بدن به مثابه میدان نبرد در مبارزه ایران؛ تتو در برابر گلوله

پس از آنکه جمهوری اسلامی در جریان خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴ در ایران به سوی معترضان آتش گشود و خیابانها، بیمارستانها و سردخانهها را از مجروحان و کشتهشدگان پر کرد، شاید توانست خیابانها را خاموش کند، اما اعتراض و مخالفت میدان نبرد تازهای یافته است: بدن.
در سراسر ایران، روند تازهای پدیدار شده است: حافظه سیاسی، هویت ملی و مخالفت، بهطور دائمی بر پوست حک میشوند.
بیش از دوازده هنرمند تتو، معترض، بستگان کشتهشدگان، زندانی سیاسی سابق و منابع دیگر در ایران در تهیه این گزارش مشارکت کردند. بسیاری از آنان، با اشاره به هراس از تحت نظر قرار گرفتن یا اقدام تلافیجویانه بهدلیل گفتوگو با رسانههای بینالمللی، خواستند نام کامل، شهر محل زندگی یا دیگر جزئیات هویتیشان منتشر نشود.
روایتهای آنان از تغییری چشمگیر پس از سرکوب خونین دیماه حکایت دارد: افزایش تتوهای مرتبط با اعتراض، سوگواری و هویت ملی، از جمله در میان کسانی که برای نخستین بار تتو میکنند؛ افراد بیشتری تصمیم گرفتهاند این پیامها را بهطور دائمی و در نقاطی هرچه نمایانتر بر بدن خود ثبت کنند.
این تتوها نیز بیش از پیش در نقاطی از بدن نقش میبندند که دیده میشوند.
یکی از هنرمندان تتو در ایران گفت: «مردم دیگر نمیترسند.»
او از نوجوانی ۱۵ ساله گفت که برای نخستین تتوی خود، واژه «ایران» و نقشه کشور را انتخاب کرد؛ و از زنی ۴۰ ساله که او هم برای نخستین بار تتو میکرد و ۱۸ و ۱۹ دی را روی تنش تتو کرد. مشتری دیگری، زنی ۲۰ ساله، نقش شیر و خورشید را در نقطهای برجسته روی سینهاش تتو کرد؛ جایی که پنهان کردن آن دشوار است.
هنرمندان دیگر گفتند این روند در نسلهای مختلف دیده میشود؛ از نوجوانان و افرادی در دهه ۲۰ زندگی تا مشتریانی در دهههای ۵۰ و ۶۰ زندگی، و نمادهای سیاسی و ملی بیش از پیش در بخشهای نمایان بدن، مانند مچ دست، بازوها و گردن، دیده میشوند. یک هنرمند تتو در تهران میگوید که امضای محمدرضا شاه پهلوی، شاه پیشین ایران، را هم روی بدن زنی در دهه ۶۰ زندگی و هم مردی در دهه ۵۰ زندگی تتو کرده است.
هنرمند تتوی دیگری در شهر اهواز در جنوبغربی ایران گفت پرتقاضاترین طرحها، امضا و چهره محمدرضا شاه پهلوی، در کنار شیر و خورشید، بودهاند.
معنای بسیاری از این طرحها برای ایرانیان بلافاصله قابل تشخیص است. شیر و خورشید، نشان چندصدساله ایرانی که پیش از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ بر پرچم ملی نقش بسته بود، به یکی از نمایانترین این نمادها تبدیل شده است. تاج پهلوی، امضا و چهره محمدرضا شاه پهلوی و عبارت «جاوید شاه»، به معنای «زنده باد شاه»، از دیگر طرحها هستند.
طرحهای دیگری ریشه در دورههای دورتری از تاریخ و فرهنگ ایران دارند. سرو، نقشمایهای باستانی که در هنر، شعر و باغهای ایرانی حضوری گسترده دارد، از دیرباز با پایداری و جاودانگی و، در تفسیرهای مدرن، با آزادی و تابآوری پیوند داشته است. نقشهها و خوشنویسی واژه ایران، نامها و تصاویر معترضان کشتهشده و اعداد ۱۸ و ۱۹، اشاره به ۱۸ و ۱۹ دیماه، نیز به بخشی از زبان بصری این تازهترین موج تبدیل شدهاند.
اگرچه تتوهای مرتبط با اعتراض در ایران پدیده تازهای نیستند، اما هم ابعاد و هم تصویرپردازی این تازهترین موج، همگام با خود اعتراضها و شعارهایی که در خیابانها سر داده شد، تحول یافتهاند.
