ESPNNBA offseason recap and early-season previews: Team-by-team primersPunchKaduna CP orders investigation following viral extortion videoוואלהבכיר בנאט"ו על הדיווח לפיו איראן תתקוף מטרות באירופה: "ערוכים לכל איום"The Jerusalem PostTurkey slams Israel's 'untenable' claims after strikes on Syrian baseDaily MaverickKEY MAN: Malcolm in the middle: How Marx could swing key battles in SA’s favourBollywood HungamaKiara Advani to team up with Saif Ali Khan for Kanika Dhillon’s supernatural thriller: REPORTХабрREADME врёт: как я сделал open‑source линтер, который сверяет документацию с реальным репозиторием7sur7Isack Hadjar déclare forfait pour le GP des Pays-Basسكاي نيوز عربيةالسيسي وحفتر يبحثان استقرار ليبيا ودعم السلم والأمنColliderAnne Hathaway’s $80M Sci-Fi Thriller Crosses Major Box Office MilestoneRTL BoulevardFKA Twigs wint eerste rechtszaak over artiestennaamVarietyEmily Watson Says Growing Up in a Religious Cult Almost Stopped Her From Starring in ‘Breaking the Waves’: ‘I Was Like a Piece of Wire That Had Been Unplugged’
The Daily Newsstand · Free, Always
Wednesday, August 19, 2026

مذاکره با تروریست‌ها؛ خشنودسازیِ شکلاتی

Translate

فرد صابری – زمانی در آمریکا عبارتی رایج بود: «با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنیم». این شعار صرفا یک موضع اخلاقی نبود؛ راهبردی عمیق و حساب‌شده بود. هیچ خیری در مذاکره با تروریست وجود ندارد. اگر آنها قرار بود معقول و منطقی باشند، هرگز دست به ترور نمی‌زدند. ترور ابزار کسانی است که قواعد بازی متمدنانه را رد کرده‌اند و می‌خواهند با ایجاد ترس و خونریزی، خواسته‌های خود را تحمیل کنند. مذاکره با چنین افرادی، نه تنها مشروعیت به آنها می‌بخشد، بلکه پیام روشنی ارسال می‌کند: خشونت نتیجه می‌دهد.

مذاکره اساسا محل داد‌و‌ستد است. هر امتیازی که به تروریست‌ها داده شود، آنها را قوی‌تر می‌کند و انگیزه‌ی ادامه و تشدید تروریسم را افزایش می‌دهد. وقتی یک گروه تروریستی می‌بیند که با گروگان‌گیری، بمب‌گذاری یا حملات موشکی می‌تواند امتیاز بگیرد، چرا باید دست از این روش بردارد؟ این منطق ساده اما قدرتمند، پایه همان سیاست قدیمی آمریکا بود که اکنون در برخی محافل فراموش شده است.

تاریخ پر از درس‌هایی است که نشان می‌دهد مذاکره با دیکتاتورها و تروریست‌ها چگونه به فاجعه ختم می‌شود. مذاکرات با صدام حسین در دهه ۱۹۹۰ و پس از آن، نتوانست جاه‌طلبی‌های او را مهار کند؛ او به برنامه تسلیحاتی و سرکوب داخلی ادامه داد تا اینکه سرانجام با زور نظامی متوقف شد. قذافی نیز پس از مذاکرات و توافق‌هایی که غرب را به آرامش کاذب فرو برد، همچنان حامی گروه‌های تروریستی باقی ماند و رژیمش فقط با انقلاب و مداخله فروپاشید. مشهورترین مثال اما مذاکرات نویل  چمبرلین با آدولف هیتلر در مونیخ ۱۹۳۸ است. سیاست «آرام‌سازی» (Appeasement) با دادن امتیاز به هیتلر، نه تنها جنگ را به تأخیر نینداخت، بلکه آن را اجتناب ‌ناپذیرتر و خونبارتر کرد. هیتلر قوی‌تر شد، جاه‌طلبی‌اش افزایش یافت و اروپا بهای سنگینی پرداخت.

