گزارش تحلیلی هفته؛ ابزارهایی برای بقاء؟!
براساس گزاش منابع وابسته به جمهوری اسلامی، نیروهای مسلح نظام خود را برای حمله مجدد آمریکا و اسرائیل آماده میکنند. همزمان با شدت گرفتن محاصره اقتصادی، منابع غربی میگویند، آمریکا و اسرائیل برای دوره تازهای از حملات «کوتاه اما شدید» به مراکز هستهای، نظامی و زیرساختهای کلیدی جمهوری اسلامی آماده هستند.

طی هفتهای که گذشت هیأتهای دیپلماتیک و مقامات نظامی و امنیتی پاکستان، عربستان، ترکیه، به عنوان اعضای «پیمان دفاعی مکه»، و قطر، به عنوان میانجی، به تهران رفتند. آنها حامل پیشنهاداتی برای «جلوگیری از آغاز دوباره جنگ» و توافق موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا بودند.
آنطور که منابع حکومتی اعلام کردهاند، پیشنهادات هیچکدام مورد قبول جمهوری اسلامی قرار نگفت. یکی از اصلیترین پیشنهادات، خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی از ایران و انتقال آن به روسیه با ضمانت چهار کشور پاکستان، قطر، عربستان و ترکیه بود که جمهوری اسلامی نپذیرفت.
محسن رضایی دبیر شورایعالی «امنیت ملی» جمهوری اسلامی در دیدار با عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان که مدام در مسیر تهران- اسلاماباد در رفت و آمد است، گفت: «حتی یک گرم اورانیوم از ایران خارج نخواهد شد.»
اغلب مقامات ارشد بقایای جمهوری اسلامی که بعد از کشته شدن علی خامنهای، حکومت به دست آنها افتاده به این نتیجه رسیدهاند که نباید در مقابل فشارهای همهجانبه آمریکا عقبنشینی کرد. همزمان اما با چراغ سبز همین مقامات، به وزارت خارجه جمهوری اسلامی مآموریت داده شده تا کانالهایی را برای مذاکرات پنهان با آمریکا بازنگه دارند.
از یکسو محسن رضایی به عنوان عالیترین مقام رسمی امنیتی در رژیم تهدید میکند: «دیتاسنترها، فیبرهای نوری و مراکز هوش مصنوعی در جنگ احتمالی بعدی در تیررس ایران هستند» و از سوی دیگر عباس عراقچی وزیر خارجه میگوید: «نیروهای مسلح آمادهاند، اما به دیپلماسی وارتباط نزدیک و مستمر خود با واسطهها ادامه خواهیم داد.»
به اعتقاد اغلب ناظران، اینکه حکومت ترجیح میدهد درهای مذاکره مستقیم و غیرمستقیم کاملاً بسته نباشد، قابل درک است؛ اما اساساً بعد از کشته شدن علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی و دهها وزیر و فرمانده و مقام سیاسی و امنیتی، بعید است جمهوری اسلامی و آمریکا بتوانند به «توافق» برسند. آتش انتقامجویی علیه آمریکا و به ویژه دونالد ترامپ رئیس جمهور کنونی ایالات متحده در مقامات نظام و حامیان آن چنان زیاد است که با مذاکره، توافق و قرارداد خاموش نمیشود.
مقامات جمهوری اسلامی بیم جان دارند
فرای اینها مقامات ارشد جمهوری اسلامی به این باور رسیدهاند که پشت و پس از هر مذاکره، جنگ و مرگ در انتظار آنهاست. آنها بیم جان دارند و منابع غیررسمی میگویند در هر رفت و آمد خود در کشور حداکثر احتیاط را به کار میبرند و در جابجاییهای بینالمللی نیز یا با واسطه تضمین و اماننامه میگیرند و یا اصلا قید آن را میزنند.
در همین ارتباط محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی به دلیل «شرایط پیشبینینشده» از حضور در دوازدهمین مجمع پارلمانی «بریکس» که ۵ و ۶ آبانماه در دهلینو پایتخت هندوستان برگزار شد خودداری کرد.
قالیباف به همراه عراقچی از جمله مقاماتی است که طرفداران نظام در تبلیغات شبانه موسوم به تجمعات «جانفدا» آنها را متهم به سازش، تسلیم و خیانت میکنند زیرا در اظهارات خود ظاهرا روی «دیپلماسی» اصرار دارند. هرچند که قالیباف که پس از جنگ ۴۰ روزه به یکی از مهرههای اصلی مذاکرات با آمریکا تبدیل شده، در مصاحبه با «فیگارو» گفت: «آمریکا و اسرائیل بعد از انقلاب بطور مرتب در پی براندازی جمهوری اسلامی بودند.»
در این میان، ترامپ ۲۸ مهرماه در یک سخنرانی گفت که مقامات باقیمانده جمهوری اسلامی خواستار توقف حملات شده و از او تضمین خواستهاند که کشته نشوند. او افزود: «آنها از من میخواستند تضمین کنم که آنها را مثل بقیهای که کشتیم، نمیکشیم.» این در حالیست که مقامات نظام مدام هشدار میدهند: «آمران ترور رهبری در انتظار مجازات سخت باشند!»
