InquirerThe state of Philippine news: Trust falls amid changing media habitsDaily MaverickBrazil may turn right-wing again — this is why South Africans should careBollywood HungamaTiger Shroff team shares video of his injuries after Juhu firing incident; actor reportedly sustained cuts and bruisesPunchMy wife eager to know Ballon d’Or result, says KaneCNN TürkMevduat faizi düşecek, kredi faizi ne olacak?ESPNTransfer rumors, news: Como's Paz destroyed Man United, now they want to sign himZDF heuteAktuelle Pressemitteilungen des ZDFThe Hollywood Reporter‘Biermann’ Director Explains Why His Doc About a German Political Singer Is a Film for the Trump EraFutura SciencesLes Romains n'ont jamais réussi à protéger leurs soldats de ces parasites qui rongeaient leurs intestinsWirtualna PolskaGorzka reakcja Tuska. Tak premier mówił o odejściu Pełczyńskiej-NałęczNHK 社会鹿児島 鹿屋 飲食店経営者殺害事件で容疑者を逮捕 容疑は否認InteriaUkraina chce zmian na granicy z Polską. "Tak szybko, jak to możliwe"
The Daily Newsstand · Free, Always
Friday, October 23, 2026

چرا فمینیسم همچنان به ستیز با مردان تعبیر می‌شود؟

Translate

فمینیسم در ایران، با وجود آنکه برابری حقوقی و اجتماعی زنان و مقابله با تبعیض جنسیتی را دنبال می‌کند، همچنان از سوی بخشی از جامعه به «مردستیزی» تعبیر می‌شود. واژه‌ای که اساسا به باور بسیاری از کنشگران برابری‌خواه و فمنیست، واژه غلطی است. این برداشت، گاه در واکنش به ادبیات برخی فعالان فمینیست و گاه تحت تأثیر روایت‌های مخالفان برابری جنسیتی شکل می‌گیرد. در سال‌های اخیر، کمپین‌هایی مانند «چهره بدون فیلتر»، «بدن نرمال» و «مادری بدون فیلتر» با به چالش کشیدن استانداردهای زیبایی، تصویر ایده‌آل‌سازی‌شده از بدن زنان و کلیشه‌های رایج درباره مادری، بحث‌های تازه‌ای درباره فمینیسم، آزادی انتخاب و مرزهای کنشگری زنان به راه انداخته‌اند.

اما چرا بخشی از جامعه، حتی در مواجهه با مطالبات روزمره و شخصی زنان، همچنان فمینیسم را تهدیدی علیه مردان می‌بیند؟ سمانه سوادی، فمینیست و کنشگر حقوق زنان، در گفت‌وگوی ویژه با تلویزیون ایران‌وایر درباره ریشه‌های این سوءبرداشت، مسوولیت جریان‌های فمینیستی در قبال تصویر عمومی خود و چالش‌های کنشگری زنان در جامعه ایران صحبت کرده است.

 اتهام «ستیز با مردان» به دفعات در ادبیات مردسالارانه به قصد تولید هراس از فمینیسم به کار رفته است. کافی است نگاهی بیندازیم به صفحات اینستاگرام یا توییتر فعالان فمینیست و برابری‌خواهان. اغلب کامنت‌ها بر «ستیز با مردان» از سوی برابری‌خواهان دلالت دارد.

سمانه سوادی کنشگر فمینیست و حقوق‌دان در پاسخ به این پرسش که چرا در بخشی از جامعه ایران، حتی مطالبه حقوق پایه و امور روزمره زنان هم نه به‌عنوان مطالبه برابری حقوقی و اجتماعی، بلکه به‌عنوان «مردستیزی» فهمیده می‌شود می‌گوید: «یک دلیل ندارد اما من می‌خواهم از آن دلیل بزرگ و اصلی صحبت کنم و آن هم جمهوری اسلامی است.

جمهوری اسلامی در طول چند دهه گذشته همه تلاش خود را برای بدنام‌کردن و گونه دیگر نشان دادن فعالیت‌های زنان کرده است. چه مطالباتی که حتی لیبل مشخصی نداشتند مثل تقاضای ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی چه حقوق اصلی و اساسی و انسانی زنان.»

به گفته سمانه سوادی حکومت ایران همواره تلاش کرده مطالبات زنان را به مسائلی کم‌اهمیت تقلیل دهد:‌‌ «حکومت ادعا می‌کند که مطالبه‌گران چنین حقوقی، به‌دنبال برانداختن نهاد خانواده‌اند یا بی‌بندبارند یا می‌خواهند نظم جامعه و زنانگی را از بین ببرند.»

