اعدام ورزشکاران در ایران؛ بیرحمتر از نازیها، سیاهتر از حکومت مائو تسهتونگ
«علیسینا مصطفوی»، کوهنورد و موزیسین اهل کرمان، سحرگاه چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ در زندان مرکزی این شهر اعدام شد. قوه قضاییه جمهوری اسلامی او را به «محاربه» و تیراندازی به شهروندان و نیروهای نظامی متهم کرده و اعلام کرده است که حکم اعدام پس از تایید دیوان عالی کشور اجرا شد؛ مصطفوی از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ بود.
با اعدام علیسینا مصطفوی، نام ورزشکار دیگری به فهرست ورزشکارانی اضافه شد که در دوران حکمرانی جمهوری اسلامی در ایران، به جرم اعتراض، به دار آویخته شدهاند؛ فهرستی که از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، نام چندین ورزشکار شناختهشده در آن ثبت شده است.
اعدام ورزشکاران در ایران دیگر یک اتفاق استثنایی نیست. فاجعهای که تکرار آن، خطر عادیشدن مرگ ورزشکاران به دست حکومت را به همراه دارد.
در این میان، واکنش نهادهای بینالمللی ورزش نیز پرسشبرانگیز است. سازمانهایی که برای کوچکترین تخلف از مقررات ورزشی سازوکارهای نظارتی و انضباطی دارند، در برابر اعدام ورزشکاران ایرانی چه اقدام موثری انجام دادهاند؟
برای درک ابعاد این فاجعه، باید از مرزهای ایران و حتی تاریخ معاصر فراتر رفت و به پیشینه اعدام ورزشکاران در حکومتهای دیگر و بازههای زمانی سیاه تاریخ جهان نگاه کرد.
از عربستان تا کره شمالی؛ مجازات اعدام و سرنوشت ورزشکاران
جمهوری اسلامی تنها حکومتی نیست که مجازات اعدام را به صورت گسترده برای شهروندانش اجرا میکند. عربستان سعودی، چین، افغانستان و کره شمالی نیز در شمار کشورهایی قرار دارند که مجازات مرگ، همچنان بخشی از نظام قضایی یا سازوکار سرکوب حکومتی آنهاست.
اما بررسی اعدام ورزشکاران در این کشورها، تصویر متفاوتی را پیش روی ما قرار میدهد.
بر اساس گزارش سالانه سازمان «عفو بینالملل»، در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۷۰۷ نفر در ۱۷ کشور جهان اعدام شدند. این آمار، اعدامهای چین را در بر نمیگیرد؛ کشوری که شمار اعدامها در آن محرمانه است و عفو بینالملل معتقد است سالانه هزاران نفر در آن اعدام میشوند.
در همین سال، عربستان سعودی با ثبت دستکم ۳۵۶ اعدام، پس از چین و ایران در شمار کشورهایی قرار گرفت که بیشترین احکام مرگ را اجرا کردند. از این تعداد، ۲۴۰ نفر در پروندههای مرتبط با مواد مخدر اعدام شدند.
افغانستان نیز پس از بازگشت طالبان به قدرت، شاهد اجرای دوباره احکام اعدام در ملا عام بوده. عفو بینالملل در سال ۲۰۲۵ دستکم شش اعدام علنی را در این کشور ثبت کرد.
در کره شمالی، وضعیت پیچیدهتر میشود. محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، کنترل رسانهها و نبود نظارت مستقل، امکان دستیابی به شمار واقعی اعدامها را از نهادهای حقوق بشری گرفته است.
با وجود این حجم از اجرای مجازات مرگ، در بررسی «منابع در دسترس»، از فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۶، پرونده مستقلی که اعدام یک ورزشکار حرفهای را در این چهار کشور به شکل قابل اتکا تایید کند، پیدا نشده است.
این یافته به معنای آن نیست که هیچ ورزشکاری در این کشورها اعدام نشده بود. بهویژه درباره چین و کره شمالی، نبود گزارش عمومی نمیتواند دلیلی بر نبود چنین پروندههایی باشد. اما یک اصل مهم را نباید فراموش کرد؛ در عصر و دورهای از تاریخِ جهان، که رقابتهای ورزشی، فدراسیونها، باشگاهها و ارتباطات بینالمللی، هویت ورزشکاران حرفهای را تا حد زیادی قابل پیگیری کردهاند، چگونه میتوان اعدام یک قهرمان یا ورزشکار حرفهای و شناختهشده را برای همیشه از دید جامعه جهانی پنهان کرد؟
برای یافتن نمونههای تاریخی شناختهشدهتر از اعدام قهرمانان ورزشی و فهم بهتر از اینکه جمهوری اسلامی را باید با چه دوران و چه رهبرانی مقایسه کرد، باید به اروپا در دوران حکومت «آدولف هیتلر» و چین در سالهای رهبری «مائو تسهتونگ» بازگشت.
