حمید، مردی که دیگر نخواست لانچر بسازد؛ نخستین اکران سرزمین سوم
زندگیاش از روزی که میفهمد تریلرهایی که ساخته، سکوهای پرتاب موشک هستند، عوض میشود.
داستان زندگی «حمید»، سوژه مستند داستانی «سرزمین سوم» ساخته «فرزاد خوشدست» است. این مستند امروز در حالی در جشنواره بینالمللی «جیهلاوا» اکران میشود که حمید و خانوادهاش سیزدهمین سال پناهجویی را بدون مدارک هویتی در ترکیه از سر میگذرانند.
فرزاد خوشدست، آنچه حمید، همسرش حنانه و فرزندشان کیان از سر گذراندهاند، جلوی دوربین برده است.
او به «ایرانوایر» میگوید: «چند سال پیش در یک اداره دولتی در ترکیه با حمید آشنا شده و داستان او را شنیده است.» و همانوقت احساس کرده این داستان سوژه مستند است: «دلم میخواست وقتی روایت یک پناهجو را میسازم، روایتی شبیه این خانواده باشد که همگی توانمند هستند. تحصیلکردهاند و مسلط به چند زبان. شغل تخصصی داشتهاند و به خاطر مسالهای سیاسی وادار به ترک وطن شدهاند.»
حمید مستند «سرزمین سوم» مهندس است، میگوید سال ۱۳۸۹ با شرکتی برای ساخت تریلرهای بزرگ که هر کدام توانایی حمل ۶۰ تا ۷۰ تن بار دارند، همکاری میکرده است: «در کل ۱۰۵ تریلر ساختم. سری آخر ۳۶ تا بود. معمولا این تریلرها در مکانهایی نصب میشدند و مثلا تجهیزات سنگین صنعتی مثل برق و …روی آن قرار میگرفت.» او میگوید که سری آخر تریلرها اما در نقاطی کاملا امنیتی قرار میگرفتند، مکانهایی پر از نقاط کور و دوربینهای امنیتی.
حمید پس از اینکه متوجه میشود تریلهایی که او میسازد، پروژه سپاه و سکوهای پرتاب راکت هستند، کارش را متوقف میکند: «ترسیدم. پروژه مال سپاه بود اما طرف قرارداد ما سپاه نبود.»
توقف کار حمید اما آغاز تهدیدهای امنیتی، بازجویی و شکنجه است: «میگفتند بگو با چه کسانی در ارتباطی و اطلاعات میدهی؟ راحت تهدید میکردند که اگر جواب ما را ندهی شاید برای زن و بچهات اتفاقی بیفته. این همه آدم تصادف میکنند و میمیرند شاید بچه تو هم باشد.»
همینها باعث میشود حمید که متوجه ممنوعالخروجیاش میشود، قاچاقی از مرز رد شود و در ترکیه اعلام پناهندگی کند. همسرش حنانه میگوید: «حمید یازده روز توی راه بود. در این مدت نه کیلو وزن کم کرد.»
حنانه و فرزندشان کیان هم راهی ترکیه میشوند. پرونده پناهندگی آنها قبولی میگیرد و قرار میشود به آمریکا منتقل شوند با این حال تغییر سیاستهای مهاجرتی آمریکا همچنان آنها را در بلاتکلیفی قرار داده است.
فرزاد خوشدست که پس از انتشار تیزر این فیلم دادنامهای در سامانه ثنا دریافت کرده و از سوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی به تبلیغ علیه نظام محکوم شده است، داستان زندگی حمید را پس از توقف اجباری فیلم داستانیاش در ایران جلوی دوربین برده است. او میگوید مشغول ساخت یک فیلم داستانی به نام «سپیده و سایر مردان» در تهران بوده که تهیهکننده در همدستی با وزارت ارشاد کار را متوقف میکند: « فیلمنامهای که به وزارت ارشاد داده بودم با آنچه در حال ساخت آن بودم مطابقت نداشت و غلامرضا موسوی تهیهکننده کار وقتی متوجه این موضوع شد، کار را متوقف کرد.»
او پس از این اتفاق به ترکیه میرود تا داستان حمید را روایت کند. داستانی تکاندهنده از انتظار خانوادهای پناهجو برای رفتن به کشور سوم. داستان یک مهندس ایرانی که میگوید: «آقایون میگن روزی هزار تا راکت میزنیم، به زبون سادهاس. این راکتها از کجا پرتاب میشن؟ از رو شاسیای که من ساختم.»
داستان زنی که به خاطر همسرش همهچیز را رها کرده و حالا در هتلهای آنتالیا و آنالیا به صورت فصلی کار میکند و پسری عاشق توپ که از کودکی به صورت حرفهای فوتبال بازی میکرده و آرزو داشته در باشگاههای معتبر جهان بازی کند اما حالا به خاطر نداشتن مدارک هویتی حتی از رفتن به زمین بازی هم منع میشود. کیان حالا ۲۲ ساله است او به خاطر نداشتن مدارک هویتی به دانشگاه هم نرفته است.
حمید، حنانه و کیان سال گذشته آنقدر از بلاتکلیفی خسته شدهاند که تصمیم میگیرند با وجود همه خطرات به ایران برگردند. خانهشان را در ترکیه پس میدهند و در حال انجام کارهای بازگشتشان بودهاند که اعتراضات دیماه آغاز میشود، کشتار گسترده و جنگ مانع بازگشت این خانواده میشود و آنها همچنان در بلاتکلیفی در ترکیه به سر میبرند.
فرزاد خوشدست میگوید از سال گذشته تاکنون بارها وضعیت این خانواده را با نهادهای حقوق بشری بینالمللی مطرح کرده اما نتیجهای نگرفته است. او میگوید: «امیدوار است اکران این فیلم در بهبود وضعیت این خانواده اثرگذار باشد.»
اکران «خط باریک قرمز» آخرین مستند سینمایی فرزاد خوشدست که داستان نوجوانی در معرض اعدام در کانون اصلاح و تربیت را روایت میکرد، به نجات این نوجوان منجر شد. فرزاد خوشدست میگوید: «او از اعدام نجات پیدا کرد و حالا مدیریت یک رستوران را دارد. امیدوارم اکران این فیلم هم وضعیت زندگی حمید و خانوادهاش را تغییر دهد. آرزوی هر مستندسازی است که نمایش اثر در وضعیت سوژه اثر بگذارد.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.