از طاغوت تا افتخار؛ تاریخ باستان چگونه ابزار سیاست جمهوری اسلامی شد؟
مارکو روبیو مقابل آکروپولیس ایستاده بود و از سپاهیان خشایارشا میگفت؛ از معابدی که غارت کردند و زیارتگاههایی که سوزاندند. سخنان وزیر خارجه آمریکا در آتن، در تهران با نامهای دیگری از تاریخ ایران پاسخ گرفت: کوروش که اسیران را آزاد کرد و شاپور ساسانی که امپراتور روم را به زانو درآورد. مقامهای فعلی و سابق جمهوری اسلامی به دفاع از میراثی برخاسته بودند که رهبران همین حکومت، آن را «طاغوت» و افتخار به شاهان آن را «توهم» میخواندند.
چندماهی است که نام ایران و عبارتهایی مانند «وطن پرستی»، «ایراندوستی» و … به گفتار رسمی جمهوری اسلامی وارد شده است؛ نقطه اوج این «ایران دوستی جدید» پس از جنگ ۱۲ روزه و زمانی که علی خامنهای پس از چندین روز از مخفیگاهش همزمان با شب عاشورای ۱۴۰۴ خارج شد و از محمود کریمی خواست «ای ایران بخوان» بود. مداح در حسینیه امام خمینی، ترانه شناختهشده با صدای محمد نوری را با کلمات و مضامین عاشورایی خواند؛ ایران، در قالبی که حکومت برایش ساخته بود، به مجلس عزاداری آمده بود. برای حدود یک ماه هم در آبان ۱۴۰۴ مجسمه امپراتور والرین در حالت زانو زده مقابل شاپور اول ساسانی در میدان انقلاب به نمایش درآمد.این مجسمه که از سنگنگاره نقش رستم استان فارس الهام گرفته شده، شاپور ساسانی سواره بر اسب دیده میشود و در برابر او، والرین امپراتور روم در حالت زانو زده قرار گرفته است؛ صحنهای که نماد شکست امپراتوری روم از ایران باستان به شمار میرود.
با این حال جمهوری اسلامی، ستایش شاهان ایران باستان توسط شهروندان را پیش از جنگ ۱۲ روزه برنمیتابید؛ شاهدش برخوردهای امنیتی با ایرانیانی است که هرسال هفتم آبان به مناسبت روز کوروش، برای بزرگداشت این پادشاه هخامنشی راهی آرامگاه او در پاسارگاد شیراز میشوند.
اکنون اما نام کوروش در پیام مقامها به آمریکا جای داشت، اما حضور مردم کنار آرامگاهش همچنان مسالهای امنیتی است؛ فاصلهای که ایرانگرایی جمهوری اسلامی را از ادعای دفاع از تمدن، به پرسشی درباره استفاده سیاسی از نام ایران تبدیل میکند.
روبیو در آتن چه گفت؟
وزیر خارجه آمریکا، ۱۵ مهر ۱۴۰۵ در پنیکس آتن، با آکروپولیس در پسزمینه، به حمله ارتش خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد پرداخت. او گفت بیشتر مردم شهر گریخته بودند، اما گروهی در آکروپولیس ماندند و در برابر سپاهیان ایران مقاومت کردند؛ مقاومتی که سرانجام شکست خورد.
روبیو گفت: «ایرانیان معابد را غارت کردند، زیارتگاهها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند.» سپس از بازگشت آتنیها و ساخت پارتنون گفت و این روایت را به ماندگاری تمدنی پیوند زد که میراث آن را متعلق به غرب و آمریکا میدانست.
او مستقیماً عبارت «هخامنشیان تهدید تمدن غرب بودند» را به کار نبرد، اما در روایتش، سپاهیان ایران مهاجم بودند و یونانیان مدافع میراثی که سرچشمه تمدن غرب معرفی میشد. مقاومت ۳۰۰ اسپارتی در برابر ارتش ایران نیز نمونهای از وفاداری به وظیفه بود. این سخنان روبیو در تهران انعکاس گستردهای یافت و انتقادهایی را با خود به همراه آورد. اگرچه که پیش از این نیز در ادبیات رسمی رهبران جمهوری اسلامی تاریخ باستان ایران بارها مورد نقد قرار گرفته بود.
خشایارشا در روایت خامنهای هم «طاغوت» بود
خشایارشاه پیش از روبیو، در سخنان خود خامنهای نیز طاغوت معرفی شده بود. خامنهای در ۳ اردیبهشت ۱۳۹۱، در جمع فرماندهان نیروی زمینی ارتش، لشکرکشی او به یونان را با تعبیر «افتخارات تاریخیِ طاغوت ما» توصیف کرد و گفته بود این جنگها برای منافع ملی نبودهاند.