به گفته یکی از هنرمندان تتو، در جریان خیزش ۲۰۲۲ که مرگ مهسا ژینا امینی در بازداشت جرقه آن را زد، بسیاری از درخواستهای مرتبط با اعتراض بر شعار محوری جنبش، «زن، زندگی، آزادی»، متمرکز بود. او گفت این تتوها ناپدید نشدهاند، اما از دیماه تاکنون، طرحهای مرتبط با هویت ملی، پادشاهی و جانباختگان بیش از پیش برجسته شدهاند.
او گفت: «اینطور نبود که زن، زندگی، آزادی تمام شده باشد و چیز دیگری آغاز شده باشد. این ادامه همان جنبش بود.»
او افزود شیر و خورشید، در کنار امضا و تصویر محمدرضا شاه پهلوی، به یکی از پرتقاضاترین طرحها تبدیل شده است.
هنرمندان تتو همچنین کار خود را به کنشی برای همبستگی تبدیل کردهاند.
برخی از آنان در شبکههای اجتماعی اعلام کردند طرحهای اعتراضی و یادبود را «برای همیشه» رایگان تتو خواهند کرد؛ برخی دیگر نیز فقط از مشتریان خواستند هزینه مواد مصرفی را بپردازند. یک هنرمند به ایراناینترنشنال گفت در دیماه و همزمان با خیزش، واژه «ایران» را برای دستکم ۳۰ نفر رایگان تتو کرده است.
از زخمهای ساچمه تا قاصدکها
پوست برخی از افراد، حتی پیش از تتو، شواهد فیزیکی آنچه را در دیماه رخ داد بر خود دارد.
یک منبع به ایراناینترنشنال گفت یکی از معترضان که ۱۹ دیماه بر اثر اصابت ساچمه مجروح شد و چهارده ساچمه در یک پای او و شش ساچمه در پای دیگرش باقی مانده است، تصمیم گرفت برخی از جای زخمها را با طرحی دستی از یک قاصدک بپوشاند؛ اجزای پراکنده آن نماد معترضانی بود که در سرکوب کشته شدند.
یک منبع دیگر گفت که یکی از معترضان که ۱۸ دیماه در یکی از شهرهای ایران هدف شلیک ساچمه قرار گرفته بود، میخواست جای یکی از زخمهایش را با تتو بپوشاند. برای این تتو، طرحی از چشمها انتخاب شد؛ طرحی که قرار بود هم بازتابدهنده صحنههای هولناکی باشد که او آن شب دیده بود و هم یاد کسانی را زنده نگه دارد که به خیابان آمده بودند.
بخش کوچکی از زخم عمدا پوشانده نشد و بهعنوان نقطه بازتاب نور در مردمک یکی از چشمها، بخشی از طرح شد.

تصویر دیگری که در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد، زخمی ناشی از اصابت ساچمه را نشان میدهد که در تتو واژه «وطن» ادغام شده و خود زخم به بخشی از طرح تبدیل شده بود.
یاد جانباختگان بر پوست خود
برای خانوادههای جانباختگان، تتو به راه دیگری برای حمل اندوه بر بدن تبدیل شده است.
یکی از هنرمندان تتو گفت در هفتههای پس از سرکوب دیماه، بستگان معترضان جانباخته در سکوت برای تتوهای یادبود نزد او میآمدند.
این هنرمند گفت: «دو هفته فضای سالن من بسیار سنگین بود. واقعا عزاداری بود. در سکوت میآمدند، بدون آنکه چیزی بگویند تتو میکردند و گریه میکردند. من هم در حالی که تلاش میکردم جلوی اشکهایم را بگیرم تتو میکردم.»
در یک خانواده، سه تن از بستگان یک معترض جانباخته با هم رفتند تا به یاد او تتو کنند.
برادر یکی از معترضان جانباخته به ایراناینترنشنال گفت این کار در میانه اندوه، اندکی تسکین به همراه داشت.
او گفت: «گاهی وقتی کارهای خاصی انجام میدهی، کمی آرامتر میشوی.»
برای فرزاد معظمی گودرزی، زندانی سیاسی سابق و از معترضان دیماه که یکی از بستگان نزدیکش در اعتراضات آبان ۹۸ کشته شد، تتو به سندی از سالها اعتراض، فقدان و سرکوب تبدیل شد. طرح او خاطراتی را از خیزشهای پیشین تا سرکوب دیماه دنبال میکند و با یک واژه پایان مییابد: آزادی.