او تاکید می‌کند وقتی نهاد آموزش و رسانه به‌شکل انحصاری در اختیار حکومت است و به این پشتوانه زور فعالان حقوق زنان بر تغییر تفکرات کهن برآمده از مردسالاری نچربیده است: «ما یک فرهنگ چندصدساله مردسالار داریم که خیلی گردن کلفت‌تر از این حرف‌هاست که با چند سال و حتی چند دهه فعالیت بتوانیم بر آن غلبه کنیم. ساختار مردسالار هم همه تلاشش را کرده. زمانی با این رویکرد که زنان در خانه بنشینند و صدایشان در نیاید و بعدها که دیدند ممکن نیست با رویکرد سکسیزم خیرخواهانه و این‌که زنان ظریف و شکننده و لطیف‌اند کار را پیش برده است.»

به باور سمانه سوادی مردان نیز به رغم آسیب‌هایی که از سوی مردسالاری خود آن‌ها را نشانه می‌گیرد اما منافعی که برایشان دارد را بیشتر ببینند: «گذشتن از امتیازاتی که مردسالاری به مردان می‌دهد دشوارتر از آن است که به آسیب‌هایی که از آن می‌بینند فکر کنند به همین سبب گروه زیادی از مردان نیز خود را در برابر فمینیسم می‌بینند و اینطوری گمان می‌کنند که این تفکر آمده که هرآنچه مردسالاری به آن‌ها داده را بگیرد.»

«مردسالاری» یا «مردستیزی»؛ مساله این است

بیش از دو قرن به مردم جهان گفته شده بود که فمینیست‌ها ضد مرد هستند. ایده‌ای قدیمی که در آغاز جنبش فمنیسم برای مقابله با آن به مردم القا شد. امروز پس از مبارزه‌ای طولانی همچنان این گفتمان در میان برخی از منتقدان فمینیسم تکرار می‌شود. سمانه سوادی اما می‌گوید واژه «مردستیزی» از اساس غلط است: « ساختاری به نام ساختار مردستیز و مردستیزی سیستماتیک وجود ندارد. منظور ساختاری است که به شکل کلی مردان را محدود می‌کند، حقوق آن‌ها را نقض می‌کند، آن‌ها را تحت کنترل خود و در جایگاه فرودست قرار می‌دهد. ممکن است این گوشه و آن گوشه افرادی از مردان بیزار باشند اما بیزاری آن‌ها به نقض حقوق مردان منجر نمی‌شود.»

به باور این  فعال برابری‌خواه «آنچه فمینیست‌ها به‌عنوان اقدام جمعی بر آن توافق دارند مبارزه با مردسالاری و خواهان برچیده شدن این نگاه در اداره جامعه است.»

«نه همه مردها»

گروه زیادی از مردان ایرانی می‌گویند فمینیسم امروز آنها را به‌خاطر مرد بودن، مسوول تبعیض‌های تاریخی علیه زنان می‌داند. آیا فمینیسم توانسته میان نقد امتیازات و ساختارهای نابرابر از یک سو و سرزنش فردی مردان از سوی دیگر تفاوت بگذارد؟ یا اصلا وظیفه دارد چنین کند؟

سمانه سوادی در پاسخ به این پرسش به مساله «جمعی بودن» مبارزه با مردسالاری در فمینیسم بازمی‌گردد. به گفته او ممکن است برخی فمینیست‌ها به شکل فردی رویکردها غیرهمدلانه داشته باشند اما این بدان معنا نیست که وقتی درباره اقدامات ناقض حقوق زنان صحبت می‌شود مساله، فردی و شخصی ارزیابی شود: «مثلا در ماجرای زن‌کشی، اصلا مساله فمینیسم این نیست که برادر من، پدر شما یا همسر دیگری یا یک گروه اجتماعی مشخص درباره این موضوع چگونه فکر و عمل می‌کند. فمینسیم درباره تصویر بزرگی که وجود دارد صحبت می‌کند پس طبیعی است که منظور این نیست که همه مردان زنان و خواهران و دختران خود را می‌کشند اما باید بپذیریم که وقتی از هر سه زن، یک زن مورد خشونت فیزیکی قرار می‌گیرد، وقتی آمار زن‌کشی یا تجاوز را بررسی  می‌کنیم داریم درباره آن تصویر بزرگ و ساختاری صحبت می‌کنیم که مثلا دیه زن را نصف مرد در نظر می‌گیرد. زن و مرد حتی وقتی جنین هستند در این ساختار هم‌ارزش نیستند. باید بین این دوساختار تفاوت قايل بود.»

چرا برخی زنان با مفهوم «فمینیسم» احساس فاصله می‌کنند؟

بسیار پیش می‌آید که زنانی که خود تجربه تبعیض جنسیتی داشته‌اند، با واژه «فمینیسم» احساس فاصله یا حتی مخالفت می‌کنند. فمینیسم به‌عنوان یک جنبش اجتماعی با اهداف مختلفی مانند برابری حقوق و تغییر ساختارهای اجتماعی مطرح شد. جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده با تولید محتواهایی آنچه فمینیسم برای زنان داشته را به‌عنوان «تبعات» معرفی کند مثلا اگر زنان به‌واسطه آگاهی از حقوق خود در حین ازدواج یا پس از آن برای داشتن شرایط برابر در زندگی مشترک پافشاری کرده‌اند آن را «اثر فمینیسم برای تخریب و از دست رفتن ساختار خانواده» معرفی کرده است.

