دستگاه تبلیغات جمهوریاسلامی در خدمت جنگ؛ مردم میپرسند: آمریکا کی میزند؟
در هفته اخیر همزمان با گزارشهای رسانههای بینالمللی مبنی بر احتمال آغاز جنگی دوباره علیه ایران و اظهارنظرهای مقامهای آمریکا و اسراییل، مقامات ارشد جمهوریاسلامی نیز بسیار از جنگ گفتهاند؛ برتری توان نظامی حکومت حاکم بر ایران، عادیسازی احتمال درگیری طولانی، تاکید بر پیروزی و ناکامی «دشمن» و تمرکز بر «شهیدپروری» الگوی رسانهای دستگاه تبلیغات در ایران است. مرور اظهارنظرهای مقامات ارشد جمهوریاسلامی در کنار الگوی دستگاه تبلیغاتی، تقسیم وظیفه میان ارگانهای مختلف را هم نشان میدهد. سپاه و فرماندهان ارشد با تولید و تکرار پیامهای نظامی، تهدید به پاسخ شدیدتر، قدرتنمایی میکنند و موضع حکومت حاکم بر ایران را بهنمایش میگذارند. سازمان بسیج، زیر نظر سپاه پاسداران، سازماندهی تجمعات خیابانی، جذب نیرو و حفظ تصویر عمومی را در حمایت از سیاستهای مطرحشده نیروهای ارشد برعهده دارند، صداوسیما و رسانههای حکومتی نیز ضمن بازتاب موضعگیری نیروهای نظامی و پوشش تجمعات حامیان حکومت، تکروایت رسمی از وضعیت جنگی را پیش میبرند. رسانههای نیمهحکومتی هم انگار در وظیفهای همگانی، همان محتوای رسانههای رسمی حکومتی و سپاهی را بازنشر میکنند.در این میان، جای روایت مردم خالی است؛ مردمی که تنها در یک سال، دو جنگ و یک کشتار را از سر گذارندهاند، هر روز با وخامت اقتصادی بیشتر دستبهگریبان هستند و بیشترین هزینههای هر خشونت حکومتی را میپردازند، به رسانههای حکومتی اعتماد ندارند و در حالت تعلیق بهسر میبرند. به گزارش روزنامهنگاران و شهروندخبرنگارانی که از تهران، شهرهای جنوبی و کردستان با ما صحبت کردهاند تا صدای واقعی جامعه را در شرایط احتمال ازسرگیری جنگی دوباره، بازتاب بدهند، این روزها مردم یک پرسش دارند: «آمریکا کی میزند؟» پرسش آنها درباره زمان حمله است و نه احتمال وجود جنگی دوباره؛ باور کردهاند که جنگ سوم، حتمی است.
رسانههای بینالمللی گزارش دادهاند که آمریکا و اسراییل در فکر حملهای دوباره به ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲آبان سال جاری هستند. مقامهای آمریکایی از جمله «دونالد ترامپ» رییسجمهور ایالات متحده هم گفته ممکن است عملیات «خشم حماسی» دیگری در ایران بهپا کند. رسانههای منتقد اسراییلی همزمان با انتخابات در این کشور، «بنیامین نتانیاهو» را متهم کردهاند که برای اخلال در انتخابات ممکن است به ایران حمله کند. هر روز هم اظهارات متفاوتی از مقامات سه کشور اطلاعرسانی میشود. در طرف مقابل یعنی مردم اما، اطلاعرسانی شفافی برای آنها که هر لحظه حس میکنند ممکن است بمباران شوند، وجود ندارد، اخبار دهانبهدهان میگردد و اعتماد به رسانههای بینالمللی، شبکههای اجتماعی و رسانههای فارسیزبان در خارج از کشور، بیشتر از رسانههای رسمی در ایران، باعث گردش اطلاعات میشوند.
