Daily MaverickSPOTLIGHT: Health policy trailblazer Precious Matsoso credits patience, faith and The BeatlesThe Jerusalem PostKing Abdullah’s UNGA warnings on Israel’s actions in Syria reflect wider regional shift - analysisPunchFULL LIST: All-time free-kick scorers, Messi moves to second, Ronaldo ninthBollywood HungamaBigg Boss 20: SHOCKING! Kushal Tanwar, aka Gullu, CONFIRMS he was married, REACTS to wedding picture leak controversy; says, "I got divorced in 2024. It was a very depressing phase"InquirerP500-M needed to finish new 9-storey PUP building – solonUOLAtaque em festa na África do Sul deixa 11 mortosColliderNew Spider-Man Spin-Off Series Officially Announced at MarvelSky TG24Apple Music Hall, a Londra un nuovo spazio per la musica liveسكاي نيوز عربيةما هي "متلازمة الثروة المفاجئة" التي تطارد الأثرياء الجدد؟DeadlineQatar’s Doha Film Festival To Open With Yemeni Female-Focused Drama ‘The Station’Anime News NetworkThe Best Anime of Summer 2026Antara NewsIndonesia explores deployment of Chinese jets to combat forest fires
The Daily Newsstand · Free, Always
Wednesday, September 23, 2026

آمریکا از شکست رژیم ایران بهره‌برداری نکرد

Translate

سام منسی (الشرق الاوسط) – دولت آمریکا بر این باور است که در جنگ با جمهوری اسلامی ایران پیروز شده است، اما این امر در بخش بزرگی از رسانه‌ها این ایده را تقویت کرده که واشنگتن هنوز به اهداف خود دست نیافته است؛ به ویژه اینکه رویارویی همچنان به شکل‌های مختلف ادامه دارد.

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا

این به معنای آن نیست که رژیم ایران با توجه به خسارت‌های عظیمی که متحمل شده، پیروز شده؛ هرچند به دلیل کمبود اطلاعات و سانسور و پنهانکاری، برآورد دقیق از تأسیسات نظامی، هسته‌ای و حیاتی آن که نابود شده‌اند، در دست نیست. در جنگ ۴۰ روزه توان موشکی و دریایی حکومت ایران به شدت آسیب دیده، شمار زیادی از فرماندهان و رهبران رژیم اسلامی کشته شده‌اند و تحریم‌ها و محاصره نیز وخامت شرایط زندگی مردم را تشدید کرده است. بنابراین آنچه مقامات حکومت، رسانه‌های آن و نیروهای نیابتی‌اش درباره «پیروزی» تکرار می‌کنند، چیزی جز لجاجت و انکار واقعیت نیست؛ لجاجتی که مردم فرسوده‌شده از جنگ، تحریم و سرکوب هزینه آن را می‌پردازند.

اما جمهوری اسلامی ایران چگونه می‌‌تواند خود را به‌ عنوان طرف پیروز معرفی کند؟ و چرا ممکن است توقف جنگ، اگر اتفاق بیفتد، به‌ عنوان عقب‌نشینی آمریکا تعبیر شود، در حالی که توازن قدرت و میزان خسارت‌ها چنین برداشتی را رد می‌کند؟

پاسخ از خود واشنگتن آغاز می‌شود. دولت دونالد ترامپ جنگ را بدون تعریف دقیق و روشنی از «پیروزی» آغاز کرد. آمریکا اعلام کرده بود که اهدافش نابودی توان موشکی و دریایی حکومت ایران، قطع ارسال تجهیزات تهران به نیروهای نیابتی‌ و جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هسته‌ای است. اما واشنگتن وضعیت منطقه‌ای را با یک روند سیاسی که بحران‌های آن را حل کند، تثبیت نکرد و ساز و کاری نیز برای تضمین جلوگیری از بازسازی توانمندی‌های رژیم ایران تعیین نکرد.

اگر نتایج نظامی را با تعداد پایگاه‌ها، موشک‌ها و کشتی‌های منهدم‌شده بسنجیم، یک موضوع است؛ اما جلوگیری دائمی از دستیابی رژیم ایران به سلاح هسته‌ای، پایان دادن به نفوذ منطقه‌ای آن و توقف تسلیح نیروهای نیابتی‌اش، نیازمند توافقی قابل اجرا، نظام نظارت، ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و کشورهای متحدی است که بتوانند نتایج به‌دست‌آمده را حفظ کنند. واشنگتن هنوز چنین کاری را انجام نداده است.

دولت آمریکا در ماه آوریل اعلام کرد که عملیات اصلی طی ۳۸ روز به اهداف خود دست یافته و ایران با آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز موافقت کرده است. اما ادامه درگیری و دشواری دستیابی به یک توافق نشان داد که اعلام پیروزی زودهنگام بوده است.

با تمرکز تلاش‌های آمریکا بر بازگشایی تنگه هرمز و شاید در مرحله بعد تأمین امنیت باب‌المندب، اهداف جنگ به تضمین آزادی کشتیرانی محدود شد. همه اینها نشان داد که آمریکا برای پایان جنگ، استراتژی روشنی ندارد.