سمانه سوادی می‌گوید این رویکرد نیز دلایل متعددی دارد: «تا یک دورانی فعالان حقوق زنان بین خودشان و فمینیسم یک فاصله‌ای در نظر می‌گرفتند چرا که فکر می‌کردند این تعریف ایجاد دافعه می‌کند. برخی هم بر این باروند که نمی‌خواهند خودشان را تحت لوای هیچ ایسمی معرفی کنند. اما دلیل مهمتر باز هم برمی‌گردد به تعاریف و ساختارهای مردسالار که چنان قوی هستند و نهادینه شده‌اند که حتی در ذهن قربانیان خود هم مقبول جلوه می‌کنند.»

به گفته این فعال فمینیسم خیلی وقت‌ها زنان به خودشان می‌گویند «لابد یک دلیلی دارد که من نصف برادرم ارث می‌برم. شاید مردان عقل معاش بهتری دارند» اما با وجود همه این‌ها سطح آگاهی و دانش اجتماعی نسبت به فمینیسم مسیری رو به جلو داشته: «یادمان باشد از بد روزگار یک موج آنتی فمینیسم در سراسر جهان هم شروع شده و بر اساس نظرسنجی‎های انجام شده در آمریکا و اروپا، از هر ۵ زن جوان، کمتر از یک نفر خود را فمینیست می‎نامد. تفاوت اما اینجاست که زنان در کشورهای اروپایی و آمریکایی از منافع فمینیسم بهره‌مندند یعنی حق کار، تحصیل، برابری در ازدواج، حضانت فرزند را دارد اما در ایران زنان برای ابتدایی‌ترین حقوق مثل حق پوشش، خود هنوز دارند می‌جنگند و همراهی با این موج دستاوردی برایشان ندارد.»

بار سنگینی که بر دوش زنان فمینیست می‌گذاریم

هدف فمینیسم رسیدن به برابری است، فمینیست‌ها در جامعه‌ای مثل ایران اما بار بزرگی بر دوش دارند. به شکل مداوم از آن‌ها انتظار می‌رود مردان را از «مخاطبِ متهم» به «شریکِ تغییر» تبدیل کنند. تلاش‌ها گاهی به‌ثمر می‌نشیند اما در غالب موارد، مردانی که بنابوده شریک تغییر باشند فضا را اشغال و دستاورد فعالان زن را از آن خود می‌کنند؛ رویکردی ناامیدکننده و طاقت‌فرسا برای فعالان حقوق زنان.

سمانه سوادی به بار سنگینی که توقعات جامعه بر دوش زنان کنشگر می‌گذارد صحبت می‌کند: «نه تنها باید موتور تغییر باشند باید مردان را هم همراه کنند، نگاه بدبینانه به فمینیسم را هم برطرف کنند، واقعا در جهانی که مردان خود را صاحب قدرت می‌دانند چرا نباید خودشان در این باره یاد بگیرند. فکر می‌کنم این وظیفه آن‌هاست که اگر بر بازی مردسالاری آگاه هستند خود را باید آموزش بدهند.»

او به ماجرای تجاوز گروهی به یک زن جوان در دانشگاهی در آمریکا اشاره می‌کند: «از میان مردانی که در چت گروهی بودند که موضوع تجاوز به این زن مطرح شد هیچکدام نه اعتراضی کردند نه آن را گزارش کرده‌اند و چند نفری هم به آن گروه متجاوزان پیوسته‌اند. بعدتر دانشگاه برای آن‌ها مجازات نامتناسبی مثل نوشتن مقاله دراین‌باره بوده در حالی که زن ماجرا ناچار به ترک دانشگاه شده است. زنان فمینیست در کدام سازگار می‌تواند چنین مردانی را آموزش دهد؟ آیا نیاز به توضیح است که نباید با مردان متجاوز همراه شد؟ یا باید آن‌ها را گزارش کرد؟»

مردان، مهره‌های اصلی بازی مردسالاری هستند

سمانه سوادی با تاکید بر این‌که آسیب‌های مردسالاری مردان را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد می‌گوید: «مردسالاری به واسطه همراهی مردان است که می‌تواند زنان را تحت کنترل داشته باشد، محدود کند، بکشد، مورد خشونت قرار بدهد. من فکر می‌کنم هرچقدر بیشتر درباره آسیب‌های پنهان مردسالاری به مردان صحبت شود احتمال همراهی مردان با برابری‌خواهی بیشتر خواهد بود و این موضوع می‌تواند ماجرای نه همه مردان که قبلا هم درباره‌اش صحبت کردیم را حل کند.»

او بار دیگر تاکید می‌کند که فمینیسم برای استقلال، برابری و حق امتیاز برابر همه زنان تلاش می‌کند و دستاورد این تلاش‌ها حتی زنانی که مقابل فمینیسم می‌ایستند را منتفع خواهد کرد.

View the original on IranWire →

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.