نامه سرگشاده به رسانههای اپوزیسیون و کنشگران عرصهی فرهنگ و اندیشه
علی سرکوهی* – رسانهها تنها ابزار انتشار خبر و بیان مواضع سیاسی نیستند. آنها در شکلگیری نگرش عمومی، اعتماد اجتماعی و روابط میان جریانهای سیاسی نیز نقش دارند. ازاینرو، شیوهی فعالیت رسانههای اپوزیسیون میتواند به گسترش گفتگو و همکاری برای ساختن آیندهای آزاد و دموکراتیک کمک کند یا، برعکس، به تشدید اختلافها و فرسایش اعتماد متقابل بینجامد.
داشتن رسانههای مستقل حق هر جریان سیاسی است و به تنوع دیدگاهها کمک میکند. مسئله، تعداد رسانهها نیست، بلکه چگونگی استفاده از ظرفیتهای آنهاست. سؤال این است که آیا این امکانات در خدمت آگاهیرسانی، شناخت متقابل و همکاری قرار میگیرند یا به ابزاری برای حمله، تخریب و سرکوب رسانهای یکدیگر تبدیل میشوند؟
از منظر روانشناسی اجتماعی، هنگامی که هویت سیاسی با تعلق گروهی گره میخورد، افراد ممکن است دیدگاههای گروه خودی را منطقیتر و منصفانهتر ارزیابی کنند و نسبت به گروههای دیگر بدبینتر شوند. تأکید مداوم بر اختلافها و خطاهای دیگران، بدون توجه به اشتراکها و زمینههای همکاری، این مرزبندیها را تشدید میکند. در چنین فضایی، اختلافنظر بهجای آنکه بخشی طبیعی از گفتگوی سیاسی باشد، به تقابل هویتی تبدیل میشود و انرژی نیروها را از مسائل اساسی جامعه به منازعات فرسایشی منحرف میکند.
بیتردید، نقد، افشای مستند تخلفات و پاسخخواهی ضروری است. همکاری به معنای سکوت در برابر خطا یا نادیدهگرفتن اختلافهای واقعی نیست. بااینحال، باید میان نقد مستند و تخریب، پرسشگری و اتهامزنی، و رقابت سیاسی و دشمنسازی تفاوت گذاشت. رسانهی مسئول، میان واقعیتهای قابل بررسی، تفسیرهای شخصی و ادعاهای اثباتنشده تمایز قائل میشود و بهجای دامنزدن به سوءظن، زمینهی روشنشدن حقیقت را فراهم میکند.
ازاینرو، رسانههای اپوزیسیون میتوانند با بهرهگیری از ظرفیتهای خود و یکدیگر، بستری برای تبادل آزادانه و سازندهی دیدگاهها فراهم کنند. انتشار مقاله، نقد، یادداشت و گفتگو در رسانههای مختلف، حتی رسانههایی با گرایشهای متفاوت، به شناخت متقابل و گسترش گفتگو کمک میکند. اهل قلم، هنر و اندیشه، صرفنظر از گرایش ایدئولوژیک و سیاسی خود، باید بتوانند آزادانه و بدون وابستگی و ترس، از ظرفیت همهی رسانهها استفاده کنند. چنین فضایی باید بر احترام متقابل، استدلال منطقی و پرهیز از توهین و اتهامهای بیاساس استوار باشد. بازتاب دیدگاههای متفاوت به معنای تأیید آنها نیست، بلکه نشانهی پذیرش تکثر و احترام به حق مخاطب برای داوری آگاهانه است.
جریانهای سیاسی ایران، با وجود اختلافنظر دربارهی ساختار حکومت آینده و چگونگی گذار، میتوانند در زمینههایی چون دفاع از حقوق بشر و کرامت انسانی، عدالت، مخالفت با اعدام و شکنجه و مبارزه با تبعیض همکاری کنند. چنین همکاری مستلزم یکساناندیشی نیست، بلکه به پذیرش حق دیگران برای بیان دیدگاههای متفاوت و مشارکت در عرصهی عمومی نیاز دارد.
اگر خواهان جامعهای آزاد و دموکراتیک هستیم، باید اصول آن را از امروز در رفتار رسانهای و سیاسی خود به کار ببندیم. دموکراسی تنها به نهادها و قوانین محدود نمیشود. شنیدن صدای مخالف، پذیرش تکثر، پاسخگویی و حل مسالمتآمیز اختلافها نیز از ارکان آن است.
توصیه میشود که رسانهها، اهل قلم، هنر و اندیشه ضمن حفظ استقلال خود، از انزوای رسانهای پرهیز کنند. نقد را جایگزین تخریب کنند. بهجای پنهان کردن اختلافها یا تبدیل آنها به زمینهای برای دشمنسازی، امکان گفتگو و تبادل آزادانهی دیدگاهها را فراهم آورند. بهرهگیری از ظرفیتها و امکانات رسانهای یکدیگر برای گسترش آگاهی، تقویت اعتماد متقابل و پیشبرد اهداف مشترک انسانی و اجتماعی، میتواند به همگرایی بیشتر و همکاری مؤثرتر در جامعه یاری رساند.
رسانهها، اهل قلم، هنر و اندیشه میتوانند با انتخابی آگاهانه، بهجای تعمیق شکافها و بازتولید بیاعتمادی، در ایجاد پلهای ارتباطی میان نیروهای اپوزیسیون نقشآفرین باشند. تقویت دیوارهای بیاعتمادی یا هموار کردن راه گفتگو و همکاری، انتخابی است که مسئولیت اجتماعی و سیاسی هر رسانه و کنشگر عرصهی فرهنگ، هنر و اندیشه را در برابر آیندهی ایران بازتاب میدهد.
*دکتر علی سرکوهی، روانشناس، سوئد
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.