هدف ایالات متحده چیست؟ مختل کردن برنامه هسته‌ای؟ نابودی موشک‌ها؟ پایان دادن به شبکه نیروهای نیابتی؟ تغییر رفتار حکومت یا سرنگونی آن؟ یا تأمین امنیت مسیرهای دریایی؟ و آیا می‌توان همه این اهداف را صرفاً از طریق بمباران تحقق بخشید؟

معرفی رژیم ایران از سوی متحدانش و برخی رسانه‌ها به‌ عنوان طرف پیروز، به تفاوت معیار پیروزی میان دو طرف متکی است. واشنگتن به جنگی سریع نیاز دارد که اهداف اعلام‌شده‌اش را تحقق بخشد و دستاوردی روشن داشته باشد که بتوان آن را در داخل کشور به‌ عنوان موفقیت معرفی کرد. در مقابل، تهران روی طولانی کردن رویارویی، افزایش هزینه‌های آن و انتقال پیامدهایش به متحدان آمریکا و بازارهای انرژی حساب می‌کند.

به این ترتیب، ناتوانی واشنگتن در دستیابی به یک نتیجه سیاسی قاطع، به دستاویزی برای تبلیغات رژیم ایران تبدیل شده حتی اگر  از این جنگ، ویران‌ و فرسوده بیرون آمده باشد.

تمام این وضعیت بر مسائل دیگر نیز تأثیر گذاشته است. طرح غزه با مشکل مواجه شده، روند فلسطین متوقف مانده و لبنان در مذاکراتی گرفتار است که نه حملات اسرائیل را متوقف می‌کند و نه مسئله سلاح «حزب‌الله» را می‌تواند حل کند. عراق و یمن نیز همچنان عرصه فعالیت شبه‌نظامیان و جنگ‌های نیابتی علیه کشورهای خلیج فارس هستند؛ آنهم در شرایطی که مسیرهای انرژی و راهروهای دریایی دچار بی‌ثباتی شده‌اند.

متحدان آمریکا در منطقه موفقیت را با تعداد تأسیسات منهدم‌شده در ایران نمی‌سنجند، بلکه با این معیار می‌سنجند که پس از جنگ تا چه اندازه امنیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

واقعیت این است که شکست برنامه‌های رژیم ایران تنها با حمله به مراکز آن تحقق پیدا نمی‌کند، بلکه باید عرصه‌هایی را که حکومت ایران از طریق آنها گسترش می‌یابد نیز بست. در اینجا خطای اولویت‌بندی‌ها آشکار می‌شود؛ از جمله خشکاندن منابع مالی شبه‌نظامیانی که دوباره قدرت گرفته‌اند و همچنین رسیدگی به مسئله فلسطین که تهران طی دهه‌ها از آن بهره‌برداری کرده، و مسائل دیگری از این دست.

به این موارد باید شکاف داخلی آمریکا و صف‌بندی‌هایی را افزود که اعتماد به نهادها، دستگاه قضایی، رسانه‌ها و انتخابات میاندوره‌ای در آن کشور را تحت تأثیر قرار داده است. این وضعیت جنگ را به بخشی از منازعه پیرامون ترامپ تبدیل کرده است: هوادارانش آن را به‌ عنوان پیروزی معرفی می‌کنند، در حالی که مخالفانش آن را ادامه شیوه‌ی حکومت او می‌دانند.

رسانه‌های آمریکایی و بخشی از رسانه‌های اروپایی نیز این دو قطبی را منعکس می‌کنند و بر شکاف میان اعلامیه‌های دولت و نتایج آن تکیه دارند.

جبهه‌های دیگری نیز گشوده شده که تمرکز بر مشکل جمهوری اسلامی در ایران را پراکنده کرد؛ تنش با کانادا و کشورهای اروپایی و ناتو، جنگ تعرفه‌ای، اختلاف بر سر اوکراین و تهدیدهای مربوط به گرینلند، واکنش‌های منفی ایجاد کردند. هنگامی که یک قدرت بزرگ وارد جنگی پیچیده و منطقه‌ای می‌شود، روابط آن با متحدانش بخشی از توازن قدرت محسوب می‌شود، نه موضوعی حاشیه‌ای.

رژیم ایران پیروز نشده. ایران کشوری است که خسارت‌های سنگینی متحمل شده و حکومتش صرفاً بقای خود را به‌ عنوان پیروزی معرفی می‌کند. اما واشنگتن نیز که قدرت لازم برای وارد کردن یک شکست نظامی به حکومت ایران را داشت، سیاستی برای بهره‌برداری از این شکست و تبدیل آن به توافقی که از متحدانش محافظت کند و نظام منطقه‌ای باثبات‌تری ایجاد کند، در اختیار نداشت.

در فاصله میان شکست رژیم ایران و سردرگمی آمریکا، خلأیی ایجاد شده که تهران مدعی است با پیروزی خود آن را پر کرده است!

*منبع: روزنامه الشرق الاوسط
*نویسنده: سام منسی
ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

View the original on کیهان لندن

KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.