Inquirer EntertainmentGrace Lee reveals pregnancy with ‘miracle baby’ at 43Daily MaverickWHAT’S COOKING: A steak salad with baby potatoes, broccoli, green beans, tomatoes and two dressingsPunchDSS arraigns man over fake Tinubu letter to US PresidentThe Jerusalem PostChannel 14 reporter verbally assaulted, harassed while covering voting in HaifaBollywood HungamaSaif Ali Khan and Vidya Balan reunite for Ritesh Batra’s Long Years Ago; Mélanie Laurent joins castESPNTransfer rumors, news: Real Madrid eye Liverpool's Alexis Mac AllisterInquirerKidapawan Diocese mourns desecration of parish churchUOLSignos: confira seu horóscopo desta terça (27)ZDF heuteAktuelle Pressemitteilungen des ZDFKhaosod EnglishIsraelis vote in a tense national election seen as a referendum on NetanyahuBBC NewsTruce begins in Ukraine city where residents ate weeds to surviveObservador DesportoAs notícias das 9h
The Daily Newsstand · Free, Always
Tuesday, October 27, 2026

سلام خانم مای ساتو، من سپیده قلیان هستم

Translate

من سپیده قلیان هستم، شهروند اهل دزفول، در استان خوزستان. این نامه را با استیصال و ناامیدی تمام می‌نویسم. به‌تازگی از زندان‌ جمهوری اسلامی آزاد شده‌ام و متاسفم که اولین تجربه نامه‌نگاری‌ام با شما تا این اندازه با ناامیدی و انتقاد همراه است. راستش را بگویم، از این خسته‌ام که مردم ایران برای جهانیان به مجموعه‌ای از اعداد با اهداف سیاسی تبدیل شده‌اند. نمی‌دانم چقدر ممکن است این نامه به دست‌تان برسد، اما چون شنیده‌ام که شما مساله نقض سیستماتیک حقوق‌بشر و جنایت‌های جمهوری اسلامی در ایران را به‌صورت جدی دنبال می‌کنید، می‌نویسم.

من در دی‌ماه ۱۴۰۴ در زندان «وکیل‌آباد» مشهد زندانی و شاهد عینی شکنجه و آزار زندانیان بوده‌ام. پس از آزادی، با وجود تمام خطرات، کار همیشگی‌ام یعنی شهروند‌خبرنگاری را ادامه دادم. تاکنون ۱۵۰ مصاحبه کامل و با جزییات، با بازداشت‌شدگان سه استان مشهد، خوزستان و تهران انجام داده‌ام. آن‌چه ثبت کرده‌ام ویران‌گر است و حقیقتا وضعیت بازداشت‌شدگان و معترضان ۱۴۰۴ را فاجعه‌بار می‌دانم. فراموش‌کردن این روایت‌ها و تبدیل‌شدن جان‌باختگان دی‌ماه و زندانیانی که هر روز اعدام می‌شوند به اعداد عملا همدستی در جنایت است. ما نباید بگذاریم این همدستی رخ دهد.

متاسفانه به‌دلیل اختلافات سیاسی درون ایران، بخشی از این بازداشت‌شدگان حذف و بایکوت شده‌اند و جامعه جهانی نیز گاه همسو با همین اختلافات عمل کرده و نتیجه‌اش این شده که مرگ و نابودی عزیزان ما آسان‌تر شده است.

شما در مصاحبه اخیرتان گفته‌اید برای انتشار اخبار مربوط به اعدامی‌ها باید رضایت خانواده زندانی را داشت، اما باید بگویم بازداشت‌شدگانی که من با آن‌ها گفت‌وگو کرده‌ام چنین امکانی ندارند؛ نه از نظر طبقه اجتماعی و وضعیت معیشتی، نه از نظر سلامت جسم و روان. آن‌ها آن‌قدر به حاشیه رانده شده‌اند که نایی برایشان نمانده و اصول حقوق‌بشری که شما از آن سخن می‌گویید برایشان رویایی دست‌نیافتنی است. آن‌چه این افراد از سر گذرانده‌اند شامل تجاوز، شکنجه، بستن به تخت و وصل برق، شکستن استخوان و اعدام نمایشی است. در چنین وضعیتی، آیا باید صرفا به شکل کلاسیک ارزیابی و اطلاع‌رسانی بسنده کرد؟