نقد تاریخ ایران در سخنان علی خامنهای محدود به خشایارشاه نبود. دومین رهبر جمهوری اسلامی در اول فروردین ۱۳۷۸، در سخنرانی مشهد، برجستهکردن تختجمشید در برابر مراکز مذهبی را نکوهش کرد و آن را «نشانه طاغوتیگری» دانست. البته در همان سخنرانی، معماری تختجمشید و تعلق آن به ایرانیان را مایه تحسین و افتخار معرفی کرد. هنر سازندگان ایرانی پذیرفته میشد، اما توجه به میراث شاهان باستان با داوری مذهبی همراه بود.
او در ۱۹ تیر ۱۳۸۳ در همدان، درباره پایتختبودن این شهر برای مادها یا هخامنشیان گفت «افتخار نمیکنم». قطعیت روایتهای تاریخی مطرحشده را زیر سوال برد و برجستهشدن کوروش و داریوش بهعنوان آغاز تاریخ ایران را به تاریخنگاری غربی نسبت داد. چهار سال بعد، در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷، آثار مرتبط با شاهان باستان را متعلق به «جباران تاریخ» خواند؛ هرچند باز هم مهارت سازندگان ایرانی را ستود.
روشنترین موضع او درباره افتخار به حکومتهای باستانی، در ۷ خرداد ۱۳۹۷ بیان شد. خامنهای در دیدار دانشجویان، پس از اشاره به احساس افتخار به حکومت کیانیان و هخامنشیان گفته بود: «اینها تصوّرات واهی و توهّم است، افتخارآفرین نیست.»
ایران ساسانی نیز در سخنان رهبر سابق جمهوری اسلامی، تصویری ذلت بار داشت او در سخنرانیهای متفاوتی زندگی توده مردم در ایران ساسانی و روم را رقتبار و همراه با اسارت توصیف کرد. در سخنرانی دیگری نیز گفته بود: «ایرانِ آن روز هم غرق در جاهلیّت بود.» همان دورهای از تاریخ که امروز مقامها برای پاسخ به روبیو به آن استناد میکنند.
خمینی؛ «افراد ملی به درد ما نمیخورند»
نفی گذشته ایران، محدود به علی خامنهای نبود. در سخنان روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، مخالفت با ملیگرایی حتی از دومین رهبر جمهوری اسلامی نیز صریحتر بود. او در اول تیر ۱۳۵۰، در اعتراض به جشنهای ۲۵۰۰ساله گفت: «شاهنشاهی ایران، از اولی که زاییده شده است تا حالا، روی تاریخ را سیاه کرده است.» اعتراض به هزینه جشنها در شرایط محرومیت مردم، با محکومکردن سراسر تاریخ شاهنشاهی همراه شده بود.
پس از انقلاب، تقدم هویت ایرانی بر هویت اسلامی نیز هدف حمله قرار گرفت. خمینی در ۱۹ آبان ۱۳۵۸، با نسبتدادن این موضع به شاپور بختیار گفت: «من اوّل ایرانی هستم و دوم اسلام، با اینکه این خودش کفر است». جمله اول را به بختیار نسبت میداد و سپس درباره آن حکم میکرد. او در ۳ خرداد ۱۳۵۹، ملیگرایی، پانایرانیسم و پانعربیسم را مخالف اسلام و قرآن معرفی کرد. در ۱۵ مرداد همان سال نیز گفت: «افراد ملی به درد ما نمیخورند، افراد مسلم به درد ما میخورند. اسلام با ملیت مخالف است.»
بنیانگذار جمهوری اسلامی سه روز بعد، ملیگرایی را اساس بدبختی مسلمانان خواند. در ۵ دی ۱۳۵۹ نیز کسانی را که با نام ملیت میان مسلمانان تفرقه میاندازند، «لشکرهای شیطان» خواند.
داوری او درباره شاهان ساسانی هم تند بود. خمینی در ۹ آذر ۱۳۶۴ گفت: «انوشیروان ظالم باید گفت، نه عادل.» او عدالت منسوب به این پادشاه را ساخته شاعران، درباریان و موبدان درباری دانست.
نفی تاریخ باستان ایران، محدود به رهبران جمهوری اسلامی باقی نماند و حتی متحدان آنها هم ایران تاریخی را در قبال ایران اسلامی قربانی کردند. حسن نصرالله، رهبر پیشین حزبالله لبنان در سخنرانی ۲۷ خرداد ۱۳۸۸، در پاسخ به اتهام وابستگی حزبالله به یک پروژه فارسی گفته بود در ایران امروز چیزی به نام پارسیسازی یا تمدن فارسی وجود ندارد و آنچه هست، تمدن اسلامی است.