چند وقتی است که آمریکا و برخی هم‌پیمانانش همین اشتباه تاریخی را تکرار می‌کنند: مذاکره با تروریست‌ها. نتیجه چه بوده است؟ جمهوری اسلامی جسورتر شده است. شبکه ترور خود را در خاورمیانه گسترده‌تر کرده، از حزب‌الله و حماس گرفته تا گروه‌های نیابتی در یمن و عراق، و همزمان برنامه موشکی و پهپادی خود را با سرعت بیشتری پیش برده است. امتیازات دیپلماتیک و اقتصادی که گاهی به بهانه «دیپلماسی» داده شده، منابع بیشتری برای این رژیم فراهم کرده تا ماشین ترور و سرکوب داخلی را با حذف مخالفان از طریق اعدام به بهانه‌ی وضعیت جنگی گسترش دهد.

در افغانستان، سوریه و روسیه نیز همین الگو تکرار شده است. تحویل افغانستان به طالبان پس از دو دهه حضور نظامی، نه‌تنها ثبات به همراه نیاورد، بلکه پناهگاهی امن برای گروه‌های افراطی ایجاد کرد که دیر یا زود دامن غرب را خواهد گرفت.

در سوریه، فراهم کردن فضا، با کمک اردوغان در ترکیه و به‌وسیله غرب، برای چهره‌هایی مانند جولانی و گروه‌های وابسته به او، خطر اسلامیزه شدن بیشتر منطقه را افزایش می‌دهد. در اوکراین نیز مذاکرات با دولت وحشتِ پوتین نتیجه‌ای نداشت.

این اشتباهات نهایتا می‌توانند به گسترش نفوذ اسلامگرایی رادیکال در جهان منجر شوند و تمدن غرب را مستقیما تهدید کنند. طالبان و گروه‌های مشابه آن، نه شریکانی صلح‌طلب، بلکه حامل ایدئولوژی‌ای هستند که آزادی، حقوق زنان و پلورالیسم را رد می‌کند.

در مورد جمهوری اسلامی نیز دقیقا همین است. جهان غرب با تکرار سیاست‌های شکست‌خورده و دادن جایزه‌های شکلاتی، در انتظار نتایج واهی از مذاکره با این رژیم تروریستی، فقط و فقط چرخ‌گوشت کشتار و تروریسم را تقویت می‌کند؛ چرخ‌گوشتی که، به گفته رئیس‌جمهور ترامپ، در دو روز ۵۲ هزار ایرانی را کشته است!

هر دور مذاکره که انجام شود، برای سرکوب، غنی‌سازی بیشتر و نفوذ در جوامع غربی به‌دنبال بازسازی خود از طریق خرید زمان است. نگاهی به تأثیر این سیاست‌ها در خود غرب بیندازید: در کوچه‌ها و خیابان‌های لندن، نیویورک و میشیگان، یهودی‌ستیزی و قانون‌گریزی به یک هنجار تبدیل شده است.

تظاهرات‌هایی با حمایت افرادی مانند حسن پایکر که آشکارا شعارهای حذف‌گرایانه سر می‌دهند، دیگر پدیده‌ای حاشیه‌ای نیستند. نگاهی به مینه‌سوتا و خیابانها اروپا بیندازید که به بهانه تأسیس کشور فلسطین به یهودی ستیزی از نوع نازی‌ها می‌پردازند و دولت‌های غربی در مواجهه با آن دچار تردید شده‌اند! اما این فقط به یهودی‌ستیزی ختم نمی‌شود.

