رژیم ایران اول باید با خودش توافق کند!
محمد الرمیحی (الشرق الاوسط) – نخستین چیزی که رژیم ایران در این دوره حساس به آن نیاز دارد، این است که با خودش کنار بیاید. منظورم در اینجا آن گروههای حاکمی هستند که بر سر تصمیمگیری با یکدیگر کشمکش دارند؛ گروهی که جهان نمیتواند با آنها مانند یک طبقه سیاسی منسجم و یک صدا با آنها وارد معامله شود! هیچ میانجیای، هرقدر هم که مهارت داشته باشد، نمیتواند با طرفی به توافقی پایدار برسد که مذاکرهکنندهاش نمیداند حدود اختیارات او کجاست و طرف مقابل نیز اطمینان ندارد که امضای او سایر صاحبان قدرت را متعهد خواهد کرد.
به اعتقاد من، همین مسئله گره اصلی و اساس مشکل جمهوری اسلامی است! در طول هفته گذشته، وزیر امور خارجه حکومت ایران از آمادگی تهران برای بازگشایی تنگه هرمز ظرف یک هفته سخن گفت؛ پیشنهادی که از طریق میانجیها به واشنگتن منتقل شد. خبری از این دست در ظاهر مثبت است و ظاهراً هر کس با آن مخالفت کند، مسئول ادامه بحران خواهد بود؛ اما پس از آن، شروطی مطرح میشود که تحقق آنها دشوار است و آن پیشنهاد را ناکار میکند!
رژیم ایران اخیراً طرحی با مهلتی هفت روزه برای بازکردن تنگه هرمز که درواقع دیگر بطور کامل بسته نیست، ارائه داد؛ اما مسئلهی پرونده هستهای، موشکهای بالستیک و گروههای مسلح وابسته در خارج از مرزها چه میشود؟ البته میتوان مذاکره را با یک توافق جزئی آغاز کرد، اما اشتباه است که چنین توافقی به عنوان راه حل ریشهای مناقشه معرفی شود. و اگر شروط شامل حفظ روابط نظامی با «حزبالله» و حوثیها باشد، این پرسش با فوریت بیشتری مطرح میشود که آیا اصلا هدف، آرام کردن منطقه است یا تضمین تداوم ابزارهایی که در شعلهور شدن آن نقش داشتهاند؟!
کشورهای همسایه نیز مستقیماً در دانستن پاسخ این پرسش ذینفع هستند. لبنان و یمن دو کشور دارای منافع و مصالح خود هستند و نمیتوان آنها را به کارتهایی در مذاکرات با رژیم ایران تقلیل داد. هر توافقی که به تهران حق تعیین سرنوشت گروههای مسلح در این دو کشور را، خارج از نهادهای رسمی دولتهایشان، بدهد، مشکل را فقط به تعویق میاندازد و آن را گستردهتر میکند. رژیم ایران حق دارد امنیت بخواهد اما همسایگانش نیز همین حق را دارند. اما مشروط کردن امنیت جمهوری اسلامی به باقی ماندن دیگران در وضعیت ناامنی و بیدفاع، نسخهای غیرقابل قبول و درواقع پیشنهادی برای تداوم مناقشه است.
یادداشت تفاهمی که با میانجیگری اسلامآباد تهیه شد و رؤسای دولت ایران و آمریکا آن را امضا کردند، بلافاصله با هدف قرار گرفتن یک کشتی در تنگه هرمز «هرمز» همراه شد. اگر یک نهاد مسلح توانایی خنثی کردن یک توافق را داشته باشد، ارزش آن توافق چیست؟ امضا در محل جلسه آزموده نمیشود؛ آزمون واقعی آن زمانی آغاز میشود که دستورها به دست کسی برسد که سلاح در اختیار دارد و از او خواسته شود به آن پایبند بماند.
یکی دیگر از نمونههای مطرحشده، تناقض درباره اختیارات هیئت جمهوری اسلامی در نیویورک است؛ سخن از تفویض اختیار کامل مطرح میشود، اما بلافاصله اعتراضهایی نسبت به مذاکره صورت میگیرد و حتی عدهای خواستار پاسخگویی و استیضاح عراقچی وزیر امور خارجه شدند. اعلام اختیارات، جای شفافیت درباره مرجعی را که این اختیارات را اعطا و از آن محافظت میکند، نمیگیرد. مذاکرهکنندهای که از مخالفان داخلی خود بیم دارد، ممکن است انرژی بیشتری را صرف مصونسازی خود کند تا نزدیک کردن فاصلهها با طرف مقابل!
