ESPN DeportesCuando las palabras pesan, golpean y ripostanThe Jerusalem PostBen-Gvir’s gallows betray the Jewish values at the heart of Zionism - opinionPunch2027: Osun APC rallies electorate for candidates, says current hardship temporaryESPN'She never stopped encouraging me': How Dawn Staley refused to let hearing loss hinder Ayla McDowellRTP DesportoCampeão FC Porto vence Sporting por 80-76 e conquista Supertaça de basquetebolVilaWebJoan Dausà fon en una sola cançó les històries de “Jo mai mai” i de “Judit”Collider‘The Twilight Zone’s Creepiest Episode Is Still an Unforgettable 25 MinutesSRF NewsWM-Strassenrennen der Frauen – Reusser verpasst Bronze bei Triumph von Vollering knappGuardian SportEngland v Spain: Nations League football – liveThe GuardianStrictly Come Dancing: week one – liveThe South AfricanThe Daily Lotto results for Saturday, 26 September 2026BBC SportLynn remaining positive despite Wales' USA setback
The Daily Newsstand · Free, Always
Saturday, September 26, 2026

در آینه شبکه‌های اجتماعی؛ سقوط پول ملی تا کجا ادامه می‌یابد؟

Translate

این روزها بحث درباره افزایش شدید قیمت دلار و بی‌ارزش شدن پول در فضای و عمومی و شبکه‌های اجتماعی داغ است.  دو ویدیوی کوتاه در شبکه اجتماعی اینستاگرام در روزهای گذشته، بار دیگر توجه کاربران را به ابعاد ملموس و تکان‌دهنده سقوط ارزش پول ملی جلب کرده است. 

شهروندی در یک پست اینستاگرامی نشان می‌دهد که چگونه ارزش اسمی یک برگ دستمال کاغذی از برگه‌های اسکناس هزار تومانی فراتر رفته است. 

این مقایسه‌ای نمادین اما واقعی که انحطاط قدرت خرید پول ملی را به عریان‌ترین شکل ممکن مجسم می‌کند. در ویدئوی دیگری حجم عظیمی از اسکناس‌ و چک‌پول‌های ایرانی کنار هم چیده شده‌اند که ارزش آنها تنها معادل یک برگ ۱۰۰ دلاری آمریکا (بیش از ۲۳ میلیون تومان) است. 

این اولین بار نیست که مردم ایران شوک ارزی را تجربه می‌کنند، اما شدیدترین آنها است. آنچه این روزها در ایران می‌گذرد، از حیث شدت و ابعاد کاهش ارزش پول، چه به نسبت کالا و خدمات و چه به نسبت ارزهای خارجی، از زمان جنگ جهانی دوم به بعد و ثبت آمارهای اقتصادی در ایران بی‌سابقه است. 

سقوط ارزش پول در برابر کالا (تورم)

طبق آمارهای رسمی سطح عمومی قیمت‌ها از ابتدای سال تا مرداد ۱۴۰۵ بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است. انتظار می‌رود با انتشار آمارهای شهریور ماه، این رقم ابعاد بزرگ‌تر و نگران‌کننده‌تری به خود بگیرد. 

کاهش ۳۰ درصدی ارزش پول ملی ظرف ۶ ماه به این معناست که اگر شهروندی در ابتدای سال ۱۴۰۵ توانایی خرید سبد معینی از کالاهای اساسی را داشت، امروز برای تهیه همان سبد باید ۱٫۳ برابر (۳۰ درصد بیشتر) پول بپردازد. به عبارت دیگر، یک‌سوم از قدرت خرید پول مردم تنها در نیمی از سال از دست رفته است؛ افت شدیدی که بیشترین فشار آن بر طبقات مزدبگیر و کم‌درآمدی وارد می‌شود که از دارایی‌های سرمایه‌ای مثل ملک و ارز و طلا بی‌بهره‌اند و در معرض آسیب جدی قرار دارند. 

سقوط ارزش پول در برابر ارزهای خارجی (جهش نرخ ارز)

وجه دوم این بحران، سقوط ارزش پول ملی در برابر سایر ارزها به‌ویژه دلار آمریکا است. همان‌طور که در ویدیوها دیده می‌شود، خرید ۱۰۰ دلار آمریکا نیازمند بیش از ۲۳ میلیون تومان وجه نقد است؛ رقمی که اسکناس‌های آن حجم فیزیکی عظیمی را اشغال می‌کند.

بررسی روند قیمت ارز نشان می‌دهد که این شوک تازه دقیقاً پس از برهم خوردن توافق اسلام‌آباد و تشدید تنش‌های نظامی آغاز شد. پس از امضای توافق اسلام‌آباد، نرخ دلار از محدوده ۱۷۰ هزار تومان تا ۱۵۶ هزار تومان عقب‌نشینی کرد و تا ۷ تیرماه (زمان حملات موشکی سپاه به کشتی‌ها و نقض عملی توافق) در کانال ۱۶۰ هزار تومان تثبیت شده بود. اما از همان نقطه، روند صعودی شتابانی شکل گرفت.

در طول سه ماه گذشته، قیمت دلار یک و نیم برابر شد. به بیان دیگر، پول ملی ایران از زمان اقدام نظامی و برهم خوردن توافق سیاسی، دست‌کم یک‌سوم از کل ارزش خود را در برابر ارزهای خارجی از دست داده است. این جهش ارزی بلافاصله از طریق افزایش هزینه واردات کالاهای واسطه‌ای و نهاده‌های تولید، موج تازه‌ای از تورم را به بازار داخلی تزریق کرده است.

چشم‌انداز آینده؛ مهار انتظارات تورمی و اصلاح ناترازی‌های ساختاری

این روند نزولی تا کجا ادامه خواهد یافت؟ تا زمانی که فضای کلان اقتصادی به ثبات نرسد، نمی‌توان چشم‌انداز روشنی برای بازگشت ارزش به پول ملی متصور بود. برای آرام شدن بازار و مهار این سقوط شتابان، دو شرط اساسی و هم‌زمان ضروری است:

اول: ایجاد چشم‌انداز روشن و کنترل انتظارات تورمی: کاهش انتظارات تورمی در شرایط فعلی دشوار است. تجربه مکرر برهم خوردن توافق‌های بین‌المللی، مواضع رسمی در صداوسیما و سخنان مقامات حکومتی، ترس و ناامیدی عمیقی را در افکار عمومی ایجاد کرده است. مهار این انتظارات، نیازمند یک تحول واقعی، ملموس و ساختاری در عرصه سیاسی است.

دوم: اصلاح ناترازی‌های مالی و بودجه‌ای:‌ واقعیت اقتصادی ایران نشان می‌دهد که دخل و خرج کل کشور و به‌طور خاص بودجه دولت با هم همخوانی ندارد. کسری بودجه مزمن، موتور اصلی چاپ پول و تورم است. برای حل این ناترازی دو اتفاق باید رخ دهد:

۱. تزریق منابع جدید در صورت رفع تحریم‌ها، بازگشت درآمدهای نفتی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی.

۲. کنترل هزینه‌های دولت به‌ویژه هزینه‌های نظامی و نهادهای خاص که دست‌کم در ۷ تا ۸ سال اخیر بخش عمده منابع مالی و بودجه کشور را به خود اختصاص داده‌اند.

تا زمانی که آرامش بر فضای سیاسی و اجتماعی ایران حاکم نشود، و اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران صورت نگیرد، چرخه سقوط پول ملی ادامه خواهد داشت.

View the original on IranWire →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.