آن‌چه من این‌جا متوجه می‌شوم این است، که جمهوری اسلامی به هیچ استانداردی پایبند نیست و گزارش‌گران بین‌المللی باید خلاقیت‌های جدی برای راستی‌آزمایی وقایع ایران داشته باشند. خانواده‌ها تحت فشارهایی هستند که وضع خود آن‌ها باید در دایره نقض سیستماتیک حقوق‌بشر قرار بگیرد، اکثر آن‌ها آن‌قدر از این فضا دور، جدا و ایزوله هستند که وقتی جمهوری اسلامی به آن‌ها می‌گوید اطلاع‌رسانی نکنید تا فرزندتان را اعدام نکنیم، باور می‌کنند و چه بسیار مواردی که در اعدام‌های هفته‌ها و ماه‌های گذشته بدون کوچک‌ترین اطلاع‌رسانی پیش از اعدام زندانیان صورت گرفته. این، روزمره‌شدن فاجعه در ایران است. 

از شما می‌خواهم در بررسی این وضعیت به چندین مساله دقت ویژه داشته باشید:

ـ بیشتر از اعداد، وضعیت و کیفیت کشتارها و اعدام‌ها مهم هستند. سطح جنایت همیشه به‌صورت کمی قابل بررسی نیست، اما کیفیت جنایت به‌خوبی ابعاد و گستردگی آن را نشان می‌دهد.

ـ روش‌های معمول راستی‌آزمایی با خانواده‌های کشته‌شدگان جنایت‌های جمهوری اسلامی بالاخص جنایت دی‌ماه، مطلقا پاسخگوی وضعیت و شدت جنایت نیست. ما عملا احساس خفگی می‌کنیم و دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی تمام فضاها را از ما گرفته‌است. طرح‌های نو و خلاقانه و پروتکل‌های ویژه برای مسایل ایران از ملزومات این کار هستند.

ـ فضای بین‌المللی باید با این چالش مواجه شود که در رابطه با جنایت دی‌ماه مساله صرفا مقایسه عدد‌ها و راستی‌آزمایی آن‌ها نیست. مساله این است که این جنایت نمی‌تواند و نباید دور از چشم جهانیان انجام شود. جمهوری اسلامی می‌خواهد دی ماه را به‌مثابه جنگ داخلی توسط نیروی خارجی نشان داده و مردم عادی را پیاده‌نظام خارجی‌ها جا بزند و از این طریق دایم در حال جوان‌کُشی است. به سن و سال کشته‌شدگان، دستگیر‌شدگان، زندانیان و اعدامیان دی‌ماه نگاه کنید! این مساله یک فاجعه است!!

- جمهوری اسلامی به‌دلایل زیادی در دهه‌های گذشته از اعدام زندانیان زن سیاسی عقب‌نشینی کرده بود، البته که هر اعدامی جنایت است و هر اعدامی هم مساله سیاسی است و من فکر می‌کنم تفکیک روشنی میان بحث زندانیان سیاسی و غیرسیاسی نیز در ایران وجود ندارد، چون جمهوری اسلامی از جرم‌های غیرسیاسی نیز برای کشتار هدف‌مند استفاده می‌کند، اما به روشنی می‌توان دید که به‌تازگی جمهوری اسلامی در جهت پیش‌بردن ماشین کشتار خود، در پی عادی‌سازی اعدام زندانیان زن با جرایم منتسب به جرایم سیاسی است و این یعنی بسط و گسترش زمینه جنایت.

روایت‌هایی که از زندان‌های وکیل‌آباد، دزفول، سپیدار، شیبان، تهران بزرگ و فشافویه جمع کرده‌ام، تحت شرایط دشوار و فشار فراوان به بیرون آمده‌اند.

هرکدام به‌تنهایی نشان می‌دهد دستیابی به حقوق‌بشر در بخش‌هایی از دنیا چقدر دور از دسترس است و نظم جهانی در تعریف سازوکارهایی متناسب با جهان امروز و دیکتاتوری‌های امروزی چقدر ناتوان. همانطور که پیش از این گفته‌ام، سازمان ملل باید در شرایطی که همه‌چیز از هر نوع استانداردی خارج شده‌است، از شرایط محکوم کردن‌های فرمایشی و نمایشی خارج شده و تصمیمات جدی‌تری و خلاقانه‌تری اتخاذ کند.

در ادامه برخی از این روایت‌ها را که برای شما دست‌چین کرده‌ام اضافه می‌کنم. هر چند بعید می‌دانم توانسته باشم حجم رنجی که این انسان‌ها متحمل شده‌اند را در قالب کلمات بریزم.

View the original on IranWire →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.