خبرنگاران و شهروندخبرنگارانی که با «ایرانوایر» گفتوگو کردهاند میگویند در یک هفته اخیر یعنی از ۲۴مهر تا ۲آبان، پرسش اصلی مردم در سطح جامعه از «آیا جنگ میشود؟» به «چه زمانی حمله میکنند؟» تغییر کرده است. پرسشی که پاسخ آن، تیتر برخی رسانههای رسمی در ایران، شده است؛ بدون این توضیح که آنها بازتابدهنده همان گمانهزنیهای رسانههای بینالمللی هستند. مثل «اعتماد آنلاین» که با قاطعیت تیتر زد: «زمان حمله آمریکا و اسراییل به ایران مشخص شد» اما همان خبر نیویورکتایمز، والاستریتژورنال و رویترز را که همگی ۳۰مهر۱۴۰۵ گزارش کرده و حمله نظامی را به بعد از انتخابات میاندورهای آمریکا موکول دانسته بودند، بازنشر کرد.
قبل از آنکه بازتاب این نوع اطلاعرسانی توسط دستگاههای تبلیغاتی حکومت را در جامعه بیان کنیم، نگاهی بیاندازیم به عملکرد دستگاه تبلیغات جمهوریاسلامی در یکهفته اخیر. طبق اطلاعات رسیده به ما در «ایرانوایر» در هفته گذشته برخی نهادهای حکومتی، تعداد کارکنان بهويژه بخش اداری خود را کاهش دادهاند؛ از جمله: صداوسیما، نیروهای مسلح، وزارت صنعتومعدن و وزارت کار و تعاون. بسیاری از خانوادهها با اضطراب جلوی مدارس منتظر فرزندان خود ایستادند تا در صورت شروع دوباره جنگ، به کودکان خود نزدیک باشند، شماری هم فرزندانشان را به مدرسه نفرستادهاند. زمینداران در کردستان با پرداخت مبالغ بیشتر، کارگران بیشتری بهکار گرفتند تا محصولات را زودتر از مرزهای زمینی که هنوز باز است به کشورهای همسایه منتقل کنند، و در جنوب، سربازان از مسلحشدن بیشتر بسیجیها خبر دادهاند بدون آنکه بدانند دقیقا چه واقعهای انتظارشان را میکشد.
اما هیچکدام از این وقایع بهطور رسمی توسط رسانههای جمهوریاسلامی و از زبان مقامات اطلاعرسانی نشده است، در حالیکه خبر در میان مردم جامعه هم گوشبهگوش منتقل میشود. و آنچه در این میان نادیده گرفته میشود، تاثیر نبود اطلاعرسانی دقیق و شفاف درباره سرنوشت میلیونها انسان در ایران است.
دستگاه تبلیغات جمهوریاسلامی؛ فرماندهان عالیرتبه
در آخرین نمونه از اظهارات مقامات عالیرتبه جمهوریاسلامی تا لحظه نگارش این گزارش، «علی عبداللهی» رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوریاسلامی، ۲آبان مدعی شد نیروهای مسلح مانع ورود دوباره شناورهای نظامی آمریکا به خلیج فارس خواهند شد. او گفت «هرچه تقابل طولانیتر شود، آمریکا بیشتر در باتلاق مرگ و زوال فرو خواهد رفت.» جملاتی که فقط پاسخ به حمله احتمالی نیست بلکه گامی در راستای عادیسازی «طولانیتر شدن» تقابل میان طرفین جنگ هم بهحساب میآید. علی عبداللهی ۲۸مهرماه هم اظهاراتی با تمرکز بر برجستهسازی توان نظامی و نمایش آمادگی برای نبردی تازه بیان کرده بود؛ او درباره تولید پهپادهای ارتش صحبت کرد و بر توسعه تجهیزات تازه تاکید ورزید و مدعی شد که تجهیزات گرانقیمت «دشمن» را با تسلیحاتی ارزانتر و موثرتر «خنثی» میکنند.
