یک پژوهشگر فضای مجازی: پایداریچیها مدیریت فضای مجازی را تسخیر کرده اند
«محمدرضا اصنافی» مدرس و پژوهشگر حوزه رسانه و فضای مجازی،در گفت و گو با «محمد فاضلی» جامعهشناس در کانال یوتیوبی «ایرانتاک» به تحلیل ذینفعان اقتصادی و سیاسی فیلترینگ پرداخته و نشان داده چه کسانی اصلیترین نفعبرندگان سیاسی از فیلترینگ هستند و به زیان منافع ملی این کار را انجام میدهند. او به صراحت از نقش جریان سیاسی پایداری و طرفدارانش در این عرصه نام برده است.
پیشتر انصافنیوز در شهریور ۱۴۰۵ و طی مصاحبهای او را صریحا به عنوان «فعال رسانهای اصولگرا» معرفی کردهبود اما در موضوع حکمرانی اینترنت، منتقد بخشی از سیاستهای محدودکننده جمهوری اسلامی نیز بوده است.
او که تحصیلکرده رشته تبلیغ و ارتباطات فرهنگی در دانشگاه سوره است در این مصاحبه با تاکید بر این که در شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی همه موبایلهای مردم تا بن دندان به فیلترشکنها و ابزارهای دسترسی مجهز شدهاند گفتهاست : « فیلترینگ منافع پایدار هیچ بازیگری را تأمین نکرده و دسترسی عمومی به محتوا را از بین نبرده، بلکه صرفاً به یک اقدام برای رفع تکلیف تبدیل شده و تلفنهای مردم را به انواع فیلترشکنها مجهز کرده است».
ایرانوایر خلاصهای از این گفت و گو که علاوه بر حکمرانی فضای مجازی و تاثیرات فیلترینگ به مسئله هوش مصنوعی در ایران پرداخته را خلاصه کرده که در ادامه میخوانید.
جمهوری اسلامی برای براندازان خودش بازاریابی کرده
محمدرضا اصنافی در مصاحبه با محمد فاضلی ضمن اشاره به چرایی و فلسفه شکست پلتفرمهای راهاندازی شده بومی در ایران به نقش سیاستگذاری غلط شورای عالی فضای مجازی و نهادهای امنیتی در ایران درباره فیلترینگ و محدودکردن سرمایهگذاران عرصه فضای مجازی پرداختهاست.
اصنافی درباره چگونگی شکلگیری پلتفرمهای داخلی تصریح کردهاست : «شبکه اجتماعی برای زنده ماندن و کسب سود نیازمند تولید و مالکیت دادههای باارزش است. داده محصول اصطکاک آرا و گفتوگوست و گفتوگو تنها زمانی رخ میدهد که میان کاربران شکاف معنایی و تفاوت دیدگاه وجود داشته باشد. اگر همگان همنظر باشند، ارتباط زنده شکل نمیگیرد. پلتفرم خارجی به دلیل نوعدوستی آزادی بیان نمیدهد، بلکه تجارت او بر مدار "بیزینس آزادی بیان" میچرخد؛ یعنی میداند با میزبانی از حداکثر تنوع و فراهمکردن بستر حضور طیفهای مختلف—از مؤمن تا بیدین و از حامی تا منتقد—است که تولید داده به اوج میرسد و به انحصار و قدرت شبکه دست مییابد.
به گفته او «حاکمیتی در زیستبوم جدید، مقتدر است که ظرفیت میزبانی حداکثری از تنوع فکری شهروندان را داشته باشد؛ نه اینکه نگهبان ایدئولوژیک دمِ در بگذارد و با اعمال فیلترهای گزینشی، ابعاد شبکه خود را به یک قبیله محدود تقلیل دهد.»