او زمانی که اینترنت پس از کشتار دیماه همچنان قطع بود، تصمیم گرفت این تتو را انجام دهد.
او گفت: «من شاهد یکی از بزرگترین جنایتهای تاریخ بودم و تحملش برایم ممکن نبود. تصمیم گرفتم بخشی از آن درد را از ذهنم به بدنم منتقل کنم تا شاید تحملپذیرتر شود.»
در دوره قطع اینترنت، یک هفته طول کشید تا به کسی که قرار بود او را تتو کند دسترسی پیدا کند.
این کار رایگان انجام شد. وقتی از معظمی گودرزی پرسیده شد چرا هنرمند تتو از او پولی نگرفت، گفت این اقدام را بخشی از مقاومتی جمعی میداند.
او گفت: «فکر میکنم رایگان انجامش داد تا همبستگی نشان دهد، کمک کند از این دوره دشوار عبور کنیم و به سوی آزادی جمعی برویم و شاید بخشی از آن درد را برای خودش هم سبکتر کند.»
او گفت امروز این تتو به او یادآوری میکند «چه دوران دشواری را پشت سر گذاشتهام و در این مسیر چه عزیزانی را از دست دادهام، فقط برای آنکه در پایان این تتو به یک واژه برسم: آزادی.»
۱۱۹۸۲: «خوش بهحال اونا که نمیدونن این کد تتو شده چیه»
این همان چیزی است که خواهر سیاوش فرخی، یکی از معترضان کشتهشده در دیماه، در کنار عکسی از دستش که عدد ۱۱۹۸۲ روی آن تتو شده بود، در شبکههای اجتماعی نوشت.
برای کسی که معنای آن را نمیدانست، این عدد میتوانست رشتهای تصادفی از ارقام به نظر برسد.
اما چنین نبود.
این شماره شناسایی پیکر فرخی پس از کشته شدن او در خیزش دیماه بود.
در روزهای پس از کشتار دیماه ۱۴۰۴ در ایران، در حالی که شمار پیکرها از ظرفیت موجود فراتر رفته بود، خانوادهها در سراسر کشور برای یافتن فرزندان، خواهران و برادران و همسران ناپدیدشده خود سردخانهها و مراکز دیگر را جستوجو میکردند. در تهران، یکی از این مراکز، مرکز پزشکی قانونی کهریزک بود.
منبعی آشنا با خانواده یکی از معترضان کشتهشده به ایراناینترنشنال گفت به پیکرهایی که به کهریزک میرسیدند بر اساس ترتیب ورودشان شماره اختصاص داده میشد. این شمارهها روی کیسههای حمل جسد و، در برخی موارد، مستقیما روی دستهای کشتهشدگان نوشته میشدند.
این شمارهها در کهریزک باقی نماندند.
خانوادهها تصمیم گرفتند آن کدها را روی بدنهایشان تتو کنند.
آرین قاسمیزاده، ۱۴ ساله، در جریان اعتراضات دیماه در اسلامشهر کشته شد. شماره او ۱۲۵۷۲ بود. پدرش بعدتر عکسی از بازوی خود منتشر کرد که شماره پسرش روی آن تتو شده بود.
امیر احمدوند در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در تهران کشته شد. شماره او ۱۱۹۳۷ بود. برادرش این شماره را به شکلی برجسته روی قسمت بالایی سینهاش تتو کرد.
این شمارهها بارها و بارها روی پوست افرادی ظاهر شدند.
مهدی جدیدی، ۱۹ ساله، ۱۸ دیماه در محله نازیآباد تهران کشته شد. شماره او ۱۱۸۸۴ بود. عزیزانش بعدتر این شماره را تتو کردند.
علی شیرافکن، ۳۵ ساله، ۱۸ دیماه در تهران کشته شد. شماره او ۱۱۶۹۹ بود. عزیزان او نیز به یادش این شماره شناسایی را تتو کردند.
اما یک شماره مشخص، ۱۱۷۸۰، معنایی مستقل از آن خود پیدا کرد.
این شماره در کنار واژه «ناشناس» روی پیکری دیده میشد که در تصاویر کهریزک ثبت شده بود. با انتشار گسترده تصاویر، کاربران شبکههای اجتماعی در سوگ، عدد ۱۱۷۸۰ را بازنشر کردند و شمارهای را که زمانی صرفا کد شناسایی بود، به نمادی برای کشتهشدگان ناشناس سرکوب دیماه تبدیل کردند.
