احضار و حبس برای هنرمندان داخل ایران؛ دعوت و تهدید برای تبعیدیها
بهتازگی حکم حبس «الناز شاکردوست» بازیگر ساکن ایران بهخاطر فعالیت در فضای مجازی، تایید شده است. «هوشنگ پوربابایی»، وکیل این هنرمند در گفتوگو با «امتداد» خبر داده که دادگاه تجدیدنظر استان تهران، حکم بدوی یک سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از فعالیتهای سیاسی، مجازی و هنری علیه موکلاش را تایید کرده است. همراستا با برخوردهای امنیتی قضایی با هنرمندان داخل ایران، در تابستان سال جاری همانطور که پیشتر گزارش شده بود دهها هنرمند و سینماگر، در پی اعتراض به موج اعدامها در ایران به نهادهای امنیتی یا مراجع قضایی احضار شدند. اما همزمان با برخوردهای امنیتی با هنرمندان داخل ایران، این روزها شاهد بازگشت هنرمندان مهاجر و دعوت دولت از آنها برای این بازگشت هستیم. در آخرین نمونه «بیژن مرتضوی» به ایران بازگشت اما کمتر از دو روز بعد از بازگشت او، صداوسیمای جمهوریاسلامی در گزارشی این پرسش را مطرح کرد که آیا بازگشت «بدون هزینه» مرتضوی و دیگر هنرمندان خارج از کشور، «توجیه عقلانی» دارد؟ نام «محسن نامجو»، «فاطمه معتمدآریا» و «اصغر فرهادی» هم در گزارش این نهاد مطرح شد. صداوسیما خواستار بررسی قضایی مواضع و فعالیتهای گذشته آنها شده و رسانههای داخلی، پیام گزارش را درخواست برای محاکمه هنرمندان بازگشته توصیف کردند.
اگرچه این نخستین بار نیست که مقامهای جمهوری اسلامی از یکسو ایرانیان خارج از کشور را به بازگشت دعوت میکنند و از سوی دیگر، درباره پاسخگو کردن آنها هشدار میدهند. اما اینبار فاصله میان دعوت و تهدید، به فاصله پخش ویدیوهای بازگشت مرتضوی در فرودگاه تا پخش یک گزارش تلویزیونی رسیده است. همزمان هم، برخوردهای امنیتی با هنرمندان داخل ایران، جریان دارد.
دولت «مسعود پزشکیان» گفته بود که برای تسهیل بازگشت بیش از ۱۰۰ چهره ایرانی برنامه دارد. حالا اما صداوسیما و روزنامه «کیهان» پرسیدهاند چرا کسانی که در سالهای گذشته علیه جمهوری اسلامی موضع گرفتهاند، باید «بدون پشیمانی» یا «مجازات» به کشور بازگردند؟
صداوسیما چه میخواهد؟
صداوسیمای جمهوری اسلامی شامگاه ۹مهر۱۴۰۵، یک روز پس از انتشار تصاویر ورود بیژن مرتضوی به تهران، گزارشی درباره بازگشت هنرمندان خارج از کشور پخش کرد.
این رسانه با طرح موضوع «عدالت و اجرای قانون»، پرسید آیا بازگشت «بدون پشیمانی» و «بدون هزینه» این هنرمندان قابل توجیه است؟ خبرگزاری صداوسیما در توضیح این گزارش، از درخواست برای «بررسی قضایی و محاکمه» افراد بازگشته خبر داد.
نام محسن نامجو، بیژن مرتضوی، فاطمه معتمدآریا و اصغر فرهادی در این گزارش مطرح شده است. اصغر فرهادی را البته نمیتوان در ردیف هنرمندان مهاجر تازهبازگشته قرار داد. اما میتوان آن را به افزایش برخوردهای امنیتی با هنرمندان ساکن ایران مرتبط دانست.
برخی رسانههای داخل ایران محتوای برنامه صداوسیما را درخواست صریح این نهاد برای محاکمه هنرمندان بازگشته توصیف کردند. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، قوه قضاییه از تشکیل پرونده جدید یا آغاز تعقیب قضایی این افراد خبر نداده است.
در ساختار جمهوری اسلامی، چنین گزارشهایی فقط یک موضع رسانهای باقی نمیمانند. صداوسیما در پروندههای سیاسی و امنیتی، بارها پیش از اعلام رسمی اتهامات، روایت نهادهای امنیتی را منتشر کرده یا زمینه افکار عمومی را برای برخورد قضایی آماده کرده است. البته این روش را میتوان در برخی دیگر از رسانههای حکومتی نیز مشاهده کرد، طرح یا درخواست تشکیل پرونده برای یک شخص یا گروهی از افراد ابتدا در رسانههای وابسته به حکومت مطرح میشود و کمی بعد، برخوردهای قضایی و امنیتی شکل میگیرد.