اصنافی در بخشی از این گفت و گو به مقایسه سه پلتفرم ساخته شده ایرانی یعنی روبیکا، بله و ایتا پرداخته و گفته است: «بله به دلیل اتصال به خدمات مدارس و منطق اقتصادی بانکی مخاطبانی با تحصیلات بالاتر دارد و عمق و هسته اصلی مخاطبان ایتا در قم و جریانهای نزدیک به جبهه پایداری و شبکه مذهبی سنتی شکل گرفتهاست.
اصنافی با اشاره به مثال ممنوعیت فروش پرتقال در میوهفروشیهای یک محله و اثر آن بر فروش پرتقال در میوهفروشیهای نزدیکترین محله گفتهاست: «متأسفانه جمهوری اسلامی در سالهای گذشته دقیقاً دست به چنین بازاریابی سیاسی زده و به سود جریانهایی عمل کرده است که اساساً خواهان نابودی کشور و حاکمیت هستند. وقتی شما اجازه عرضه و فروش هیچگونه "کالای اعتراضی" را در داخل نمیدهید و هر صدای منتقدی را سرکوب و یکدست میکنید، عملاً امکان گردهمایی جریانهایی را که صرفاً با بخشی از رفتارها مخالفاند اما میخواهند در ایران بمانند و زندگی کنند، سلب کردهاید.
او در اینباره توضیح دادهاست: «با حذف ظرفیت اعتراضی، نخستین دکانی که کالای اعتراض را به شهروند عرضه میکند، در آن سوی مرزها مستقر است؛ با این تفاوت فاحش که آن دکان، اعتراض را بهتنهایی نمیفروشد، بلکه آن را در قالب یک "بسته کامل" شامل ترویج خشونت، اسرائیلدوستی و ستیزهجویی با دین عرضه میکند. این ممنوعیتهای داخلی، سود را مستقیماً به جیب کاسبان مرزی ریخته است. در یک کلام، جمهوری اسلامی باید به این وضعیت پایان دهد که "خارج از دایره حکمرانی آن قرار داشتن" به یک مزیت و امتیاز برای شهروندان تبدیل شود.»
اصنافی که در دانشگاه سوره رشته تبلیغ و ارتباطات فرهنگی خوانده در این گفت و گو تاکید کردهاست: «برخلاف تصور رایج، چالشهای امنیتی امروز، کلاهبرداریهایی که دستگاههای قضایی ما به دلیل مسدود بودن ارتباطات توان رسیدگی به آنها را ندارند و آسیبپذیریهای حاد در شبکههایی نظیر تلگرام، معلول پدیدهای به نام آزادی نیستند؛ بلکه این ناامنیها دقیقاً محصول "نپذیرفتن آزادی" هستند. ما نباید آزادی و امنیت را در قالب یک تقابل و دوگانه متضاد صورتبندی کنیم؛ اتفاقاً آنچه امنیت ملی را به مسلخ برده، همین نگاه سلبی به آزادی است.
فیلترینگ و حفظ جزیرهایِ پایگاه رأی
اصنافی در بخشهای مختلفی از سخنان خود به نقش پایداریچیها و نفوذ آنها در مراجع تصمیمسازی و تصمیمگیری در مورد فضای مجازی اشاره کردهاست.
او درباره منفعت اصلی فیلترینگ برای یک جریان خاص سیاسی گفته است: «فیلترینگ اساساً سیاستی شکستخورده است که منافع پایدار هیچیک از بازیگران اصلی را تأمین نکرده، اما همچنان ابزاری برای رفع تکلیف و راضی نگهداشتن مقطعی برخی جریانهاست. هدف واقعی فیلترینگ هرگز ممانعت از دسترسی آحاد جامعه یا نخبگان به اینترنت نبوده است؛ زیرا همگان میدانند فیلترینگ دسترسی عمومی را متوقف نمیکند. کارکرد واقعی و سیاسی فیلترینگ در شرایط فعلی، دور نگهداشتن یک قشر و طبقه خاص اجتماعی—یعنی سبد رأی و هسته سخت یک جریان سیاسی محدود—از جریان اصلی اطلاعات جامعه است. این جریان مشاهده میکند که پایگاه رأی آن بهمرور زمان در حال تحلیل رفتن است و عامل این ریزش را فضای مجازی میداند؛ در نتیجه میکوشد با انسداد و فیلترینگ، این قشر را ایزوله نگه دارد تا تصاویر و واقعیتهای عینی جامعه به آنان نرسد و مداومت حمایتشان حفظ شود.»
