طبقه متوسط چگونه در جریان مقاومت نابود شد؛ مناظره سعید لیلاز و رحمان قهرمانپور
«سعید لیلاز» تحلیلگر اقتصاد سیاسی ایران و «رحمان قهرمانپور» پژوهشگر روابط بینالملل و تحلیلگر سیاست خارجی ایران به تازگی و به بهانه نقد و بررسی کتاب «گلوگاه» (The Chokehold) اثر «ادوارد فیشمن» درباره سیاست خارجی کنونی جمهوری اسلامی مناظرهای کردهاند که کانال یوتیوبی «روزآروز» آن را منتشر کردهاست. کتاب گلوگاه، مکانیسم تحریمهای مالی ایالات متحده و ابزارهای آن در نظام بینالملل را تحلیل میکند. این مناظره علاوه بر بحث درباره سیاست خارجی و داخلی جمهوری اسلامی پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه و اعتراضات دی ۱۴۰۴ یک حاشیه هم داشت که در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت و آن توصیفی بود که لیلاز برای «کریمخان زند» با عنوان «یک لر بیسواد» به کار برد.
لیلاز گرچه تحصیلکرده تاریخ در دانشگاه است اما عمدتا او را به عنوان تحلیلگر اقتصادی میشناسند و در این مناظره نیز تاکید کردهاست: «هر گروهی به دوگانه یا مذاکره، یا وادادگی تاکید میکند یا آنها که میگویند یا جنگ یا وادادگی به معنای آن است که نمیخواهند مناسبات داخلی را سر و سامان بدهند. یعنی باز هم میخواهند به اقتصاد نفتی بازگردند».
در همین حال رحمان قهرمانپور نیز که خود در سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۳ در زندان جمهوری اسلامی بوده در این نشست و با تکیه بر آنچه در کتاب گلوگاه تشریح شده گفتهاست: «مهمترین پیامد تحریمها از بین بردن افق و چشمانداز دموکراسی است. وقتی به تجربه فرو افتادن دولتهای بشار اسد در سوریه یا صدام در عراق نگاه میکنیم میبینیم طبقات متوسط چون ضعیف شدهاند امکان گذار به دموکراسی را نداشتهاند».
این در حالی است که تحریمهای اقتصادی و جنگ مالی بینالمللی سالهاست که بر تمامی ابعاد زندگی، حقوق اولیه، سلامت و معیشت شهروندان ایرانی سایه افکنده است. نمونه ساده آن ماجرای غرق شدن کشتی کانتینری در تنگه هرمز و برجسته شدن ناتوانی ایرانیها در خرید آیفون۱۸ است. در چنین فضایی در مناظرهای که پیرامون کتاب گلوگاه برگزار شد این دو کارشناس به نقد پیامدهای درونی و بیرونی این وضعیت بر جامعه و ساختار حکمرانی ایران پرداختند.
اضمحلال طبقه متوسط و پناه بردن به «روایت قربانی» برای مسئولیتگریزی
رحمان قهرمانپور با اشاره به تحریمهای جدید و هوشمند که با تکیه بر فناوری و هوش مصنوعی تا چند لایه از مبادلات و شرکتهای صوری را شناسایی میکنند، تاکید کرد که اصلیترین آسیب این وضعیت در بعد جامعهشناختی، جابهجایی طبقاتی و نابودی طبقه متوسط است.
قهرمانپور در تشریح شکلگیری شبکه فساد ناشی از دورزدن تحریمها در این نشست گفتهاست: «تحریمهای خارجی یک طبقه الیگارشی ثروتمند انحصارگرا به وجود میآورد که هنر اینها دور زدن تحریمها و پیوند با رأس قدرت است. این وضعیت و فعالیت این گروه مشخصاً طبقه متوسط را از بین برده یا تضعیف کردهاست».
او با یادآوری اینکه طبقه متوسط لنگرگاه دموکراسی و ثبات جامعه است، هشدار داد که با نابودی این طبقه، افق گذار به دموکراسی و امکان توسعه اقتصادی مسدود میشود.
این تحلیلگر روابط بینالملل با نقد دیدگاههای مبتنی بر «جبر جغرافیایی»، حکومت را به مسئولیتگریزی متهم کرده، افزودهاست: «وقتی شما از جبر جغرافیایی حرف میزنید، راه برای سیاستمدار باز میکند که بگوید آقا من که تلاشم را کردم نشد دیگر و این باعث میشود به تعبیری که فلاسفه اخلاق میگویند نوعی مسئولیتگریزی رواج پیدا کند».
او با دست گذاشتن بر تبعات شدید انسانی تحریمها بر بیماران، معلولان، سالمندان و موج بیسابقه مهاجرت نخبگان تاکید کردهاست: «ملاک سیاستگذاری باید بر اساس خیر جمعی باشد، سیاست یعنی زندگی جمعی. این سیاست برای من نیست که من توی خانه بنشینم.
