخایر اورانیوم با غلظت بالا چیزی بیش از یک برگ مذاکره نیستند؛ ابزاری که رژیم ایران از ابتدا به عنوان اهرم فشار و دستیابی به امتیازات دیگر به کار گرفته است.
مسعود پزشکیان نیز در گفتگوهای رسانهای خود با رسانههای آمریکایی در حاشیه حضورش در نشست مجمع عمومی سازمان ملل، به آمادگی رژیم برای رقیقسازی این ذخایر و کاهش سطح غنیسازی آنها در داخل کشور اشاره کرده بود.
با این حال، پیشنهاد روسیه برای انتقال این ذخایر به مسکو پرسشهای متعددی را برای مذاکرهکنندگان و مقامات جمهوری اسلامی مطرح میکند؛ به ویژه اگر در نهایت تهران با این پیشنهاد موافقت کند. چرا که اگر قرار باشد بحران در نهایت از طریق چنین راه حلی پایان یابد، ادامه جنگ و تشدید تنش چه ضرورتی داشته است؟! چرا رژیم ایران و مردم این کشور باید این حجم از خسارت، محاصره و آسیب را تحمل میکردند، اگر نظام قادر به دفاع از خود و حفظ ادعاهای خود نباشد؟!
توافق ترامپ و پوتین و سرنوشت مذاکرات
توافق میان ترامپ و پوتین در شرایطی حاصل شده که مسیر دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران همچنان میان چند مسئله اساسی معلق مانده است: سرنوشت اورانیوم، شروط پایان جنگ، پایان محاصره دریایی و بازگشایی کامل تنگه هرمز.
تمام تلاشها برای نزدیک کردن دیدگاههای دو طرف تا کنون به نتیجهای روشن نرسیدهاند؛ به ویژه پس از آنکه تهران پاسخ آمریکا به شروط خود را «ناکافی» دانست.
بنابراین، هرگونه تغییر در روابط واشنگتن با قدرتهای بینالمللی نزدیک به رژیم ایران، یعنی روسیه و چین، میتواند بر محاسبات سیاسی تهران تأثیر بگذارد و شرایط را بار دیگر به نقطه انتظار برای تصمیمهای آمریکا بازگرداند. این تصمیمها میان دو گزینه در نوسان هستند: ادامه فشارهای اقتصادی و مذاکراتی، یا بازگشت به گزینه یک عملیات نظامی سریع و شدید.
در نهایت، انتخاب هر یک از این دو مسیر ممکن است تحت تأثیر ضرورتهای سیاسی و انتخاباتی در هر دو کشور اسرائیل و آمریکا قرار گیرد؛ دو صندوق رأی که اکنون میتوانند نقشی تعیینکننده در سرنوشت ایران و آینده بحران منطقه داشته باشند.
*منبع: ایندیپندنت عربی
*نویسنده: حسن فحص
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.