پایداریچیها چگونه از فیلترینگ سود میبرند؟
محمدرضا اصنافی در بخش دیگری از سخنان خود به نفوذ جریان پایداری در شورای عالی فضای مجازی و قوه قضاییه اشاره کرده و توضیح دادهاست: «از همان زمان، ایدهای مطرح بود مبنی بر اینکه اساساً باید دسترسی به اینترنت را بر مبنای "لیست سفید" (وایتلیست) ساماندهی کنیم. در مدل متداول (فیلترینگ بر اساس لیست سیاه)، اصل بر دسترسی آزاد است و موارد خاصی مسدود میشوند؛ اما در منطق لیست سفید، اصل بر انسداد کامل است مگر مواردی که حاکمیت صراحتاً اجازه دسترسی به آنها را صادر کند. ایده لیست سفید طرحی بود که شاخه سایبری جبهه پایداری از همان ابتدا پیگیر اجرای آن بود. این جریان در دورههای گذشته در قوه قضائیه و دوره نخست شورای عالی فضای مجازی نفوذ داشتند و افرادی در میان آنها بودند که این طرح را تئوریزه میکردند و هنوز هم به این کار ادامه میدهند.»
اصنافی در پاسخ به این پرسش که آیا افراد جبهه پایداری در شورای عالی فضای مجازی فعلی هم حضور دارند تاکید کردهاست: «یکی دو نفر از آنها در شورا حضور دارند؛ اشخاصی که اتفاقاً نفع مالی مستقیمی نیز در این روند دارند. البته لازم است در پرانتز اشاره کنم که این افراد ذینفعِ فروش فیلترشکن به مردم عادی نیستند، بلکه نرمافزارها و ابزارهای فیلترینگ را به خودِ دولت و وزارت ارتباطات میفروشند؛ زیرا شرکتهایی در اختیار دارند که مستقیماً خدمات مسدودسازی و فیلترینگ ارائه میدهند.»
مسلحکردن جامعه به فیلترشکن
اصنافی در بخش دیگری از تشریح دیدگاههای خود از وضعیت فضای مجازی در ایران گفتهاست : «برخی میپرسند چرا فیلترینگ را شکستخورده میدانید؟ پاسخ روشن است: زیرا هر بار که کشور با یک بحران امنیتی یا منطقهای مواجه میشود، حاکمیت مجبور است کل اینترنت را بهطور مطلق قطع کند؛ در حالی که اگر فیلترینگ کارآمد بود، این پلتفرمها از پیش مسدود بودند و نیازی به خاموشی سراسری نبود. سیاستهای نادرست دو دهه اخیر باعث شد تا تلفن همراه تکتک شهروندان تا بن دندان به ابزارهای عبور از محدودیت و فیلترشکن مجهز شود. در چنین شرایطی، حاکمیت ابزار چانهزنی خود را در برابر پلتفرمهای خارجی از دست داده است. پیشتر میتوانستیم به طرف خارجی بگوییم اگر استانداردهای قانونی ما را رعایت نکنی، فیلتر خواهی شد؛ اما امروز پلتفرم خارجی میداند که مسدودسازی مانع دسترسی کاربران ایرانی نیست و تمام جمعیت از طریق فیلترشکن به آن متصلاند؛ بنابراین هیچ انگیزهای برای ارائه امتیاز به سیاستگذار داخلی ندارد.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.