اینبار اما گزارش صداوسیما بر هنرمندان بازگشته به ایران تمرکز کرده است. مسالهای که «حق ورود» به خاک ایران را در مقابل «امنیت پس از ورود» مطرح میکند. و البته، پرسشهای بسیاری برای افکار عمومی بههمراه دارد. آنهم در شرایطی که هنرمندان معترض به سیاستهای جمهوری اسلامی در داخل کشور، بهخاطر رویکردهای خلافنظر حاکمیت، زیر فشارهای امنیتی قرار دارند.
بازگشت کافی نیست؛ کیهان «توبه» میخواهد
صداوسیما تنها نهاد حکومتی مخالف بازگشت آزادانه هنرمندان نیست. روزنامه کیهان، ارگان وابسته به بیت رهبری جمهوری اسلامی نیز پس از بازگشت محسن نامجو، او را «خواننده هتاک» خواند و حضورش در ایران را در کنار مجموعهای از تحولات فرهنگی، نشانه احتمالی «نفوذ در مراکز تصمیمساز» دانست.
کیهان در گزارش خود، این پرسش را مطرح کرد که آیا نامجو از رفتارها و مواضع گذشته خود «اعلام برائت» کرده و آیا درباره آنچه این روزنامه «توهین به مقدسات» خوانده، «ابراز پشیمانی» کرده است؟ روزنامه «سازندگی» هم در گزارشی نوشته بود که اگر قرار به بازگشت خوانندهای به ایران باشد اما اجازه فعالیت و حضور روی صحنه به او داده نشود، بازگشت او چه فایدهای دارد؟ روزنامه کیهان به پرسش این روزنامه پاسخ داده بود که «رجعت به وطن» نباید جای «توبه و استغفار» را بگیرد؛ سیاستی که همواره جمهوری اسلامی بهدنبال آن است، آنهم با زور و حتی شکنجه. کیهان، گزارش سازندگی را تلاش برای «بزک کردن» نامجو و فراهم کردن زمینه اجرای کنسرت برای او توصیف کرد.
چند هفته بعد، فاطمه معتمدآریا نیز هدف حمله مشابهی قرار گرفت. کیهان در مطلبی با عنوان «بازگشت بدون هزینه یک بازیگر وطنفروش»، مواضع اجتماعی و سیاسی گذشته معتمدآریا را یادآوری کرد و بازگشت بدون برخورد امنیتی با این هنرمند را زیر سوال برد.
قوه قضاییه چه تضمینی داده است؟
موضع رسمی قوه قضاییه در سالهای گذشته این بوده است که «هیچ ایرانی ممنوعالورود نیست.» اما هیچگاه «امنیت پس از ورود» برای ایرانیها تضمین نشده است. همانطور که آزادی بیان و موضعگیری برای هنرمندان داخل ایران هم بهرسمیت شناخته نمیشود، مثل سانسور و برخوردهای امنیتی با معترضان و هرکسی که جز خواسته و روایت حاکمیت، سخنی بر زبان براند یا در شبکههای اجتماعی منتشر کند.
درباره بازگشت به ایران اما «غلامحسین محسنیاژهای»، رییس قوه قضاییه، پیشتر گفته بود بازگشت ایرانیان مقیم خارج نهتنها ضرری ندارد، بلکه برای کشور «منفعت» دارد. البته مشخص هم نشده که منظور از منفعت، چیست. مقامهای این قوه در عین حال تاکید کردهاند اگر فردی پرونده قضایی، شاکی خصوصی یا اتهامی داشته باشد که از نظر دستگاه قضایی قابل پیگیری است، پس از ورود باید پاسخگو باشد.
در ماههای گذشته در کنار اسامی هنرمندانی که ممکن است به ایران بازگردند، نام «معین» هم مطرح شده بود. «مسعود ستایشی»، سخنگوی پیشین قوه قضاییه، در واکنش به بحث بازگشت خوانندگانی مانند «معین» گفته بود ایرانیانی که مرتکب جرم یا «خیانت به مصالح کشور» نشدهاند، میتوانند بازگردند.
