دلار ارزان نمیشود و مردم فقیرتر میشوند؛ هر دلار تا پایان سال به ۲۵۰ هزار تومان میرسد
قیمت ارز طی هفتههای گذشته با افزایش قابل توجهی روبرو شد و بهای هر دلار تا مرز ۲۳۶ هزار تومان افزایش یافت. کارشناسان معتقدند قیمت ارز کاهش نخواهد یافت و نرخ دلار تا پایان سال جاری به ۲۵۰ هزار تومان خواهد رسید.

وحید شقاقی شهری، اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی، در گفتگو با وبسایت «تجارت نیوز» افزایش نقدینگی در ایران را عامل اصلی افزایش قیمت ارز خوانده و گفته: «با حجم نقدینگی حدود ۲۵ هزار همت و با توجه به اندازه اقتصاد ایران و حجم تجارت کشورمان و با لحاظ بدهی خارجی اندک (کمتر از ۱۰ میلیارد دلار) در سناریوی بدبینانه قیمت دلار در پایان سال جاری حدود ۲۵۰ هزار تومان خواهد بود. در این سناریو، قدرت دلاری نقدینگی معادل حدود ۱۰۰ میلیارد دلار خواهد بود.»
به گفته این اقتصاددان، «از منظر مبانی نظری اقتصاد کلان، تا زمانی که رشد نقدینگی و پایه پولی با نرخهای بالا ادامه داشته باشد و نرخ رشد اقتصادی واقعی نزدیک به صفر یا منفی باشد، ارزش ذاتی ریال بطور مداوم تضعیف میشود.»
او افزود: «در بازه سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، حجم نقدینگی از حدود سه هزار و ۵۰۰ همت به ۱۵ هزار و ۶۰۰ همت رسید و در این مدت حجم نقدینگی بیش از چهار برابر شد. در زمستان ۱۴۰۲ سیاست کنترل مقداری ترازنامه بانکها توانسته بود نرخ رشد نقدینگی را به صورت موقت تا ۲۴/۳ درصد مهار کند، اما در سال ۱۴۰۴ به دلیل فشار ناشی از خسارات جنگ، تکالیف بودجهای، تسهیلات تکلیفی و اضافه برداشتهای مزمن، فنر نقدینگی رها شد و در زمستان ۱۴۰۴ نرخ رشد نقطهای نقدینگی به سقف تاریخی ۵۳/۲۷ درصد رسید.»
وحید شقاقی شهری معتقد است: «هرقدر رشد نقدینگی، البته با در نظر گرفتن ضرورت مقابله با رکود اقتصادی، حمایت از خسارات جنگ و آسیبدیدگان و دهکهای فرودست جامعه، کنترل شود، احتمال جهشهای بیشتر ارزی و در نتیجه تشدید تورم نیز کمتر خواهد شد.»
احسان رضاپور کارشناس بازارهای مالی نیز از جمله کارشناسانی است که افزایش قیمت ارز را ادامهدار ارزیابی کرده است: «به واسطه شرایط تورمی، وضعیت فضای اقتصادی کشور، محدودیتها، تحریمها و فضای بینالملل، همچنان انتظار این وجود دارد که به صورت فصلی شاهد افزایش بیشتر قیمت دلار باشیم.»
وی معتقد است: «با توجه به شرایط موجود، در محاسبات خود باید حداقل رشد ۱۰ تا ۱۵ درصدی ارزش دلار را به صورت فصلی لحاظ کنیم.»
به گفته این تحلیلگر بازارهای مالی، «خبر مثبت سیاسی میتواند رشد قیمت دلار را موقتاً متوقف کند. با این حال، انتظار نداریم این کاهش بتواند دلار را به محدودههای زیر ۲۰۰ هزار تومان برساند و قیمت برای مدت پایدار در آن محدوده باقی بماند.»
افزایش قیمت ارز در اقتصاد ایران سبب افزایش قیمت کالاها و خدمات مختلف میشود و با افزایش بهای دلار در عمل سفره خانوارها کوچکتر و فقر افزایش مییابد.
در همین رابطه خبرگزاری «ایلنا» گزارش داده، وقتی نرخ دلار در بازار آزاد در محدوده ۲۳۵ هزار و ۴۰۰ تا ۲۳۵ هزار و ۸۰۰ تومان نوسان میکند، به این معناست که سلسله شوکهای قیمتی، سفره حداقلبگیران را ویران کرده است. ثبت تورم نقطه به نقطه ۸۹ درصدی در امرداد و جهش آن به بالای ۱۲۷ درصد در گروه خوراکیها و آشامیدنیها، دادههایی رسمی که مرکز آمار ایران گزارش داده، نشان میدهند که کالاهای اساسی، به طرز بیسابقهای از دسترس طبقات محروم جامعه خارج شده است.