سپس این نماد از شبکههای اجتماعی به پوست بدنها هم راه یافت. به هنرمندان تتو بارها درخواست تتوی عدد ۱۱۷۸۰، اغلب در کنار واژه «ناشناس»، داده شد؛ مردمی که تصمیم گرفته بودند برای یادبود کسانی که کشته شدند و ناشناس ماندند، این شماره را برای همیشه بر بدن خود نقش کنند.
یکی از بستگان یک معترض کشتهشده که به دلایل امنیتی نمیتوان هویتش را افشا کرد، لحظهای را توصیف کرد که شماره فرد عزیزش روی پوست او تتو شد.
او گفت: «موقع تتو زدن، هم تتو آرتیست گریه میکرد و هم من.»
وقتی تتوها با تیغ و گلوله پاک میشوند
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد همان نمادهایی که معترضان برگزیدهاند بر بدن خود نقش بزنند، خود به هدف خشونت، مثلهکردن و تهدید تبدیل شدهاند.
امیرحسین نوبخت پردستی، معترض ۲۱ ساله، تتوهایی از رضاشاه و تاج شاهنشاهی داشت. منابع نزدیک به خانواده او گفتند پس از آنکه در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در باقرشهر مجروح و بازداشت شد، نیروهای امنیتی با کاردک قسمت تتوشده بدنش را بریدند. خانوادهاش گفتند وقتی بعدتر پیکر او را تحویل گرفتند، پوست محل تتوها مثله شده بود.

در موردی دیگر، فرید رمضانی، ۲۹ ساله، تاج پهلوی را روی یکی از انگشتان دست راستش تتو کرده بود. منبعی آشنا با پرونده او گفت رمضانی در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در محله آریاشهر تهران هدف گلوله قرار گرفت. به گفته این منبع، پس از آنکه نخستین گلوله او را نقش زمین کرد، نیروهای امنیتی به انگشتی که تتوی تاج روی آن بود شلیک کردند و سپس با شلیک گلوله به پیشانی، او را کشتند.
هدف قرار دادن تتوهای سیاسی به پیش از خیزش دیماه بازمیگردد. مجیدرضا رهنورد که دیماه ۱۴۰۱ در مشهد اعدام شد، نقش شیر و خورشید را روی بازوی چپش تتو کرده بود. فردی نزدیک به او گفت نیروهای امنیتی پس از بازداشت، بارها با باتون و شوکر برقی به بازوی تتوشدهاش ضربه زدند و بهشدت به آن آسیب رساندند.
تهدید به قطع دستی که امضای رضاشاه روی آن تتو شده بود
مهدی ناظمی، از معترضان دیماه که امضای محمدرضا شاه پهلوی را روی دست خود تتو کرده بود، پس از آزادی از بازداشت، به خاطر همان تتو تهدید شد.
ناظمی که به دلایل امنیتی از مکانی نامعلوم با ایراناینترنشنال گفتوگو میکرد، گفت در اعتراضات دیماه در همدان، از جمله در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه شرکت کرده و سپس چون میترسیده شناسایی شده باشد، چند روز را در تهران گذرانده است. او ۵ بهمن به همدان بازگشت و روز بعد، پس از آنکه نیروهای امنیتی در خانهاش را شکستند، بازداشت شد. او گفت دو شب بازجویی شد و سپس به زندان مرکزی الوند همدان انتقال یافت و ۱۸ روز را در آنجا گذراند.
ناظمی گفت در دوران بازداشت تلاش زیادی کرد تتو را پنهان نگه دارد.
او گفت: «خیلی خیلی مراقب بودم و در دوره بازداشت پنهانش کردم تا آن را نبینند.»
او ۱۴ بهمن بهطور موقت با وثیقه آزاد شد. به گفته ناظمی، چند روز بعد ماموران به خانهاش رفتند و آنها که ظاهرا متوجه تتوی او شده بودند، او را تهدید کردند.
ناظمی گفت: «تهدید کردند دستی را که امضای شاه روی آن تتو شده قطع میکنند.»
تتوهایش هدف ضربههای بازجویان شد
برای عرفان حاجبنیان دهقانی، معروف به عرفان نبیان، معترض و زندانی سیاسی سابق، تتوهای روی بدنش در بازداشت به نشانهای برای هدف گرفتن ضربههای بازجویان تبدیل شدند.