با توجه به قوانین ایران که همواره مورد انتقاد وکلای حقوقبشری و کنشگران این عرصه بوده است، میتوان این پرسش را مطرح کرد که چه کسی و براساس چه معیاری تشخیص میدهد فعالیت هنری، مصاحبه، انتشار یک پست در شبکههای اجتماعی یا حضور در تجمعی خارج از ایران «جرم» یا «خیانت» بوده است؟ آنهم در شرایطی که اطلاعات روشنی از چهرههای دارای پرونده قضایی، منتشر نشده و سازوکار قابل دسترسی و مستقلی نیز وجود ندارد که افراد پیش از سفر از وضعیت قضایی خود مطمئن شوند.
اگرچه نداشتن پرونده قضایی در زمان ورود به ایران، تضمینی برای عدم تشکیل پرونده قضایی پس از بازگشت هم نیست.
نهادهای درگیر در بازگشت هنرمندان؛ صحنههای خالی از اجرا
پیش از آنکه نامجو، مرتضوی و معتمدآریا به ایران بازگردند، مقامهای دولت پزشکیان از لزوم بازگرداندن هنرمندان خارج از کشور سخن گفته بودند. از جمله «محمدرضا عارف»، معاون اول رییسجمهوری که ۲۵شهریور۱۴۰۴ در جلسه شورای عالی سینما از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواست این موضوع را «بهصورت جدی» در دستور کار قرار دهد. عارف وضعیت زندگی برخی هنرمندان ایرانی در خارج از کشور را نگرانکننده توصیف کرده بود.
یک سال بعد، «سیدعباس صالحی»، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از تهیه فهرستهایی شامل بیش از ۱۰۰ چهره فرهنگی، هنری و فکری خارج از کشور خبر داد. به گفته صالحی، این نامها در اختیار مجموعهای قرار گرفتهاند که در روند بازگشت ایرانیان دخیلاند. دولت هیچوقت شفافیتی درباره این «مجموعه» از خود نشان نداد.
«ایرانوایر» پیشتر گزارش داده بود که بر اساس اطلاعاتی که در اختیار ما قرار گرفته، بازگشت یا بازگرداندن شماری از ایرانیهای تبعیدی، پروژهای است که سپاه پاسداران بهدنبال آن است و برای پیشبرد آن، با وزارت ارشاد دولت «مسعود پزشکیان» همکاری میکند. در کنار هنرمندان، تعدادی از روزنامهنگاران تبعیدی نیز در این پروژه برای بازگشت یا بازگردانده شدن، مد نظر سپاه هستند.در میان چهرههای هنری شناختهشده که در دوران پساجنگ به ایران بازگشتند، «قیصر» اما دوباره از ایران رفت. او بعد از بازگشت به ایران، یکبار در حاشیه تجمع حامیان جمهوری اسلامی در مراسم «مهمانی دهکیلومتری غدیر» اجازه اجرا پیدا کرد. چند روز بعد اما با انتشار ویدیویی از خود، تایید کرد که ایران را ترک کرده است. درباره جزییات آنچه میان او و نهادهای حکومتی گذشت اما هیچ اطلاعاتی منتشر نشده است. دلیل این رفتوآمد هم تاکنون نامشخص باقی مانده است.
در این میان تنها «رامین سیدامامی»، مشهور به «کینگرام» در میان هنرمندان بود که پس از حدود هشت سال به ایران بازگشت و در تهران کنسرت برگزار کرد. او فرزند «کاووس سیدامامی» از فعالان محیط زیست است که تردیدهایی درباره نحوه مرگ او در زندان اوین، وجود دارد و کینگرام هم از دادخواهان این پرونده و منتقد جمهوری اسلامی بهشمار میرفت.
آنها که میمانند، آنها که بازمیگردند؛ احضار و حبس مقابل تهدید
سیاستهای جمهوری اسلامی در مقابل هنرمندان داخل ایران بهویژه در دوران پساجنگ و پساکشتار بهخوبی روشن میسازد که موضعگیریهای آنها چه مقابل اعدام باشد و چه در انتقاد از جمهوری اسلامی، برایشان هزینه دارد. از احضار به نهادهای قضایی تا صدور حکم حبس.
در مقابل، دعوت از هنرمندان خارج از ایران اگرچه همچنان جریان دارد اما حالا با تهدید نهادهای وابسته به بخش تندروی حاکمیت همراه شده است؛ از روزنامه کیهان تا صداوسیمای جمهوری اسلامی. اگرچه مشخص نیست که در گفتوگوهای میان هنرمندان بازگشته یا آنها که به فکر بازگشت به ایران هستد، با نهادهای حکومتی و دولتی، چه میگذرد، اما کنار هم قرار گرفتن این دو رویکرد، بیانگر برخورد دوگانه جمهوری اسلامی با مساله هنرمندان است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.