یک روز پیش از این اظهارات، «علی عظمایی» فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران ادعا کرد که نیروهای آمریکایی دیگر در خلیج فارس حضور ندارند و شناورهای آنها «بین ۶۰۰ تا ۷۰۰کیلومتر» از تنگه هرمز فاصله دارند. او آخرین آرزوی رزمندگان در جبهه جمهوریاسلامی را «شهادت» خواند. کنار هم قرار گرفتن روایت عقبنشینی آمریکا، کنترل تنگه هرمز و آمادگی برای شهادت، نمونه مشخصی از زبان نظامی ایدئولوژیک در پوشش رسانهای جنگ توسط جمهوریاسلامی است.
همان روز، «عبدالله حاجیصادقی» نماینده ولیفقیه در سپاه مدعی شد که «مجتبی خامنهای با وجود شرایط جنگی، نیروهای مسلح را مدیریت میکند» و بر قوای سهگانه هم اشراف دارد.
«محمدباقر قالیباف» نیروی سپاهی و رییس مجلس شورای اسلامی، ۳۰مهرماه با انتشار پستی در شبکههای اجتماعی ۱۰ پیامد جنگ با ایران برای آمریکا را برشمرد؛ از جمله سقوط بازار سهام و سقوط جنگندهها، افزایش بدهی، تورم و کشتهشدن نظامیان آمریکایی. یک روز پیش از این اظهارات، یعنی در ۲۹مهر هم رسانههای حکومتی خبر منتشر کردند که قالیباف با «مجتبی خامنهای» دیدار و درباره تحولات جنگ نظامی اقتصادی شناختی، تقویت قدرت کشور، انسجام اجتماعی و «استمرار حضور آگاهانه و بازدارنده در تجمعات میدانی» صحبت کردهاند. در این خبر، حضور مردم در تجمعات حامی حکومت، ابزاری برای بازدارندگی توصیف شد.
«مصطفی ایزدی» از فرماندهان ارشد نظامی در ۲۹مهرماه مدعی شد که «آمریکاییها از ترس موشکهای سپاه ۷۰۰کیلومتر فاصله گرفتهاند». ادعایی که بعدتر توسط عظمایی هم تکرار شد اما بهطور مستقل تایید نشده است. پیش از همه اینها اما، «امیر حاتمی» فرمانده کل ارتش در ۲۳مهرماه اعلام کرد که جمهوریاسلامی برای «هر نبردی» آماده است، تنگه هرمز را تحت نظارت کامل دارد و آمریکا و اسراییل در جنگ اخیر، به اهداف خود نرسیدهاند.
تریبونهای نمازجمعه در خدمت تبلیغ جنگ
در هفته گذشته فقط فرماندهان عالیرتبه نبودند که بر پیروزی در جنگ احتمالی تاکید کردند و رسانههای حکومتی هم فقط اظهارات آنها را پوشش دادند. بلکه تریبونهای نمازجمعه هم بهعنوان بخشی از دستگاه تبلیغات جمهوریاسلامی به فعالیت مشغول بودند. این نمونهها، نمونههایی از اظهارات خطیبان نمازجمعه در ۱آبان۱۴۰۵ است.
«محمدحسن ابوترابیفرد»، امامجمعه موقت تهران با تکرار ناکامی آمریکا در اهداف خود طی جنگ اخیر بر «همبستگی مردم ایران» تاکید کرد که بهباور او «معادله قدرت را بهنفع جمهوریاسلامی و محور مقاومت» تغییر داده است. او در سخنرانیاش با اتکا به امام اول شیعیان و نقلی از او مبنی بر محبوبتر بودن «شهادت» از «شیر مادر» برای نوزاد تازه به دنیا آمده، گفت: «این تفکر، قدرت اسلام است؛ منتهی معاون رییسجمهور آمریکا یا نمیفهمد یا نمیتواند بفهمد. این تفکر است که ایران را به یک قدرت در منطقه، رویاروی شما تبدیل کرده است.» «احمد علمالهدی» امامجمعه مشهد تهدیدهای آمریکا را اقدامی برای وادار کردن ایران به «تسلیم» توصیف کرد و بحث تنگه هرمز را به تحولات انتخاباتی آمریکا و بازار نفت پیوند داد. این اظهارات در رسانههای مختلف حکومت نشر و بازنشر شد.