قهرمانپور همچنین با تاکید بر این که اصل بنیادین سیاست بینالملل، کمبود قدرت است و هر کشوری باید دقیقاً به اندازه وزن و توان واقعیاش رفتار کند تصریح کردهاست: «یک قدرت متوسط منطقهای نمیتواند بدون ابزار کافی با ابرقدرتی که دارای بودجههای نظامی و مالی کلان است وارد تقابل فرسایشی شود و مدعی باشد با احساسات میتوان بازی را برد. سیاستگذاری جای ادعاهای شخصی و رفتارهای حیثیتی نیست، بلکه باید در خدمت خیر جمعی و رفاه عمومی باشد. وقتی سیاستی کمر کارگر و طبقات ضعیف را میشکند و کشور را با موج مهاجرت نخبگان روبهرو میسازد، نمیتوان از جیب مردم شعار مقاومت سر داد؛ زیرا این هزینهها از زندگی و آینده جامعه پرداخت میشود».
خلاصهای از این مناظره را در ادامه میخوانید:
لیلاز: ناکارآمدی تحریم در سرنگونی حکومتها
در مقابل دیدگاههای رحمان قهرمانپور، سعید لیلاز با تاکید بر اینکه تحریمهای اقتصادی به تنهایی هرگز در تاریخ منجر به سرنگونی حکومتی نشدهاند، برجستهسازی بیش از حد تحریمها را پوششی برای پنهانسازی فساد ساختاری دانستهاست.
لیلاز در این نشست تصریح کردهاست: «بزرگترین نگرانیام از مسئله تحریمها این است که ما را گمراه میکند و باعث میشود که یک روایت نادرست از ماجرا بدهیم؛ سوءمدیریت و فساد داخل را به تحریم مربوط بدانیم.
او با بیان اینکه سنگینترین امواج فساد و شکاف طبقاتی در تاریخ ایران در دورههای وفور درآمدهای نفتی رخ داده، گفتهاست: «فساد در ایران اصلا ربطی به تحریم ندارد. من معتقدم تحریم عامل تعیینکننده در اقتصاد ایران نیست».
او با اشاره به تقابل ژئوپلیتیک میان ایران و آمریکا و ادعای اینکه واشنگتن تنها گزینه «یا تسلیم یا مقاومت» را پیش روی ایران گذاشته، افزودهاست: «ایالات متحده آمریکا به شما پیشنهاد میکند یا تسلیم یا مقاومت».
این تحلیلگر اقتصاد سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر این که «بر خلاف القائات ناامیدکننده، تابآوری ساختار اقتصادی ایران بسیار نیرومند و کمنظیر بوده» توضیح دادهاست: «حجم تجارت خارجی ایران در سال ۱۴۰۳ به دلار آمریکا، ۱۵ درصد فراتر از اوج سالهای برجام ثبت شده است. اقتصاد ایران موفق شد فشار حداکثری و بحران کرونا را پشت سر بگذارد و تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت تا پایان سال ۱۴۰۰ به سقف رکورد تاریخی سال ۱۳۹۶ بازگشت. علاوهبر این، متوسط رشد اقتصادی کشور بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ معادل ۴.۲ درصد و بالاتر از عربستان بوده و میانگین رشد سالانه ایران بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ همپای عربستان و امارات پیش رفته است که اثبات میکند مسئله اصلی ساختار وابسته به نفت است، نه صرفاً تحریم».
لیلاز در بخشی دیگری از تحلیلهای خود با تاکید بر این که «اختلاف بنیادین واشنگتن با ایران ربطی به پرونده هستهای، ساختار مذهبی یا تغییر احزاب در آمریکا ندارد؛ بلکه بر سر ژئوپلیتیک و ظهور یک ایران مستقل است» افزوده است: «همانطور که اوباما طراح اصلی تحریمها را حفظ کرد، پیش از انقلاب نیز غرب حاضر نشد به ایران صنایع مادر چون ذوبآهن بدهد و در عصر حاضر نیز پیشرفتهای فناورانه هوآوی چین را تحمل نکردند. هیچ قدرت هژمونی برآمدن رقیب یا استقلال بازیگران دیگر را برنمیتابد».
او به سناریویی که آمریکا عملاً تحمیل کرده یعنی یک دوگانه واقعی یا تسلیم، یا مقاومت اشاره کرده، افزوده است: «مقاومت به معنای انفعال یا گریز از مذاکره نیست؛ سیاست تداوم مبارزه با ابزارهای دیگر است و نباید دیپلماسی، کار تبلیغاتی و جلب مشروعیت جهانی را نادیده گرفت. اما معطل گذاشتن اقتصاد پشت سراب رفع تحریم، کشور را فلج میکند. همچنین دموکراسی هدیه برداشته شدن تحریم نیست، بلکه برآمده از توازن قوای اجتماعی و طبقاتی در داخل است. راه خروج از چالشها در انضباط مالی، رویکرد به اصلاحات ساختاری درونی، مبارزه با فساد و تکیه بر ظرفیتهای داخلی نهفته است.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.