چین هرگز برای ایران چتر نظامی باز نمیکند
«حامد وفایی» پژوهشگر متخصص زبان، ادبیات و مطالعات چین در گفت و گویی با «محمد فاضلی» جامعهشناس در کانال یوتیوبی «ایرانتاک» به تحلیل روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی و چین و نقش این کشور در معادلات جهانی و ایران پرداختهاست. او در این مصاحبه تاکید کردهاست: «تا زمانی که جمهوری اسلامی در چارچوب معاهده NPT باقی بماند و همکاری با آژانس را حفظ کند، چین نیز به حمایت سیاسی و اقتصادی خود ادامه خواهد داد.» بر اساس تحلیل سخنان وفایی، اقدام چین در وتوی قطعنامهها در عرف دیپلماسی بینالملل حکم یک «ویرگول» را دارد، نه «نقطه سر خط». وتوی پکن، صلحی موقت و مجالی برای مانور دیپلماتیک و تنفس سیاسی است، اما عدم درک این حقیقت از سوی تهران باعث ایجاد توهم «دستنیافتنی بودن استراتژیک» و بینیازی از دیپلماسی فعال شده است. علاوه بر این، پکن اگرچه از اعطای چتر نظامی امتناع میورزد، اما مفهوم تمدنی «میآنزه» (Mian-Ze / آبرو و حیثیت دیپلماتیک) خود را وسط گذاشته است. حامد وفایی را میتوان دانشگاهی و پژوهشگر ایرانیِ متخصص در زبان، ادبیات و مطالعات چین توصیف کرد که در سالهای اخیر به سبب همین تخصص به یکی از چهرههای شناختهشده در تحلیل روابط ایران و چین تبدیل شده است. او در رشتهٔ زبان و ادبیات چینی از دانشگاه پکن (Peking University) در سال ۲۰۱۹ در مقطع دکتری فارغالتحصیل شد.
«سپر سیاسی» و حق وتو آری؛ چتر نظامی، نه
حامد وفایی در بررسی وضعیت نقشآفرینی بینالمللی چین در این گفت و گو تاکید کردهاست: «ورود و حضور کنونی چین در معادلات خاورمیانه و غرب آسیا، از زمان تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹ تا به امروز بیسابقه است».
او همچنین به آخرین طرح پکن یعنی ابتکار چهارمادهای شی جینپینگ، رهبر چین، برای بازطراحی نظم و معماری امنیتی منطقه اشاره کرده توضیح دادهاست: «مطرح شدن این طرح از سوی بالاترین هرم قدرت در پکن، نشاندهنده یک گفتمان جدید و تحولی بنیادین در سیاست خارجی چین است؛ تحولی که طی آن پکن از ابزار محض ژئواکونومی و روابط تجاری، به سمت ایفاگری نقش فعال در مدیریت و بازطراحی پروندههای امنیتی منطقه حرکت کرده است.
وفایی در بخش دیگری از تحلیل خود درباره شیوه برخورد دیپلماتیک چین با جمهوری اسلامی تاکید کردهاست: «مدل سلوک و رفتار بینالمللی چین به گونهای است که هرگز برای ایران چتر یا تعهد نظامی باز نخواهد کرد؛ درک این مرز ساختاری برای سیاست خارجی ایران ضروری است. با این حال، پکن یک سپر سیاسی و دیپلماتیک کارآمد برای تهران فراهم ساخته است»
او در تشریح چگونگی کارکرد چین و استفاده از حق وتو گفتهاست: «نمونه بارز آن بهرهگیری از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد است . استفاده چین از حق وتو اقدامی بسیار نادر و نشاندهنده رسیدن کارد به استخوان در محاسبات پکن است. این سپر دیپلماتیک مانع از شناسایی ایران به عنوان مقصر و متجاوز اصلی جنگ شده و فضای مانور بینالمللی برای کشور ایجاد میکند.»
شرط سرخ پکن؛ پایبندی کامل به NPT
وفایی در بخش دیگری از تشریح سیاست چین و نگاه این کشور به جمهوری اسلامی توضیح دادهاست: «تداوم حمایتهای دیپلماتیک و سیاسی چین از ایران، مشروط و منوط به ماندن جمهوری اسلامی در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و ادامه همکاری رسمی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. چارچوبها و مقررات بینالمللی برای پکن خط قرمز محسوب میشوند . تا زمانی که ایران به این تعهدات بینالمللی پایبند باشد، چین تحریمهای یکجانبه آمریکا را به رسمیت نمیشناسد، خرید نفت و مبادلات مالی را حفظ میکند و پروازهای هوایی برقرار میماند؛ اما خروج ایران از این چارچوبها میتواند شریانهای حیاتی ارتباط با چین را قطع کند .»