اظهارات خطیبان نمازجمعه شهرهای استان هرمزگان هم در رسانههای حکومتی بازتاب داشتند؛ «عباس ذاکری» امامجمعه «میناب» گفت که بزرگنمایی توان نظامی و تهدید به حملات سنگین از سوی «دشمن» با هدف «ترساندن جامعه» صورت میگیرد. «مهدی دری» امامجمعه «حاجیآباد» هم خواستار «تقویت روحیه عمومی» و «حفظ انسجام داخلی» شد.
سازمان بسیج، جانفداها؛ تصرف خیابانها
دستگاه تبلیغات در کنار بلندگو و پلتفرمهای بازنشر، نیاز به تصویر از فضای عمومی دارد. وظیفهای که برعهده سازمان بسیج وابسته به سپاه پاسداران نهاده شده است. بهعنوان نمونه؛ شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در اطلاعیه ۲۶شهریور درباره تجمع «جانفدایان» بهصراحت اعلام کرد که گروههای مختلف مردم در کنار «ساختارهای سازمانیافته بسیج» حضور خواهند داشت. ۲۸شهریور، سازمان بسیج بیانیهای صادر و اعلام کرد که رزمایش «جانفدایان» به تهران محدود نمیشود و در استانهای دیگر ادامه پیدا خواهد کرد. سازمان بسیج، حضور مردم در رزمایش را «پاسخی به عملیات روانی دشمن» خواند. در ۱۱مهر، خبرگزاری «تسنیم» وابسته به سپاه به نقل از مسوولان استانی گزارش داد که برای ثبتنام و سازماندهی حضور در رزمایش «جانفدایان بام ایران» مردم باید به پایگاهها و حوزههای مقاومت بسیج مراجعه کنند. در ۱۸مهر، «صادق عرفانی» فرمانده ناحیه مقاومت بسیج گچساران از ثبتنام شش هزار نفر برای تجمع «جانفدایان ایران» خبر داد و هدف آن را «نمایش اقتدار ملی» و «حضور سازمانیافته مردم» عنوان کرد.
مروری بر اظهارات «حسین طائب» رییس سازمان بسیج هم بیانگر همین رویکرد تبلیغاتی است؛ طائب در ۲۷شهریورماه هنگام برگزاری رزمایش «جانفدا»، آن را «بزرگترین پویش مردمی در تاریخ جنگها» توصیف کرد. او در ۲۶مهر ادعا کرد که آمریکا و اسراییل پس از شکست در جنگ نظامی، راهبرد خود را تغییر داده و حالا از طریق گروههای نیابتی، فشار اقتصادی و ایجاد ناامنی، جنگ دیگری علیه جمهوریاسلامی بهراه انداختهاند. و همانروز در دیدار با وزیر پیشنهادی دفاع بر توسعه ظرفیتهای نظامی و فناورانه، استفاده از متخصصان داخلی، افزایش آمادگی دفاعی و تداوم تولید تجهیزات و تسلیحات مورد نیاز نیروهای مسلح سخن گفت.
رسانههای حکومتی در خدمت تکروایت جمهوریاسلامی
مرور نوع گزارشدهی رسانههای حکومتی از «شرایط جنگی» و اتکای آنها به اظهارات مقامات جمهوریاسلامی، بیش از پیش جای واقعیت جاری در جامعه و زندگی مردم را نشان میدهد.