ورزشکاران اعدامشده در دوران آلمان نازی و قربانیان چین مائو
در دوران حکومت «آدولف هیتلر» و بهویژه پس از آغاز جنگ جهانی دوم، تعدادی از ورزشکاران ملی و المپیکی اروپا به دست حکومت نازی اعدام شدند یا در کشتارهای سازمانیافته جان باختند.
«ورنر زیلنبیندر»، کشتیگیر آلمانی و نفر چهارم المپیک ۱۹۳۶ برلین، یکی از شناختهشدهترین این چهرهها بود. او که سابقه شش قهرمانی ملی داشت، به مقاومت علیه نازیها پیوست. ورنر زیلنبیندر سال ۱۹۴۲ بازداشت و ۲۴ اکتبر ۱۹۴۴ در زندان «براندنبورگ» گردن زده شد.
«یانوش کوسوتسینسکی»، قهرمان دوی ۱۰ هزار متر المپیک ۱۹۳۲، پس از اشغال لهستان به دست آلمان نازی، بازداشت و ۲۱ ژوئن ۱۹۴۰ در جنگل «پالمیری» تیرباران شد.
«یوزف نوی»، دونده لهستانی و نفر پنجم المپیک ۱۹۳۶ که به مقاومت علیه اشغالگران پیوسته بود، سپتامبر ۱۹۴۳ در اردوگاه «آشویتس»، تیرباران شد.
«اوژن روشیتسکی»، دونده المپیکی چکسلواکی، ۲۵ ژوئن ۱۹۴۲ در پراگ اعدام میشود و «یرژی یسنسکی»، شمشیرباز المپیکی، ۲۴ اکتبر همان سال در «ماوتهاوزن» توسط نیروهای نازی به قتل میرسد.
«ژرژ تنتوریه»، شمشیرباز فرانسوی، را ۷ دسامبر ۱۹۴۴ گردن زدند و «توماش استانکیویچ»، دوچرخهسوار المپیکی لهستان نیز ۲۱ ژوئن ۱۹۴۰ در پالمیری تیرباران شد.
«لیلی هنوخ»، قهرمان یهودی دوومیدانی آلمان، در سپتامبر ۱۹۴۲ در جریان کشتار دستهجمعی قربانیان تبعیدشده به ریگا کشته شد. مرگ او نمونهای از کشتار سازمانیافته نازیها بود، نه اعدام پس از محاکمه.
این تمام نمونههای ثبت شده از سیاهترین روزهای قرن بیستم و تلاشهای آدولف هیتلر برای تسلط بر قاره اروپا است، نه یک دوره سه ساله از یک حکمرانی مذهبی، فقط بر مردم یک کشور.
اما در چین دوران «مائو تسهتونگ» نیز انقلاب فرهنگی به سرکوب گسترده جامعه ورزش انجامید.
سه چهره سرشناس تنیس روی میز چین، «فو چیفانگ»، «جیانگ یونگنینگ» و «رونگ گوتوان»، در سال ۱۹۶۸ پس از تحمل آزار و فشار سیاسی جان باختند.
رونگ گوتوان نخستین قهرمان جهان در تاریخ تنیس روی میز چین بود. منابع تاریخی مرگ هر سه ورزشکار را خودکشی در پی آزار سیاسی ثبت کردهاند، نه اعدام قضایی. هرچند که برخی منابع مدعی شدهاند که مرگ این سه ورزشکار، «قتل حکومتی» بوده که به عنوان «خودکشی» ثبت شده است. این ادعا البته قابل اثبات نیست.
جمهوری اسلامی؛ اعدام ورزشکاران و کشتار قهرمانان در خیابان
جمهوری اسلامی از آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱، کارنامهای از اعدام دستکم هفت ورزشکار در پروندههای مرتبط با اعتراضات یا اتهامهای سیاسی و امنیتی و کشتار ورزشکاران در جریان اعتراضات به جا گذاشته که تکرار چنین فجایعی در تاریخ معاصر ورزش ایران کمسابقه بوده است.
«مجیدرضا رهنورد»، کشتیگیر اهل مشهد، روز ۲۱ آذر ۱۴۰۱ پای چوبه دار رفت. او دومین معترضی بود که جمهوری اسلامی پس از آغاز اعتراضات سراسری آن سال، حکم اعدامش را اجرا میکرد.
سحرگاه ۱۷دیماه همان سال، نوبت به «محمدمهدی کرمی»، کاراتهکا و دارنده عناوین قهرمانی و «محمد حسینی»، مربی ورزشهای رزمی رسید. قوه قضاییه جمهوری اسلامی این دو ورزشکار را در پرونده کشتهشدن «روحالله عجمیان» اعدام کرد.
«صالح میرهاشمی»، قهرمان و مربی کاراته نیز ۲۹اردیبهشت۱۴۰۲ در پرونده موسوم به «خانه اصفهان» پای چوبه دار رفت.