نبیان، معترض ۲۶ ساله اهل اصفهان، به دلایل امنیتی از مکانی نامعلوم با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد. او در ارتباط با اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شده بود و ابتدا به او گفته بودند به اعدام محکوم شده است. نبیان از انواع شکنجه در دوران بازداشت گفت.
به گفته او، بازجویان بارها با شلنگ کتکش زدند و عمدا به قسمتهایی از بدنش ضربه میزدند که تتو داشت.
یکی از تتوهای نبیان درفش کاویانی بود؛ پرچم افسانهای کاوه آهنگر و نمادی دیرینه در فرهنگ ایران برای مقاومت در برابر استبداد. نبیان گفت ماموران دیگر تتوهایش، از جمله ستاره داوود و نوشتهای به زبان عبری، را نیز ثبت کردند. به گفته او، بازجویان بهدلیل این نمادها او را جاسوس و شیطانپرست میخواندند.
نبیان گفت: «آنقدر میزنیمت که بهجای فارسی، عبری حرف بزنی.»
تتویی که سوزانده شد: «داشتند هویت ملی ما را میسوزاندند»
برای رضا کوشکینژاد، زندانی سیاسی سابق، عضو پیشین ارتش و مدرس سابق دانشگاه، تلاش برای پاک کردن یک تتوی سیاسی، به معنای واقعی کلمه عملی شد.
منبعی آشنا با موضوع به ایراناینترنشنال گفت زمانی که کوشکینژاد در بند نظامی زندان پارسیلون خرمآباد در غرب ایران زندانی بود، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به دادستان نظامی فشار آورد تا زمانی که این زندانی تتوی روی بدنش را پاک نکند، با مرخصیاش از زندان موافقت نکند.
زیر گلوی کوشکینژاد عبارت «جاوید شاه» نقش بسته بود.
این منبع گفت او را با دستبند و پابند از زندان به یک کلینیک پوست بردند. متخصص گفت پاک کردن تتو به ۱۲ جلسه لیزر نیاز دارد، اما مقامها او را وادار کردند پاک کردن آن را در یک جلسه انجام دهد. هیچ ماده بیحسیای استفاده نشد و این اقدام محل را دچار عفونت کرد.
به گفته این منبع، کوشکینژاد احساس میکرد آنان «هویت ملی ما و تاریخ کشورمان را میسوزاندند».
این منبع گفت همزمان با سوزانده شدن تتو، ذهن کوشکینژاد به نیکا شاکرمی، معترض نوجوانی، معطوف شد که مرگش در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ او را به یکی از نمادهای این جنبش تبدیل کرد.
این منبع گفت: «در میان بوی سوختن گوشت و موهای زیر گلویش و درد سوختگی، مدام به نیکا شاکرمی و شیوه هولناکی که او را کشته بودند فکر میکرد.»
به گفته منبع، کوشکینژاد پاک کردن اجباری تتو را چیزی فراتر از درد جسمانی تجربه کرد. او آن را تلاشی برای درهم شکستن اراده و باورهایش و شکلی از شکنجه روانی توصیف کرد.
این اتفاق در امتداد سابقهای طولانیتر از مجازات کوشکینژاد بهدلیل دیدگاههای سیاسیاش رخ داد. پس از آنکه در جریان خیزش ۱۴۰۱، از جمله هنگامی که هنوز در ارتش خدمت میکرد، به صورت علنی جانب معترضان را گرفت و موضعگیری کرد، در نتیجه هم از ارتش و هم از سمت تدریس در دانشگاه اخراج، بازداشت و به پنج سال زندان محکوم شد.
کوشکینژاد بعدتر، زمانی که بهطور موقت از زندان آزاد شده بود، تصاویری را در شبکههای اجتماعی منتشر کرد که تتوی امضای محمدرضا شاه پهلوی بر پشت دستش، تصویری از شاهزاده رضا پهلوی در تبعید و خود او را با کراواتی سلطنتطلبانه نشان میداد.
منبعی آشنا با موضوع گفت این تصاویر بعدتر در جریان بازجویی و رسیدگی قضایی علیه او به کار رفتند. مقامات عکسها را به او نشان دادند و همان حال رسما به «تبلیغ علیه نظام» و حمایت از خانواده پهلوی متهم شد.
به گفته این منبع، کوشکینژاد در ارتباط با تتوی امضا و کراوات سلطنتطلبانه به یک سال زندان محکوم شد. در چارچوب همان حکم، به او دستور داده شد با استناد به کتابهای مورد تایید و منتشرشده در دوران جمهوری اسلامی، متنی در محکومیت خانواده پهلوی را با دست بنویسد.