بهعنوان نمونه، خبرگزاری صداوسیما که حالا طی هفتهای که گذشت از کارمندان اداری خود کاسته است، در ۲۴مهر گزارشی با عنوان «وضعیت تنگه هرمز؛ ضربهای تاریخی به آمریکا است» بهنقل از امامجمعه «چهاربرج» سناریوهایی را برای آینده تقابل ایران و آمریکا مطرح کرد؛ تشدید کنترلشده تنشها، حمله گسترده آمریکا پیش یا پس از انتخابات، توافق ناگهانی دیپلماتیک و جنگ منطقهای فراگیر.رسانههای وابسته به سپاهپاسداران مثل «تسنیم» و «فارس» هم با بازنشر اظهارات مقامات از جمله تهدیدها و گفتوگوهای «محسن رضایی» دبیر شورای عالی امنیت ملی، همان سیاست رسانهای را در پیش گرفتند و رسانههای نیمهرسمی هم همین اظهارات را بازنشر کردند. مثل بازنشر گفتوگوی محسن رضایی با دراپسایت که تسنیم آن را منتشر کرد و رضایی در آن گفته بود که در صورت آغاز مجدد درگیری، «کابلها، مراکز داده و تاسیسات هوشمصنوعی منطقه» ممکن است هدف قرار بگیرند. تهدیدی که پیشتر از سوی محسن رضایی در ۱۹مهر هم بیان شده بود. ۲آبان، صداوسیما متن گفتوگوی ویژه خبری با «سیدرضا صدرالحسینی» تحلیلگر مسایل بینالملل را بازنشر کرد. این تحلیلگر ادعاهای سنگینی مطرح میکند. از جمله آنکه در صورت جدی شدن تهدیدات آمریکا، ممکن است «مردم منطقه برای یک سال از اینترنت بینالمللی محروم شوند» و بنادر و فرودگاههای کشورهای میزبان تجهیزات نظامی آمریکا امنیت پیشین را نداشته باشند. او از توان ایران برای «گسترش جنگ به خارج از منطقه» هم سخن گفت. در اظهارات او، دیگر بحث فقط قطع اینترنت در زمان جنگ روی کاربران در ایران نیست، بلکه او مدعی قطع اینترنت مردم منطقه شده است.
واقعیت زندگی مردم؛ آنچه در دستگاه تبلیغات جمهوریاسلامی جایی ندارد
در مقابل این نمونهها اما واقعیت جاری در زندگی مردم، با قدرتنمایی و ارایه بازتاب تکروایت جمهوریاسلامی در رسانهها متفاوت است؛ رسانههایی که وظیفهشان نه همراهی با قدرت بلکه در مقابله با آن است اما بخشی از پروپاگاندا و دستگاه تبلیغات حکومت حاکم بر مردم شدهاند. روزنامهنگاران و شهروندخبرنگاران در تهران، شهرهای جنوبی و کردستان، از زندگی مردم در شرایط احتمال وقوع جنگی دوباره در ایران روایت میکنند:
تهران ۲آبان۱۴۰۵؛ «در کوچه و خیابان مهمترین بحثی که میان مردم حتی اگر همدیگر را هم نشناسند، مطرح است، زمان حمله است. صف نانوایی، موقع خرید مرغ و گوشت و میوه، در تاکسی و مترو اتوبوس، همه میپرسند: «کی میزند؟» دستگاهها و نهادهای حکومتی مختلف یک یا چند بار در هفته، نیروهای اداری خود را تخلیه میکنند یا تعداد کارمندان را بهشکل قابلتوجهی کاهش میدهند؛ مثلا ۲۰درصد کارمندان در محل کار حاضر میشوند. حتی برخی بیمهها تعطیل شدند. نهادهای اداری زیر نظر نیروهای مسلح کارمندان خود را کاهش دادند. همه میدانند مساله جنگ است، اما کسی اسم نمیآورد. مردم این اخبار را در شبکههای اجتماعی میخوانند یا سینهبهسینه نقل میشود. بعضیها که در بیمارستان مریض دارند، با شنیدن اخبار و روایتها، سراسیمه میشوند. والدین مدام با مدارس تماس میگیرند و میپرسند که آیا تصمیم به تعطیلی گرفتهشده یا نه؟ بعضی روزها والدین جلوی مدارس هستند تا زمان تعطیلی، بعضیروزها هم که اخبار خطرناکتر حس میشوند، بچههای خود را به مدرسه نمیفرستند. ولی هیچ توضیحی به مردم داده نمیشود.