مجید رحمتی، فعال کارگری، با تأکید بر ضرورت افزایش دستمزد اقشار کمدرآمد گفته: «در یک سال گذشته، نرخ برخی کالاهای اساسی نظیر روغن بیش از ۳۰۰ درصد و برنج بیش از ۲۰۰ درصد جهش داشته است؛ اینها کالاهایی هستند که پایه اصلی سبد معیشت خانوارهای کارگری را تشکیل میدهند.»
علی ترکاشوند فعال کارگری دیگریست که با اشاره به وضعیت بحرانی معیشت کارگران و بازنشستگان گفته: «کارگر روزگاری دلش به یک نان و پنیر خوش بود، امروز دیگر توان خرید آن را هم ندارد.»
او با بیان اینکه «تورم به شدت و عین موتور جت، حرکت میکند و به پیش میرود، ولی متأسفانه مسئولان ما هیچ کاری نمیکنند» گفته: «افزایش هزینههای زندگی، کارگران را حتی در تأمین ابتداییترین نیازهای خانوار با مشکل مواجه کرده است. کارگری که از صبح تا غروب کار میکند، نباید دغدغه این را داشته باشد که آیا شب میتواند نان و میوه برای خانه ببرد یا قرار است شرمنده زن و بچهاش شود.»
همچنین گزارشها حاکی از آنست که بسیاری از کارگران برای تأمین هزینههای ضروری زندگی به کار دوم و درآمدهای جانبی روی آوردهاند و بخش گستردهای از بازنشستگان با وجود کهولت یا بیماری ناچار شدهاند به بازار کار بازگردند تا هزینههای ضروری زندگی خود و خانوادهشان را پوشش دهند.
روزنامه «شرق» نیز در یک گزارش میدانی به شرایط زندگی شهروندان پرداخته که صبح تا شب در تلاش برای بقا و تأمین ضروریترین هزینههای زندگی هستند.
در این گزارش آمده، «فقر همیشه با تصویر دراماتیک دستهای خالی، گرسنگی ملموس و بیخانمانی تعریف نمیشود. در لایههای عمیقتر جامعه، فقر شکل فرسایندهتر و بیصداتری دارد؛ رخنه خاموشی که به تدریج وارد خانهها میشود، اولویتهای زیستی خانواده را تغییر میدهد و جزئیات کوچک زندگی را یکی پس از دیگری مصادره میکند. این فقر نوین، خط برهوت مطلق نیست؛ بلکه نزول گام به گام از تراز «زیستن انسانی» به «تلاش مداوم برای بقا» است؛ جایی که حذف یک بسته پنیر پیتزا برای یک کودک، خطکشیدن روی خریدهای بهداشتی اولیه یک زن، کنارگذاشتن موز و گوشت، یا انصراف از اشتراک یک پلتفرم موسیقی، دیگر صرفا یک تصمیم اقتصادی ساده به شمار نمیرود، بلکه گواه روشن سقوط چندپلهای کیفیت زندگی و فرسایش تدریجی سلامت روان جامعه است.»
روزنامه «شرق» نوشته، «طاهره، ۴۱ ساله، وقتی از تأثیر گرانی بر زندگیاش حرف میزند، پیش از هر چیز از «فشار روانی» میگوید؛ فشاری که به گفته او گاهی از خود گرانی سنگینتر است: «اولین تأثیری که گرانی روی ذهن و زندگی من داشته، بیشتر از خود گرانی، آن حس استرس، نگرانی و بلاتکلیفی است که از جامعه میگیرم. همین که آدم احساس میکند تمام تمرکز جامعه روی مسئله گرانی رفته، خودش فشار روانی خیلی بیشتری نسبت به خود گرانی ایجاد میکند. گاهی آدم احساس میکند اتفاق خیلی بزرگی در حال رخدادن است که از درکش عاجز است یا خودش تحت فشار آن قرار گرفته و یک فشار مضاعف هم به او وارد میشود. این حس خیلی بدتری به آدم میدهد».
به گفته طاهره، حتی نیازهای بهداشتی زنان هم تحت تأثیر قرار گرفته. او میگوید، در دوران قاعدگی، در طول یک هفته سه بسته پد بهداشتی مصرف میکرد، اما حالا خرید همان سه بسته حدود ۷۰۰ هزار تومان هزینه دارد. نتیجه، انتخابی است که اساسا نباید انتخاب باشد: «یا مجبورم زمان تعویض پد را طولانیتر کنم یا از برندهای ارزانتر استفاده کنم که گاهی باعث حساسیت میشوند و بر اساس منطق این موضوع نباید چیزی باشد که یک زن از طبقه متوسط اجتماع در شهری مثل تهران نگرانش شود، اما متأسفانه یکی از نگرانیهای من شده است.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.