بستریهای سوختگی در ایران؛ ۲۹ درصد قربانیان اسیدپاشی عمدی و ۱۶ درصد اقدام به خودسوزی
رئیس انجمن سوختگی ایران با اعلام آماری تکاندهنده از موارد بستری بیماران دچار سوختگی گفته که ۱۶ درصد از بستریهای سوختگی مربوط به خودسوزی است که حدود ۶۲ درصد از این افراد جان خود را از دست میدهند. او همچنین اعلام کرده اسیدپاشی عمدی عامل ۲۹ درصد سوختگیهای شیمیایی در ایران است.

حمید صالحی، رئیس انجمن سوختگی ایران، توضیح داده: «میزان بروز خودسوزی حدود ۴/۵ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت برآورد شده و این موارد حدود ۱۶ درصد بستریهای سوختگی را شامل میشوند.»
او با بیان اینکه «شدت آسیبها و میزان مرگومیر در این بیماران بسیار نگرانکننده است، گفت: «در مطالعات انجامشده، میانگین سطح سوختگی حدود ۶۵ درصد و میزان مرگومیر بیماران بستری حدود ۶۲ درصد گزارش شده است. همچنین زنان و افراد جوان سهم قابل توجهی از قربانیان خودسوزی را تشکیل میدهند.»
حمید صالحی همچنین اعلام کرده، بخشی از سوختگیهای شیمیایی ناشی از اسیدپاشی عمدی و خشونت اجتماعی است و بر اساس یک پژوهش، حدود ۲۹ درصد موارد سوختگی شیمیایی به اسیدپاشی عمدی مربوط بوده است. او افزوده: « اگرچه از نظر تعداد در مقایسه با سایر علل سوختگی فراوانی کمتری دارد، اما به دلیل شدت آسیبهای جسمی، تغییر شکلهای پایدار، تخریب چهره و پیامدهای روانی و اجتماعی، از اهمیت ویژهای برخوردار است.»
قابل توجه اینکه حمید صالحی گفته، این آمار مربوط به «گذشته» است و برای داشتن آمار دقیق میزان خودسوزی در کشور نیاز به «یک نظام ثبت ملی دقیق و بهروز» داریم.
آمار تکاندهنده خودسوزی و اسیدپاشی عمدی بیانگر سالها عدم توجه جمهوری اسلامی به سلامت روانی جامعه و بحرانهای اجتماعی در کشور است. همچنین افزایش بحرانهای اقتصادی و معیشتی در ایران نیز از جمله عوامل محرک خشونت و خودکشی در ایران است.
آمار ارائه شده از سوی مرکز امار ایران نشان میدهد که تعداد موارد ثبتشده خودکشی از حدود ۳۵۰۰ مورد در سال ۱۳۹۰ به بیش از ۶ هزار مورد در سال ۱۴۰۲ رسیده است.
همزمان با تشدید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، نرخ خودکشی نیز از در دهه ۱۳۹۰ بطور قابل توجهی افزایش یافته و از حدود ۴/۷ مورد به بیش از ۷ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت رسیده است.
بررسی دادههای استانی نشان میدهد، وضعیت در مناطق غربی ایران بهمراتب بحرانیتر از مناطق مرکزی و شرقی است.
استان ایلام بالاترین نرخ خودکشی کشور را دارد و در سال ۱۴۰۲ به ۱۶/۸ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت رسیده است. پس از ایلام، بالاترین نرخها به استانهای کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری، همدان و البرز تعلق دارد. در این استانها نرخ خودکشی بیش از ۱۰ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت گزارش شده است.
همچنین آمار دیگری نشان میدهد، استانهایی مانند ایلام، کرمانشاه، لرستان، و گلستان بالاترین میزان خودسوزی در کشور را به خود اختصاص دادهاند. گزارشها حاکی از آن است که در برخی دورهها میزان خودسوزی در استانهایی مثل گلستان یا ایلام روندهای افزایشی نگرانکنندهای داشته است.
امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران، ماه گذشته با هشدار درباره «خستگی روانی» بخش گستردهای از جامعه توضیح داده بود: «امنیت اقتصادی، کیفیت روابط اجتماعی، امکان پیشبینی آینده، اعتماد به نهادها، دسترسی به خدمات، شرایط کار و مسکن و میزان ثبات زندگی، همگی بر سلامت روان اثر میگذارند.»
این روانپزشک افزوده بود: «اگر فشارهای محیطی برای مدت طولانی افزایش پیدا کنند، نمیتوان هر اضطراب، خستگی یا افت عملکردی را صرفاً به ضعف فرد در مدیریت خودش نسبت داد. در عین حال، تأکید بر عوامل اجتماعی به این معنا نیست که فرد هیچ نقشی ندارد؛ بلکه سلامت روان حاصل تعامل میان امکانات و محدودیتهای محیط و شیوهای است که هر فرد با آنها مواجه میشود.»
امیرحسین جلالی ندوشن توضیح داده بود: «مسئله در بحرانهای تکرارشونده فقط شدت هر رویداد نیست؛ مسئله این است که فاصلهای که معمولاً برای بازیابی لازم است، کوتاه یا حذف میشود. فرد هنوز در حال کنار آمدن با پیامدهای یک اتفاق است که با عدمقطعیت یا مسئله دیگری روبرو میشود. در چنین وضعی، مرز میان دوره بحران و زندگی عادی کمرنگ میشود. افراد ممکن است ناچار شوند همزمان کار کنند، فرزند بزرگ کنند، تصمیمهای مهم بگیرند و روابط خود را حفظ کنند، در حالی که بخشی از ظرفیت روانی آنها دائماً صرف ارزیابی خطر و سازگار شدن با تغییرات میشود.»
او همچنین تأکید کرده بود، در شرایطی که فشار و عدمقطعیت طولانی میشود، میتوان انتظار داشت خستگی روانی، نگرانی درباره آینده، کاهش احساس کنترل و کوتاهتر شدن افق برنامهریزی در بخشی از مردم بیشتر شود.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.