اوج هنرمندیشان این است که صداوسیما یا نهادهای حکومتی پیام میدهند که مثلا «ساعت هشت شب قرار است برای سلامتی رزمندان و رفع شر دشمنان دعای توسل بخوانیم.» این پیامها بیشتر باعث عصبانیت و بههم ریختن روان مردم میشود. مردم فقط تلاش میکنند در این وضعیت دوام بیاورند.»
جنوب ایران ۲آبان۱۴۰۵؛ «پادگانها در حالت آمادهباش هستند. سربازها در حال آموزشدیدناند. انگار قرار است برای ورود نظامی آمریکاییها و اسراییلیها از طریق مرز زمینی آماده شوند. باید به مردم توضیح داده شود که چه خبر است! بین بسیجیها بیشتر از قبل سلاح پخش کردهاند. حتی به بچههای بسیجی کمسنوسال که کارت فعال بسیج دارند، بهاسم «جانفدا» اسلحه دادهاند. در حالیکه این اقدام میتواند خطرات بسیاری بههمراه داشته باشد. مردم اینجا در جنوب بین عشیرهها در خانه اسلحه دارند. اگر اختلافشخصی یا هر دلیلی باعث تیراندازی شود چه؟ هیچکدام از این مسایل برای مسوولان مهم نیست. بلکه مسیر تبلیغات ایدئولوژیک خودشان را پی میگیرند. در پادگانها به سربازها حکم تیر دادهاند که اگر کسی قصد ورود به پادگان داشت، او را بزنند. حالا اگر اشتباهی کسی کشته شود، فرمانده که مسوولیت نمیگیرد، سرباز بدبخت است که باید در دادسراها و دادگاههای نظامی جواب پس بدهد. فقط تبلیغات میکند اما نه خودشان میدانند و نه ما میدانیم همین «دشمنی» که از آن حرف میزنند، قرار است زمینی و نظامی وارد شود یا خیر.»
کردستان ۲آبان۱۴۰۵؛ «کردستان را بعد از تهران و جنوب، هم بهدلیل مرزی بودن و هم حضور احزاب مخالف جمهوریاسلامی میتوان ویژهترین منطقه برای جنگ احتمالی در نظر گرفت. اینجا همه منتظر شروع جنگ هستند؛ مادران خانهدار در تدارک هرچیزی برای یک ماه آینده است. مایحتاج را مدام بهروز میکنند. کارخانهدار در تنظیم قراردادهای خود بیشتر درنگ میکند، بهویژه اگر طرف مقابلش دولت باشد چون میترسد دولت در حین جنگ، از زیر بار تعهدات خود شانه خالی کند. زمیندار و باغدار در چیدن میوه و محصول تعجیل میکند چون فکر میکند با شروع جنگ و بستهشدن مرز زمینی امکان صادرات نخواهد داشت. مثلا زمیندارانی که سیبزمینی کاشتند تا به اقلیم کردستان و عراق صادر کنند، با تقویت زمزمههای شروع جنگ، کارگران بیشتری را با قیمت بالاتر بهکار گرفتهاند تا زودتر محصول را برداشت و از مرز رد کنند. خانوادهها برای فرستادن بچهها به مدرسه نگراناند. در فصل سرما در کردستان کار نیست، کردستان کارگرفرست به استانهای دیگر است، معمولا به استانهای مرزی یا اقلیم، حالا کارگران دچار تردید شدهاند که برای کار بهکجا بروند؟»
اطلاعرسانی درباره جنگ و شرایط جنگی، نه صرفا اظهارات مقامات هر طرفی از جنگ و ارایه تکروایت قدرت، بلکه لایههای زندگی مردمی است که قرار است شبانهروزشان با صدای جنگندهها سر شود، همانهایی که هنوز جنگ سوم شروع نشده، روانشان از سیاسیون و فضای تعلیق، زخمخورده است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.