کتاب محمدجواد ظریف با عنوان «پایداری دیپلماسی» همانطوری که خود در مقدمه گفته، میخواسته عنوان کتابش «چهره خندان و جگر خونین» باشد، اما از ترس حمله و انتقاد، از این عنوان صرف نظر کرد. این کتاب برای فهم این جنبه از کشمکشهای داخلی رژیم مفید است؛ قطار سیاست در ایران، به تعبیر مقدمه کتاب، «کُرسی تضمینشدهای ندارد». ظریف هشت سال در وزارت امور خارجه ایران فعالیت کرده و تجربه خود را از پیچیدگیهای سیاست داخلی و کار دیپلماتیک در ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی ارائه کرده است. ارزش این اعترافات در آن است که از درون ساختار حاکمیت بیان شده است. اما به نظر من، این کتاب همچنین ما را به احتیاط در تفسیر هر تناقض رژیم ایران به عنوان یک ترفند حسابشده برای مذاکره فرا میخواند؛ همانگونه که برخی تحلیلگران میگویند، گاهی در نسبت دادن هوشمندی به رفتار رژیم ایران که اتفاقا ناشی از رقابتهای داخلی و ناتوانی در رسیدن به توافق و تفاهم است، زیادهروی میشود.
به اعتقاد من، بخشی از بحران کنونی رژیم به شیوه توزیع قدرت در حکومت بازمیگردد. تعدد نهادهایی که برای حفاظت از نظام طراحی شده بودند، به مانعی بزرگ برای خود رژیم تبدیل شده است؛ مانعی که قواعد مشخصی آن را تنظیم نمیکند، به ویژه در غیاب یک رهبری شاخص. در شرایطی که نهادهای متعددی قادر به مخالفت هستند و مسئولیت پیامدها نیز مبهم است، هر تصمیمی میتواند متوقف شود. درهمتنیدگی اختیارات که در ابتدا ظاهرا با هدف جلوگیری از انحصار قدرت یا تهدید نظام از درون، تعدد مراکز قدرت را به عنوان یک ابزار در نظر گرفته بود، اکنون به وسیلهای برای تضعیف خود نظام تبدیل شده است.
همچنین درست نیست که صحنه را صرفاً به یک جناح دیپلماتیک که خواهان صلح است و یک جناح نظامی که با آن مخالفت میکند، تقلیل دهیم. حتی در درون یک نهاد واحد نیز منافع و ارزیابیها میتوانند متفاوت باشند و موضع یک فرد با تغییر جایگاه و محاسباتش تغییر کند. از این رو، عبارت «تهران تصمیم گرفت» گاهی گستردهتر از واقعیت است. کدام نهاد تصمیم گرفت؟ چه کسی موافقت کرد؟ و چه کسی اختیار اجرای آن را دارد؟ اینها برای هر میانجی پرسشهایی عملی هستند، نه تجملات دانشگاهی یا بهانهای برای بستن دریچهی گفتگو.
ما نیازی نداریم ادعا کنیم بلکه میدانیم میانجیها پشت درهای بسته چه میگویند. کافیست به آنچه برای موفقیت مأموریتشان نیاز دارند نگاه کنیم: طرفی که بتواند تعهدی بدهد و آن را اجرا کند. اما کشورهای همسایه نمیتوانند امنیت و توسعه خود را معطل پایان یافتن یک کشمکش داخلی کنند که هیچ تأثیری بر آن ندارند. فشار اقتصادی ممکن است تصمیمگیرندگان را به حل اختلافاتشان سوق دهد، اما ممکن است نتیجه معکوس نیز داشته باشد؛ رقابت و شعارهای متقابل افزایش یابد، رقبای داخلی یکدیگر را به کوتاهی و سازش متهم کنند و هزینه آن به شهروند ایرانی منتقل شود. هیچ نتیجه تضمینشدهای برای تحریمها وجود ندارد، همانطور که هیچ تضمینی نیست که گذشت زمان به تنهایی این نقص را برطرف کند.
آنچه میتوان گفت اینست که ادامه بحران، دستیابی به توافق را ضروریتر میکند، اما لزوماً آن را نزدیکتر نمیسازد. ما با سالها کشمکش روبرو هستیم و آشتی مورد نیاز میان جناحها و گروههای جمهوری اسلامی در چشمانداز نیست؛ این روند از یک کشمکش داخلی برای پیروزی یک گروه بر سایر گروهها عبور خواهد کرد. همچنین باید بر سر یک منفعت ملی توافق شود؛ توافقی که سلاح خارج از تصمیمگیری عمومی نتواند آن را نادیده بگیرد.
این روند از آنجا آغاز میشود که حاکمان بپذیرند هزینه اختلافاتشان دیگر صرفاً یک مسئله داخلی نیست، زیرا منافع منطقه و زندگی ملتهای آن را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در آنصورت، ایرانی خواهد دانست دولت چه میخواهد و همسایهاش نیز خواهد دانست با چه کسی باید به توافق برسد.
نهایتا تا زمانی که هر تعهدی در معرض نقض شدن از نهادهای داخلی باشد، افق سیاسی هرقدر هم ابتکار و پیشنهاد مطرح شود، محدود خواهد بود. آغاز راه، توافق رژیم ایران با خودش است!
*منبع: روزنامه الشرق الاوسط
*نویسنده: محمد الرمیحی استاد جامعهشناسی سیاسی در دانشگاه کویت
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.