به گفته منبع ایراناینترنشنال، او تن به اجرای این خواسته نداد.
برهنهسازی، عکاسی و نقشهبرداری: جمهوری اسلامی چگونه تتوهای زندانیان را ثبت میکند
تجربه کوشکینژاد رویدادی منفرد نبود، بلکه بخشی از تلاش گستردهتر حکومت برای بررسی بدن و تتوهای زندانیان بود.
در شهادتی که مرکز عبدالرحمن برومند پس از اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ منتشر کرد، یک بازداشتی که بعدتر به بازداشتگاه کهریزک فرستاده شد، گفت در فرمهایی که در یکی از مراکز پلیس امنیت مجبور شده بود تکمیل کند، در کنار پرسشهایی درباره شغل، سابقه کیفری، نشانی محل سکونت و سفر خارجی، از او پرسیده شده بود آیا تتو دارد یا نه. او گفت بازداشتیها بعدتر هنگام ورود به کهریزک مجبور شدند کاملا برهنه شوند.
بیش از یک دهه بعد، فرزاد معظمی گودرزی، زندانی سیاسی سابق، از روندی نظاممندتر در دوران حبس خود در بند ۲۰۹ سخن گفت. او به ایراناینترنشنال گفت به بازداشتیها دستور میدادند لباسهایشان را درآورند و مقامها از تتوهایشان عکس میگرفتند؛ سپس پزشکی هر یک را ثبت میکرد و محل آن را با علامت ضربدر روی طرحی از بدن انسان مشخص میکرد.
معظمی گودرزی گفت: «روی یک برگه آناتومی، هر جایی از بدنتان که تتو داشته باشد، علامت ضربدر میگذارند.»
روانشناسی بازپسگیری بدن از کنترل حکومت
آزاده افساهی، رواندرمانگر بالینی که با زندانیان سیاسی سابق و بازماندگان تروما کار میکند، گفت تتوها میتوانند به اندوه و تجربههایی که در غیر این صورت در درون فرد حمل میشوند، شکلی قابل مشاهده بدهند.
او گفت: «اندوه و تروما تا حد زیادی نادیدنیاند. برای برخی افراد، تتو چیزی نادیدنی را دیدنی میکند.» یک نام، چهره، تاریخ یا نماد میتواند به نشانهای جسمانی تبدیل شود که میگوید: «این فرد وجود داشت و من هنوز او را با خود حمل میکنم.»
او گفت تروما اغلب با از دست دادن عمیق کنترل نیز همراه است، بهویژه هنگامی که خشونت یا سرکوب بر بدن اعمال میشود.
افساهی گفت برای زندانیان سیاسی که کتک خوردهاند، شکنجه شدهاند یا به زندان افتادهاند، «بدن شما میتواند به جایی برای اعمال قدرت دیگری تبدیل شود.» تتو میتواند این رابطه را معکوس کند.
او گفت: «این بار، شما انتخاب میکنید. شما تصمیم میگیرید چه اتفاقی برای بدنتان بیفتد، چه چیزی روی آن نقش ببندد و چه معنایی به آنچه برایتان رخ داده بدهید. شما کنترل را پس میگیرید.»
او گفت در بستر سرکوب سیاسی، ثبت دائمی یک داستان، خاطره یا باور بر بدن میتواند خود به شکلی از مقاومت تبدیل شود.
وقتی هنرمندان هدف قرار میگیرند
فشار پیرامون تتوهای سیاسی به کسانی که آنها را بر بدن دارند محدود نمیشود. هنرمندان تتو در ایران از بازداشتها، تهدیدها و محدودیتهایی گفتند که بخش عمده این کار را به پستو رانده است.
بسیاری از آنان در اتاقهای اجارهای داخل سالنهای زیبایی، آرایشگاهها یا کسبوکارهای دیگر فعالیت میکنند و شماری دیگر در خانههای شخصی مشترک میان چند هنرمند کار میکنند.
یکی از هنرمندان گفت پیشتر در یک سالن زنانه و یک گیمنت کار کرده و سپس اتاقی در یک آرایشگاه مردانه اجاره کرده است. چنین مکانهایی آشکارا بهعنوان استودیوی تتو تبلیغ نمیشوند و به گفته هنرمندان، شناسایی آنها میتواند به تعطیلی محل، ضبط تجهیزات، جریمه یا شلاق منجر شود.