«ساسان آزادوار»، قهرمان کیوکوشین کاراته و از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴، روز ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد. او با اتهام «محاربه» به مجازات مرگ محکوم شده بود. «غلامرضا خانی شکرآب»، قهرمان سابق ورزشهای رزمی ترکیبی (MMA)، مربی و داور این رشته نیز سحرگاه ۵ خرداد ۱۴۰۵ با اتهام «جاسوسی برای اسراییل» اعدام شد. قوه قضاییه جمهوری اسلامی حکم اعدام او را در پروندهای امنیتی اجرا کرد.
حالا با اجرای حکم اعدام «علیسینا مصطفوی»، نام ورزشکار دیگری به این فهرست اضافه میشود.
اما اعدام، تنها بخشی از سرنوشت ورزشکاران معترض در ایران را روایت میکند.
در اعتراضات سال ۱۴۰۱، «علی مظفری»، والیبالیست تیم سایپا، در قوچان با شلیک گلوله جان باخت. «محمد قائمیفر»، دروازهبان تیم امید جندیشاپور، در دزفول هدف شلیک ساچمه قرار گرفت و چند روز بعد بر اثر شدت جراحات جان سپرد. نام «احسان قاسمیفر»، قهرمان پرورش اندام نیز در میان ورزشکارانی قرار دارد که مرگ آنها در جریان سرکوب اعتراضات گزارش شده بود.
با آغاز اعتراضات دی ۱۴۰۴، شمار ورزشکاران کشتهشده ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
«محمدمهدی، ماهان مردانی»، دروازهبان فوتبال و فوتسال، در شهر قدس هدف گلوله قرار گرفت. نیروهای حکومتی در کرج «مسعود رضایی»، قهرمان سابق ژیمناستیک و مربی پارکور را با شلیک گلوله به قتل رساندند.
در میان قربانیان، نام «سجاد رحیمی»، قهرمان هاپکیدو، «امیرعلی زارعی»، قهرمان سابق تکواندو، «امیررضا رجایی»، بوکسور، «محمد ایمانپور»، قهرمان و مربی بوکس و «ارشیا براری»، قهرمان فیتنس و کاراته کیوکوشین نیز به چشم میخورد.
گزارشهای ایرانوایر همچنین از کشتهشدن «امیرمحمد کوهکن»، مربی و داور فوتسال، «اکبر حمزهحسینی»، مربی نینجوتسو، «زهرا آزادپور»، فوتبالیست لیگ زنان، «علیرضا ولیپور»، قهرمان کاراته، «پویا نوروزی»، تکواندوکار و «مسعود ذاتپرور»، قهرمان پرورش اندام حکایت دارند.
این فهرست به همین نامها محدود نمیماند. «علیمحمد کردکاظمی»، بسکتبالیست، «مجتبی ترشیز»، فوتبالیست سابق تراکتور و نساجی، «امیرمحمد لطفی»، فوتبالیست تیمهای پایه و «ایمان نجارحسینی»، ورزشکار پارکور نیز در میان جانباختگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ قرار دارند.
تمامی این نامها که هر کدام یک زندگی بودند، تنها بخشی از پرونده کشتار ورزشکارانی است که ایرانوایر هویت، سوابق ورزشی و چگونگی کشته شدنشان به دست جمهوری اسلامی را ثبت کرده است.
سرنوشت ورزشکاران کشته شده در سه سال اخیر البته مشابه نبود؛ گروهی پس از بازداشت و محاکمه با حکم اعدام روبهرو شدند و جان گروهی دیگر را گلولههای نیروهای حکومتی در خیابان گرفت.
آنچه این پروندهها را به یکدیگر پیوند میدهد، حضور ورزشکاران در میان قربانیان اعدام و سرکوب اعتراضات به دست جمهوری اسلامی است.
سکوتی که نمیتوان آن را نادیده گرفت
اعدام ورزشکاران ایرانی را نمیتوان صرفا موضوعی داخلی دانست. این ورزشکاران به جامعهای جهانی تعلق دارند که نهادهای بینالمللی ورزشی، خود را مدافع حقوق آنها و ملزم در دفاع از کرامت انسانی، حقوق ورزشکاران و ارزشهای بنیادین ورزش و ورزشکاران میدانند.
با وجود انتشار گزارشهای متعدد درباره اعدام، بازداشت و کشتار ورزشکاران ایرانی، همچنان یک پرسش اساسی بیپاسخ مانده؛ نهادهای بینالمللی ورزش برای جلوگیری از تکرار این فجایع چه اقدامات عملی و موثری انجام دادهاند؟
سکوت در برابر اعدام یک ورزشکار، بهویژه زمانی که هشدارها و درخواستها برای نجات جان او به گوش جهانیان رسیده، چیزی فراتر از انفعال را نشان میدهد.
اگر نهاد یا نهادهایی مانند کمیته بینالمللی المپیک یا فدراسیونهای جهانی، از خطر آگاه باشند و با وجود توانایی اقدام، چشم بر آن ببندد، چنین سکوتی نه فقط رقتآور، که از نظر اخلاقی، همدستی با قاتلین معنی میشود.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.