جمهوری اسلامی خود را در یک جنگ سنگین ترکیبی میبیند. براساس بررسی دیدگاهها و نظرهای مقامات و تحلیلگران حکومتی این تهدیدات شامل چند مورد اصلی است:
۱)از سر گرفته شدن حملات هوایی و بمباران مراکز نظامی و تأسیسات هستهای و استراتژیک؛
۲)پیامدهای ناشی از تحریمها و محاصره اقتصادی شامل اعتراضات خیابانی و اعتصابات؛
۳)افزایش درگیریهای مسلحانه در نقاط مختلف کشور از جمله استان سیستان و بلوچستان که تلفات زیادی در میان نیروهای امنیتی و نظامی برجای گذاشته است؛
۴)بسته شدن مرزها و اختلال بیشتر در تأمین کالاهای اساسی مردم همراه با گرانی و کمبود کالاهای اساسی و احتمال شکلگیری اعتراضات اجتماعی؛
۵)انسداد شبکه مالی، صرافیها و شبکههای رمزارز وابسته که تامین مالی نیروهای مسلح را مختل میکند. روشن است که عدم پرداخت حقوق و دستمزد پرسنل نظامی، احتمال ریزش و یا نافرمانی آنها از دستورات را بیشتر میکند. نگرانی عمدهی نظام از ریزش در صف یگانهای سرکوبگر است.

انتخابات اسرائیل و آمریکا
تحت تأثیر جریانهای تبلیغاتی چپ و اعراب ضداسرائیل، حکومت پیشبینی میکرد که بنیامین نتانیاهو از قدرت کنار برود و احتمال حمله نظامی مجدد کاهش بپیدا کند. هرچند ائتلاف نتانیاهو در مقایسه با انتخابات قبلی چند کرسی را از دست داد اما همچنان شانس اول نخست وزیری اسرائیل به شمار میرود. این در حالیست که اغلب سیاستمداران و تحلیلگران این کشور معتقدند تغییر دولت در اسرائیل هیچ تغییری در سیاستهای آن علیه جمهوری اسلامی و نیابتیهایش نخواهد داد. در هر حال، نتایج انتخابات اسرائیل نشان داد محاسبات حکومت در مورد سیاست داخلی اسرائیل دقیق نیست. مشابه همین پیشبینی در مورد انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا وجود دارد. در تهران مقامات امیدوارند، جمهوریخواهان با از دست دادن اکثریت کنگره، فشار بر ایران را کاهش دهند.
اینکه رژیم ایران روی نتایج انتخابات آمریکا و اسرائیل حساب باز کرده، به گوش ترامپ نیز رسیده است. او در همین ارتباط گفت: «ایران میخواست توافق کند، شاید منتظر انتخابات هستند [اما] انتخابات کمکی به آنها نخواهد کرد.» او پیشتر نیز به کنایه گفته بود، او در انتخابات میاندورهای «نامزد» نیست و پس از سوم نوامبر نیز همچنان در کاخ سفید خواهد بود!
رئیس جمهوری آمریکا با اشاره به تأثیر جنگ بر توان نظامی و وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی بارها عنوان کرده است: «ما توان نظامیشان را در هم کوبیدهایم و منابع مالیشان را به شدت تضعیف کردهایم. آنها پولی ندارند.»
اکنون جمهوری اسلامی با ابزار محدودی که در اختیار دارد و بخشی از آن گسترش تروریسم داخلی و خارجی است، موجودیت خود را بیش از همیشه در خطر میبیند. شاید علاوه بر سرنوشت مبهم ذخیره اورانیوم ۶۰ درصدی و کارت در عمل سوختهی «تنگه هرمز»، گروگان نگه داشتن «ملت ایران» تنها ابزار آن برای باجخواهی و بقاء باشد. ملتی که رژیم چهل و هفت سال است، سلاح سرکوب خود را روی شقیقهی آن نگه داشته تا خود را حفظ کند.
در این میان، مقامات آگاه گزارش دادهاند که آمریکا به چند کشور عربی حوزه خلیج فارس اطلاع داده تا خود را برای یک عملیات نظامی کوتاه اما شدید پس از انتخابات میاندورهای آمریکا آماده کنند. اسرائیل و آمریکا مدتهاست طرحهای مختلف عملیاتی را تمرین میکنند و براساس آنچه گزارش میشود آماده اقدام غافلگیرانه هستند که بخشی از آن شامل حذف مقامات باقیمانده نظام میشود. اینکه زندهها تا کی بتوانند با بندبازی بین مذاکره و جنگ جان سالم به در ببرند، مشخص نیست ولی در چنین وضعیتی، پرسش اصلی نیز نه درباره «بقاء» بلکه درباره «زمان» است!
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.