او همچنین درباره آنچه این ابرقدرت آسیایی از ایران انتظار دارد نیز تصریح کردهاست: «انتظار اساسی چین از جمهوری اسلامی این است که ماهیت رفتار خود را از اهرم تقابل به تکیهگاه همکاری تغییر دهد و به عنوان یک «ترمز امنیتی» در خلیج فارس عمل کند، نه بالابر تنش . پکن از ایران میخواهد تنگه هرمز و پروندههای منطقهای را از ابزار فشار صرف، به موضوع گفتوگو و رایزنی تبدیل کند. از نگاه چینیها، ورود به گفتوگوهای منطقهای باعث میشود ایران از انگاره یک تهدید امنیتی خارج شده و به همسایهای قابل گفتوگو و بازیگری مسئولیتپذیر در معماری جدید امنیتی تبدیل شود.»
به گفته وفایی «در دکترین دیپلماتیک چین، مفهوم ضمانتهای امنیتی سنتی نظیر ناتو منسوخ شده است و پکن به هیچ کشوری تضمین امنیتی نمیدهد. با این حال، چین بستری هوشمندانه فراهم میسازد که طی آن، کشورهای عرب خلیج فارس از تخته پرش آمریکا برای حمله به ایران، به ترمز تهاجمات ایالات متحده تبدیل میشوند.»
این تحلیلگر و متخصص امور چین در ایران در تشریح کیفیت نقشآفرینی این کشور افزودهاست: «احیای توافق پکن و بازسازی روابط راهبردی تهران با عربستان سعودی و امارات، هزینههای سیاسی و امنیتی هرگونه تجاوز نظامی را برای واشنگتن و تلآویو به شدت افزایش میدهد.»
«پروژه صلح»چگونه از نظر اقتصادی برای چین جذاب میشود؟
حامد وفایی با تکیه بر دادههایی که از اندیشکدههای مطالعات بینالملل چینی به دست میدهد در این گفت و گو تاکید کردهاست: «ایران باید پروژه صلح و بازسازی پس از جنگ را برای چین به یک معامله سودمند و جذاب تبدیل کند. حفظ امنیت انرژی، بهرهگیری از بازار بزرگ منطقه و ارتقای اعتبار دیپلماتیک، سه مزیت کلیدی صلح برای چین است. دستگاه دیپلماتیک ایران باید بستهای مشخص، عملیاتی و بلندمدت از پروژههای بازسازی زیرساختها، بنادر، راهآهن و انرژی را روی میز پکن قرار دهد تا چین انگیزه کافی برای سرمایهگذاری عمیقتر و صیانت از ثبات منطقه را پیدا کند.»
به گفته وفایی «نگاه چین به منطقه و روابط بینالملل، نگاهی بلندمدت، تدریجی و مبتنی بر خرد تمدنی است. پکن به دنبال نسخههای آنی یا راهکارهای دستوری نیست، بلکه توسعه پایدار و گرهخوردگی منافع اقتصادی را ضامن امنیت میداند.» این تحصیلکرده زبان و ادبیات چینی در نقد سیاست جمهوری اسلامی در قبال چین توضیح دادهاست: «متأسفانه ایران به عنوان یک تمدن چندهزارساله، در مواجهه با چین رفتاری مقطعی، شتابزده و کوتاهمدت نشان میدهد. برای بهرهگیری واقعی از ظرفیت چین، باید از رویکردهای اقتضایی دست کشید و بر پایه برنامهریزی منسجم و همسو با منافع ملی گام برداشت.»
به گفته وفایی، «ایران نباید در دام تعلیق و انتظار برای حوادث آتی باقی بماند، بلکه باید با عبور از آتشبس به سمت تثبیت صلح حرکت کند. در برابر وزنه تهاجمی ایالات متحده و اسرائیل، چین تنها آلترناتیو و وزنه سنگین جهانی است که میتواند موازنه ایجاد کند . اگرچه چین جایگزین نظامی آمریکا در منطقه نخواهد شد، اما حضور دیپلماتیک و اقتصادی آن، ابزارهای مشروعیتبخش و بازدارندهای در اختیار ایران قرار میدهد که هزینههای تجاوزگری دشمن را به اوج میرساند.
یکی از نکاتی که وفایی در این مصاحبه به دیدگاه چینیها در تعادلبخشی به وضعیت خاورمیانه پرداخته مدل و نسخه آنها برای حل مسئله فلسطین است.
او در اینباره گفتهاست : «چین برای موضوع فلسطین و اسرائیل راهکار مشخصی دارد و با کشورهای عربی نیز به توافق رسیده است؛ چرا که ریشه اصلی بحران منطقه را همین مسئله میداند . از نگاه رهبری چین، مسئله فلسطین موضوع محوری خاورمیانه است که باید بر پایه راه حل سیاسی و حاکمیت کامل فلسطینیان بر سرزمینشان پیگیری شود. پکن معتقد است تمرکز و فشار اصلی باید بهجای واشنگتن بر تلآویو قرار گیرد که عامل اصلی دامنزدن به آتش جنگ است تا از طریق دیپلماسی و بازگشت به مرزها، حل بحران جنبهای درونمنطقهای پیدا کند.»
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.