یک هنرمند تتو در تهران به ایراناینترنشنال گفت بهدلیل کارش بازداشت شد و پیش از آزادی با وثیقه، ۱۵ روز را در زندان اوین گذراند. به گفته این زن، او بعدتر سه بار در دادگاه حاضر و جریمه شد.
اتهامهای مطرحشده علیه او شامل انتشار تصاویر «مستهجن» در اینترنت، تتوی زنان، بهویژه روی شکم و پایین شکم، و «دخالت در امور پزشکی» بود. این هنرمند گفت تصاویری که مقامها مستهجن توصیف کرده بودند، عکسهای کارهای تتوی او بودند.
برای او، این پرونده بازتاب چیزی فراتر از خود تتو بود.
او گفت: «آیا روزنامهنگاری جرم است؟ وکالت جرم است؟ آواز خواندن جرم است؟ پس چرا مردم را بازداشت میکنند؟»
هنرمند تتوی دیگری از نظامی گفت که حتی قواعد حاکم بر کارش نیز در آن ظاهرا مدام تغییر میکردند.
او گفت: «میگویند تتو قانونی نیست، اما غیرقانونی هم نیست.»
او گفت مردی با شماره کاری درجشده در حساب شبکه اجتماعیاش تماس گرفت و هشدار داد تتوی مردان غیرقانونی است، زیرا آنان «نامحرم» هستند؛ مردانی که او نسبت نزدیکی با آنان ندارد. به او گفته شد اگر عکس مشتریان مرد دوباره منتشر شود، ممکن است حسابش مسدود شود و زندان یا شلاق در انتظارش باشد.
چند ماه بعد، خط تلفنش مسدود شد. او گفت پس از پیگیری، به دادسرای تهران هدایت شد و فهمید این بار بهدلیل انتشار عکسهای مشتریان زن، پروندهای علیه او تشکیل شده است.
به او دستور داده شد به پلیس امنیت اخلاقی مراجعه کند، پستهایش را حذف کند و اطمینان یابد بدن زنان در عکسهای کارش قابل شناسایی نباشد. او گفت به مدت دو ماه، صفحهاش عملا خالی بود؛ پستها بایگانی یا حذف و حتی عکس پروفایلش نیز برداشته شده بود.
او گفت در پلیس امنیت اخلاقی، یکی از مقامها متنی را به او دیکته کرد که در آن آمده بود از «جرمی که مرتکب شدهام، پشیمان و نادم هستم».
او اعتراض کرد و میگوید به آن مقام گفته است: «من جرمی مرتکب نشدهام. دختری هستم که روی پای خودم ایستادهام و از طریق این هنر امرار معاش میکنم.»
او سرانجام زیر فشار، متن را نوشت و امضا کرد.
نحوه برخورد با هنرمندان تتو با رهنمودهای مذهبی خود جمهوری اسلامی ناسازگار به نظر میرسد. علی خامنهای، رهبر درگذشته جمهوری اسلامی، در احکام شرعی منتشرشدهاش گفته بود تتو حرام نیست و نقشهایی که زیر پوست باقی میمانند، مانع صحت وضو و غسل نمیشوند.
با این همه، هنرمندانی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردند تصویری از نظام سیاسی به دست میدهند که در آن در پیوند با محدودیت مرتبط با افرادی که تتو میکنند و آنچه در اینترنت منتشر میکنند و عناوین اتهامی دیگر، همچنان در برابر بازداشت و مجازات آسیبپذیرند، در حالی که هیچ راه روشن و بیدردسری برای فعالیت علنی ندارند.
نگاه یک جامعهشناس: تاریخ مقاومت با جوهر
سالها پیش از آنکه خیزش دیماه خالکوبیها را به یادبود، نماد اعتراض و هدف سرکوب تبدیل کند، پژوهشگران بدن خالکوبیشده در ایران را بهعنوان عرصهای برای مقاومت شناسایی کرده بودند.
بیش از یک دهه پیش، رضا ارجمند، جامعهشناس و دانشیار دانشگاه لینائوس در سوئد که سالها درباره فرهنگ خالکوبی و هویت جوانان در ایران پژوهش کرده است، نوشت که اگرچه فقه شیعه «هرگز صراحتا با خالکوبی مخالفت نکرده بود»، جمهوری اسلامی این عمل را با بزهکاری، «انحطاط اخلاقی» و «غربزدگی» پیوند میداد.