این روند، پایه‌های تمدن غرب را می‌خورد: ارزش‌هایی مانند آزادی بیان، برابری قانون، سکولاریسم و حقوق فردی. فکر می‌کنید نتیجه‌ی از بین رفتن تمدن غرب چیست؟ فرو رفتن دوباره در قرون وسطا. بازگشت به تاریکی، خرافات، سرکوب و زندگی غارنشینی مدرن؛ جایی که قدرت از آن کسی است که بیشتر بترساند و بیشتر بکشد. یک مثال بارز آن پیشنهاد انتخاب جمهوری اسلامی به‌عنوان مسئول حقوق بشر در سازمان ملل است! نظامی که مشروعیتی در خود ایران ندارد و در تظاهرات میلیونی نزدیک به صد هزار نفر را تیرباران کرده و هر روز جوانان معترض را در ملاء عام اعدام می‌کند! این سیاست دقیقا شبیه به این روایت است که صاحبخانه پلیس را خبر کند و پلیس بجای دستگیری دزد، صاحبخانه را دستگیر و با دزد به گفتگو و مماشات بپردازد! بی‌دلیل نیست که مردم ایران احساس سرخوردگی از عده‌ای از سیاستمداران آمریکا و غرب می‌کنند.

در عین حال، چین و روسیه که پشت بسیاری از این حکومت‌های تروریستی ایستاده‌اند، تماشاگران بی‌طرف نیستند. وقتی غرب با مذاکرات بی‌ثمر و امتیازدهی، خود را تضعیف کند و در برابر چالش‌ها عقب‌نشینی کند، آنها قطعا برنده خواهند شد. نفوذ اقتصادی، نظامی و سیاسی‌شان در خلاء قدرت غرب گسترش می‌یابد و نظم جهانی را به نفع خود شکل می‌دهند. شکست غرب در برابر تروریسم دولتی، پیروزی رقبای استراتژیک آن است.

سخن پایانی

عده‌ای به بهانه کشته شدن سربازان یا بالا رفتن قیمت بنزین استدلال می‌کنند که باید با تروریست‌ها مذاکره کرد، دقیقا معنای واقعی تسلیم و باختن جنگ است؛ آن هم بدون حتی تلاش جدی برای پیروزی. این منطق، جنگ را قبل از شروع می‌بازد. تروریست‌ها و حامیان‌شان فقط زبان قدرت را می‌فهمند. مذاکره با تروریست‌ها تشویق به ادامه خشونت است. تاریخ نشان داده که عقب‌نشینی در برابر شر، آن را بزرگتر می‌کند. غرب اگر می‌خواهد تمدن خود را حفظ کند، باید به اصل قدیمی بازگردد و به ارزشهای بنیادین دموکراسی که هزاران خون برای بنا نهادن آن ریخته شده بازگردد؛ نه مذاکره با تروریست‌هایی که با سوء‌استفاده از آزادی جوامع غربی، مانند حمله‌ی سیستم دفاعی بدن به‌خودش ایفای نقش می‌کنند.

از مردم آزادیخواهی حمایت کند که میلیونی در ایران برای ارزش‌های تمدنی به‌پا‌خاسته‌اند و طرفدار واقعی ارزش‌های دموکراتیک و سکولار غربی هستند. وگرنه هر امتیاز، هر گفتگوی نمایشی و هر امید واهی و رفع تحریمی فقط چرخ گوشت کشتار در ایران را تقویت می‌کند و البته این هزینه‌ به ساختارهای دموکراتیک کشورهای غربی نیز خواهد رسید . برخورد پر قدرت با اراده و قاطعیت، نه امتیازدهی و رفع تحریم‌های موقت، راه مهار تروریسم است.

ایدئولوژی مارکسیست-اسلامیست، آفت تمدن و ارزش‌های غربی هستند. اگر این کشتی ارزش‌های دمکراسی به گل بنشیند هزینه‌ی آن را مردمی که صدها سال برای دمکراسی جنگید‌ه‌اند، پرداخت خواهند کرد و همه با هم غرق خواهند شد.

View the original on کیهان لندن

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.