کوروش برای آمریکا؛ راه بسته برای مردم
تلاش برای پاککردن تاریخ ایرانباستان به سخنرانیهای رهبران جمهوری اسلامی محدود نمانده است. سالهاست که با حاضران در گردهمایی ۷ آبان در پاسارگاد برخورد میشود. حتی پس از جنگ ۱۲ روزه نیروهای انتظامی و امنیتی مسیرهای منتهی به پاسارگاد را مسدود کردهاند. دیگر مراسم سنتی ایرانی نیز از تلاش جمهوری اسلامی برای «اسلامی» کردن چهره جامعه مصون نماندند. همچنین برای افرادی که برای ادای احترام به «بابک خرمدین»، سردار ایرانی که نامش به شحاعت و مبارزه گره خورده، به «قلعه بابک» سفر میکنند پروندههای قضایی تشکیل شده است.
سالهاست که مقامات جمهوری اسلامی به بهانههای شرعی سعی در مبارزه با برگزاری مراسم چهارشنبه سوری داشتند.. در پاسخ منتشر شده در سایت دفتر خامنهای، به تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۹۶ آمده است: «چهارشنبه سوری هیچ مبنای شرعی ندارد». ادامه پاسخ، برگزاری آن را در صورت ضرر، فساد یا ترویج اعتقادات باطل جایز نمیداند. این حکم، همه شکلهای جشن را بدون شرط ممنوع نمیکند، اما معیار پذیرش یک آیین ایرانی را شرع قرار میدهد.
نام سیزدهبهدر هم در تقویم رسمی با عنوان «روز طبیعت» ثبت شده است. بارها نیز مقامات جمهوری اسلامی در مورد «خرافه» بودن باور به نحسی عدد سیزده و لزوم به خروج از خانه در این روز سخن گفتهاست.
وقتی پاسخ به آمریکا از مسیر کوروش میگذرد
به رغم تمامی این گفتار و رفتارها در طی نزدیک به پنجاه سال گذشته، در واکنش به روبیو، همین تاریخ که آن «طاغوت» میخواندند به پشتوانه پاسخ مقامهای جمهوری اسلامی تبدیل شد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، به شکست امپراتور روم در برابر شاپور ساسانی استناد کرد: «کسانی که به دنبال میراث اسکندر هستند، سرنوشت والرین را خواهند داشت: زانو خواهید زد.» محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز با یادآوری همین واقعه، درباره تکرار شکست تاریخی هشدار داد. سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، ایران هخامنشی را بخشی از تمدن جهانی دانست و تأکید کرد هویت یک ملت را نمیتوان به یک جنگ، پادشاه یا حکومت فروکاست. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، نیز گفت تحریف تاریخ نمیتواند از شکوه ملت ایران بکاهد. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین، در گفتوگوی منتشرشده در ۱۸ مهر، سخنان روبیو را تلاش برای ساختن روایت دشمنی تمدنی و بازتولید غیرعلمی نظریه هانتینگتون دانست. او گفت: «آقای روبیو که خودش عددی نیست؛ کسی که برای او سخنرانی نوشته، سواد نداشته است.» اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، نیز روایت روبیو را استفاده سیاسی از تاریخ برای مشروعیتبخشیدن به زور و جنگطلبی خواند.
علیاکبر صالحی، وزیر خارجه پیشین نوشت: «سرزمین کوروش بزرگ، کسی که اسیران را آزاد کرد و به باورهای دیگران احترام گذاشت، هیچ دشمنی با تمدن ندارد.» او همچنین درباره تهدیدهای ترامپ برای نابودی یک تمدن از روبیو پرسید.
اعتراض به روایت روبیو، سابقه جمهوری اسلامی را تغییر نمیدهد. سخنان خمینی علیه ملیگرایی و داوری خامنهای درباره افتخار به هخامنشیان، همچنان در مجموعه سخنرانیهای آنها ثبت است. برخورد با بزرگداشت کوروش نیز فقط خاطرهای از سالهای دور نیست.
جمهوری اسلامی تاریخ ایران را به ذخیرهای برای تأمین نیازهای سیاسی روز تبدیل میکند. از این تاریخ، پادشاهی برای پاسخ به آمریکا، پیروزیای برای نمایش قدرت و نمادی برای برانگیختن احساسات ملی انتخاب میشود؛ اما استقلال همین میراث از حکومت به رسمیت شناخته نمیشود. ارزش گذشته را نیاز امروز تعیین میکند: آنچه زمانی نشانه طاغوت بود، هنگام تهدید خارجی میتواند سند عظمت شود.
این استفاده گزینشی، تاریخ را از زمینهاش جدا و به زبان تبلیغات ترجمه میکند. حکومت خود را وارث افتخاراتی معرفی میکند که پیشتر نکوهش کرده، بیآنکه مسوولیت آن داوریها را بپذیرد. حاصل، مصادره اعتبار تاریخی ایران برای قدرت سیاسی حاکم است؛ قدرتی که میخواهد از احساس تعلق مردم به کشور بهره ببرد، اما اختیار بیان و بزرگداشت همین تعلق را نیز در دست داشته باشد.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.