ارجمند در پژوهش سال ۲۰۱۴ خود نوشت تلاشها برای جرمانگاری و ممنوع کردن خالکوبی به زیرزمینی شدن آن کمک کرده بود، در حالی که برخی جوانان ایرانی خالکوبی را بهعنوان «بیان مقاومت و اعتراض» بر بدن داشتند.
او محبوبیت فزاینده خالکوبی را «تخطی عامدانه از ارزشهای تحمیلشده از سوی حکومت» و بدن خالکوبیشده را «بومی برای بیان روایتی مشخص» توصیف کرد.
این موج فراتر از مرزهای ایران ادامه دارد
همان نمادهایی که بر بدنها در داخل ایران ظاهر میشوند، بسیار فراتر از مرزهای کشور گسترش یافتهاند و به راهی برای ایرانیان خارج از کشور تبدیل شدهاند تا خیزش، کشتهشدگان و مطالبات آن را با خود حمل کنند.
سعید توکلیان، هنرمند تتو در لندن، گفت در جریان تجمعهای ۱۸ دیماه مقابل سفارت ایران، حدود ۲۵۰ تتو را رایگان انجام داد. طرحها شامل امضای محمدرضا شاه پهلوی، واژه «ایران»، نقشههای کشور و واژه «آزادی» بود.
توکلیان گفت: «جوانان کشور من جانشان را دادند.» او گفت تتو سهمی بود که میتوانست از طریق هنرش ادا کند؛ راهی برای نشان دادن اینکه مردم آماده بودند آنچه را برای ایران مطالبه میکردند، برای همیشه بر بدن خود حمل کنند.
در استرالیا، مونا، یکی از ایرانیان خارج از کشور، پس از آنکه درباره معترضانی شنید که تتوهای سیاسیشان هدف قرار گرفته بود، امضای محمدرضا شاه پهلوی را برای تتو روی مچ دستش انتخاب کرد.
او گفت: «هر بار که به مچ دستم نگاه میکنم، فقط جوهر نمیبینم؛ فداکاری آنان و هویت ملیمان را میبینم.» او این تتو را «حلقهای ناگسستنی در زنجیره مقاومت» توصیف کرد.
برای زن ایرانی دیگری ساکن اروپا که خواست هویتش فاش نشود، سرکوب دیماه انگیزهای شد تا نخستین تتوی خود را انجام دهد. او واژه «ایران» را که به خط خوشنویسی فارسی نوشته شده بود، بهعنوان بیانی دائمی از دلبستگیاش به کشور انتخاب کرد.
او سفارش خوشنویسی را به هنرمندی در ایران داد، زیرا میخواست کسی آن را انجام دهد که هم خط فارسی و هم معنای این واژه برای او را درک کند؛ سپس طرح را یک هنرمند اسپانیایی روی بدنش تتو کرد.
وقتی سوزن وارد پوستش شد، به معترضانی فکر کرد که در ایران هدف گلوله قرار میگرفتند.
او گفت: «وقتی سوزن به پوستم خورد، یادم میآید فکر کردم اگر این سوزن کوچک درد دارد، چه حسی داشته وقتی گلولهها و ساچمهها پوستت را میشکافتهاند؟»
برای اشکان در لندن، این یادآوری شکل دیگری به خود گرفت. از جمله تتوهای او، یکی به یاد حمید مهدوی است؛ آتشنشان ۳۸ ساله و داور بینالمللی راگبی از مشهد که ۱۸ دیماه کشته شد. شعار «زن، زندگی، آزادی» نیز از دیگر تتوهای اوست.
اشکان گفت: «تتوهایم یادآور مردمم و فداکاریهایی هستند که حاضر بودهاند برای یکدیگر انجام دهند. آنها مسئولیت ما را در قبال کسانی یادآوری میکنند که در راه آزادی جان باختند.»
هزاران کیلومتر دورتر از ایران، پوست به مکان دیگری تبدیل شده بود که وقتی مردم نمیتوانستند سفر کنند، خاطره میتوانست با آن سفر کند.
در داخل ایران، جایی که هنرمندان تتو همچنان زیر تهدید و اغلب دور از چشم دیگران کار میکنند، یکی از هنرمندان تصور کرد آزادی در عادیترین شکل خود چگونه خواهد بود.
او گفت: «امیدوارم یک روز در آینده نزدیک... بتوانید به اینجا بیایید و من در ایران آزادمان، در استودیوی خودم که تابلوی آن در دیده همه است، شیر و خورشید را برایتان تتو کنم.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.